با این حال زمانی که در خردادماه سال گذشته سایتهای هستهای ایران هدف حمله قرار گرفتند و بازرسان آژانس در ایران حضور داشتند و مشغول انجام فعالیتهای معمول بازرسی و نظارتی خود بودند، رافائل گروسی بهجای پیگیری موضوع در شورای امنیت، از محکومیت حمله خودداری کرد و اقدامی در حد درخواست تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت انجام نداد.
دلیل این رویکرد را باید در روابط بسیار نزدیک گروسی با آمریکا و رژیم صهیونیستی جستوجو کرد. موارد متعددی وجود داشته که او پیش از سفر به ایران ابتدا به اسرائیل سفر کرده و سپس وارد ایران شده است. اکنون نیز گروسی بهدنبال تصدی دبیرکلی سازمان ملل است و تصور میکند با کمک آمریکا و اسرائیل میتواند به این جایگاه دست پیدا کند؛ بنابراین هماهنگی و همراهی او با این دو کشور را نمیتوان نادیده گرفت بهگونهای که در بسیاری از موارد، آمریکا، اسرائیل و دبیرکل آژانس عملا در قالب یک تیم عمل میکنند.
پیش از جنگ ۱۲روزه نیز آژانس بیانیهای صادر کرد که اگرچه در ظاهر بیانیهای بسیار شدید نبود، اما آمریکا و اسرائیل از آن برای توجیه حمله نظامی به ایران استفاده کردند. این حمله_ بهویژه حمله به تأسیسات هستهای_ از منظر حقوق بینالملل فاقد هرگونه توجیهی بود و طبیعتا انتظار میرفت آژانس در برابر چنین اقدامی واکنش جدی نشان دهد و موضوع در شورای امنیت مطرح شود. در چنین شرایطی، عملکرد آژانس و آقای گروسی عملا به جادهصافکن آمریکا و اسرائیل تبدیل شدهاند.
با توجه به مجموعه این سوابق، عملکرد اخیر گروسی نیز باید در چارچوب همین خدمات گذشته او به آمریکا و اسرائیل ارزیابی شود. از این منظر، در نگاه برخی مقامات ایرانی، او نه صرفا دبیرکل یک نهاد بینالمللی بلکه باید بهعنوان فردی که عملا درراستای منافع موساد و آمریکا حرکت میکند شناخته شود.
رئیس سازمان انرژی اتمی نیز پس از جنگ ۱۲روزه اشاره کرد که اهدافی که آمریکا و اسرائیل مورد حمله قرار دادهاند براساس اطلاعاتی هدف قرار گرفتهاند که صرفا در اختیار ایران و آژانس بوده است. این مسأله این پرسش جدی را ایجاد میکند که اطلاعات مربوط به تأسیسات و فعالیتهای هستهای ایران چگونه در اختیار طرفهای مهاجم قرار گرفته است. از این منظر، این نگرانی وجود دارد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهجای ایفای نقش یک نهاد بینالمللی بیطرف، در عمل بخشی از وظایفی را که نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل دنبال میکنند انجام میدهد.
اگر موساد یا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بخواهد بهطور مستقیم وارد ایران شود و فعالیت اطلاعاتی انجام دهد، طبیعتا اجازه چنین کاری داده نخواهد شد، اما اگر یک نهاد بینالمللی با پوشش فعالیتهای نظارتی و بازرسی وارد کشور شود و اطلاعاتی جمعآوری کند که نهایتا در اختیار سرویسهای اطلاعاتی قرار گیرد، مسأله متفاوت خواهد بود. حتی یکی از معاونان سابق آژانس نیز اعلام کرده بود که ۹۰درصد مشاوران آژانس بینالمللی انرژی اتمی با نهادهای اطلاعاتی کشورهای خود ارتباط دارند.
با توجه به تجربیاتی که ایران در سالهای گذشته و مجموعه اتفاقاتی که به تجاوز علیه کشورمان منتهی شد کشور بهسمت بازنگری در نوع همکاری با آژانس رفت. قانون مجلس نیز درباره تعلیق همکاری با آژانس وجود دارد و به تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان رسیده است. چند هفته پس از جنگ ۱۲روزه در مصر بین وزیر امور خارجه کشورمان و رافائل گروسی دیداری صورت گرفت. نتیجه چنین نوع تعاملی با آژانس را امروز میتوان در درز اطلاعات و انتشار اسرار هستهای کشور و حمله به تأسیسات هستهای مشاهده کرد؛ بنابراین انتظار میرود پس از این حملات متعدد، مسئولان کشور در سیاست خود تجدیدنظر کنند و قانون مصوب مجلس را بهطور کامل اجرا نمایند.
درخصوص قطعنامهای که آمریکا و سه کشور اروپایی علیه ایران تهیه کردهاند نیز باید توجه داشت که این قطعنامه تا حد زیادی جنبه سیاسی دارد و چیدمان اعضای شورای حکام آژانس بهگونهای است که اکثریت آن عملا در اختیار کشورهای غربی یا کشورهایی نزدیک به مواضع غرب قرار دارد. به همین دلیل، بهجای آنکه شاهد محکومیت صریح حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به سایتهای هستهای ایران باشیم، شاهد چنین عملکردی از سوی آژانس هستیم.
مواضع آمریکا و کشورهای اروپایی نیز در این زمینه قابل تأمل است. کشورهای اروپایی که همواره از قانون و قواعد بینالمللی سخن میگویند، اما در برابر حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران اعتراض مؤثری نشان ندادند. درواقع دشمن در حال اجرای سیاست خود است و در چنین شرایطی مسئولان کشور باید با عقلانیت و براساس تجربیات گذشته تصمیمگیری کنند.
تجربیات گذشته نباید فراموش شود و با دشمنان مردم ایران نباید عکس یادگاری گرفت. اگر قرار است ورود نیروهای روسیه به کشور مسألهساز تلقی شود، باید پرسید چرا ورود یا فعالیت نیروهای وابسته به سرویسهای اطلاعاتی غربی و اسرائیلی نباید با همان حساسیت مورد توجه قرار گیرد. این دوگانگیها و مماشاتها در نهایت به وضعیتی منجر شده که امروز شاهد آن هستیم؛ بنابراین بهنظر میرسد سیاست ایران در قبال آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیازمند اصلاح جدی است و مسئولان باید با توجه به تجربیات گذشته، منافع ملی و امنیت کشور را در اولویت قرار دهند.
در پاسخ به جامجم آنلاین مطرح شد
در گفتوگو با جام جم آنلاین مطرح شد