مذاکره با آمریکا یا خسارت محض

دکتر محمودرضا امینی کارشناس ارشد راهبردی وحکمرانی اسلامی
در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی ایران، همواره یک پرسش بنیادین، همچون قطب‌نمایی استراتژیک، مسیر دیپلماسی را به چالش کشیده است: «چرا با وجود تجربه مکرر بدعهدی و دشمنی، بازهم اصرار بر مسیر مذاکره با ایالات متحده وجود دارد؟» این پرسش، نه از سر هیجان، که از دل وقایع تلخ تاریخی و آموزه‌های عمیق امامین انقلاب اسلامی برآمده است؛ آموزه‌هایی که مذاکره با «شیطان بزرگ» را نه یک راهبرد منطقی، بلکه یک «خسارت محض» قلمداد کرده‌اند. از طرفی با علم به این‌که ترور دانشمندان و فرماندهان و مهم‌تر ترور و شهادت بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رهبر جهان و ایران اسلامی و تحمیل جنگ و خسارت را برای ایران اسلامی در پی داشته است.
کد خبر: ۱۵۶۸۷۱۶
نویسنده دکتر محمودرضا امینی/ کارشناس ارشد راهبردی و حکمرانی اسلامی

میراث امام (ره): آمریکا، دشمنی که هرگز تغییر نمی‌کند
امام‌خمینی (ره) به‌عنوان معمار انقلاب اسلامی، در مواضع خود صراحتی بی‌بدیل داشتند. ایشان آمریکا را نه یک شریک تجاری یا سیاسی، بلکه «شیطان بزرگ» و ریشه اصلی مشکلات می‌دانستند. نگاه امام (ره) به مذاکره، نگاهی مبتنی بر شناخت ماهیت استکبار بود. ایشان بار‌ها تأکید کردند که «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» و این گزاره، نه صرفا یک شعار، بلکه استراتژی «نفی سلطه» بود. امام راحل (ره) معتقد بودند که آمریکا به دنبال بلعیدن منابع و استقلال ایران است؛ لذا مذاکره با چنین قدرتی، پیش از آن‌که راهی برای حل مشکل باشد، تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به سلطه‌گری اوست.

بیانات رهبر انقلاب: خسارت محض اعتماد به دشمن
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز در دهه‌های گذشته، با رصد دقیق رفتار‌های آمریکا، بار‌ها بر غیرقابل‌اطمینان بودن واشنگتن تأکید کرده‌اند. کلیدواژه «خسارت محض» که ایشان در توصیف رویکرد‌های برخی دولتمردان در قبال مذاکرات به کار بردند، گویای عمق فاجعه «خوشبینی به دشمن» است.
رهبر شهید انقلاب بار‌ها تصریح کرده‌اند: «مذاکره با آمریکا، نه‌تنها مشکلات اقتصادی را حل نمی‌کند، بلکه با گشودن دروازه‌های نفوذ، استقلال کشور را هدف قرار می‌دهد.» منطق ایشان روشن است: چگونه می‌توان با کشوری که در اوج مذاکرات، تحریم‌های جدید وضع می‌کند، یا در پشت پرده علیه امنیت ملی ما توطئه می‌چیند، به یک توافق پایدار دست یافت؟

در حافظه تاریخی؛ چرا مذاکره، آدرس غلط است؟
واقعیت میدانی، پاسخی تلخ به طرفداران مذاکره است. ما شاهد بودیم که در دهه گذشته، چگونه اصرار بر مذاکرات نه‌تنها به رفع تحریم‌ها منجر نشد، بلکه آمریکا را در موضع طلبکار قرار داد. نکته دردناک‌تر این‌که، در مقاطعی که ایران حسن‌نیت خود را برای مذاکره نشان داد، آمریکا در اقدامی متناقض و خصمانه، تحریم‌های جدیدی اعمال کرد.
اما اوج این دشمنی، فراتر از عرصه دیپلماسی بود. ترور سردار سپهبد شهید حاج‌قاسم سلیمانی، عالی‌ترین مقام نظامی و نماد امنیت ایران، توسط رژیم ایالات متحده، «نقاب» دیپلماسی را از چهره آمریکا درید. این اقدام نه‌تنها یک ترور نظامی، بلکه پیامی سیاسی بود که نشان داد عدم تقابل و پاسخگویی شدید حتی در حوزه دیپلماسی به این جسارت و بی‌پروایی اتفاقات مهم‌تری را رقم زد و آمریکا و اسرائیل با باور این‌که این مسیر و موضوع قابل تکرار و ادامه است اتفاقات بسیار مهم و مهم‌تری را دنبال کردند و جمع زیادی از دانشمندان و فرماندهان و مسئولین که در رأس آن قائد و رهبر ایران اسلامی بودند را به شهادت رساندند و حملات پی‌درپی نظامی را انجام دادند.
آمریکا هیچ احترامی برای قواعد بین‌المللی و کرامت ملی ما قائل نیست. وقتی طرف مقابل، دستش به خون عزیزترین فرزندان این ملت آلوده است، نشستن پای میز مذاکره با او، نه دیپلماسی، که نوعی «توهین به خون شهدا» و نادیده گرفتن امنیت ملی است.

چرا اصرار بر تکرار یک خطای راهبردی؟
امروز، پرسش مردم و نخبگان از مسئولین اجرایی این است: با وجود کارنامه سیاه آمریکا و هشدار‌های صریح سکانداران نظام، چه توجیهی برای تداوم رویکرد مذاکره‌محور باقی مانده است؟ آیا وقت آن نرسیده است که به‌جای چشم‌دوختن به دست واشنگتن، ظرفیت‌های عظیم داخلی و همکاری با کشور‌های همسو را اولویت قرار دهیم؟
مذاکره با آمریکا، «گره‌گشا» نیست؛ «گره‌افکن» است. این مسیر، تنها باعث می‌شود که دشمن، ضعف ما را به‌جای تمایل به تعامل، «عطش به توافق» تعبیر کرده و فشار‌ها را افزایش دهد؛ و هر روز تحدید و آتش را به‌سوی ملت عزیزمان روانه می‌سازد.
امامین انقلاب دلایل خود را همواره در نفی مذاکره و عدم اعتماد به آمریکا را برای مردم و مسئولین مطرح فرمودند و از جایگاه خود مسئولین را به‌شدت نهی می‌نمودند. در عین گاهی مسئولین همانند امروز با فشار و یا حتی با تهدید به کناره‌گیری و مجوز مشروط گرفته‌اند، اما همگان می‌دانند در گفتمان امامین انقلاب هیج اعتمادی به آمریکا و مذاکره با وی وجود ندارد.

بازگشت به منطق اقتدار
راهکار برون‌رفت از چالش‌ها، نه در کاخ سفید، که در خیابان‌های تهران و در توانمندی‌های دانش‌بنیان، نظامی و اقتصادی داخلی نهفته است. تاریخ ثابت کرده است که آمریکا تنها زبان «اقتدار» را می‌فهمد. هرگاه ایران اسلامی در موضع قدرت بوده، دشمن عقب‌نشینی کرده و هرگاه به بهانه مذاکره، عقب‌نشینی کرده‌ایم، دشمن گستاخ‌تر شده است.
وقت آن است که به‌جای «مذاکره برای مذاکره»، به سمت «اقتدار برای ثبات» حرکت کنیم. پیروی از خط امام و رهبری، تنها راه نجات از خسارت‌های محض است؛ راهی که نه در التماس برای گفت‌و‌گو، بلکه در ایستادگی بر اصول و تقویت درونی کشور محقق می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات
پوشش آتش‌نشانی در مسیر رشد

معاون دبیر ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتش‌نشانی کشور در گفت‌وگو با «جام‌جم» به تشریح آخرین وضعیت تجهیزات و ظرفیت عملیاتی آتش‌نشانی می‌پردازد

پوشش آتش‌نشانی در مسیر رشد

۲۰۰ بار اهدای زندگی

حسین زمانی، بازیگر تلویزیون در گفت‌و‌گوی اختصاصی با روزنامه «جام‌جم» از ۲۰۰ بار اهدای خون و ترویج فرهنگ ایثار می‌گوید

۲۰۰ بار اهدای زندگی

نیازمندی ها