جلد تازه این مجموعه باعنوان «حافظ چنانکه هست» بهتازگی از سوی «انتشارات تهران» راهی بازار کتاب شده است. به این بهانه با او درباره این کتاب به گفتوگو نشستهایم.
کتاب حافظ چنانکه هست در حالی بهتازگی وارد بازار کتاب شده که این شاعر نامدار همواره یکی از مفاخر مورد علاقه اهل ادب بوده و در این سالها کم نبودهاند پژوهشگرانی که از زوایای گوناگون درباره اندیشه و شعر او آثاری را به رشته تحریر درآوردهاند. درباره حافظ کتابهای زیادی نوشته شده، ولی چه نکتهای کتاب شما را از این آثار متمایز کرده است؟
من از زمانی که خودم را پیدا کردم، بهخصوص از دوره نوجوانی به حافظ علاقه زیادی داشتم. خاطرم هست که در همان دوران، اکثر شبها غزلی از او را میخواندم و با وجود آنکه گاه متوجه معانی بعضی اشعارش نمیشدم، ولی از طنزی که در بافت کلماتش بود لذت میبردم. همین لذت ظاهری از اشعار حافظ سبب شد تا رفتهرفته به باطن مفاهیم بسیار عمیق دیوان حافظ راهیابم و همین علاقه من را واداشت تا بهرغم اینکه در رشته حقوق قبول شده بودم، رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران را ترجیح دهم. هرچه زمان گذشت، گرایشم نسبت به اشعار حافظ و همینطور، به آثاری که راجع به اشعار و اندیشه او منتشر میشد اوج گرفت، بهطوریکه دیگر کمتر مقاله یا کتابی دراینباره بود که من نخوانده باشم. در این مطالعات احساس میکردم غالبا حرفهای یکسانی گفته نمیشود. بعضی، حافظ را آنچنان که خود میپسندند شرح میدادند، یعنی نگاهشان به او، براساس عقاید و باورهای قلبی خودشان بود، درحالی که این برداشتها با آنچه که بهواقع در مجموع دیوان حافظ میبینیم تفاوتی آشکار داشت. در نتیجه به این باور رسیدم که آیا میشود از مجموع این تحقیقات و شرحهایی که راجع به حافظ شده یک نتیجه کلی گرفت؟ دیدم این مسأله امری دشوار است، زیرا پراکندگی دیدگاهها درباره جهان حافظ بهقدری متنوع و زیاد است که علاقهمندان به شعر او را پریشانخاطر میکند و آنها نمیتوانند یک تصور کلی از شخصیت حافظ داشته باشند و اگر از آنها پرسیده شود حافظ کیست بهطور قاطع و دقیق به این سؤال پاسخ دهند. این مسأله و پرسش بزرگی بود که همیشه ذهنم را مشغول میکرد. در نتیجه من را بر آن داشت تا نوشتهها، سخنرانیها و یادداشتهایی که سالها درباره رند شیراز جمعآوری کرده بودم را بازبینی کنم و براساس آن کتابی بنویسم و حافظ را آنطور که خودم میپسندم شرح دهم.
عنوان کتاب هم گویای همین مسأله است
همینطور است، من درواقع قصد داشتهام حافظ را از زاویهدید خود و براساس تحقیقاتی که درباره او کردهام شرح دهم. البته این دیدگاهی است که ممکن است مورد توجه برخی از خوانندگان قرار نگیرد، ولی من در این کتاب مدعیام حافظی که معرفی میکنم با آنچه تاکنون در نسخههای مختلف حافظپژوهی وجود داشته کاملا متفاوت است.
جالب است که در این کتاب درباره بهترین تصحیحهایی که از گذشته تا امروز نسبت به دیوان حافظ انجام شده نکتهای نگفتهاید.
نه، من در این کتاب فقط شخصیت حافظ را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و عملا به شرح اشعار او اشارهای نکردهام. میتوان گفت، کتاب در حقیقت واکاوی و تحلیل شخصیتی بهنام حافظ براساس اشعار اوست. بااینحال، اگر بخواهم از میان تصحیحهایی که طی این سالها از دیوان او صورت گرفته، به یکی دو نسخه قابلقبول اشاره کنم، باید از تصحیح مشترک قاسم غنی و محمد قزوینی و نیز تصحیح پرویز ناتلخانلری نام ببرم که به باور من، در ردیف کاملترین و جامعترین تصحیحها بهشمار میروند. هرچند، معتقدم از بین این دو تصحیح، هیچکدام را نمیتوان بر دیگری ترجیح داد، چراکه در برخی موارد، نسخه غنی و قزوینی ارجح است و از بعضی جهات، تصحیح خانلری.
شاید برای مخاطبانی که این گفتوگو را میخوانند جالب باشد که شما چطور از بطن اشعار او به شناسایی شخصیت چنین چهرهای رسیدید؟ اصلا براساس اشعار یک شاعر چطور میتوان به کنه خصوصیات رفتاری او پی برد؟
ببینید، این کاری است که من پیش از حافظ هم با پنج شخصیت برجسته فارسی انجام دادهام که شامل شاعرانی، چون خیام، مولوی، سعدی، حافظ و اقبال بوده است. همه این کتابها یک عنوان مشترک دارند و آن «چنانکه هست» است، با این تفاوت که قبل از این عبارت اسم هرکدام از آنها آورده میشود. بهعنوان مثال، من در کتاب خیام چنانکه هست او را براساس روایات موثق، که مورد تایید ادیبان و سخنشناسان معروف هست، مورد بررسی قرار دادهام و شخصیت او را از لابهلای رباعیاتش بیرون کشیدهام. قصدم از نگارش این کتاب این بوده است که خیامی که در این کتاب مخاطب با آن مواجه میشود خیامی نیست که دیگران دربارهاش صحبت کردهاند. یا در مجلد مولانا چنانکه هست، با وجود آنکه درباره این شاعر پرآوازه بسیار گفته و نوشته شده، ولی آنچه در این کتاب گردآمده، مطالبی است که حتی برای خواننده آشنا به افکار مولوی تازگی خواهد داشت. به باور من، وجه تمایز این کتاب با آثار دیگر، تاکیدی است که مؤلف در بررسی تطبیقی اندیشههای این فرزانه پرآوازه با اندیشمندان بزرگ ایران و جهان در زمینههای مختلف فرهنگی داشته و سعی کرده دیدگاههای محوری و بنیادین این پیر دیر دنیای معنا را براساس رویکردهای نوین در ترازوی داوری بنشاند. به نظرم هرکدام از جلدهای این مجموعه برای مخاطبانی که قصد دارند مفاخر ملی خود را مورد بازشناسی بیشتر قرار داده یا بهتر بگویم، از منظری نو به شناخت این چهرهها بپردازند میتواند مفید باشد. به بیان سادهتر، در این پنج کتاب، مطالب تازهای درباره شخصیتهای مورد بحث مطرح شده است، چون اصولا نظرم بر این است که هیچ مؤلف و نویسندهای نباید دست به قلم ببرد مگر اینکه خواسته باشد حرف تازهای را عرضه کند. زمانی ابوالفضل بیهقی گفته بود هرکتابی به یکبار خواندن میارزد، ولی عملکردن به این حرف در شرایط امروز و در بین کتابهای متعددی که چاپ میشوند، عملا ممکن نیست و اهل فرهنگ فرصت ندارند تا هر کتاب چشمگیری را تهیه کنند. در نتیجه، مؤلف خوب کسی است که کم بگوید و صحبتش برای خواننده مفید واقع شود. آنهم در شرایطی که در بین انبوهی از کتابهای منتشرشده، مخاطب بهسختی میتواند کتابی را تهیه کند که ذائقهاش را اقناع کند. حالا بماند که در سالهای اخیر با پدیده کتابسازی نیز مواجهیم و برخی، کتابهای شناختهشده را بازنویسی کرده و روی جلد آن مینویسند به کوشش فلانی!
به نظرم حافظ در بین شاعران کهن بسیار خوششانس است؛ خوششانس از این منظر که نهتنها آوازه اشعارش از مرزهای جغرافیایی ما فراتر رفته که در بین اقشار مختلف جامعه خودمان هم طرفداران بسیاری دارد که با اشعار او ارتباط زیادی برقرار میکنند.
شهرت او را میتوان بهدلیل تفال زدن به اشعارش دانست؟
تفال زدن به دیوان حافظ طبعا ناشی از علاقه مردم به شعر اوست. این تفال بهانهای است برای بیشتر با حافظ بودن. علت اینکه چنین علاقهای از سوی مردم عادی نسبت به حافظ به وجود آمده، جذابیت و ملاحتی است که در اشعار حافظ دیده میشود. اگر سعدی را مستثنا بدانیم، کمتر شاعری را میتوان یافت که جز حافظ اشعارش چنین مؤلفهای داشته باشد. مضاف بر اینکه در شعر حافظ، ظرایف و نکاتی پیدا میشود که اگر کسی آنها را کشف کند لذت خواندن غزلهای او برایش چندبرابر خواهد شد. از این رو، هم مردم عادی و هم قشر کارشناس و متبحر در حوزه ادبیات کهن از اشعار او لذت میبرند، تا اندازهای که گاه فریاد «عجب سخن زیبایی» را بر زبان میآورند. بیجهت نیست که شاعری مثل جامی در کتاب «نفحاتالانس» به حافظ لقب «لسانالغیب» داده و به این مسأله اشاره کرده که همه ابیات او بیتالغزل معرفت است.
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد
درخشان: قرمزها در هماهنگی بین خطوط سهگانه مشکل دارند
معاون شهربانی که جانب مردم را گرفت