به گزارش جامجم آنلاین، هوش مصنوعی امروز به یکی از فناوریهای اثرگذار در مسیر توسعه کشورها تبدیل شده و نقش آن در تصمیمگیری، حکمرانی، اقتصاد و حل مسائل مختلف روزبهروز پررنگتر میشود. بهرهگیری درست از این فناوری، نیازمند توجه به ظرفیتهای علمی، نیروی انسانی متخصص و توسعه زیرساختهای لازم است. در همین راستا و به مناسبت سالروز تأسیس جهاد دانشگاهی، با افشین صندوقدار، رئیس مرکز راهبری پژوهش و پیشرفت هوش مصنوعی جهاد دانشگاهی درباره ظرفیتهای این نهاد، چالشهای پیشروی کشور و برنامههای جهاد دانشگاهی در حوزه هوش مصنوعی گفتوگو کردیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
جهاد دانشگاهی در طول سالهای فعالیت خود چه نقشی در حل مسائل علمی و فناورانه کشور داشته و مهمترین دستاوردهای آن را چه میدانید؟
جهاد دانشگاهی از آغاز فعالیت خود، با این اندیشه شکل گرفت که دانشگاه نباید صرفاً محل آموزش و تولید مقاله باشد؛ بلکه باید بتواند دانش را به قدرت حل مسأله، فناوری، محصول و خدمت تبدیل کند. مهمترین نقش این نهاد در طول سالهای فعالیتش، ایجاد پیوند میان ظرفیتهای علمی دانشگاه و نیازهای واقعی کشور بوده است. جهاد دانشگاهی در مقاطع مختلف نشان داده است که هرگاه یک مسأله ملی بهدرستی شناسایی و ظرفیتهای علمی و اجرایی برای حل آن بسیج شود، میتوان به دستاوردهای بزرگ و اثرگذار دست یافت.
دستاوردهای پژوهشگاه رویان در درمان ناباروری، سلولهای بنیادی و زیستفناوری تولیدمثل، SID، فعالیتهای علمی و فناورانه در حوزههای پزشکی، سرطان، ژنتیک، گیاهان دارویی، کشاورزی، صنعت، نفت، گاز، پتروشیمی، معدن، برق، مواد پیشرفته و همچنین توسعه آموزشهای تخصصی و مهارتی، تنها بخشی از ظرفیتهای شکلگرفته در این نهاد است.
با این حال، معتقدم مهمترین دستاورد جهاد دانشگاهی را نباید صرفاً در فهرست محصولات و پروژهها خلاصه کرد. دستاورد اصلی، ایجاد و تثبیت این باور است که پژوهشگران ایرانی میتوانند با اتکا به دانش، خودباوری و کار جهادی، پیچیدهترین مسائل کشور را حل کنند. امروز نیز همان الگو باید در فناوریهای راهبردی جدید بهویژه هوش مصنوعی، ادامه پیدا کند.
با توجه به اینکه جهاد دانشگاهی از ابتدا با هدف پیوند دانشگاه، پژوهش و نیازهای کشور شکل گرفته است. به نظر شما امروز تا چه اندازه به این هدف نزدیک شدهایم؟
جهاد دانشگاهی در بسیاری از حوزهها توانسته است این پیوند را بهصورت عملی محقق کند. بخش مهمی از دستاوردهای شناختهشده این نهاد زمانی شکل گرفتهاند که یک نیاز واقعی کشور به مسألهای پژوهشی تبدیل شده و پس از آن، مسیر طراحی فناوری، تولید محصول و ارائه خدمت طی شده است. بنابراین، نمیتوان تردید داشت که جهاد دانشگاهی در تحقق این مأموریت موفقیتهای ارزشمندی داشته است.
با وجود این، باید واقعبینانه بپذیریم که هنوز تا تحقق کامل این هدف فاصله داریم. در برخی حوزهها، پژوهشهای دانشگاهی همچنان با مسائل واقعی صنعت، جامعه و دستگاههای اجرایی ارتباط کافی ندارند. از سوی دیگر، صنایع و سازمانها نیز همیشه نیازهای خود را بهصورت دقیق و فناورانه تعریف نمیکنند یا سازوکار مناسبی برای بهرهگیری از ظرفیت دانشگاه ندارند. در نتیجه، گاهی پژوهشگر محصولی تولید میکند که مشتری مشخصی ندارد و در مقابل، دستگاه اجرایی نیز مسألهای دارد که به جامعه علمی منتقل نشده است.
برای کاهش این فاصله، باید نظامی تقاضامحور برای شناسایی مسائل کشور ایجاد شود؛ بهگونهای که دستگاههای اجرایی، صنایع، دانشگاهها و شرکتهای فناور از ابتدای تعریف پروژه در کنار یکدیگر قرار گیرند. همچنین لازم است ارزیابی پژوهشگران صرفاً بر تعداد مقالات متکی نباشد و حل مسأله، تولید فناوری، اثرگذاری اجتماعی و ایجاد ارزش اقتصادی نیز در این ارزیابیها جایگاه جدیتری پیدا کند.
جهاد دانشگاهی به دلیل برخورداری همزمان از ظرفیت دانشگاهی، پژوهشی، فناورانه، آموزشی و اجرایی، یکی از مناسبترین نهادها برای تکمیل این زنجیره است. اکنون باید تجربههای موفق گذشته به یک الگوی فراگیر و سازمانیافته در سراسر این نهاد تبدیل شود.
با توجه به اینکه در مرکز راهبری پژوهش و پیشرفت هوش مصنوعی فعالیت میکنید، هوش مصنوعی امروز چه جایگاهی در برنامههای جهاد دانشگاهی دارد؟
هوش مصنوعی امروز صرفاً یک رشته دانشگاهی یا ابزار نرمافزاری نیست؛ بلکه یک فناوری زیربنایی و تحولآفرین است که میتواند ساختارهای اقتصادی، صنعتی، آموزشی، درمانی، فرهنگی و مدیریتی را دگرگون کند. به همین دلیل، این فناوری باید در برنامههای کلان جهاد دانشگاهی جایگاهی راهبردی و فرابخشی داشته باشد و بهعنوان یک توانمندساز در تمامی حوزههای تخصصی این نهاد مورد استفاده قرار گیرد.
تأسیس مرکز راهبری پژوهش و پیشرفت هوش مصنوعی جهاد دانشگاهی نیز با هدف شناسایی، سازماندهی و همافزایی ظرفیتهای پراکنده این نهاد در حوزه هوش مصنوعی صورت گرفته است. مرکز میکوشد میان پژوهشگاهها، پژوهشکدهها، واحدهای استانی، مراکز آموزشی، شرکتهای دانشبنیان، صنایع و دستگاههای اجرایی ارتباطی نظاممند ایجاد کند تا پژوهشهای هوش مصنوعی به راهکارها، محصولات و خدمات قابل استفاده تبدیل شوند.
راهاندازی «سرای هوش مصنوعی استان لرستان» با محوریت جهاد دانشگاهی استان لرستان، یکی از اقدامات عملی در این مسیر است. در نخستین گام، بیش از ۴۰ نفر از نخبگان و متخصصان هوش مصنوعی در قالب تیمهای تخصصی این سرا جذب و سازماندهی شدهاند. این تیمها در تعامل با مرکز راهبری و مدیران استانی، مسائل و چالشهای اولویتدار استان را شناسایی میکنند تا راهکارهایی مبتنی بر داده، یادگیری ماشین و الگوریتمهای هوش مصنوعی برای آنها ارائه شود. برنامهریزی برای راهاندازی سراهای هوش مصنوعی در سایر استانها نیز در دستور کار قرار دارد.
برگزاری مجموعه نشستهای تخصصی هوش مصنوعی و نشستهای معرفی کتابهای مرتبط با این فناوری در رشتههای مختلف، با حضور نویسندگان آثار، از دیگر برنامههای مرکز است که بهصورت منظم و ماهانه ادامه خواهد یافت. هدف نهایی این است که هوش مصنوعی از یک موضوع محدود تخصصی خارج شود و در تمام بخشهای جهاد دانشگاهی، به ابزاری برای افزایش بهرهوری و حل مسائل کشور تبدیل شود.
به نظرتان، جهاد دانشگاهی در حوزه هوش مصنوعی باید بیشتر روی تولید فناوری و مدلهای بومی تمرکز کند یا استفاده از فناوریهای موجود و بومیسازی آنها؟
معتقدم، قرار دادن این دو رویکرد در برابر یکدیگر صحیح نیست؛ ما به یک راهبرد ترکیبی و هوشمندانه نیاز داریم. در حوزههایی که با استقلال علمی، امنیت دادهها، زبان فارسی، سلامت، زیرساختهای حیاتی، حکمرانی و منافع راهبردی کشور ارتباط دارند، باید به سمت تولید فناوری، مدلها، مجموعهدادهها و سکوهای بومی حرکت کنیم؛ زیرا وابستگی کامل در این حوزهها میتواند کشور را با مخاطرات جدی مواجه سازد.
در مقابل، در حوزههایی که فناوریهای متنباز یا راهکارهای معتبر جهانی وجود دارند، منطقی نیست تمام مسیر را دوباره از ابتدا طی کنیم. در چنین مواردی باید فناوری موجود را بهدرستی انتخاب کرده، دانش فنی آن را فراگرفته و متناسب با زبان، فرهنگ، قوانین، دادهها و نیازهای کشور توسعه و بومیسازی کنیم.
بومیسازی نیز نباید صرفاً به ترجمه رابط کاربری یا تغییر نام یک محصول خارجی محدود شود. بومیسازی واقعی زمانی اتفاق میافتد که متخصصان داخلی بتوانند فناوری را درک کنند، توسعه دهند، خطاهای آن را برطرف کنند، امنیت آن را ارزیابی کنند و بدون وابستگی انحصاری، آن را نگهداری و ارتقا دهند. دسترسی و تسلط بر کدهای منبع، مدلها، مستندات فنی و دادههای مورد استفاده نیز از الزامات این استقلال است.
بنابراین، راهبرد مناسب این است که در فناوریهای حیاتی و مزیتساز، تولیدکننده باشیم و در سایر حوزهها، با بهرهگیری هوشمندانه از دانش جهانی، بهسرعت راهکارهای متناسب با نیاز کشور را توسعه دهیم. هدف نهایی نباید صرفاً تولید یک الگوریتم باشد بلکه باید ایجاد توانمندی پایدار، محصول قابل اتکا و ارزش اقتصادی و اجتماعی برای کشور باشد.
یکی از مأموریتهای جهاد دانشگاهی، حل مسائل کشور است. مرکز راهبری پژوهش و پیشرفت هوش مصنوعی در حال حاضر روی حل کدام مسأله واقعی کشور با استفاده از هوش مصنوعی کار میکند؟
یکی از مسائل جدی کشور، پراکندگی دادهها و دشواری دسترسی مدیران به اطلاعات یکپارچه، دقیق و بههنگام برای تصمیمگیری است. دستگاههای اجرایی دادههای فراوانی در اختیار دارند اما این دادهها غالباً جزیرهای، ناهمگون و غیرقابل تجمیع هستند. در نتیجه، مدیران هنگام مواجهه با مسائل پیچیده یا بحرانها، تصویر جامع و برخطی از شرایط در اختیار ندارند.
در پاسخ به این نیاز، یکی از طرحهای مهم مرکز، طراحی و توسعه الگوی «سامانه اتاق فرمان هوشمند استان» است. این سامانه با هدف تجمیع و یکپارچهسازی دادههای دستگاههای اجرایی، ارائه داشبوردهای مدیریتی برخط، پایش شاخصهای کلیدی توسعه، رصد پروژهها و مصوبات، تحلیل روندها، شناسایی نقاط بحرانی و تولید هشدارها و گزارشهای تصمیمیار طراحی شده است. چنین سامانهای میتواند در موضوعاتی مانند مدیریت بحران، منابع آب، محیطزیست، سلامت، حملونقل، مسائل اجتماعی، اشتغال، مدیریت شهری و ارزیابی عملکرد دستگاهها به مدیران کمک کند. در شرایط بحرانی نیز سرعت دسترسی به دادههای معتبر و تشخیص بهموقع تغییرات، نقش مستقیمی در کیفیت تصمیمها و کاهش خسارتها دارد.
البته توسعه سامانههای هوشمند، بدون ارتقای دانش و آمادگی مدیران به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. یکی دیگر از مسائل واقعی کشور، پایین بودن سطح سواد هوش مصنوعی در بخشی از ساختارهای مدیریتی و اجرایی است. مدیران و مسئولان دستگاهها باید بتوانند ظرفیتها و محدودیتهای هوش مصنوعی را بشناسند، مسأله خود را بهدرستی تعریف کنند، کیفیت خروجی سامانهها را ارزیابی کنند و نسبت به مخاطراتی مانند خطای الگوریتمی، امنیت دادهها، حریم خصوصی، سوگیری و وابستگی فناورانه آگاهی داشته باشند.
بر همین اساس، مرکز برای طراحی و برگزاری دورههای آموزشی ویژه مدیران، مسئولان و کارشناسان دستگاههای اجرایی با عنوان سواد هوش مصنوعی برنامهریزی کرده است. این آموزشها در چارچوب سرفصلهای مجاز و متناسب با مسئولیتهای مدیریتی ارائه خواهند شد و موضوعاتی مانند مفاهیم پایه هوش مصنوعی، حکمرانی داده، تصمیمگیری دادهمحور، شناسایی کاربردهای هوش مصنوعی در هر دستگاه، ارزیابی طرحها و پیشنهادهای فناورانه، امنیت و محرمانگی دادهها، ملاحظات حقوقی و اخلاقی و نحوه نظارت انسانی بر سامانههای هوشمند را در بر خواهند گرفت.
هدف ما این نیست که مدیران به برنامهنویس یا متخصص الگوریتم تبدیل شوند؛ بلکه باید بتوانند زبان این فناوری را بفهمند، پرسش درست مطرح کنند، نیاز سازمان خود را به پروژهای قابل اجرا تبدیل کنند و درباره استفاده یا عدم استفاده از هوش مصنوعی، تصمیمی آگاهانه و مسئولانه بگیرند. معتقدیم، استقرار حکمرانی هوشمند بدون برخورداری مدیران از سواد هوش مصنوعی امکانپذیر نیست.
مسیر مکمل مرکز، استفاده از ظرفیت نخبگان هر استان برای حل مسائل بومی است. در سرای هوش مصنوعی لرستان، بیش از ۴۰ نخبه و متخصص در تیمهای تخصصی سازماندهی شدهاند تا با شناسایی مسائل استان، راهکارهایی مبتنی بر داده و الگوریتمهای هوش مصنوعی ارائه کنند. این الگو میتواند در سایر استانها نیز اجرا شود؛ بهگونهای که هر سرای هوش مصنوعی، بر اساس مزیتها و چالشهای منطقه خود، از کشاورزی و منابع طبیعی گرفته تا صنعت، معدن، سلامت، محیطزیست و مدیریت شهری، مأموریتهای مشخصی را دنبال کند. بنابراین، رویکرد مرکز در حل مسائل کشور، بر سه محور مکمل استوار است: توسعه سامانههای هوشمند و تصمیمیار، ارتقای سواد هوش مصنوعی مدیران و دستگاههای اجرایی و سازماندهی ظرفیت نخبگان برای ارائه راهکارهای بومی و مسألهمحور.
با وجود سابقه طولانی جهاد دانشگاهی در پژوهش و فناوری، چرا هنوز بسیاری از دستاوردهای این نهاد برای عموم مردم شناختهشده نیست؟
جهاد دانشگاهی در بسیاری از دورهها بیشتر بر «انجام کار» متمرکز بوده تا «روایت کار». نتیجه آن شده است که حجم قابلتوجهی از فعالیتها و دستاوردهای علمی و فناورانه این نهاد، آنگونه که شایسته است برای افکار عمومی معرفی نشدهاند.
دلیل دیگر این است که بسیاری از دستاوردها با نام پژوهشگاهها، پژوهشکدهها، شرکتها یا مراکز تخصصی زیرمجموعه شناخته میشوند و مخاطب عمومی الزاماً ارتباط آنها با مجموعه جهاد دانشگاهی را نمیداند. در برخی پروژهها نیز محصول یا فناوری در اختیار یک دستگاه اجرایی یا صنعت قرار گرفته اما نقش علمی و فناورانه جهاد دانشگاهی در تولید آن برای جامعه توضیح داده نشده است.
همچنین زبان معرفی دستاوردهای علمی گاهی بیش از اندازه تخصصی است. مردم بیش از آنکه بخواهند جزئیات فنی یک الگوریتم یا دستگاه را بدانند، میخواهند متوجه شوند این فناوری چه مسألهای را حل کرده، چه هزینهای را کاهش داده، چه خدمتی را بهبود بخشیده و چه تأثیری بر زندگی آنان داشته است.
برای جبران این ضعف، باید یک نظام منسجم برای مستندسازی و روایت دستاوردها ایجاد شود. تولید گزارشهای قابل فهم، ارائه عمومی نتایج پروژهها، استفاده مؤثر از رسانهها، معرفی پژوهشگران و فناوران و نشان دادن آثار ملموس هر دستاورد در زندگی مردم ضروری است. در واقع، اطلاعرسانی علمی یک فعالیت جانبی نیست؛ بخشی از مسئولیت اجتماعی نهادهای علمی و فناورانه است.
آیا جهاد دانشگاهی در حوزه هوش مصنوعی از کشورهای پیشرو منطقه عقب افتاده است؟ اگر پاسخ مثبت است، مهمترین دلیل این عقبماندگی چیست؟
پاسخ صادقانه این است که نمیتوان درباره همه ابعاد هوش مصنوعی یک حکم واحد صادر کرد. جهاد دانشگاهی و بهطور کلی کشور، از نظر نیروی انسانی مستعد، توان علمی، پژوهشگران جوان و ظرفیت دانشگاهی، قابلیتهای قابلتوجهی دارند. بنابراین، مشکل اصلی کمبود استعداد یا دانش پایه نیست.
اما اگر معیار را میزان سرمایهگذاری، دسترسی به زیرساختهای پردازشی، ایجاد مراکز داده، توسعه مدلهای بزرگ، سرعت تجاریسازی و تبدیل دانش به محصولات فراگیر در نظر بگیریم، باید بپذیریم که میان ما و برخی کشورهای پیشرو منطقه فاصله ایجاد شده است. این کشورها طی سالهای اخیر با سرمایهگذاریهای متمرکز، تأمین زیرساختهای پردازشی و جذب نیروهای متخصص، برنامههای منسجمی را دنبال کردهاند.
مهمترین دلیل این فاصله، پراکندگی تصمیمگیری و منابع است. در کشور ظرفیتهای علمی متعددی وجود دارد، اما این ظرفیتها همواره در قالب یک برنامه منسجم ملی به یکدیگر متصل نشدهاند. محدودیت دسترسی به پردازندههای پیشرفته، نبود زیرساخت پردازشی اشتراکی، پراکندگی و دسترسناپذیری دادهها، مهاجرت نیروهای متخصص، کمبود سرمایهگذاری پایدار و طولانی بودن فرایندهای اداری و قراردادی نیز این فاصله را تشدید کردهاند.
در جهاد دانشگاهی نیز ظرفیتهای ارزشمندی در واحدها و پژوهشگاههای مختلف وجود دارد اما سازماندهی و همافزایی این توانمندیها متناسب با سرعت تحولات هوش مصنوعی نبوده است. تأسیس مرکز راهبری پژوهش و پیشرفت هوش مصنوعی، اقدامی برای کاهش این پراکندگی و تبدیل ظرفیتهای موجود به یک شبکه هدفمند و ملی است.
البته هنوز فرصت جبران وجود دارد. ایران نباید صرفاً وارد رقابت هزینهای با کشورهای ثروتمند منطقه شود؛ بلکه باید بر مزیتهای واقعی خود از جمله نیروی انسانی توانمند، زبان فارسی، دادههای بومی و حوزههایی مانند سلامت، انرژی، معدن، کشاورزی، مدیریت بحران و حکمرانی هوشمند تمرکز کند. اگر هوش مصنوعی به یک اولویت واقعی تبدیل شود و منابع، زیرساخت، داده و حمایت مدیریتی متناسب با اهمیت آن فراهم آید، جهاد دانشگاهی میتواند با اتکا به دانش، خودباوری، شبکه گسترده تخصصی و کار جهادی، بخشی از این فاصله را جبران کرده و در برخی حوزههای منتخب به مرجع علمی و فناورانه منطقه تبدیل شود.
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد