در متن این بیانیه با اشاره به آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا؛ الْعمران: ۱۰۰» عنوان شده است: امروز سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در حساسترین مقطع تاریخی خود در خط مقدم جنگ همهجانبه و پیچیده قرار دارد؛ جنگی که بخش اعظم آن نه تنها در عرصه نظامی که در قلمرو ادراک، روایت و افکارعمومی رقم میخورد.
رسانه ملی در این شرایط، سنگری است که فرزندان این ملت، با جانفشانی در برابر عملیات نظامی و هجمه گسترده تبلیغاتی دشمن، برای حفظ پیوند مردم و نظام و جلوگیری از تحمیل روایت معاندان ایستادهاند.
این حضور، مصداق عینی «جهاد تبیین» در سختترین صحنههای رویارویی است. با اینحال در چنین مقطع سرنوشتسازی، برخی چهرههای سیاسی بهجای درک و قدردانی از مجاهدتهای شبانهروزی عوامل از جان گذشته رسانه ملی، زبان به هجمه علیه این نهاد راهبردی گشودهاند. بیتردید، نقد عملکرد رسانه ملی، هرگانه منصفانه، مستند و اصلاحگر باشد، نهتنها مذموم نیست، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای تعالی سازمان است اما آنجا که نقد به تخریب، سیاهنمایی و تضعیف نهادی ملی بدل شود، سکوت در برابر پیامدهای آن، نه تنها مصلحتاندیشی نیست، که نوعی کمک به پروژه دشمن محسوب میشود.
این مسأله وقتی هشداردهندهتر میشود که رسانه ملی همزمان آماج حملات نظامی دشمنان خارجی و هجمه جریانهای داخلی همسو با آنان است؛ جریانهایی که آشکارا در پی تضعیف سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی هستند. در چنین وضعیتی، تکرار روایتها و ادعاهایی که با اهداف عملیات رسانهای دشمن همراستاست، نه تنها خطای راهبردی که نوعی همآوایی با پروژه دشمن است و تأمل جدی و مسئولانهای را میطلبد.
ما بهعنوان اعضای جامعه رسانهای دانشجویان، با تأکید بر دغدغه دیرین خود در تحقق آرمانهای انقلابی اسلامی، تقویت سرمایه اجتماعی نظام و تعالی سازمان صداوسیما، ضمن هشدار نسبت به تبعات فضاسازیهای اخیر، نکات زیر را مورد تأکید قرار میدهیم:
۱. مورد تحولات سالهای اخیر، بهویژه جنگهای تحمیلی دوم و سوم و آشوبهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، بهروشنی نشان میدهد که رسانه ملی خشم دشمنان را برانگیخته و از اینرو برخلاف قواعد بینالمللی، به یکی از اهداف اصلی حملات نظامی دشمن تبدیل شد. تلاش برای خاموش کردن رسانه جمهوری اسلامی و اخلال در ارتباط حاکمیت و مردم، گامی مهم در طراحی دشمن برای فروریختن کشور و تجزیه آن بود. پیش از ۶۰ حمله نظامی به اماکن و تجهیزات سازمان صداوسیما در تهران و مراکز استانی و نیز تعرضات نیروهای آشوبگر، بخشی از تلاش دشمن برای نابودی این سنگر مهم بود. همین واقعیت راهبردی، هرگونه نقد و ارزیابی از عملکرد رسانه ملی را ملزم میکند که در چارچوب درک درست از موقعیت جنگی آن صورت گیرد. نمیتوان از یکسو مدعی ضرورت حفظ ارتباط مردم و نظام شد و از سوی دیگر، با تضعیف مهمترین رسانه عمومی، زمینه را برای تحقق همان گسست فراهم کرد.
۲. افکار عمومی حافظه تاریخی دارد و تناقضهای گفتاری و رفتاری مسئولان را فراموش نمیکند. کسانی که در سالهای گذشته، فاصله از مردم را در سبک زندگی شخصی و مدیریتی و شیوه مواجهه با جامعه به نمایش گذاشتهاند، امروز نمیتوانند بدون پاسخگویی به کارنامه خسارتبار خود، صرفا با طرح شعار «صدای مردم»، خود را مدعی دفاع از مطالبات عمومی معرفی کنند. بر کسی پوشیده نیست که کدام افراد و دولتها عامل رکود اقتصادی و انباشت نارضایتی عمومی شدند. لذا پرسش بنیادین افکار عمومی این است: با این پیشینه خسارتبار، آیا این هجمهها ریشه در دغدغهای اصیل دارد، یا آنکه باید آن را در چارچوب فرافکنی از ناکارآمدیهای دوران مسئولیت پیشین تحلیل کرد؟ بدیهی است کسانی که امروز ارکان رسانهای نظام را هدف گرفتهاند، پیش از هر چیز باید به کارنامه عملکردی خود رجوع کنند. در ثانی، تمامی نظرسنجیهای داخلی و خارجی حاکی از آن است که نظر اکثریت قاطع مردم بر ایستادگی برابر دشمن و حفظ منافع ملی و کیان سرزمینی است.
۳. از نگاه ما، رسانهملی پیش از هر چیز، نهادی ملی و انقلابی است که مأموریت آن در چارچوب قانون اساسی، آرمانهای انقلابی، منافع ملی و سیاستهای کلان نظام تعریف میشود و رهنمودهای مقام معظم رهبری در این مسیر، نقش راهبردی دارد. لذا توجه به اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی و رهنمودهای ولیفقیه برای سازمان صداوسیما فراتر از هر مقام و جایگاه و تصمیمگیری در کشور است و این سازمان را در نقش دیدهبان و مبایع ارزشهای انقلابی قرار میدهد.
ما بر این باوریم که نقد سازنده در کشور، هنگامی اثرگذاری واقعی مییابد که در کنار مطالبه اصلاح درونی، چارچوبی متحد و استوار در برابر دشمن شکل دهد. نقد نباید به ابزاری برای دوقطبیسازی کاذب، تضعیف سرمایه اجتماعی و فرسایش اعتماد عمومی نسبت به نهادهای ملی تبدیل شود.
امروز بیش از هر زمان دیگر، کشور به همافزایی، عقلانیت، مسئولیتپذیری و انسجام ملی نیاز دارد. اولویت کشور نه تسویهحسابهای سیاسی، بلکه خنثیسازی طرحها و نقشههای دشمن است که در عرصههای نظامی، اقتصادی، اجتماعی و رسانهای، امنیت و منافع ملی ایران عزیز را هدف گرفتهاند. از تمامی جریانها و چهرههای سیاسی انتظار میرود بهجای دامنزدن به اختلافات و تضعیف ارکان نظام، همانطور که امام راحل و رهبر شهید به ما آموختند هر چه فریاد دارند بر سر آمریکا بکشند و ظرفیت خود را در مسیر مقابله با این دشمن قسمخورده، حل مسائل واقعی مردم، کاهش آلام جامعه و تقویت انسجام ملی بهکار گیرند. امروز، میدان اصلی، میدان خدمت است، نه میدان امتیازگیری جناحی.
جامعه رسانهای اسلامی دانشجویان، ضمن اعلام حمایت از تلاشهای دلسوزانه و مجاهدتهای کارکنان و فعالان رسانه ملی، تأکید میکند که نقد منصفانه و اصلاحگرانه را حق جامعه و لازمه تعالی میداند اما نسبت به تخریب و تحریف نهاد رسانه ملی در بزنگاههای حساس کشور هشدار میدهد.
ما اجازه نخواهیم داد رسانه ملی، که مهمترین سنگر روایت و آگاهیبخشی کشور است، قربانی رقابتهای سیاسی و تسویهحسابهای جناحی شود. امروز بیش از همیشه، باید در کنار مطالبه بهبود، از اصل سنگر صیانت کرد؛ چراکه در میدان جنگ نظامی و کارزار روایتها، تخریب رسانه خودی، میدان را برای روایت دشمن خالی خواهد کرد.
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در پاسخ به جامجم آنلاین مطرح شد
در گفتوگو با جام جم آنلاین مطرح شد