در این روایت، نقش ایران معمولاً از کتاب حزقیال نشئت میگیرد، اما بدان محدود نمیماند (Sizer, ۲۰۰۴). این جستار با بهرهگیری از منابع مکتوب، گزارشهای رسانهای و اسناد نهادهای ناظر، نشان میدهد که جایگاه ایران در این سنت تفسیری، برآمده از یک آیه نیست، بلکه زاییدهی همنشینی چندین متن در دستگاهِ هرمنوتیکیِ مدرنی به نام دورهگرایی است؛ دستگاهی که با وجود ریشهداشتن در سدهی نوزدهم (Darby, n.d. ; Hummel, ۲۰۱۹)، امروز در بالاترین سطوح سیاست و ارتش آمریکا رسوخ کرده است (The Conversation, ۲۰۲۶; Middle East Eye, ۲۰۲۶).
واژگان کلیدی: مسیحیتِ صهیونیستی، دورهگرایی (دیسپنسیشنالیسم)، حزقیال ۳۸–۳۹، ایران، آخرالزمان، مکاشفه، دانیال، جنگِ ۲۰۲۶.
یکم: دورهگرایی؛ چارچوبِ الهیاتیِ خوانشِ آخرالزمانی
الهیاتِ پشتیبانِ این نگاه به جنگ با ایران، از رهیافتی نسبتاً نو در خوانش کتاب مقدس برمیخیزد که با عنوان دورهگرایی (دیسپنسیشنالیسم) شناخته میشود (Darby, n.d. ; Hummel, ۲۰۱۹). این جنبشِ تفسیری در سدهی نوزدهم در انگلستان پا گرفت و به سرعت به آمریکا و کانادا راه یافت (The Conversation, ۲۰۲۶). دورهگرایی دیدگاهی پروتستانی است که تاریخ بشر را به دورهها یا «تدابیر» (dispensations) متمایزی تقسیم میکند؛ هر دوره برنامهی خاص خداوند برای جهان را آشکار میسازد (Boyer, ۱۹۹۲). کلیساهایی که این الهیات را برمیگزینند — که اغلب انجیلیاند — باور دارند که عصر کنونی رو به پایان است، اما این پایان تنها از گذرِ رنجی سترگ — دورانی که «مصیبتِ یعقوب» (Jacob's tribulations) خوانده میشود — فرا خواهد رسید (Weber, ۲۰۰۴).
در ایالات متحده، نیرومندترین تجلیِ اندیشهی دورهگرایی و آخرالزمانباوری، مسیحیتِ صهیونیستی (Christian Zionism) است (Cohn-Sherbok, ۲۰۰۶; Spector, ۲۰۰۹). این اصطلاح به پشتیبانیِ سرسختانهی بسیاری از مسیحیان این نحله از اسرائیل اشاره دارد که ریشه در روایتِ کتابمقدسیِ پیمان خداوند با قوم عبری دارد (Sizer, ۲۰۰۴). اسرائیل در این جهانبینی، نه صرفاً متحدی راهبردی، که بازیگری محوری در نمایشنامهی پایان تاریخ است (McAlister, ۲۰۱۸). امروزه، این نگرش به نظر میرسد که به تالارهایِ دولت آمریکا و ارتش راه یافته است (Fea, ۲۰۱۸; Asia Times, ۲۰۲۶). پژوهشگرانی، چون اسپکتور (Spector, ۲۰۰۹) نشان دادهاند که مسیحیانِ صهیونیست از جمله منتقدانِ سرسختِ دولتهایی بودهاند که بهزعمِ آنان اسرائیل را در معرضِ خطرِ وجودی قرار میدهند و از اینرو، ایالات متحده را مستحقِ مجازاتِ الهی میدانند.
رایجترین شکلِ آخرالزمانباوریِ مسیحی در آمریکایِ معاصر، «پیشاهزارهگریِ تعلیقگرا» (dispensational premillennialism) است (Oxford Academic, ۲۰۱۴; Sutton, ۲۰۱۴). این جهانبینیِ آخرالزمانی بهمثابهی روزنهای (lens) عمل میکند که از خلالِ آن، جهان خوانده میشود و «منافعِ اسرائیل» در صحنهی جهانی ترویج و حمایت میگردد (Wilcox & Robinson, ۲۰۱۰).
دوم: حزقیال ۳۸–۳۹؛ متنِ کانونی برای پیوندِ ایران با آخرالزمان
حزقیال ۳۸–۳۹، مهمترین و صریحترین متن برای نسبتدادنِ نقش به ایران/فارس در سناریویِ آخرالزمانیِ اوانجلیستهاست (Boyer, ۱۹۹۲; Weber, ۲۰۰۴). در این سِفر، از «گوگِ و سرزمینِ ماگوگ» و ائتلافی از اقوام سخن رفته که «فارس» نیز در زمرهی آنان است (حزقیال ۳۸:۵). مفسرانِ انجیلیِ امروزین، با تکیه بر تداومِ تاریخیِ نام «پارس/فارس»، آن را به ایرانِ معاصر تطبیق میدهند (The ظ Conversation, ۲۰۲۶; Hagee, ۲۰۰۶).
اهمیتِ حزقیال در این است که برخلافِ بسیاری از متونِ دیگر، نامِ فارس را بهصراحت ذکر میکند (Sizer, ۲۰۰۴). گرگ لوری (Greg Laurie)، کشیشِ کلیسایِ هاروست، گفته است: «پارس نام ایران بود. آنها در ۱۹۳۵ نام خود را تغییر دادند. پس پارس یا ایران که به اسرائیل تاخته است، در کتاب مقدس پیشبینی شده بود» (Crosswalk, ۲۰۲۴). او همچنین تأکید کرده که «کتابِ مقدس پیشبینی میکند که در روزهایِ آخر، ائتلافی بزرگ از شمال — شاملِ پارس (ایرانِ امروز) — علیه اسرائیل برمیخیزد (رجوع کنید به حزقیال ۳۸–۳۹)» (Crosswalk, ۲۰۲۴). با این حال، لوری حملاتِ اخیر را نه «تحقّقِ مستقیمِ پیشگویی»، که «پیشنمایشی» از آن میداند (Crosswalk, ۲۰۲۴).
مرکز الازهر برای مقابله با افراطگرایی (AOCE) در بیانیهای رسمی هشدار داده که گروههای انجیلی از «پیشگوییِ «جوج و ماجوج» در سفرِ حزقیال (فصول ۳۸ و ۳۹)» بهره میبرند و ««پارس» را که در این پیشگویی ذکر شده، به ایرانِ امروزی تفسیر میکنند» (Al-Azhar Observatory, ۲۰۲۵). بهگفتهی این مرکز، بر اساس این خوانش، «ایران نه فقط یک تهدیدِ هستهایِ منطقهای، بلکه شخصیتی کلیدی در سناریوی «ایام آخر» است» (Al-Azhar Observatory, ۲۰۲۵). الازهر همچنین هشدار داده که این تفاسیر «تأسیسِ رژیمِ صهیونیستی در ۱۹۴۸ را آغازِ تحقّقِ یک پیشگوییِ کتابمقدسی، و هر تهدیدی برای موجودیتِ آن را مقدمهای بر «نبردِ نهایی» پیش از بازگشتِ دومِ مسیح قلمداد میکنند» (Al-Azhar Observatory, ۲۰۲۵).
جان هیجی (John Hagee)، بنیانگذارِ سازمان «مسیحیانِ متحد برای اسرائیل» (CUFI)، در موعظهای در نخستین روزهای مارس ۲۰۲۶، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را بخشی از برنامهی الهی توصیف کرد و گفت: «از نظرِ پیشگوییِ پیامبرانه، ما دقیقاً بهموقع هستیم» (The Conversation, ۲۰۲۶). او در پایانِ موعظهاش چنین دعا کرد که «خدایِ قادرِ مطلق به میدانِ نبرد آورده شود و دشمنانِ صهیون و دشمنانِ ایالات متحده پیشِ چشمانِ ما نابود شوند» (The Conversation, ۲۰۲۶). هیجی در کتابِ «شمارشِ معکوسِ اورشلیم» (Jerusalem Countdown) مدعی شده که «جنگِ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هم بهصورتِ کتابمقدسی آن پیشگویی شده و هم برای تحققِ نبردِ ارمگدون و بازگشتِ دوم ضروری است» (Hagee, ۲۰۰۶, p. ۱۲۳; Salon, ۲۰۲۴).
با اینحال، خودِ متنِ حزقیال مستقیماً از «ایرانِ مدرن» سخن نمیگوید، بلکه از «پارس» در چارچوبِ جغرافیایِ جهانِ باستان یاد میکند؛ پیوندِ آن با ایرانِ امروز، محصولِ خوانشهایِ نو و تطبیقیِ دورهگرایی است (Sizer, ۲۰۰۴; Silverman, ۲۰۱۲).
سوم: دانیال؛ شاکلهی زمانیِ آخرالزمان
کتابِ دانیال ستونِ دیگری از این جهانبینی است (Boyer, ۱۹۹۲; Hummel, ۲۰۱۹). دانیال، بهویژه در فصلهای ۷، ۸، ۹، ۱۱ و ۱۲، برای اوانجلیستها نقشهای پیشگوییشده از امپراتوریها، ستیزِ قدرتها، «هفتههای دانیال»، دورانِ رنجِ بزرگ، و ظهورِ فرمانروایِ ضدخدا ترسیم میکند (Weber, ۲۰۰۴). در سنتِ دورهگرایی، دانیال با مکاشفهی یوحنا پیوند میخورد و از این پیوند، تصویری زمانبندیشده از پایانِ تاریخ پدید میآید (Darby, n.d. ; Hummel, ۲۰۱۹).
دانیال لزوماً برای اثباتِ نقشِ خاصِ ایران به کار نمیرود، اما برای ساختنِ شالودهی نظریِ آخرالزمان بس مهم است؛ یعنی اگر حزقیال به ایران چهره میدهد، دانیال به کلِ صحنهی آخرالزمان ساختار میبخشد (Boyer, ۱۹۹۲). در تفسیرِ دورهگرایی، رؤیاهایِ دانیال نمایندهی سلسلهای از پادشاهیهایِ زمینیاند که سرانجام به پایان میرسند (Hummel, ۲۰۱۹).
چهارم: مکاشفهی یوحنا؛ زبانِ نمادینِ نبردِ نهایی
مکاشفهی یوحنا متنِ محوریِ دیگری است؛ شاید حتی از نظرِ تخیلِ دینی و تصویرسازیِ آخرالزمانی از حزقیال هم اثرگذارتر باشد (Boyer, ۱۹۹۲; Cohn-Sherbok, ۲۰۰۶). در مکاشفه، مضامینی، چون جنگِ نهایی، مصیبتِ عظیم، ضدِ مسیح، ارمگدون، سقوطِ بابل، حکومتِ هزارساله و شورشِ پایانیِ «گوگ و ماجوج» بهصورتِ فشرده و دراماتیک حضور دارند (مکاشفه ۱۶:۱۶، ۱۹:۱۱–۲۱، ۲۰:۷–۹؛ Islamicity, ۲۰۲۵).
بسیاری از مسیحیانِ صهیونیست، حزقیال را از خلالِ مکاشفه میخوانند (Sizer, ۲۰۰۴). نقشِ ایران در مکاشفه بهصراحت مطرح نیست، اما، چون مکاشفه از نبردِ جهانیِ نهایی سخن میگوید، مفسرانِ انجیلی گاه نیروهایِ معاصر را با عناصرِ آن تطبیق میدهند (Weber, ۲۰۰۴). گزارشهایِ بنیادِ آزادیِ مذهبیِ نظامی (MRFF) نشان میدهد که این زبانِ نمادین از کلیساها به سطوحِ بالایِ ارتش نیز نفوذ کرده است (Middle East Eye, ۲۰۲۶; Anadolu Agency, ۲۰۲۶). بر اساسِ این گزارشها، از آغازِ عملیات آمریکاواسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریهی ۲۰۲۶، بنیاد «بیش از ۲۰۰ شکایت» از خدمتگزارانِ تمامِ شاخههایِ ارتش دریافت کرده که در آنها فرماندهان به «کتابِ مکاشفه» اشاره کرده و جنگ را با «ارمگدون و بازگشتِ قریبالوقوعِ عیسی مسیح» پیوند میزدند (Middle East Eye, ۲۰۲۶). این شکایات از بیش از ۴۰ یگان و دستکم ۳۰ پایگاهِ نظامی گزارش شده است (Middle East Eye, ۲۰۲۶).
یک افسرِ غیرِ مأمور در شکایتنامهای به MRFF گزارش داده که فرماندهاش به یگان گفته است که ترامپ «توسط عیسی مسح شده است تا آتشِ ارمگدون را در ایران برافروزد و بازگشتِ او را به زمین رقم بزند» (Middle East Eye, ۲۰۲۶). بهگفتهی این افسر، فرمانده «با لبخندی بزرگ بر چهره» این مطلب را بیان کرده است (Middle East Eye, ۲۰۲۶). مایکی واینستاین (Mikey Weinstein)، رئیس MRFF، هشدار داده که «بسیاری از فرماندهان از این نکته که نبرد چقدر خشن خواهد بود، بهویژه خرسندند؛ زیرا معتقدند برای تحققِ آخرالزمانِ بنیادگرایانه، خونریزیِ فراوان ضروری اس
ت» (Al-Ahram Weekly, ۲۰۲۶). واینستاین همچنین تأکید کرده که «هرگاه اسرائیل یا آمریکا در خاورمیانه درگیرِ جنگی میشوند، با این مسائل مواجه میشویم» (Middle East Eye, ۲۰۲۶).
لندون اشنابل (Landon Schnabel)، جامعهشناسِ دانشگاهِ کرنل، تأکید دارد که «دهها میلیونِ آمریکاییِ انجیلی نوعی از پیشاهزارهگریِ تعلیقگرا را باور دارند — این باور که درگیری در خاورمیانه بازگشتِ مسیح را رقم خواهد زد. این جریانی از دینِ مسیحیت آمریکایی است، نه دیدگاهی حاشیهای» (Cornell University, ۲۰۲۶). اشنابل میافزاید که «الهیاتِ آخرالزمانی به ارتش نفوذ نکرد؛ بلکه دعوت شد» (Cornell University, ۲۰۲۶).
پنجم: زکریا و دیگر متونِ پیشگوییِ پیامبرانه
زکریا، بهویژه فصلهای ۱۲ تا ۱۴، از متونی است که در مسیحیتِ صهیونیستی بسیار محلِّ رجوع است (Sizer, ۲۰۰۴). این بخشها از محاصرهی اورشلیم، نبردِ ملتها علیه آن، و مداخلهی نهاییِ خداوند سخن میگویند (زکریا ۱۲:۲–۳، ۱۴:۱–۳). برای اوانجلیستها، این متن در کنارِ حزقیال و مکاشفه، اهمیتِ بیت المقدس. -اورشلیم را در رویدادهایِ پایانِ زمان تثبیت میکند (Boyer, ۱۹۹۲). در اینجا نیز ایران مستقیماً نام برده نمیشود، اما، چون زکریا بر تمرکزِ نهاییِ نبرد بر سرِ اورشلیم تأکید دارد، هر نیرویِ ضداسرائیلیِ معاصر میتواند در خوانشهایِ سیاسی بهعنوانِ بخشی از این درام معرفی شود (Weber, ۲۰۰۴). اشعیا و ارمیا نیز گاهی در این ادبیات حضور دارند، اما نقشِ آنها ثانویتر است (Sizer, ۲۰۰۴). جالب آنکه در سنتِ کتابِ مقدس، «فارس» تنها چهرهای منفی ندارد؛ در اشعیا ۴۵، کورش حتی بهگونهای استثنایی بهعنوانِ ابزارِ مشیتِ الهی معرفی میشود (اشعیا ۴۵:۱–۴؛ Wistrich, ۲۰۱۰).
ششم: پیدایش ۱۲:۳؛ پشتوانهی الهیاتیِ حمایت از اسرائیل
پیدایش ۱۲:۳ در مسیحیتِ صهیونیستی جایگاهی بس مهم دارد، هرچند این آیه مستقیماً دربارهی آخرالزمان یا ایران نیست (Spector, ۲۰۰۹). در این آیه، به ابراهیم گفته میشود: «برکتدهم برکتدهندگانِ تو را، و لعنت کنم لعنتکنندگانِ تو را» (پیدایش ۱۲:۳). بسیاری از مسیحیانِ صهیونیست این وعده را بهصورتِ مستقیم به دولتِ مدرنِ اسرائیل تعمیم میدهند و از آن نتیجه میگیرند که حمایت از اسرائیل نه فقط انتخابی سیاسی، بلکه تکلیفی الهی و شرطِ برکتیافتنِ ملتها، بهویژه آمریکا، است (Spector, ۲۰۰۹; Fea, ۲۰۱۸). بدینسان، حتی اگر حزقیال متنِ اصلی برای پیوند دادنِ ایران با دشمنانِ آخرالزمانی باشد، مشروعیتِ کلیِ حمایتِ بیقیدوشرط از اسرائیل از متونِ دیگری نیز تغذیه میشود (Cohn-Sherbok, ۲۰۰۶). پژوهشگران خاطرنشان کردهاند که ناظران نیز به استنادِ مکررِ انجیلیها به پیدایش ۱۲:۳ اشاره میکنند (Spector, ۲۰۰۹, p. ۸۷).
هفتم: گفتارهایِ آخرالزمانیِ عیسی و رسائلِ پولسی
در متی ۲۴، مرقس ۱۳ و لوقا ۲۱، یعنی گفتارهایِ آخرالزمانیِ عیسی، نیز عناصرِ مهمی برای این سنت وجود دارد: جنگها، شایعاتِ جنگ، آشوبِ ملتها، رنجِ عظیم، فریبِ دینی، و نشانههایِ پایان (متی ۲۴:۶–۸؛ مرقس ۱۳:۷–۸؛ لوقا ۲۱:۹–۱۱). این متون نیز بهطورِ مستقیم دربارهی ایران سخن نمیگویند، اما فضایِ تفسیرِ آخرالزمانی را فراهم میکنند (Boyer, ۱۹۹۲). هر بحرانِ بزرگ در خاورمیانه، از نگاهِ بسیاری از مفسرانِ انجیلی، میتواند نشانهای از تحقّقِ تدریجیِ این گفتارها باشد (Weber, ۲۰۰۴). اول و دوم تسالونیکیان، بهویژه دوم تسالونیکیان ۲، نیز برای بحثِ «انسانِ گناه»، شورشِ نهایی و بحرانِ پیش از بازگشتِ مسیح به کار میروند (دوم تسالونیکیان ۲:۱–۱۲؛ Hummel, ۲۰۱۹).
هشتم: نقدِ الهیاتیِ این خوانش
همهی مسیحیان، و حتی همهی اوانجلیستها، این خوانش را نمیپذیرند (Campolo, ۲۰۰۵; Sizer, ۲۰۰۴). در بسیاری از سنتهایِ مسیحی، متونِ یادشده نمادینتر، تاریخیتر، یا اخلاقیتر تفسیر میشوند (Cohn-Sherbok, ۲۰۰۶). کیم هاینز-آیتزن (Kim Haines-Eitzen)، پژوهشگرِ ادیانِ باستان در دانشگاهِ کرنل، تأکید دارد که این باور که مسیحیان باید بهطورِ فعال پایانِ زمان را رقم بزنند، بر «خوانشی نادرست از کتابِ مکاشفه» استوار است (Cornell University, ۲۰۲۶). او توضیح میدهد که «کتابِ مکاشفه در قرنِ اول و در دورانِ بحران نوشته شده و پیامِ آن پیامِ امید بود — امید به دگرگونیِ آیندهی زمین» (Cornell University, ۲۰۲۶). هاینز-آیتزن همچنین هشدار میدهد که «مسیحیانِ اولیه عمیقاً نسبت به نمادپردازیِ زنده و رؤیاهایِ هولناکِ مکاشفه بدگمان بودند، دقیقاً به این دلیل که میتوانستند بهاشتباه تفسیر شوند و به پیامدهایِ خطرناکی، از جمله خشونتِ سیاسی، منجر شوند» (Cornell University, ۲۰۲۶). او نتیجه میگیرد که «ایدهای که مسیحیان میتوانند از طریقِ قدرتِ نظامی، بازگشتِ دومِ مسیح را تسریع بخشند، ایدهای نسبتاً جدید است که به شورِ آخرالزمانیِ اصلاحاتِ پروتستانیِ قرنِ شانزدهم بازمیگردد» (Cornell University, ۲۰۲۶).
سندِ مهمِ کایروس فلسطین (۲۰۰۹) و نسخهی دومِ آن، نقطهی عطفِ نقدِ مسیحیتِ صهیونیستی از سویِ مسیحیانِ فلسطینی بود (Kairos Palestine, ۲۰۰۹؛ ۲۰۲۵). این سند که در دسامبر ۲۰۰۹ توسط گروهی از رهبرانِ مسیحیِ فلسطینی منتشر شد، اشغالِ سرزمینِ فلسطین را «گناهی علیه خدا» خوانده و هرگونه توجیهِ الهیاتیِ آن را رد کرده است (Kairos Palestine, ۲۰۰۹). در حالیکه برخی مسیحیان تکلیفی کتابمقدسی برای حمایت از دولتِ اسرائیل میبینند، کایروس فلسطین استدلال میکند که وظیفهای برای مقاومت در برابرِ این دولت وجود دارد (Kairos Palestine, ۲۰۰۹؛ ۲۰۲۵).
رهبرانِ کاتولیک نیز رویکردی متفاوت اتخاذ کردهاند. پاپ لئوی چهاردهم خواستار «گفتوگویِ مسئولانه» شده و هشدار داده که صلح را نمیتوان بر «تهدیدهایِ متقابل» یا سلاحهایی که ویرانی و مرگ میکارند، بنا کرد (Al-Ahram Weekly, ۲۰۲۶). کاردینال پیترو پارولین، دبیرِ دولتِ واتیکان، هشدار داده که عادیسازیِ جنگهایِ پیشگیرانه، جهان را در آتش میزند و پایههایِ حقوقِ بینالملل را فرسایش میدهد (Al-Ahram Weekly, ۲۰۲۶).
نهم: جمعبندی
حزقیال ۳۸-۳۹، مهمترین و صریحترین متن برای وارد کردن «فارس/ایران» به سناریویِ آخرالزمانیِ مسیحیتِ صهیونیستی است، اما تنها متن نیست (Boyer, ۱۹۹۲; Weber, ۲۰۰۴). دانیال شاکلهی زمانی و امپراتوریشناختیِ آخرالزمان را میدهد (Hummel, ۲۰۱۹)؛ مکاشفهی یوحنا نبردِ نهایی و زبانِ آپوکالیپتیک را فراهم میکند (Cohn-Sherbok, ۲۰۰۶)؛ زکریا بر محوریتِ اورشلیم تأکید میگذارد (Sizer, ۲۰۰۴)؛ پیدایش ۱۲:۳ پشتوانهی الهیاتیِ حمایت از اسرائیل را میسازد (Spector, ۲۰۰۹)؛ و گفتارهایِ آخرالزمانیِ عیسی و رسائلِ پولسی نیز فضایِ کلیِ پایانِ تاریخ را تکمیل میکنند (Boyer, ۱۹۹۲).
نقشِ ایران در این سنتِ تفسیری، نه از یک آیهی منفرد، بلکه از همنشینیِ چندین متن درونِ یک دستگاهِ هرمنوتیکیِ مدرن — دورهگرایی (دیسپنسیشنالیسم) — برمیآید (Hummel, ۲۰۱۹; Sutton, ۲۰۱۴). این دستگاه، اگرچه ریشه در قرنِ نوزدهم دارد (Darby, n.d.)، امروزه در بالاترین سطوحِ سیاست و ارتشِ آمریکا نفوذ کرده است — از موعظههایِ جان هیجی و گرگ لوری (Hagee, ۲۰۰۶; Crosswalk, ۲۰۲۴) تا جلساتِ توجیهیِ فرماندهانِ نظامی که در آنها از «ارمگدون» و «بازگشتِ عیسی» سخن گفته میشود (Middle East Eye, ۲۰۲۶). الازهر هشدار داده که این خوانشها «حمایت از اسرائیل را هم بهعنوانِ وظیفهای دینی و هم ضرورتی راهبردی» تلقی میکنند (Al-Azhar Observatory, ۲۰۲۵). با اینحال، این خوانش در سنتهایِ دیگرِ مسیحی — از کاتولیک تا الهیاتِ انتقادی و کایروس فلسطین — بهشدت موردِ نقد قرار گرفته است (Kairos Palestine, ۲۰۰۹; Campolo, ۲۰۰۵; Al-Ahram Weekly, ۲۰۲۶).
منابع و مآخذ:
· Al-Ahram Weekly. (۲۰۲۶, March ۱۰). America's 'holy war' against Iran. Al-Ahram Weekly.
· Al-Azhar Observatory for Combating Extremism (AOCE). (۲۰۲۵, June ۲۴). Al-Azhar warns against exploiting theology to justify Zionist aggression. Ahram Online.
· Anadolu Agency. (۲۰۲۶, March ۳). US troops being told Iran war intended to bring about Armageddon, watchdog says.
· Asia Times. (۲۰۲۶, March ۵). Pulpit to Pentagon: the evangelicals who see Iran war as God's plan.
· Boyer, P. (۱۹۹۲). When Time Shall Be No More: Prophecy Belief in Modern American Culture. Cambridge: Harvard University Press.
· Campolo, T. (۲۰۰۵). Speaking My Mind: The Radical Evangelical Prophet Tackles the Tough Issues Christians Are Afraid to Face. Nashville: Thomas Nelson.
· Cohn-Sherbok, D. (۲۰۰۶). The Politics of Apocalypse: The History and Influence of Christian Zionism. London: Oneworld Publications.
· The Conversation. (۲۰۲۶, March ۱۲). As Iran war expands, some conservative Christians interpret the conflict through biblical prophecies.
· Cornell University. (۲۰۲۶, March ۱۰). End-times rhetoric in US military 'didn't infiltrate, was invited in'.
· Crosswalk. (۲۰۲۴, April ۱۵). Iran's Attack on Israel 'Was a Fulfillment of Bible Prophecy,' Greg Laurie Says.
· Darby, J. N. (n.d.). The Collected Writings of J. N. Darby. (Various volumes). London: G. Morrish.
· Fea, J. (۲۰۱۸). Believe Me: The Evangelical Road to Donald Trump. Grand Rapids: Eerdmans.
· Hagee, J. (۲۰۰۶). Jerusalem Countdown: A Warning to the World. Lake Mary: FrontLine.
· Hummel, D. G. (۲۰۱۹). The Rise and Fall of Dispensationalism: How the Evangelical Battle over the End Times Shaped a Nation. Grand Rapids: Eerd
mans.
· Islamicity. (۲۰۲۵, June ۲۳). Evangelicals Cheering War with Iran 'For God'.
· Kairos Palestine. (۲۰۰۹). A Moment of Truth: A Word of Faith, Hope, and Love from the Heart of Palestinian Suffering. Bethlehem: Kairos Palestine.
· Kairos Palestine. (۲۰۲۵). A Moment of Truth: Faith in a Time of Genocide (۲nd ed.). Bethlehem: Kairos Palestine.
· McAlister, M. (۲۰۱۸). The Kingdom of God Has No Borders: A Global History of American Evangelicals. New York: Oxford University Press.
· Middle East Eye. (۲۰۲۶, March ۳). US troops were told Iran war 'anointed by Jesus' to bring on Armageddon, watchdog says.
· Oxford Academic. (۲۰۱۴). Apocalypticism in Contemporary Christianity. In The Oxford Handbook of Apocalyptic Literature. Oxford: Oxford University Press.
· Salon. (۲۰۲۴, May ۲۶). Cracking the Christian nationalist code: A glossary for the confused.
· Silverman, J. M. (۲۰۱۲). Persepolis and Jerusalem: Iranian Influence on the Apocalyptic Hermeneutic of Second Temple Judaism. New York: T&T Clark.
· Sizer, S. (۲۰۰۴). Christian Zionism: Road-Map to Armageddon? Leicester: Inter-Varsity Press.
· Spector, S. (۲۰۰۹). Evangelicals and Israel: The Story of American Christian Zionism. New York: Oxford University Press.
· Sutton, M. A. (۲۰۱۴). American Apocalypse: A History of Modern Evangelicalism. Cambridge: Harvard University Press.
· Weber, T. P. (۲۰۰۴). On the Road to Armageddon: How Evangelicals Became Israel's Best Friend. Grand Rapids: Baker Academic.
· Wilcox, C. , & Robinson, C. (۲۰۱۰). Onward Christian Soldiers?: The Religious Right in American Politics. Boulder: Westview Press.
· Wistrich, R. S. (۲۰۱۰). A Lethal Obsession: Anti-Semitism from Antiquity to the Global Jihad. New York: Random House.