رئیسجمهور آمریکا با استناد به «تهدید غیرعادی و فوق العاده» ناشی از تجهیزات برق تولیدشده در خارج، وضعیت اضطراری ملی در ارتباط با شبکه برق این کشور را اعلام کرد. ترامپ در متن فرمان هشدار داده است که برخی تجهیزات خارجی میتوانند درهای پشتی دیجیتال، قابلیت دسترسی از راه دور یا آسیبپذیریهایی داشته باشند که امکان خرابکاری، دسترسی غیرمجاز، اقدام مخرب و ایجاد اختلال در شبکه برق آمریکا را فراهم کند. از نگاه کاخ سفید، مسأله فقط یک حمله سایبری معمولی نیست؛ بلکه نفوذ به تجهیزاتی است که در قلب شبکه تولید و انتقال برق آمریکا قرار گرفتهاند. واشنگتن اکنون نگران است که یک قطعه وارداتی که در ظاهر فقط وظیفه انتقال، کنترل یا تنظیم برق را برعهده دارد، در شرایط بحرانی به دروازه ورود دشمن به شبکه حیاتی آمریکا تبدیل شود.
ترس از خاموشی ابرقدرت
اهمیت این فرمان زمانی روشنتر میشود که بدانیم شبکه برق برای آمریکا فقط یک خدمت عمومی نیست؛ ستون فقرات اقتصاد، صنایع دفاعی، مراکز داده، ارتباطات، خدمات اضطراری و زیرساختهای حیاتی این کشور است.
کاخ سفید صراحتا اعلام کرده رشد سریع مراکز داده، هوش مصنوعی، تولید پیشرفته و صنایع دفاعی، وابستگی آمریکا به برق فراوان و مطمئن را افزایش داده و به همین دلیل پیامدهای یک حمله یا اختلال موفق در شبکه برق امروز بسیار سنگینتر از گذشته خواهد بود. این بخش از فرمان ترامپ یک واقعیت مهم را آشکار میکند: هرچه آمریکا بیشتر به اقتصاد دیجیتال و جنگ فناورانه وابسته شده، نقاط آسیبپذیر آن نیز بیشتر شده است.
کابوس جدید واشنگتن
یکی از مهمترین نکات فرمان ترامپ، اشاره مستقیم به احتمال وجود «درهای پشتی دیجیتال» در تجهیزات خارجی است.
کاخ سفید میگوید برخی تجهیزات ممکن است به گونهای طراحی یا پیکربندی شده باشند که یک بازیگر خارجی بتواند از راه دور به آنها دسترسی پیدا کند. در این صورت، تهدید دیگر فقط یک حمله هکری از بیرون نیست؛ بلکه خود تجهیزات نصبشده در شبکه میتوانند به نقطه نفوذ تبدیل شوند. این یعنی آمریکا در حال مواجهه با یک تغییر اساسی در تعریف «امنیت زیرساخت» است.
چین در تیررس؛ جنگ اقتصادی در شبکه برق
گرچه فرمان ترامپ نام چین را بهطور مستقیم در متن اصلی ممنوعیت ذکر نمیکند، اما این اقدام در فضای رقابت شدید فناوری و اقتصادی واشنگتن و پکن معنا پیدا میکند. رویترز نیز این تصمیم را در چارچوب تلاش گستردهتر دولت ترامپ برای مقابله با تهدیدات فناوریمحور، بهویژه از سوی چین، ارزیابی کرده است. پیشتر نیز درباره تجهیزات ارتباطی ناشناس در برخی اینورترهای خورشیدی ساخت چین در آمریکا نگرانیهایی مطرح شده بود؛ بنابراین جنگ چین و آمریکا دیگر فقط برسر تعرفهها، تراشهها و شرکتهای فناوری نیست؛ بلکه کنترل زیرساختهای حیاتی را نیز شامل میشود هست. واشنگتن میداند که چین در بسیاری از زنجیرههای صنعتی جهان حضور پررنگ دارد؛ بنابراین اگر آمریکا نتواند تجهیزات حساس خود را بدون وابستگی خارجی تأمین کند، در صورت وقوع بحران، همین وابستگی میتواند به اهرم فشار علیه واشنگتن تبدیل شود. از همین رو، ترامپ عملا در حال امنیتیکردن زنجیره تأمین آمریکاست.
آمریکا از چه چیزی میترسد؟
رئیسجمهور آمریکا تهدید را در سه سطح تعریف کرده است: خرابکاری و دستکاری شبکه، دسترسی غیرمجاز و اقدام مخرب از راه دور، و اختلال در زنجیره تأمین. اکنون آمریکا خود را با یک مسأله بالقوه عظیم مواجه میبیند: اگر بخشی از تجهیزات موجود واقعا ناامن تشخیص داده شود، جایگزینی آنها نیازمند زمان، سرمایهگذاری و ظرفیت صنعتی است؛ بنابراین فرمان ترامپ همزمان که تلاشی برای افزایش امنیت آمریکاست، سندی از عمق نگرانی واشنگتن درباره وضعیت فعلی زیرساختهایش نیز محسوب میشود.
ایران؛ جبهه دوم جنگ سایبری
در این میان، نباید از یک تحول مهم دیگر غافل شد. همزمان با تشدید جنگ آمریکا با ایران، نهادهای امنیتی آمریکا در روزهای اخیر نسبت به حملات سایبری منتسب به هکرهای ایرانی علیه زیرساختهای حیاتی هشدار دادهاند.
گزارشهای اخیر از هدف قرار گرفتن سامانههای صنعتی و کنترلکنندههای مورد استفاده در زیرساختهایی مانند آب، انرژی و تولید حکایت دارد. این مسأله برای واشنگتن اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا جنگ امروز دیگر صرفا در آسمان، دریا یا میدان نبرد زمینی اتفاق نمیافتد. شبکه برق، آب، بندر، پالایشگاه، کارخانه و مرکز داده همگی میتوانند به میدان نبرد تبدیل شوند.
به همین دلیل است که فرمان جدید ترامپ را باید در کنار تحولات جنگ سایبری دید. آمریکا از یک سو با چین درگیر رقابت فناوری و زنجیره تأمین است و از سوی دیگر در بحبوحه جنگ با ایران، نگران حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی خود است.
در واقع واشنگتن با یک تهدید چندلایه مواجه شده است؛ تهدیدی که از تجهیزات وارداتی تا نرمافزار، از زنجیره تأمین تا حمله سایبری امتداد پیدا میکند.
جنگی که به داخل آمریکا کشیده شده است
اهمیت سیاسی این فرمان زمانی بیشتر میشود که آن را در کنار وضعیت جنگی آمریکا در منطقه قرار دهیم.
جنگ آمریکا با ایران برخلاف برآوردهای اولیه واشنگتن طولانی شده و هزینههای نظامی و اقتصادی قابل توجهی بر آمریکا تحمیل کرده است. گزارشهای اخیر از فشار بر ذخایر تسلیحات، بهویژه موشکهای رهگیر پاتریوت، و افزایش فشار مالی بر ارتش آمریکا خبر میدهند.
در همین حال، جنگ در منطقه بر بازار انرژی و مسیرهای تجارت جهانی نیز اثر گذاشته است. تداوم بحران در تنگه هرمز، که یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان به شمار میرود، کشورهای منطقه را نیز به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین سوق داده است. در چنین شرایطی، آمریکا نمیتواند صرفا توانایی حمله کردن را معیار قدرت خود بداند. قدرت واقعی در جنگ طولانی، توانایی تحمل ضربه و حفظ عملکرد داخلی است. اگر یک قدرت بزرگ بتواند هزاران کیلومتر دورتر عملیات نظامی انجام دهد، اما همزمان مجبور باشد برای حفاظت از شبکه برق خود وضعیت اضطراری اعلام کند، باید پذیرفت که مفهوم قدرت در حال تغییر است.
آمریکا سالها تلاش کرده بود تصویری از یک قدرت نفوذناپذیر ارائه دهد؛ قدرتی که میتواند بحران را در دیگر کشورها ایجاد یا مدیریت کند، اما خود از آسیبهای ساختاری مصون بماند. آمریکا سالها از وابستگی اقتصادی کشورها به زنجیرههای جهانی برای اعمال فشار سیاسی استفاده کرده است. امروز، واشنگتن در حال تلاش برای کاهش وابستگی به همین زنجیرههاست.
این تناقض، یکی از نشانههای مهم تغییر نظم جهانی است. در دورهای که چین به رقیب صنعتی و فناوری آمریکا تبدیل شده و ایران نیز در میدان تقابل نظامی و اقتصادی، هزینههای سنگینی بر محاسبات واشنگتن تحمیل کرده، آمریکا دیگر نمیتواند امنیت خود را صرفا با برتری نظامی تعریف کند.
رئیس کل بانک مرکزی: با تدبیر رئیسجمهور مقرر شده کسری منابع پیشین کالابرگ از منبع دیگری تامین و مطالبات فروشگاهها هرچهسریعتر تسویه شود
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم
گفتوگوی جام جم با مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران