به گزارش
جام جم آنلاین؛ بر اساس این نظریه، ونگوگ در ترکیببندی این اثر، بهصورت نمادین صحنه مشهور «شام آخر» حضرت مسیح را بازآفرینی کرده است؛ برداشتی که بر تعداد افراد حاضر در تصویر، موقعیت پیشخدمت، چهرهای در سایه و شکل صلیبمانند پنجره پشت سر شخصیت مرکزی تکیه دارد. تابلوی «کافهتراس در شب» (Café Terrace at Night) در سال ۱۸۸۸ میلادی (۱۲۶۷ خورشیدی) و در شهر آرل فرانسه خلق شد. ونگوگ در این اثر، جمعی از مردم را نشان میدهد که در فضای باز یک کافه مشغول گذراندن شب هستند. نور زرد و طلایی چراغهای کافه در کنار آسمان آبی تیره و رنگهای زنده، از ویژگیهای شاخص این نقاشی است؛ اثری که در آن نقاش برخلاف شیوه رایج بسیاری از هنرمندان، برای نمایش تاریکی شب تقریباً به رنگ سیاه متوسل نشده است.
اما آنچه این نقاشی را به موضوع یک نظریه مذهبی تبدیل کرده، جزئیاتی است که شاید در نگاه نخست چندان به چشم نیایند. با دقت در بخش روشن تراس، میتوان ۱۲ نفر را در این صحنه شمارش کرد؛ از جمله فردی که بخش زیادی از بدنش پشت پیشخدمت پنهان شده است.
در مرکز این جمع، شخصیتی با موهای بلند و لباس سفید دیده میشود که در این تفسیر، نمادی از حضرت مسیح در نظر گرفته شده است. در سمت چپ تصویر نیز چهرهای سایهوار وجود دارد که گویی در حال ترک کافه است و در نظریه مطرحشده، به یهودا، یکی از حواریون مسیح، تشبیه میشود. همچنین شکل صلیبمانندی که از چارچوب پنجره در پشت سر شخصیت مرکزی به وجود آمده، یکی دیگر از جزئیات مورد توجه پژوهشگران این نظریه است.
بر این اساس، ۱۲ مشتری کافه به ۱۲ حواری مسیح، پیشخدمت به حضرت عیسی و فردی که در تاریکی از محل خارج میشود به یهودا نسبت داده شده است. صلیب پشت سر شخصیت مرکزی نیز این برداشت را تقویت میکند. مجموعه این شباهتها باعث شده است برخی پژوهشگران، نقاشی را بازآفرینی نمادین صحنه شام آخر بدانند.
ونگوگ و پیوند ناگسستنی با مذهب
این نظریه زمانی جالبتر میشود که پیشینه مذهبی ونگوگ را در نظر بگیریم. پدر او کشیش بود و خود ونگوگ نیز پیش از آنکه بهطور جدی به نقاشی روی بیاورد، برای فعالیت در حوزه تبلیغ دینی آموزش دیده بود.
او مدتی بهعنوان مبلغ مذهبی در میان معدنچیان فقیر زغالسنگ فعالیت کرد و به دلیل حضور در کنار این افراد، لقب «مسیح معدن زغالسنگ» را به دست آورد. با این حال، پس از آنکه مسئولان کلیسا قرارداد همکاری او را تمدید نکردند، مسیر زندگیاش تغییر کرد و نقاشی به فعالیت اصلی او تبدیل شد.
ونگوگ برخلاف بسیاری از هنرمندان همعصر خود، علاقه چندانی به خلق تابلوهایی با موضوعات آشکارا مذهبی نداشت. او ترجیح میداد زندگی مردم عادی، کارگران، دهقانان و خانوادههای ساده را به تصویر بکشد؛ همان مردمی که پیشتر تلاش کرده بود در مقام یک مبلغ مذهبی در کنارشان باشد.
با وجود این، نمیتوان ارتباط میان گرایشهای مذهبی و جهانبینی هنری او را نادیده گرفت. برخی تاریخنگاران هنر معتقدند نشانهها و نمادهای مسیحی در شماری از آثار ونگوگ حضور دارند؛ حتی در نقاشیهایی که موضوع ظاهری آنها ارتباط مستقیمی با دین ندارد.
او در نامهای به برادرش تئو نوشته بود: «البته بحثی از این نیست که من بخواهم کاری بر اساس کتاب مقدس انجام بدهم.» با این حال، وجود نشانههای مذهبی در برخی آثارش همچنان مورد توجه پژوهشگران قرار دارد.
پژوهشگری که از راز احتمالی نقاشی پرده برداشت
جرد باکستر، پژوهشگر مستقل، در سال ۲۰۱۵ میلادی (۱۳۹۳ خورشیدی) نظریه خود را درباره ارتباط تابلوی «کافهتراس در شب» با صحنه شام آخر مطرح کرد. او در مقالهای پژوهشی و مجموعهای دو قسمتی، جزئیات مختلف نقاشی را بررسی کرد و کوشید نشان دهد که این شباهتها صرفاً اتفاقی نیستند.
باکستر معتقد بود ونگوگ با استفاده از عناصر زندگی روزمره، مفاهیم مذهبی را در قالبی متفاوت به تصویر کشیده است. به اعتقاد او، نقاش هلندی بهجای آنکه فرشتگان، پیامبران یا شخصیتهای کتاب مقدس را به شکل متعارف و تاریخی نقاشی کند، امر مقدس را در میان انسانهای معمولی و صحنههای آشنای زندگی جستوجو میکرد.
باکستر در توضیح دیدگاه خود نوشته است: «وینسنت در زمانه خودش نقاشی میکرد، اما نگاهش به آینده بود، نه گذشته. او از هنرمندان پیش از خود الهام میگرفت، اما حاضر نبود صرفاً از آنها تقلید کند.»
او همچنین معتقد است ونگوگ امر الهی را در طبیعت و امر مقدس را در میان مردم عادی میدید؛ از دهقانان و کارگران گرفته تا زنانی که گهواره کودکان را تکان میدادند. به باور این پژوهشگر، هنرمند هلندی صحنههای معمولی زندگی را با الهام از آثار استادان پیشین هنر، به مفاهیمی فراتر پیوند میداد. از این منظر، حتی جمعی از مشتریان یک کافه در دل شب نیز میتوانند حامل مفهومی مقدس باشند.
نامهای که میتواند سرنخ مهمی باشد
یکی از نکاتی که باکستر برای تقویت نظریه خود به آن استناد میکند، نامه ونگوگ به برادرش تئو در حوالی زمان خلق این نقاشی است. ونگوگ در آن نامه از نیازی عمیق به مذهب سخن گفته بود؛ موضوعی که میتواند نشاندهنده حضور دغدغههای معنوی در ذهن او هنگام خلق آثارش باشد.
باکستر در گفتوگو با روزنامه هافینگتن پست نیز تأکید کرده است که تفسیر آثار هنری همواره با احتمال خطا همراه است و نمیتوان درباره چنین برداشتی به قطعیت صددرصدی رسید. با این حال، او معتقد است مجموعه شواهد و جزئیات موجود، برای طرح یک استدلال قابلتوجه کفایت میکند.
با این همه، این برداشت نشان میدهد که چگونه جزئیات بهظاهر ساده یک نقاشی میتوانند زمینهساز خوانشهای تازه از یک اثر هنری شوند؛ خوانشهایی که حتی بیش از یک قرن پس از خلق تابلو، همچنان نگاه مخاطبان را به سوی خود جلب میکنند.