در حالی که کانالهای دیپلماتیک تهران و واشنگتن همچنان فعال هستند و پیامها از مسیر میانجیها رد و بدل میشود، آمریکا از یکسو از مذاکره و توافق سخن میگوید و از سوی دیگر تهدید نظامی و آرایش جنگی خود را حفظ و تقویت میکند؛ الگویی که پس از تجربه حمله در میانه مذاکرات، نگرانیها درباره استفاده ابزاری از دیپلماسی برای خرید زمان، افزایش فشار یا فراهم کردن زمینه اقدام نظامی را افزایش داده است.
اکنون نیز پاسخ آمریکا به طرح هفتروزه ایران از مسیر میانجیهای قطری به عباس عراقچی منتقل شده و دو طرف همچنان درباره چگونگی و ترتیب اجرای تعهدات گفتوگو میکنند، اما درست در همین مقطع، نشانههای تقویت توان نظامی آمریکا در منطقه و تهدیدات تازه دونالد ترامپ، بار دیگر سایه جنگ را بر سر میز مذاکره انداخته است.
یک تجربه، دو جنگ
نگرانی از این رویکرد صرفا محصول فضای سیاسی کنونی نیست. در خرداد ۱۴۰۴ در حالی که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در جریان بود جنگ ۱۲روزه آغاز شد. منابع مختلف از جمله واشنگتنپست تاکید کردهاند که حملات آمریکا و اسرائیل در شرایطی انجام شد که مذاکرات هستهای در حال برگزاری و قرار بود دور بعدی گفتوگوها نیز ادامه پیدا کند. چند ساعت پس از آنکه ترامپ از ادامه گفتوگوها سخن گفته بود، حملات گسترده آغاز شد. عراقچی نیز اعلام کرد آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله کرده است.
این تنها یکبار هم نبود. در جنگ ۴۰روزه سال جاری نیز مذاکرات و میانجیگریها در مقاطع مختلف همزمان با تهدیدات نظامی و حملات ادامه داشت. گزارش فایننشالتایمز از روند مذاکرات آن دوره نشان میدهد در مقطعی، مذاکرهکنندگان قطری پس از هفتهها تلاش برای شکل دادن به توافق، در حالی تهران را ترک میکردند که جنگندههای آمریکایی اهدافی را در جنوب ایران هدف قرار دادند.
حتی در جریان مذاکرات، تهدیدات مستقیم ترامپ نیز متوقف نشد. در خردادماه، زمانی که مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس دنبال میشد، ترامپ تهدید به بمباران ایران کرد؛ تهدیداتی که باعث اعتراض هیأت ایرانی و خروج موقت آن از مذاکرات شد؛ بنابراین مسأله امروز صرفا یک اختلاف بر سر محتوای توافق نیست. مسأله اعتماد به فرآیند مذاکره است. وقتی یک طرف در حال مذاکره است و همزمان گزینه حمله را روی میز نگه میدارد، طرف مقابل ناگزیر است این احتمال را نیز در محاسبات خود لحاظ کند که مذاکره ممکن است همزمان کارکرد سیاسی و نظامی داشته باشد.
تکرار یک سناریو
این سابقه، اظهارات کنونی ترامپ را مهمتر میکند. رئیسجمهور آمریکا اول اکتبر بار دیگر از احتمال ازسرگیری بمباران ایران پس از انتخابات میاندورهای سخن گفته و همزمان گزارشها از احتمال افزایش حضور ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه حکایت دارد. آسوشیتدپرس از احتمال حضور سه ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه خبر داده؛ حضوری که اگر محقق شود، یکی از بزرگترین تمرکزهای دریایی آمریکا در منطقه در ماههای اخیر خواهد بود.
در چنین شرایطی نمیتوان صرف ادامه مذاکرات را نشانه کاهش خطر جنگ دانست. مذاکره زمانی میتواند به کاهش تنش منجر شود که طرفین، آن را جایگزین تهدید و فشار نظامی کنند، نه آنکه گفتوگو همزمان با افزایش فشار نظامی دنبال شود.
از این منظر، آنچه در برابر دستگاه دیپلماسی ایران قرار دارد، فقط یک متن توافق نیست بلکه مسأله راستیآزمایی، تضمین و جلوگیری از تکرار سناریوی حمله پس از مذاکره است.
واشنگتن نمیتواند همزمان از صلح سخن بگوید و برای جنگ آرایش بگیرد و انتظار داشته باشد تهران این دو رفتار را مستقل از یکدیگر تحلیل کند. اگر هدف آمریکا واقعا رسیدن به توافقی پایدار است، مسیر آن باید از تهدید نظامی فاصله بگیرد. زیرا مذاکرهای که در یک سوی آن پیام دیپلماتیک و در سوی دیگرش ناو و بمبافکن قرار دارد، بیش از آنکه اعتماد ایجاد کند، خاطره تجربههای تلخ گذشته را زنده میکند.
معاون دبیر ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتشنشانی کشور در گفتوگو با «جامجم» به تشریح آخرین وضعیت تجهیزات و ظرفیت عملیاتی آتشنشانی میپردازد
گفتوگو با دبیر آیین نکوداشت چهرههای ماندگار میراث فرهنگی ایران درباره کارنامه مرحوم دکتر میرشکرایی؛
حسین زمانی، بازیگر تلویزیون در گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «جامجم» از ۲۰۰ بار اهدای خون و ترویج فرهنگ ایثار میگوید
در گفتوگوی روزنامه «جامجم» با رئیس مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام بررسی شد: