پیرمرد بارها هدف حمله کلاغ قرار گرفته بود. برای همین سوالاتی در مورد اینکه ماجرای پیرمرد و کلاغ از کجا و چطور آغاز و سرانجام به کجا ختم شد، بین اهالی مجازی مطرح بود که این معما را در گفتوگو با تصویربردار این ماجرای جذاب حل کردیم.
فردین قزلو عکاس و فیلمبردار صحنه بامزه جدال کلاغ با پیرمرد است که لحظات غافلگیرکننده بین آن دو را به تصویر کشید و بازتاب فراوانی در فضای مجازی بههمراه داشت. برخلاف صدای بسیار جوانش، ۶۰سال دارد و از سال ۱۳۷۱ در حوزه تخصصی خودش فعالیت کرده. ماجرای این فیلم به تقریبا ۹ سال پیش و زمانی برمیگردد که قزلو در برنامه «تازه شو» مشغول فعالیت بود و قرار بود از موضوعات جالب فیلمبرداری کند و از شبکه پخش شود. در روزهایی که قزلو دنبال ماجرایی برای ضبط بود، خیلی اتفاقی با کلاغ سمج و پیرمرد در یکی از پارکهای شرق تهران روبهرو شد و حوادث بامزهای رقم خورد.
قزلو در توضیح ماجرای آن روز به جامجم میگوید: «یکی از دوستانم گفت اگر کاری نداری به پارک برویم و شطرنج بازی کنیم. مشغول بازی بودیم که پیرمردی وارد پارک شد و دوستم گفت دوباره این آقا آمد. پرسیدم او مگر کیست؟ گفت این مرد هربار که به پارک میآید، کلاغی به او حمله میکند. موضوع برایم جالب شد. به دوستم گفتم میتوانم با او صحبت کنم، که گفت مشکلی ندارد. از پیرمرد پرسیدم درست است که کلاغ به شما حمله میکند، که گفت همینطور است. این کلاغ منتظر میماند تا به یک جای خوب برسم و به من حمله کند! البته من شانس آوردم که فقط همین یک کلاغ به من حمله میکند. فردی بود که به کلاغی دست زده بود و چند کلاغ به او حمله میکردند. گفتم میتوانم این موضوع را تبدیل به فیلم کنم. شاید از شبکه دو پخش شود. پیرمرد قبول کرد و گفت چراکه نه. مردم آموزش میبینند که هرگز به جوجه کلاغ نزدیک نشوند. زیرا کلاغ روی جوجهاش حساس است و اگر شما به جوجه کلاغ دست بزنی، کلاغ مادر این را به حساب مهربانی شما نمیگذارد و فکر میکند قصد آزار جوجهاش را داری. گفتم فردا صبح دوربین میآورم و شما هم آماده باش تا فیلم ضبط کنیم. صبح روز بعد، دوربین کوچکی پشت گردن پیرمرد نصب و با یک گوشی معمولی فیلم را ضبط کردم. واقعا همینطور بود. کلاغ به پیرمرد حمله میکرد. این ماجرا سه سال ادامه داشت.»
اینکه چرا کلاغ به پیرمرد حمله میکرد، سوالی بود که قزلو به آن پاسخ میدهد: «ماجرا از این قرار بود که یک روز پیرمرد دید جوجه کلاغی روی زمین افتاده و برای همین جوجه را به خانهاش که درست روبهروی همان پارک بود برد تا تیمار کند. جوجه یکی دو روزی در خانهاش بود تا کمی حالش بهتر شود و حیوان دیگری نتواند به او حمله کند. بعد از این مدت، پیرمرد جوجه را برداشت و گذاشت روی دیوار، اما پس از آن کلاغ مادر دیگر دستبردار نبود. کلاغ حتی خانه پیرمرد را هم یاد گرفته بود و هر زمان که از خانهاش خارج میشد تا پارک، مسجد یا جای دیگری برود به او حمله کرده و سعی میکرد او را زخمی کند. کلاغ یکبار در جریان حمله سعی کرده بود چشم پیرمرد را کور کند و آنقدر به حملاتش ادامه داده بود که درست یک سانتیمتری چشم پیرمرد را زخمی کرده بود که جای ضربه را نشانم داد.»
هشت سال از این ماجرا گذشته بود که قزلو تصمیم گرفت فیلم را در صفحه اینستاگرامش منتشر کند تا به مردم برای نزدیک نشدن به کلاغها و جوجههایشان هشدار دهد، اما تصورش هم را نمیکرد تا این حد از فیلم استقبال شود و بسیاری از صفحات اجتماعی آن را منتشر کنند: «در جریان انتشار، خیلیها نامم را که روی فیلم درج شده بود پاک کردند و به نام خود منتشر کردند. مردم در فضای مجازی واکنشهایی نسبت به این فیلم نشان دادند که به مذاق کسی که ادعا میکرد از بستگان آن پیرمرد است خوش نیامد و اعتراض کرد. برای همین دوباره به در خانه او رفتم تا مطمئن شوم از انتشار فیلم ناراحت است یا خیر. این بار که او را دیدم، خیلی پیر شده بود و در حال حاضر ۹۰ساله است. گفتم شما از انتشار فیلم ناراضی هستید؟ گفت خیر و ادامه داد که کار بسیار درستی انجام دادید.»
«بالاخره این کلاغ دست از سر شما برداشت یا خیر؟»
این سوالی بود که قزلو از پیرمرد پرسید و او نیز در پاسخ گفت: «کلاغ خیلی به من حمله میکرد، اما آنقدر به او گوشت و جگر دادم تا دست از سرم برداشت و رفت. خیلی مایل بودم از سرانجام کار کلاغ و آن پیرمرد تصویر بگیرم، اما بهدلیل حاشیههایی که ممکن بود دوباره بهوجود بیاید، از این کار منصرف شدم. اگر فیلم میگرفتم، مطمئن هستم باز گل میکرد. این هم سرانجام کلاغ سمج و پیرمرد.»
گلپایگانی در گفتوگو با جامجم آنلاین:
رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی:
رئیس مدارس سمپاد در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین: