در گفت‌و‌گو با میثم مهدیار، جامعه‌شناس مطرح شد

از تاریخ استعمار تا تجربه نوجوانانه 

فرهنگ
نوجوان امروز را می‌شود از پشت صفحه گوشی‌اش دید؛ میان انبوهی از ویدئوها، پیام‌ها، بازی‌ها و روایت‌هایی که هر روز از مقابل چشمش عبور می‌کنند. چند ثانیه برای دیدن یک تصویر، چند دقیقه برای دنبال کردن یک داستان و گاهی فقط یک کلیک کافی است تا با موضوعی تازه روبه‌رو شود. جهان ارتباطی او با نوجوان چند دهه قبل فرق کرده؛ اما آیا این تفاوت به معنای تغییر خودِ نوجوان هم هست؟
کد خبر: ۱۵۶۵۲۱۸
نویسنده هدی سادات پاک نهاد - روزنامه نگار

شاید پاسخ را نباید در تفاوت گوشی‌ها، شبکه‌های اجتماعی و ابزار‌های ارتباطی جست‌و‌جو کرد. نوجوان امروز همچنان می‌خواهد دیده شود، سؤال بپرسد، هویت خود را پیدا کند، با دیگران ارتباط بگیرد و جهان اطرافش را بفهمد؛ همان نیاز‌هایی که نوجوانان نسل‌های قبل نیز با آنها روبه‌رو بوده‌اند. آنچه تغییر کرده، بیش از آن‌که «نیاز» باشد، «بستر» پاسخ دادن به این نیازهاست. همین تفاوت، کار فرهنگی برای نوجوان را با یک سؤال جدی مواجه می‌کند: آیا باید برای نسل امروز نسخه‌ای کاملا متفاوت نوشت یا کافی است همان مفاهیم و دغدغه‌های همیشگی را با زبان و ابزار‌های تازه روایت کرد؟ برای بررسی این مسأله و همینطور پویش هیستطوری سراغ دکتر میثم مهدیار، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، رفتیم.

 نوجوان امروز تا چه اندازه با نوجوانان نسل‌های گذشته متفاوت است؟ آیا واقعا با نسلی کاملا متفاوت مواجه‌ایم؟
برخلاف برخی بازنمایی‌ها که تلاش می‌کنند نوجوانان امروز و نیاز‌های آنان را کاملا متفاوت از نوجوانان نسل‌های گذشته معرفی کنند، نیاز‌های اساسی این گروه، به‌ویژه در حوزه‌های فکری، فرهنگی و اجتماعی، تغییر چندانی نکرده است.
گاهی نوجوان امروز به‌عنوان نسلی کاملا متفاوت با نسل‌های قبل و صاحب جهانی متفاوت معرفی می‌شود، اما نباید از این تفاوت، شکافی عمیق و بنیادین میان نسل‌ها ساخت. آنچه بیش از همه تغییر کرده، ابزار‌ها و شیوه‌های ارتباطی است، نه نیاز‌های اساسی نوجوانان.
نیاز‌های فرهنگی، اجتماعی و نیاز‌های اساسی نوجوانان همچنان تا حد زیادی مشابه گذشته است و آنچه بیش از همه دستخوش تغییر شده، ابزار و شیوه ارتباط است.
 پس اگر نیاز‌های اساسی نوجوان تغییر چندانی نکرده، مهم‌ترین تفاوت نوجوان امروز با نسل‌های قبل را باید در کجا جست‌و‌جو کرد؟
نوجوانان امروز نسبت به نسل‌های گذشته با طیف بسیار گسترده‌تری از ابزار‌های ارتباطی و رسانه‌ای مواجه‌اند و بخش قابل‌توجهی از زندگی، ارتباطات و دریافت‌های آنان در همین فضا‌ها شکل می‌گیرد. به همین دلیل، نمی‌توان برای ارتباط با نوجوان امروز همان شیوه‌هایی را به کار گرفت که شاید در گذشته جواب می‌داده است. محتوای فرهنگی و اجتماعی و همچنین فرآیند انتقال این مفاهیم و جامعه‌پذیر کردن نوجوانان نیز باید تا حد زیادی در همان فضای رسانه‌ای که نوجوانان در آن حضور دارند، دنبال شود.
 یعنی برای فعالیت فرهنگی در حوزه نوجوان، بیش از آن‌که با تغییر محتوا مواجه باشیم، با تغییر بستر مواجه‌ایم؟
دقیقا. نیاز‌های اساسی نوجوانان دستخوش تغییر بنیادینی نشده، اما برای ارتباط مؤثر با آنان باید ابزار و بستر ارتباطی متناسب با زندگی امروز را شناخت و از همان فضا‌هایی برای انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی بهره گرفت که نوجوانان در آنها حضور دارند.
 یکی از نمونه‌های تلاش برای استفاده از این بستر‌های جدید، پویش «هیسطوری» است. ارزیابی شما از این تجربه چیست؟
به نظرم آن وجه بازی‌وارسازی هیسطوری برای بچه‌ها خیلی جذاب است و بچه‌ها می‌توانند با آن ارتباط بگیرند.
نویسنده تلاش کرده محتوای تاریخی را در قالب یک روایت بازی‌وارشده و به شکلی جذاب‌تر در اختیار بچه‌ها قرار دهد. همین تلاش برای تبدیل محتوای تاریخی به روایتی بازی‌وار و جذاب، موجب شده است موضوعی مانند تاریخ استعمار که ممکن است در شکل معمول برای نوجوانان جذابیت کمتری داشته باشد، امکان بیشتری برای برقراری ارتباط با این گروه سنی پیدا کند.
 به نظر شما چه چیزی باعث می‌شود یک موضوع نسبتا سنگین و تخصصی مانند تاریخ استعمار برای نوجوان جذاب شود؟
مهم است که محتوای تاریخی صرفا به شکل انتقال اطلاعات ارائه نشود. وقتی چنین محتوایی در قالب یک روایت جذاب و بازی‌وار قرار می‌گیرد، نوجوان می‌تواند با آن درگیر شود و ارتباط فعال‌تری با موضوع پیدا کند.
هیسطوری از این جهت تجربه قابل توجهی است که تلاش کرده تاریخ را از قالب صرفا آموزشی و رسمی خارج کند و آن را به تجربه‌ای جذاب‌تر برای نوجوان تبدیل کند.
آیا می‌توان گفت یکی از درس‌های هیسطوری این است که برای علاقه‌مند کردن نوجوان به تاریخ، باید تاریخ را به زبان خودش روایت کرد؟
بله، شناخت زبان و ذائقه مخاطب نوجوان اهمیت زیادی دارد. محتوای تاریخی اگر با ابزار‌ها و شیوه‌هایی ارائه شود که برای نوجوان قابل ارتباط باشد، ظرفیت بیشتری برای دیده شدن و اثرگذاری خواهد داشت.
 برای این‌که تجربه‌هایی مانند هیسطوری به یک جریان مستمر فرهنگی تبدیل شوند، چه اقداماتی لازم است؟
یکی از نقاط قوت این پویش، شکل‌گیری همکاری میان حوزه هنری و آموزش و پرورش و قرار گرفتن آن در بستر «شاد» بوده است. این ظرفیت می‌تواند در صورت تقویت، زمینه دسترسی گسترده‌تر نوجوانان به محتوای فرهنگی را فراهم کند.
البته این همکاری نباید به یک مشارکت مقطعی محدود بماند. می‌توان از ظرفیت بدنه آموزشی و به‌ویژه معلمان برای تقویت و توسعه چنین طرح‌هایی استفاده کرد.
 نقش معلمان را در این زمینه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
معلمان تاریخ و علوم اجتماعی به دلیل ارتباط مستقیم و مستمر با دانش‌آموزان، می‌توانند در طراحی و اجرای فعالیت‌هایی از این دست نقش مؤثرتری ایفا کنند.
اگر این پیوند جدی‌تر شود، می‌توان از ظرفیت معلمان تاریخ و علوم اجتماعی، ازجمله معلمان جامعه‌شناسی و دیگر درس‌های مرتبط با حوزه علوم اجتماعی، استفاده کرد. همچنین می‌توان شبکه‌ای از معلمان تاریخ فعال در مدارس تشکیل داد تا در این فرآیند مشارکت کنند و ارتباط میان حوزه هنری و آموزش و پرورش را بیش از گذشته تقویت کنند.
 تشکیل چنین شبکه‌ای چه دستاوردی می‌تواند داشته باشد؟
ایجاد چنین شبکه‌ای، می‌تواند زمینه ارتباط محتوای فرهنگی با فضای آموزشی دانش‌آموزان را فراهم کند و موضوعاتی مانند تاریخ استعمار را از یک فعالیت جانبی به بخشی مرتبط با فرآیند آموزشی آنان تبدیل کند. به این ترتیب، محتوای فرهنگی می‌تواند در کنار نظام آموزشی و با مشارکت افرادی که هر روز با نوجوانان در ارتباط هستند، مسیر مؤثرتری برای رسیدن به مخاطب پیدا کند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها