جهاد با نفس و جهاد با خصم از یکدیگر جدا نیستند؛ کسی که در جهاد با نفس پیروز نشده باشد، در جهاد با خصم نیز موفق نخواهد شد و شایستگی و صلاحیت چنین جهادی را پیدا نمیکند. انسانی که در برابر دشمن خدا و دشمن انسانیت میایستد و در مسیر جهاد به چنین عظمت و جایگاهی دست پیدا میکند، حتما در جهاد با نفس نیز از توفیقات بزرگی برخوردار بوده است. انسان پیش از آنکه با دشمن بیرونی مواجه شود، باید با دشمن درونی خود مبارزه کند تا آمادگی جهاد در عرصه بیرونی را پیدا کند. جهاد اکبر یعنی همین که انسان باید با وجود خود جهاد کند، خودش را با خودش هماهنگ سازد و بتواند با خویشتن در صلح زندگی کند؛ بهگونهای که میان بخشهای مختلف وجود او تعارض و تزاحم دائمی شکل نگیرد.
در این راستا برای شناخت شخصیت شهید سیدحسن نصرالله باید ابتدا بدانیم جبهه مقاومت چیست، چه کسانی آن را تشکیل میدهند، در برابر چه چیزی ایستادگی میکنند و چرا چنین جبههای شکل گرفته است. واژه «جبهه» یک حوزه محدود و کوچک نیست؛ جبهه، پیشانی و نقطه مواجهه است؛ یعنی نقطهای که انسان در برابر چیزی قرار میگیرد و ایستادگی میکند. بنابراین جبهه مقاومت، عرصه گستردهای از ایستادگی در برابر کفر، استکبار، اشغال، تجاوز، قتل و غارت است. هنگامی که از جبهه مقاومت اسلامی سخن میگوییم، منظور مسلمانانی است که براساس احکام و تعالیم اسلام در این جبهه حضور پیدا کردهاند اما این جبهه بهتدریج از مرز اسلام و مسلمین فراتر رفته است.
مقاومت اسلامی پیش از آنکه به یک جبهه گسترده تبدیل شود، در ایران و با رهبری امام راحل شکل گرفت و با رهنمودها و راهبری حضرت امام خمینی(ره) توسعه یافت. امام خمینی(ره) سالها پیش از پیروزی انقلاب نسبت به استبداد داخلی و همچنین پیدایش صهیونیسم، استعمار و استکبار موضعگیری داشتند. به بیانیهای از امام اشارهکنم که بعدها نسخهای از دستخط ایشان در کتابخانه مرحوم آقای وزیری در یزد پیدا شد؛ در آن متن، مواضع امام نسبت به استبداد داخلی همچنین صهیونیسم، استعمار و استکبار بهروشنی قابل مشاهده است. بنابراین مبارزه با استبداد داخلی و مبارزه با استعمار و استکبار خارجی از محورهای اساسی در اندیشه و مبارزات امام راحل بود و مقاومت اسلامی ریشه در همین منظومه فکری دارد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این جریان وارد مرحله جدیدی شد و از یک حرکت محدود به یک جبهه گستردهتر تبدیل شد. «صدور انقلاب» به معنای صدور یک الگوی صرفا سیاسی یا نظامی نبوده و نیست؛ بلکه گسترش پیام مبارزه با استبداد، استعمار و استکبار و حمایت از ملتهای مستضعف و آزادیخواه بود. در لبنان، حزبالله شکل گرفت و در شرایطی که جامعه این کشور متشکل از شیعیان، اهل سنت و مسیحیان بود، جریان مقاومت توانست جایگاه مهمی پیدا کند. حزبالله و دیگر جریانهای مقاومت بهتدریج از مرزهای مذهبی و جغرافیایی عبور کردند و دامنه جبهه مقاومت گستردهتر شد.
البته جبهه مقاومت تنها به یک مذهب محدود نیست؛ در کنار جریانهای شیعی، گروههایی از اهل سنت نیز به این جبهه پیوستهاند و در برابر اشغال و تجاوز ایستادگی میکنند. حتی در میان پیروان ادیان دیگر نیز افرادی وجود دارند که با صهیونیسم مخالفند. نباید میان یهودیت و صهیونیسم خلط کرد؛ صهیونیسم یک جریان سیاسی و ایدئولوژیک است و مخالفت با آن منحصر به مسلمانان نیست. در کشورهای مختلف و حتی در آمریکا نیز گروههایی از یهودیان وجود دارند که با صهیونیسم مخالفت میکنند. همچنین پیروان سایر ادیان الهی و حتی افرادی با گرایشهای مختلف فکری و سیاسی نیز در مواردی در برابر ظلم و استکبار ایستادگی کردهاند. این روند در امتداد ایده «جبهه جهانی مستضعفین» است؛ همان افقی که امام راحل ترسیم کرده بودند.
امروز باید پرسید چرا آمریکا بهصورت مستقیم در کنار رژیمصهیونیستی قرار میگیرد و چرا این اندازه هزینه و سرمایه برای مقابله با مقاومت صرف میشود. تحولات امروز منطقه را نباید صرفا یک جنگ یا درگیری نظامی کوتاهمدت دانست؛ آنچه در حال رخ دادن است، یکی از پیچهای تاریخی است و مسیر آینده منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد. اسوهها در این میان همواره زندهاند و راهگشا هستند؛ «مجاهد کبیر و نماد جهاد و مقاومت» سیدحسن نصرالله شخصیتی بود که از یک محیط عادی برخاست اما در بستر مکتب امام خمینی(ره) رشد کرد و به چهرهای برجسته تبدیل شد. عظمت شخصیت سیدحسن نصرالله تنها در تواناییهای سیاسی و نظامی نبود؛ بلکه اخلاص، فروتنی، مردمداری و روحیه جهادی او ویژگیهای برجستهاش بود. ارتباط او با مردم و نیروهای مقاومت، پدرانه و ارادت او به انقلاب اسلامی، برخاسته از عمق اعتقادش بود.
شهادت سیدحسن نصرالله اگرچه ضایعهای سنگین بود اما به معنای پایان مسیر نیست. مقاومت به یک فرد وابسته نیست؛ بلکه یک جریان و مکتب است و با شهادت یک فرمانده متوقف نمیشود. حضور شخصیتهای متعدد در این جبهه نشان میدهد که جریان مقاومت دارای نسلهای پیاپی است. سیدحسن نصرالله به شهادت رسید اما راه او ادامه دارد.
شما جوانان طالب علم بهویژه در حوزهها باید بدانید در چه دورهای زندگی میکنید و در چه نقطهای از تاریخ ایستادهاید. گاهی خداوند، انسان را در یک جایگاه مهم تاریخی قرار میدهد اما خود انسان متوجه اهمیت آن نیست. شما نسلی هستید که میتوانید آینده تاریخ را بسازید؛ بنابراین خودتان را کوچک و وقتتان را تلف نکنید. هر پنج دقیقه برای شما ارزشمند است. باید قدر این موقعیت، قدر حوزه، استادان و فرصت علمآموزی و خودسازی را بدانید. اگر میخواهید در جبهههای بزرگ آینده نقشآفرین باشید، باید از امروز خودسازی و جهاد با نفس را آغاز کنید تا برای ایفای مسئولیتهای بزرگ در تحولات آینده آماده باشید.