دیو خشکسالی در کمین مازندران

بارش‌های پیاپی و خوب چند هفته اخیر آن‌قدر سرذوقمان آورده بود که دغدغه کم آبی و مواجهه کشور با بحران عظیم بی‌آبی و خشکسالی (دست‌کم در این ایام) از خاطرمان پرکشیده بود، اما دیدن و شنیدن اخباری تلخ از ورود خزنده و بی‌صدای بحران بی‌آبی در سرزمین آب‌ها و رودها و درختان همیشه سرسبز و هشدار کارشناسان حوزه آب در این زمینه، هوش و حواسمان را سرجای خود نشاند و نهیب زد که این بارش‌های تند و گذرای بهاری، کام تشنه این سرزمین را که طعم تلخ خشکسالی 20 ساله را بر زبان دارد، سیراب نمی‌کند که هیچ، شاید به غفلتی مضاعف دچارمان کند و آینده‌ای خشک‌تر و بحرانی‌تر.
کد خبر: ۱۱۳۹۵۷۹
دیو خشکسالی در کمین مازندران

به گزارش جام‌جم، شنیدن اخبار خشکسالی و کاهش بارش‌ها و کم آبی درخصوص استان‌های شرقی و مرکزی و جنوبی، چیز تازه‌ای نیست و کمابیش همه ما از آن مطلعیم و از پیامدهای تلخش باخبر؛ استان‌هایی نظیر سیستان و بلوچستان، خراسان، کرمان، فارس و... که از قرن‌ها و صدها سال پیش و به دلیل واقع شدن در منطقه گرم و خشک زمین همواره طعم بی‌آبی و کم آبی را چشیده و در طول تاریخ هم البته برای گذر از این بحران طبیعی با احداث قنوات و... چاره‌اندیشی کرده‌اند. این استان‌ها البته همچنان با پدیده خشکسالی مواجه اند؛ گرچه کاهش بارش‌ها دریکی دو دهه اخیر، شدت یافتن خشکسالی، افزایش جمعیت و بالارفتن مصرف، بر بحران بی‌آبی این مناطق دامن زده است و به عنوان مثال غلامحسین بامری، مدیر جهاد کشاورزی چابهار از نابودی بیش از 1300 هکتار از باغات موز و انبه، 3090 هکتار از اراضی باغی کشاورزی و 6000 هکتار زمین‌های زراعی این شهرستان بر اثر خشکسالی‌های بی‌سابقه 20 ساله اخیر در سیستان و بلوچستان خبر داده و گفته در سال‌های آبی با زیر کشت رفتن 13 هزار هکتار اراضی کشاورزی باغی و زراعی در چابهار بیش از 24 هزار نفر در بخش کشاورزی شهرستان مشغول به کار می‌شوند که این رقم در چند سال اخیر به دلیل خشکسالی‌ها بشدت کاهش یافته است.

با این همه شاید باز شنیدن اخبار خشکی و خشکسالی از این مناطق، چندان شگفت‌زده مان نکند آن‌قدر که از شنیدن اخبار کم آبی و بی‌آبی در استان‌های همیشه سرسبز شمالی انگشت به دهان می‌شویم؛ استان‌هایی که مفر و مقصد همه ما 80 میلیون و اندی ایرانی است به هنگام تابش بی‌امان خورشید در تابستان‌های گرم این سرزمین و همچنین ایام تعطیل و فراغت و اگر خشکی و بی‌آبی بلایی بر سر این خطه شمالی بیاورد، داغش به دلمان می‌ماند؛ همه این جمعیت 80 میلیون نفری و نسل‌های پس از این جمعیت کنونی حتی.

حالا چه خوشمان بیاید و چه نیاید، مسئولان و کارشناسان خطه شمالی و بویژه استان مازندران این روزها پیاپی هشدار می‌دهند دیو خشکسالی، خود را نرم نرمک به آن سرزمین سبز هم رسانده و درحال نشان دادن رخسار زشت خود به طبیعت، آبخوان‌ها و مردمان آن دیار است، طوری که حسینعلی ابراهیمی، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست مازندران از خشکی روبه افزایش تالاب میانکاله خبر داده و گفته وضعیت آب شیرین مرکز ایران چندین سال است که قرمز شده اما باز ما برای اول شدن در یک محصول آب‌بر جشن می‌گیریم. البته که منظور وی بحران شدید آب در استان‌هایی نظیر فارس و کشت انبوه محصول آب بر گندم است، اما فرقی هم نمی‌کند، چون در ادامه گفته وضعیت مازندران هم شاید به همان اندازه (‌و البته در جایگاه خودش) وخیم و نگران‌کننده باشد.

ابراهیمی کارنامی تاکید کرده در مازندران کسی خبر ندارد ما دچار خشکسالی هستیم و شاید برای همین است که صیفی‌کاری را توسعه می‌دهیم و البته بعد از آن هم نمی‌توانیم بفروشیم یا صادر کنیم و همان‌جا دور می‌ریزیم.

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست مازندران به نصف شدن جنگل‌های مازندران در شش دهه اخیر هم اشاره و عنوان کرده دیگر حتی اگر باران خوبی هم ببارد، بدون جنگل چه چیزی می‌تواند آب‌ها را ذخیره کند؟ و این‌که میزان بارش‌ها هم هرسال نسبت به سال قبل کمتر می‌شود.

ابراهیمی نسبت به مصرف بیش از 85 درصد آب تجدیدپذیر در این استان هم اظهار نگرانی کرده و با اشاره به این‌که از بحران به فاجعه رسیده‌ایم و پیامد مساله آب، بحث‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، تاکید کرده احداث و استقرار صنایع آب‌بر هم دیگر موضوعیتی در این استان ندارد.

به عقیده وی، دولت به تنهایی نمی‌تواند کاری کند و مهم‌ترین مؤلفه، خود کشاورزان و مردم هستند که باید رعایت کنند.

کشاورزان چه می‌گویند؟

مسئولان بدرستی می‌گویند که مردم و بویژه کشاورزان باید حواسشان به مصرف آب باشد، اما کشاورزان هم حرف‌هایی دارند که مسئولان باید بشنوند؛ حرف‌هایی از این جنس که اگر برنج و گندم و صیفی نکاریم، چه بکاریم؟ اصلا چه کاری انجام دهیم؟ کار بکنیم یا نه؟ و اگر حفظ منابع آبی بسته به تعطیلی کشت و کار ماست، پس چطور روزگار بگذرانیم؟... این حرف و حدیث‌ها چندی است در مازندران و بین مسئولان و کشاورزان مطرح است؛ یک نمونه اش مربوط به آخرین روزهای اسفند سال گذشته است که شرکت آب منطقه‌ای مازندران در نامه‌ای به سازمان جهاد کشاورزی استان، از کم آبی گفت و تامین نشدن آب اراضی کشاورزی برخی مناطق سورک، ساری و میاندرود (آن‌هم چند روز مانده به آغاز فصل شالیکاری) و از کشاورزان خواست از کشت برنج خودداری کنند که البته صدای کشاورزان را هم در‌آورد که اگر آبی نیست اعلام کنند برنج نکاریم و بگویند چه بکاریم و کمکمان کنند، چراکه ما از این طریق کسب معیشت کرده و روزگار می‌گذرانیم.

مساله اینجاست که از چند سال پیش راهکارهایی برای کشت جایگزین برنج و دیگر محصولات آب بر توسط دولت تدبیر شده و برنامه‌هایی هم برای آبیاری قطره‌ای به جای آبیاری سنتی و غرقابی مصوب و اجرایی شده، اما ظاهرا این برنامه‌ها یا تقریبا به مرحله اجرا در نیامده ( مثل کشت جایگزین) یا به صورت محدود و در برخی مناطق کشور اجرایی شده؛ مثل نصب سیستم آبیاری نوین و قطره‌ای. نصف و نیمه اجرا کردن این طرح‌ها (‌که دلیل عمده آن نبود اعتبار عنوان می‌شود)، باعث شده همچنان شاهد کشت محصولات آب بری چون برنج، هندوانه، گوجه و سیب‌زمینی در استان‌های خشک و کویری چون فارس و کرمان باشیم که البته کشت آنها امروز در استان‌های شمالی هم تهدیدکننده عنوان می‌شود.

ریزگردها هم مسافر شمال می‌شوند

کارشناسان معتقدند اگر دولت ده سال پیش هزینه‌ای هرچند سنگین دراین خصوص متحمل می‌شد، امروز شاهد این بحران بزرگ آبی کشاورزی نبودیم، کمااین که اگر امروز هم اعتبار مورد نیاز برای نوین کردن کشاورزی از طریق مجهز کردن تمام مزارع و باغات به سیستم آبیاری قطره‌ای، اجرای الگوی کشت جایگزین و یکی کردن مزارع خرد و کوچک و‌... را تخصیص دهد، برای سال‌های بعد این سرزمین و منابع آبی و غذایی‌اش را بیمه کرده است و اگر کوتاهی‌های گذشته در تخصیص اعتبار، اعمال مدیریت صحیح و اورژانسی و اجرای برنامه‌های کارآمد ادامه یابد، دیر یا زود باید منتظرعواقب دهشتناکی در بخش تامین آب و غذای مردم این سرزمین باشیم و بحران ریزگردها را در سرا‌سر کشورمان شاهد باشیم، حتی در خطه سرسبز شمال که البته دور از انتظار نیست و برخی آن را از همین حالا پیش‌بینی کرده‌اند.

برخی چون محسن مسعودیان، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی مازندران به ایسنا گفته با توجه به سوء‌مدیریت در کنترل منابع آب، وقوع پدیده ریزگرد در شمال کشور دور از انتظار نیست.

مسعودیان با اشاره به این‌که بحران آب یکی از پیامدهایی بوده که بر اثر نادیده گرفته شدن مسائل زیست‌محیطی در روند دستیابی به نیازها ایجاد شده است، افزوده خشک شدن دریاچه ارومیه از شاخص‌ترین بحران‌های فعلی آب در ایران است؛ این مسأله تنها در قسمت‌های مرکز، جنوب و مناطق خشک کشور وجود ندارد، بلکه دامنه بحران آب و خشکسالی مناطق شمال را هم در بر گرفته است.

مدیرگروه مهندسی آب دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی مازندران با تاکید بر این که تمامی دریاچه‌ها و باتلاق‌ها در شمال کشور به نوعی تحت تاثیر خشکسالی و بحران آب قرار گرفته است، تصریح کرده به دلیل تغییر سبک زندگی مردم، استفاده بی‌رویه از منابع آبی کشور و سوء‌مدیریت در کنترل منابع آب، کشور توان و تخصص حل مسأله ریزگردها در خوزستان را ندارد و اگر وضع به همین منوال ادامه یابد چه بسا پدیده ریزگرد در شمال کشور نیز رخ دهد.

وی البته تاکید کرده با تدوین سیاست‌های درست و علمی در خصوص بهره‌برداری صحیح از منابع آب در هنگام خشکسالی می‌توان بحران را کنترل کرد.

این گفته وی نظر دیگر کارشناسان حوزه آب هم است؛ از جمله داوود رضا عرب، مدرس دانشگاه شریف تهران و مدیر موسسه پژوهشی راهبرد دانش که در گفت‌وگو با جام‌جم تاکید کرد پدیده خشکسالی و کم آبی، پدیده‌ای فراگیر در کشور است و از یک الگوی واحد پیروی می‌کند و وقوع آن در مازندران هم چون سایر استان‌های کشور است، اما آنچه ما باید به دنبالش باشیم تغییر الگوهای مصرف و مدیریت صحیح مصرف به گونه‌ای است که جلوی بحرانی شدن این پدیده طبیعی در تمام کشور را بگیرد.

افزایش تولید محصولات کشاورزی به چه قیمت

کارشناسان معتقدند اگرچه ممکن است افزایش تولید محصولات کشاورزی به‌واسطه افزایش سطح زیر کشت و حفر چاه‌های عمیق و رتبه اول آوردن در محصولات آب‌بر بیانگر رشد کشاورزی باشد، اما در این میان مسأله آب نادیده گرفته شده است که پیامدش می‌تواند مناطق خشک کشورمان را خشک‌تر و متروک‌تر و خطه‌های بهشتی شمال و غرب کشورمان را تبدیل به مناطق خشک و کم‌محصول کند که این یعنی ایجاد بحران غذایی در سال‌های اخیر و وابستگی غذایی، اقتصادی و سیاسی کشورمان به ابرقدرت‌های آینده که برای این مهم از هم اکنون برنامه‌ریزی و چاره‌اندیشی کرده‌اند.

فاطمه مرادزاده

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها