سیمرغ، اسطوره‌ وحدت ایرانیان

محمدهادی همایون
 در روایت (جامع‌الاخبار، ج۱، ص ۱۲۶) از وجود مقدس پیامبر اعظم‌(ص) کوه قاف به نحوی تصویر شده که برای امروز ما پیامی بسیار عجیب و مهم دربردارد.
کد خبر: ۱۵۷۰۸۴۷
نویسنده محمدهادی همایون - نویسنده و پژوهشگر

عرض و دامنه این کوه هزار سال از جنس یاقوت سرخ است و میانه‌ آن از نقره‌ سفید و قله‌ آن از زبرجد سبز. بر آن در سه سطر اذکاری نوشته شده که وجه مشترک همه‌ آن در لفظ جلاله الله است. پرچم سه‌رنگ ما با همین ترکیب و با همین نقش در میانه، همان قله‌ای بود که امام شهید خبر نزدیک بودن به آن را داده بودند و در شب شهادت ایشان و آغاز بعثت مردم با برافراشته شدن پرچم‌ها در خیابان، بر فراز آن قرار گرفته و آن را فتح کردیم. ایرانیان در بعثت خود بالاخره به قله رسیدند و قاف را تحقق عینی دادند.

 قله‌ قاف همانی است که در منطق‌الطیر عطار مقصد سفر پرماجرای مرغان بیان شده است. مرغان که سایه و تجلی پرواز روح مؤمنان در عالم دنیایند، مجمعی شکل دادند و با خود اندیشیدند که ما چرا پادشاهی نداریم و پادشاه ما کجاست؟ هدهد که در این داستان و با تأسی به ماجرای سلیمان نبی به‌عنوان پیک غیب معرفی می‌شود و در آن نقل قرآنی هم نقش مهمی در اسلام آوردن یمنیان دارد، در مقام راهنمایی و پاسخ به‌عنوان رهبر و مرشد آنان برمی‌آید. او که به تعبیر خودش همواره در پی آب است و حقیقت آب چیزی جز امام نیست، زبان به شکوه می‌گشاید که من همواره در تعجب بودم از بی‌طلبی شما و ناتوان بودم از طی این مسیر به تنهایی. اکنون اگر شما مرد راه هستید، همت کنید تا این مسیر سخت را با هم بپیماییم. ما پادشاهی داریم سیمرغ نام که او را جایگاه در کوه قاف و قله‌ آن باشد. نام او سیمرغ سلطان طیور/ او به ما نزدیک و ما زو دور دور.

 سیمرغ در لسان برخی اهل ادب و عرفان با ققنوس یکی دانسته شده که هر یک جلوه‌ای از این پرنده اساطیری را برجسته می‌کند. ققنوس نیز در مسیری هزارساله، به اندازه‌ همان عرض قله‌ قاف، عمر را می‌پیماید و در پایان با آتش زدن خود، عمری دوباره را با جوانی از سر می‌گیرد. در مسیر پربهجت انقلاب اسلامی و سفر پررمز و راز مرغان آخرالزمان، از دل آتش آن جنگ که به‌دست حزب ضدمردمی بعث و با توهم جنگی چندروزه و به‌دست آوردن پیروزی‌ای کم‌زحمت افروخته شده بود، نظام اسلامی برومندتر و قوی‌تر از قبل، ققنوس‌وار برخاست، با صدایی رساتر و پروازی بلندتر از سابق و این خصلت مستمر این نظام در حوادث دشمن‌ساخته بعدی شد‌... آن ققنوسی که از خرمن آتش جنگ تحمیلی اول برآمد، اینک در اثر فشارهای دشمن و به‌خصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آنچنان بزرگ شده که سایه پروازش بر سرزمین‌های دشمن هم افتاده است.

 در داستان عطار، مرغان در پی هدهد، مسیر هفت وادی را آغاز کرده و یکی‌یکی در سختی‌های راه و با ناتوانی برخاسته از تعلقات‌شان به دنیا از ادامه‌ مسیر بازمی‌مانند. یکی را عشق به گل از حرکت بازمی‌دارد، دیگری را آرزوی جاودانگی از بال می‌اندازد و دیگری حتی به تعلق یاد بهشت، بر زمین می‌نشیند. در این طریق مردافکن سرانجام سی مرغ به قله می‌رسند. مدتی شد تا در این راه آمدیم/ از هزاران سی به درگاه آمدیم
سی مرغ خسته در قله، حیران به‌دنبال سیمرغ می‌گردند و چون او را نمی‌یابند پریشان و زار می‌شوند؛ تا سرانجام هاتفی آنان را متوجه می‌کند که سیمرغ خود شمایید. هم ز عکس روی سی مرغ جهان/ چهره‌ سیمرغ دیدند از جهان/ چون نگه کردند آن سی مرغ زود/ بی‌شک این سی مرغ آن سیمرغ بود و آنان از این تبیین حیران‌تر می‌شوند و باز می‌شنوند که این پایان ماجرا نیست. چون شما سی مرغ توانستید با وحدت تام این مسیر سخت را طی کنید، سیمرغ را در آیینه خودتان به همین وصف و اندازه دیدید. هر که آید خویشتن بیند درو/ جان و تن هم جان و تن بیند درو/ چون شما سی مرغ اینجا آمدید/ سی در این آیینه پیدا آمدید/ گر چل و پنجاه مرغ آیید باز/ پرده‌ای از خویش بگشایید باز
 وحدت رمز و راز اصلی یافتن سیمرغ است. هرچه متحدتر و هرچه جمعیت متحد بیشتر، حقیقت امام حاضر غایب عظیم‌تر در جهان تجلی خواهد یافت. این تجلی و ظهور ان‌شاءالله به‌زودی از قیام شخص حضرت ارواحنافداه آغاز خواهد شد و با گسترش این آینه، تا رجعت و قیامت هم خواهد رسید و آنجا نقطه ظهور تام است. محو او گشتند آخر بر دوام/ سایه در خورشید گم شد والسلام/ لاجرم اینجا سخن کوتاه شد/ رهرو و رهبر نماند و راه شد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها