به گزارش جام جم آنلاین؛ اما این شاید تنها تجربه مشترک میان تمام انسانهای بشر باشد که با گفتن یک عبارت وارد دنیای قصه و افسانه میشوند؛ گویی در هر گوشهایی از دنیا دروازهای وجود دارد که مثل غار معروف داستان علی بابا با یک ورد مخصوص باز میشود در جغرافیای ایران با گفتن «یکی بود یکی نبود...» در میان انگلیسی زبانها با «once upon time…» یا همان روزی روزگاری خودمان و در فرهنگهای دیگر هم به همین ترتیب عبارتهایی هست برای ورود به این دنیاهای عجیب و جذاب. در این گزارش قصد داریم تا به فرهنگهای دیگر سفر کنیم تا ببینیم جای جای مختلف این جهان مردمان چگونه وارد دنیای قصهها میشوند.
وقتی قصه از خیلی خیلی وقت پیش آغاز میشود
وقتی دقیقتر این عبارتهای را در فرهنگی دیگر دنبال کنید متوجه میشوید که دلیل و منطقی پشت این عبارتها نهفته است که میتوان آنها را دستهبندی کرد. در برخی از فرهنگها زبان را میکُشند یا آن را کش میدهند، مثلا در زبان ژاپنی برای آغاز یک قصه از عبارت «Mukashi mukashi» استفاده میشده که به معنای «خیلی خیلی وقت پیش» است. این عبارت معمولاً با «aru tokoro ni» یعنی «در جایی نامعلوم» دنبال میشود؛ آغازی که برای هر کسی که با افسانههای فارسیزبان بزرگ شده باشد، آشنا و دلنشین به نظر میرسد.

از «ببرهای تنباکوکش» تا تغییر قوانین طبیعت
در مقابل داستانهای فولکلور کرهای رویکردی اسطورهایتر به خود گرفتهاند و یکی از آغازهای سنتی آن بهصورت تقریبی چنین ترجمه میشود: «روزی روزگاری، در روزگار قدیم، وقتی ببرها تنباکو میکشیدند…» البته متأسفانه امروزه دیگر ببری در کره وجود ندارد، اما رابطهی این کشور با این جانور همچنان عمیق و ریشهدار است. گاهی ببرها همچون ارواح نگهبان بسیار محترم شمرده میشدند؛ و گاهی هم، مخصوصاً وقتی چهرههایی خنگ و بامزه داشتند، دستاویزی برای طعنهزدن به اشراف بیارتباط با واقعیت بودند. برخی مورخان معتقدند این شیوهی آغازِ داستان به دورهای برمیگردد که برابری بیشتری وجود داشت، زمانی که تنباکو تازه وارد کره شده بود و همهی طبقات اجتماعی میتوانستند از آن بهرهمند شوند. برخی دیگر فکر میکنند این فقط تصویری خیالانگیز است تا نشان دهد که قوانین طبیعت در هر قصهای که قرار است گفته شود، الزامی برای رعایت شدن ندارند.
وقتی جانوران سخن میگویند؛ سنت قصهگویی باسک
نکته جالب اینجاست که اهالی منطقه باسک (یک گروه قومی هستند که عمدتاً در شمال شرق اسپانیا و جنوب غرب فرانسه زندگی میکنند.) برای شروع کردن قصه خود عبارت مشترکی دارند که چنین است: ««این ماجرا در روزگاری رخ داد که همهی جانوران و همهچیز میتوانستند سخن بگویند»
سفر به «آنسوی هفت کوه» و سرزمینهای ناممکن
بعضی فرهنگها هم هستند که برای ورود به عالم خیال به جای اینکه زمان را دستکاری کنند شمار ا به سرزمینهای دوردست میبرند. زبانهای اروپای شرقی، مانند لهستانی، چکی، اسلواکی، و لیتوانیایی، اغلب بهجای زمان، با مکان فاصله میسازند. افسانههای آنان میتوانند با فرستادن شنونده به جایی بهطرز ناممکن دور آغاز شوند؛ معمولاً با گونههای مختلفی از عبارت «آنسوی هفت…» تا روشن کنند که این مکان تا چه اندازه دور است. عبارتهایی مثل «آنسوی هفت کوه.» «آنسوی هفت رود.» «آنسوی هفت دره/ولایت.» «آنسوی هفت سرزمین و دریا.» عدد هفت نیز در فولکلور اروپایی پیشینهای طولانی از معناهای نمادین دارد؛ میتواند نشانهی کمال، فراوانی، یا چیزی باشد که از امر آشنا فراتر میرود؛ بنابراین وقتی داستانی در آنسوی هفت کوه یا هفت رود آغاز میشود، لزوماً یک مسیر سفرِ واقعی به مخاطب نمیدهد. بلکه نوعی حسِ فاصلهی عظیم میسازد و اعلام میکند که روایت از مرز جهان معمولی عبور کرده و وارد مکانی خارقالعاده شده است.
گره زدن به نیاکان؛ شجره نامه به مثابه آغاز داستان
برخی از فرهنگها هم قصهها را به نیکان دور پیوند میزنند تا نسل نوی خود را از این طریق به تاریخ پیشینیان خود گره بزند. سنتهای قصهگویی مائوری نیز رویکردی شگفتانگیز دارند، بهجای آنکه صرفاً شنونده را به گذشتهای نامعین و دور بیندازند، روایتهای سنتی میتوانند با شجرهنامه آغاز شوند و پیوندهایی میان زمین، آسمان، و نیاکان را دنبال کنند تا سرانجام به شخصی برسند که داستانش قرار است تعریف شود. این آیینها را «mihimihi» یا «pepeha» مینامند. این ایده در سنتهای قصهگویی سراسر جهان نیز دیده میشود؛ جایی که آغاز یک داستان میتواند در کنار وعدهی یک روایت سرگرمکننده، اطلاعاتی دربارهی خانواده، تاریخ، مکان، و جامعه نیز حمل کند.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد