گویی آنچه امروز در میدان مشاهده میشود، فردا نیز بدون تغییر ادامه خواهد یافت. برتاریکسون تحلیلگر آمریکایی ریسکهای ژئوپلیتیک و مالی، در تحلیل اخیر خود از جنگ ایران همین فرض تداوم وضع موجود را به چالش میکشد. از نگاه او، جنگ یک بازی پویاست و هر ابتکار یک طرف، طرف مقابل را به سازگاری، تغییر تاکتیک و یافتن نقاط آسیبپذیر تازه وادار میکند؛ بنابراین نمیتوان ظرفیت ایران برای انطباق و افزایش فشار را در محاسبات آینده صفر فرض کرد.
وی که از چهرههای حرفهای حوزه ریسک ژئوپلیتیک، تحریم و جرائم مالی در آمریکاست و مدیریت مؤسسه مشاوران ریسک ابسیدین را برعهده دارد، معتقد است برخی انتظارات اولیه درباره سرعت تغییر موازنه در ایران تحقق نیافته و جنگ وارد مرحلهای طولانیتر و پیچیدهتر شده است. وی تاکید دارد فارغ از آنکه هدف دقیق حملات نخستین آمریکا و اسرائیل چگونه تعریف شده بود، واقعیت این است که ساختار سیاسی ایران دچار فروپاشی نشد و تهران همچنان توان اثرگذاری بر امنیت کشتیرانی و جریان انرژی در خلیج فارس را حفظ کرده است. از این پس مسأله اصلی نه فقط حجم تواناییهای طرفین بلکه سرعت یادگیری و سازگاری آنان در جریان جنگ است.
واشنگتن برای سازگار کردن خود با شرایط جدید در هرمز «پروژه آزادی» را برای تسهیل عبور کشتیهای تجاری راهاندازی کرد و برای آن ناوشکنهای موشکانداز، بیش از ۱۰۰هواپیمای مستقر در خشکی و دریا، سامانههای بدون سرنشین و حدود ۱۵هزار نیروی نظامی اختصاص داد. فرماندهی مرکزی آمریکا نیز اعلام کرد حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان و حجم مهمی از سوخت و کود شیمیایی از هرمز عبور میکند. همین ابعاد عملیاتی نشان میدهد تضمین جریان تجارت از این آبراه تا چه اندازه پرهزینه و پیچیده شده است. اما این سازگاری پایان بازی نیست بلکه آغاز دور تازهای از آن است. برای دور زدن خطرات هرمز، انتقال نفت از کشتی به کشتی در دریای عمان گسترش یافته است. رویترز در ۲۵سپتامبر گزارش کرد ظرفیت این عملیات تقریبا به سقف خود رسیده است. صادرات عربستان از مسیر هرمز از حدود ۹۰۰هزار بشکه در روز در اوت به ۶/۳میلیون بشکه در سپتامبر افزایش یافته و فقط برای مدیریت این حجم، حدود ۳۶ تا ۴۰نفتکش بسیار بزرگ اضافی مورد نیاز بوده است. نرخ اجاره برخی از این نفتکشها نیز تا حدود ۲۷/۱میلیون دلار در روز بالا رفته است.
در همین نقطه هشدار اریکسون اهمیت پیدا میکند. اگر یک طرف نتواند مسیر اصلی تجارت را بهطور کامل مسدود کند، الزاما به همان تاکتیک قبلی پایبند نمیماند. ممکن است فشار از خود تنگه به نقاط انتقال محموله، از کشتیهای در حال حرکت به شناورهای لنگر انداخته یا از مسیر دریایی به زیرساختهای پشتیبان انرژی منتقل شود. به بیان دیگر، ایجاد مسیر جایگزین، هدف را حذف نمیکند و چه بسا هدف جدیدی برای طرف مقابل ایجاد کند. با این حال ظرفیت تشدید را نباید با تصمیم قطعی به تشدید یکی دانست. اریکسون با اطمینان میگوید ایران میتواند و در صورت نیاز تشدید خواهد کرد. بخش نخست این گزاره (وجود گزینههای دیگری برای اعمال فشار) با تحولات میدان سازگار است، اما بخش دوم همچنان یک پیشبینی است. استفاده از این ظرفیتها به هزینه نظامی، واکنش آمریکا، مناسبات ایران با همسایگان عرب، وضعیت داخلی و چشمانداز مذاکرات بستگی دارد؛ بنابراین صورتبندی محتاطانهتر این است که ایران گزینههای تشدید در اختیار دارد، نه اینکه استفاده از آنها اجتنابناپذیر باشد.
مسأله دیگر آن است که هرمز را نباید فقط به نفت خام تقلیل داد. سوخت، کود شیمیایی و طیفی از کالاهای واسطهای و مواد اولیه نیز به این مسیر وابستهاند؛ بنابراین حتی اگر آمریکا و کشورهای منطقه بتوانند بخش مهمی از نفت خام را با خطوط لوله جایگزین، اسکورت نظامی یا انتقال کشتی به کشتی جابهجا کنند. این بهمعنای عادی شدن تجارت نیست. هزینه حمل، بیمه، ذخیرهسازی و تامین مالی افزایش مییابد و اختلال میتواند از بازار نفت به سایر زنجیرههای تولید منتقل شود. دادههای تازه نیز همین تصویر را تایید میکنند. رویترز در ۲۹سپتامبر گزارش داد که افزایش استفاده از خطوط لوله جایگزین و انتقال کشتی به کشتی، صادرات نفت خاورمیانه را به ۸/۱۲میلیون بشکه در روز رسانده است، اما این شیوههای لجستیکی همچنان پرهزینهتر و کمبازدهتر از شرایط عادی هستند؛ بنابراین موفقیت نسبی در حفظ صادرات را نباید با حل مسأله هرمز یکسان دانست.
از این منظر، مهمترین بخش تحلیل اریکسون نه پیشبینی محل حمله بعدی بلکه روش نگاه او به جنگ است. آمریکا برای یک مشکل راهحل میسازد. ایران میتواند برای آن راهحل، ضدراهحل پیدا کند. سپس آمریکا دوباره خود را با شرایط تازه تطبیق میدهد. همین چرخه درباره مسیرهای صادرات، دفاع هوایی، کشتیرانی، زیرساخت انرژی و ابزارهای فشار اقتصادی قابل تکرار است. جنگ به همین دلیل یک بازی ایستا نیست بلکه بازی پویایی از اقدام، واکنش و ضدواکنش است. این منطق درباره زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس نیز صادق است. آسیب به پایانهها، پالایشگاهها یا خطوط انتقال میتواند هزینه جنگ را برای اقتصاد جهانی بهطور محسوسی افزایش دهد. هرچند ممکن است روابط تهران با کشورهای منطقه را بهشدت تخریب و دامنه ائتلاف مقابل را گستردهتر کند. از این رو چنین ظرفیتی را باید یک اهرم بالقوه دانست که استفاده از آن تابع محاسبه هزینه و فایده است، نه یک گزینه بیهزینه و خودکار.
در نهایت، مهمترین هشدار اریکسون این است که موفقیت در سازگار شدن با مرحله فعلی بحران را نباید با پایان بحران اشتباه گرفت. آمریکا و کشورهای خلیج فارس توانستهاند با خطوط لوله، انتقال کشتی به کشتی، تغییر مسیرها و حمایت نظامی بخشی از جریان انرژی را حفظ کنند، اما این شبکه جایگزین پرهزینه و آسیبپذیر است؛ بنابراین امتداد خطی وضعیت امروز به آینده است. در بازی پویای جنگ، طرفین منابع خود را فقط مصرف نمیکنند بلکه یاد میگیرند، سازگار میشوند و آسیبپذیریهای تازه طرف مقابل را جستوجو میکنند. از این رو چشمانداز هرمز و بازار جهانی انرژی را نمیتوان با فرض ثابت ماندن صادرات، شدت حملات یا شیوه کنونی انتقال نفت تحلیل برد. تحلیل معتبرتر باید همزمان سه مسیر تشدید، ضدتشدید و دیپلماسی را در نظر بگیرد. بیش از هر پیشبینی مشخص درباره حمله بعدی، این مهمترین نکتهای است که میتوان از تحلیل برت اریکسون استخراج کرد. در یک جمعبندی کاربردی باید گفت مهمترین درس پنهان درخصوص تحلیل و تصمیمسازی نبرد هرمز این است که خلاقیت و ابتکار، یک مزیت تاکتیکی موقت نیست بلکه یک ضرورت راهبردی دائمی است. در جنگی که هر راهحل خودش تبدیل به مسأله بعدی میشود، طرفی که به استراتژیها و تاکتیکهای آزمودهشده بسنده کند، دیر یا زود در برابر ضدراهحل طرف مقابل غافلگیر خواهد شد. ابتکار فقط در میدان نظامی خلاصه نمیشود بلکه در طراحی مسیرهای لجستیکی تازه، ابداع سازوکارهای تامین مالی جایگزین، بازتعریف اتحادها، استفاده خلاقانه از ابزارهای اقتصادی و حتی در دیپلماسی پنهان و علنی نیز جریان دارد. برای طراحی راهکارهای مطلوب باید مستمرا توجه شود که «راهحل دیروز، امروز چقدر آسیبپذیر شده است و «ضدراهحل بعدی طرف مقابل از کجا میآید؟» بنابراین خلاقیت و ابتکار نه یک گزینه در میان گزینهها بلکه شرط موفقیت و پیشرفت در این نبرد پویاست؛ ضرورتی که هرگز کهنه نمیشود و هر لحظه غفلت از آن، هزینههای سنگینی بههمراه دارد.
معاون دبیر ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتشنشانی کشور در گفتوگو با «جامجم» به تشریح آخرین وضعیت تجهیزات و ظرفیت عملیاتی آتشنشانی میپردازد
گفتوگو با دبیر آیین نکوداشت چهرههای ماندگار میراث فرهنگی ایران درباره کارنامه مرحوم دکتر میرشکرایی؛
حسین زمانی، بازیگر تلویزیون در گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «جامجم» از ۲۰۰ بار اهدای خون و ترویج فرهنگ ایثار میگوید