چرا دیگر اثری شبیه فرندز ساخته نمی‌شود؟

بررسی چرایی تکرارنشدن موفقیت افسانه‌ای سریال فرندز در دوران مدرن؛ از دگرگونی الگوی مصرف رسانه‌ای نسل زد تا بحران در اتاق نویسندگان سیتکام‌های امروزی
همه ما سریال فرندز را می‌شناسیم یک کمدی موقعیت (سیتکام) پرطرفدار که در دهه نود میلادی منتشر شد و توانست به موفقیت‌هایی دست پیدا کند که کمتر مجموعه تلویزیون به آن رسیده است. علاوه بر خرده فرهنگ‌هایی که این مجموعه توانست وارد جامعه جهانی کند توانسته است در میان آثار محبوب نوجوانان و جوانان که آنها را به عناون نسل زد می‌شناسیم قرار بگیرد. اما با وجو این حجم از محبوبیت چرا دیگر نسخه‌ای به روزتر از فرندز ساخته نشد یا سریال‌های کمدی سیتکام نتوانسته‌اند به چنین جایگاهی برسند؟
کد خبر: ۱۵۶۴۹۰۲
نویسنده امیرحسین حیدری / جام جم آنلاین
به گزارش جام جم آنلاین؛ هیچ سیتکامی مانند فرندز نتوانسته بر جامعه خود تاثیرگذار باشد؛ یک سریال به ظاهر ساده در دهه نود میلادی درباره شش دوست بیست و چند ساله در منهتن که به محبوب‌ترین تصویر از «نسل X» (متولدین ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰) تبدیل شد. در تمام ده فصل پخش از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴، میانگین بینندگان زنده این سریال هرگز از ۲۰ میلیون نفر کمتر نشد. تنها قسمت پایانی این سریال حدود ۵۲.۵ میلیون بیننده آمریکایی داشت که آن را به پربیننده‌ترین اپیزود تلویزیونی دهه ۲۰۰۰ تبدیل کرد.
 
 
رقابت نابرابر سیتکام‌های مدرن با شبکه‌های اجتماعی
اصلی‌ترین دلیل موفقیت سریال فرندز را می‌توان در جایگاه تلویزیون در دهه نود میلادی جست‌و‌جو کرد، در آن زمان یک اثر تلویزیونی مجبور نبود تا با انبوهی از محتوا و گشت و گذار در دنیای بی‌انت‌های فضای مجازی رقابت کند. در حالی که سیتکام‌های نسل زد با چنین رقیب سرسختی باید رقابت کنند؛ طبق گزارش‌های منتشر شده ۴۳ درصد از نسل زد (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) یوتیوب یا شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر ویدیو را به استریم‌های پولی (۳۷ درصد) یا تلویزیون سنتی (۱۲ درصد) ترجیح می‌دهند.
 
 
زوال پیوند عاطفی مخاطب با کاراکتر‌ها
علاوه بر این سیتکام‌های سنتی که از تلویزیون‌های کابلی پخش می‌شدند همیشه بیش از ۲۰ قسمت در هر فصل داشتند (که دلیل آن به سودآوری پخش مجدد آن بر می‌گشت بود). در حالی که سیتکام‌های مدرن در هر فصل چیزی بین هشت تا ده قسمت دارند و این یعنی مخاطب زمانی خیلی کمی برای زیست در کنار کاراکتر‌هایی دارد که آنها را از قاب نمایشگر خود - فارغ از اینکه موبایل باشد یا تلویزیون – می‌بیند و نتیجه این زمان کم آن است که مخاطب نمی‌تواند یک ارتباط عاطفی (همذات پنداری) قوی با کاراکتر‌ها برقرار کند.
 
 
شکاف عمیق نسلی میان خالقان اثر و مخاطبان
دیگر دلیلی که دیگر سریال در حد اندازه فرندز نمی‌بینیم به پشت صحنه تولید این آثار به خصوص تیم نویسندگی آنان بر می‌گردد. مثلا وقتی سریال فرندز را به عنوان یک نمونه موفق بررسی کنیم مشخص می‌شود که تیم نویسندگان آن در اوسط دهه سی سالگی بودند و با کاراکتر‌هایی که ساخته بودند از یک نسل بودند تا جایی که گاهی تجربه‌های شخصی خود از دانشگاه و زندگی در شهر نیویورک را وارد سریال کرده بودند. ولی نویسندگان سیتکام‌های مدرن یک فاصله نسلی با مخاطبان خود دارند که باعث می‌شود مخاطب نسل زد نتواند با آنها ارتباط برقرار کند. به عبارت دیگر کسانی که نویسندگی این آثار را بر عهده دارند از نسل هزاره یعنی متولدین ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ هستند در حالی که مخاطبان از نسل زد هستند که در بازه زمانی ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ متولد شده‌اند.
 
 
گم‌گشتگی آرامش در عصر اضطراب
هدفی که پشت ساخت کمدی‌های سیتکام وجود دارد معمولا معمولا خیلی ساده است، یافتن آرامش وقتی نشستی و تلویزیون می‌بینی یا به قول فرنگی‌ها چیل کردن! که فرندز توانست در این نقش عالی عمل کند. اما چیزی که دشوار شده است همین یافتن آرامش در میان نسل زد است که فرقی نداردزاده کجا باشند. دکتر یالدا تی. اولز، مدیر مرکز پژوهشگران و داستان‌گویان در UCLA، می‌گوید: «این نسل از یک پاندمی، کمبود‌های اقتصادی و یک محیط سیاسی ستیزه‌جو و بی‌اعتماد عبور کرده است.»
 
 
تقابل خوش‌بینی دهه نود با بن‌بست‌های امروز
به عنوان مثال نسل زد در کشور آمریکا بالاترین نرخ بیکاری دارد و فرصت‌های شغلی سطح مبتدی (افرادی که در بازار کار تازه وارد هستند) در حال محدود شدن هستند. از طرف دیگر هوش مصنوعی هم در حال کم کردن نیاز کارفرما به نیروی کار است و این موقعیت را با شخصیت‌های سریال فرندز مقایسه کنید که در میان خوش‌بینیِ دوران رونق تکنولوژی وارد بازار کار شدند و در نظرسنجی‌ها به عنوان افرادی «به‌شدت خوش‌بین» شناخته می‌شدند.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها