در جست‌وجوی آرامش؛ از زمین تا آسمان رضوی

ملا
دوم شهریور بود؛ روزی که دل‌ها برای رسیدن به سوی آرامش می‌تپید. در همراهی با همسرعزیزم و فرزندم، علی، بال‌های شوق گشودیم و راهی مشهد مقدس شدیم.
کد خبر: ۱۵۶۵۲۲۹
نویسنده دکتر سید نظام مولا‌هویزه - شاعر و نویسنده

در این مسیر، گویی تقدیر می‌خواست که ما تنها نباشیم؛ علیرضا حسین‌زاده و فرزاد مهرجویی‌جوادی، در همان لحظه‌ای که هواپیما از زمین جدا شد و به‌سوی آسمان پر کشید، همدل و هم‌سفر ما شدند و گرمای حضورشان، خنکای سفر را دوچندان کرد. سپس، گویی زنجیره این پیوند دلتنگی کامل شد و دکتر منصور منتظری، علیرضا فرجی و سروش ستایش نیز به این کاروان ملحق شدند. ما نه تنها همسفر، که در اندوه و اشتیاق، سایه به سایه در کنار هم بودیم
در فضای غریب و مهیب حرم، جایی که صدای هیاهوی گریه زائران در هر گوشه می‌پیچد و هر کسی باری از غم را به پیشگاه آقا می‌ریزد، ما در سکوتی تکان‌دهنده ایستاده بودیم. بوی عود و گلاب با صدای ناله‌های ممتد زائران درهم آمیخته و هر صدای گریه‌ای، گویی تکراری از یک درد قدیمی بود.
در آن لحظات، در حالی‌که دست فرزندم علی و همسرم را می‌فشردم، یاد مظلومیتی افتادم که در پس این شکوه حرم نهفته است. به یاد نوه عزیز رهبری افتادم؛ کسی که در مسیر حق، چه تازیانه‌هایی بر شانه‌هایش نشست و به یاد عروس مظلوم ایشان، دختر استاد قلم و سیاست، دکتر حداد‌عادل که در سکوتی صبورانه، بار سنگین این مظلومیت را 
بر دوش می‌کشد. در زیر گنبد کبود آقا، جایی که هر تپش قلبی به فریاد تبدیل می‌شود، در کنار خانواده، اندوهی غریب، اما شیرین در دل داشتیم. در زیارت مرقد رضای قدوس (ع)، هر یک از ما تکه‌ای از غم‌های‌مان را به پیشگاه ایشان ریختیم. در آن لحظات، در میان ازدحام زائران، حس کردیم که تمام این همراهی‌ها و پیوند‌های انسانی، تنها برای این بود که در نهایت، در کنار هم، سر بر آستان کریمان بگذاریم و از غوغای دنیا، به آرامش ابدی زیارت پناه ببریم.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها