جام جم آنلاین: اجازه میخواهم پیش از شروع مقاله، ایدههایی که از روز پنجشنبه تا شنبه، برای نوشتن دو مقاله این هفته یادداشت کردهام، و تنها مشتی از خروار است، فهرست کنم، تا نشان دهم در چه فضای جوشان و خروشان و توفانی و پرتحرک زندگی میکنیم و ایران و حکمرانان و ملت در هر روز درگیر اندیشیدن و تدبیر کلان در خصوص چه انبوهی از مسائل حیاتی جنگ و پسا جنگ هستند. کدام نیروهای مقاوم و مؤمن و پرکار شب و روز تلاش میکنند در ایفای مسئولیت بزرگ تا حق پاسخ درست به مسائل را ادا کنند و متفکران، گرفتار چه مشغلههای حساسی هستند:
۱. هشدار درباره آن که جایگاه پیام اخیر رهبر انقلاب چیست وچرا نباید همچون امری گذرا به آن نگاه شود. نوشتن درباره پیام ۱۳ آبان رهبر معظم همچون یک راهبر نامه اصلی پساجنگ و تبیین اینکه چرا این پیام دارای ویژگی ارزشهای فرا رهبردی و دستکم راهبرد کلان است: باورها و سیاستهای نوی بازدارندگی را تبیین میکند ـ چنین نگرش کار سترگی به دوش همه نهادها، از شورای عالی امنیت ملی، تا سه قوه و سپاه و ارتش و ... مینهد.
۲. اثبات اهمیت اتکا به اسلام ناب و آموزههای اسلام محمدی و اهمیت اتکا به انقلاب اسلامی و حکمت سیاسی و معارف انقلاب و مکتب حکیم روحالله خمینی و راه امام شهید و حقانیت این راه
۳. نقش ایمان به سنت الهی و توکل در فتوحات عظیم
۴. نقش استقامت و مجاهدت و عدم سازش در پیروزی بزرگ
۵. ایده تبیین پیام اخیر در بردارنده عناوین مقالات متعدد است مانند:
الف. ایران قویتر یعنی چه
ب. چرا از فتوحات عظیم سخن رفته؟
و. آفات ناسپاسیها در قبال این فتوحات چیست؟
ج. چرا روز مبارزه با استکبار، رشد کرد و امسال به طور خاص هر روز ما ۱۳آبان است. چرا روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، امروز مجموعهای از نقاط عطف صفآرایی جبهه حق برابر باطل و جبهه مظلوم در برابر جبهه ظالم را از ایران به جهان تسری داده است.
ه. چرا امروز ملت ایران شفافتر از هر زمان تکلیف خود را برابر دشمن، شیطان بزرگ، این آمریکای جنایتکار میداند و. چرا حتی وقتی قلدرترین دشمنان اعتراف به شکست و پیروزی خط انقلاب میکنند، غربپرستان داخلی و درون حکمرانی که آسیبهای دردناکی به جمهوری اسلامی و خط یگانه دو امام و مکتب امام خمینی وارد آوردند با فضاحت حاضر نیستند از مردم ایران برای گمراه کردن مردم و خط هلاکتبار و تسلیمطلب غربگرایی پوزش بخواهند و شکست خود را بپذیرند.
ز. آخرین نسخههای نظام سلطه کنار نهادن هر بهانه و دروغ و فریب و اعتراف علنی بر مقاصد نابودی تمدنی، تجزیه ایران، فروپاشی نظام ملی و مستقل، دشمنی کینهتوزانه با اسلام است، چرا غربگراها ذرهای از ایجاد توهم در مردم و حس دوستی نسبت به غرب دست نمیشویند.
ح. بطلان شکستناپذیری آمریکا
ط. اثبات ضرورت وحدت ساحات
۶. دوستان نیمه راه چه کسانی هستند.
۷. تمایز بازدارندگی مطلق از باز دارندگی نسبی
۸. میانه راه کجای راه تا قله است.
۹. منابع اذعان شکست در غرب
۱٠. مردودین استقلال و آزادی ایران چه کسانی هستند.
۱۱. مراسم تدفین توهمات:
الف. دفن تکرار تجربه صدبار شکست خورده
ب. دفن تغییر ریل
ج. دفن امید به شیطان بزرگ
د. دفن تفکر پیرامونی غربگرا و شرقگرا
۱۲. آیا فساد و غربگرایی فوتبال و اسلامگرایی و ایراندوستی و ملیگرایی کشتی ماهوی است؟
۱۴. هالووین: تضاد نیستانگاری و هستیگرایی در آئینهای آمریکایی و ایرانی
۱۵. دیپلماسی و میدان پساجنگ ما
۱۶. پروفسور جیانگ و توطئه اسرائیلی تخریب مسجدالاقصی.
اما سخن امروز:
مجموعه از اتفاقات گوناگون در این روزها، اگر روشنایی راهبرنامهای استوار نباشد سبب گیجسری ما و خصوصا، سیاستمداران و دیپلماسی ایران، تحلیلگران اثر گذار و نهادهای تصمیمگیری خواهد شد. بزرگترین سرمایه وجودی ما و مبانی آگاهی بخش معرفتی ما آن است که ایران در موقعیت بردهای بیاختیار و مجبور قرار ندارد تا پیشاپیش تعهداتی شیطانی و وابستگیهای اجباری سبب ناممکنی درک حقیقت گردد. هر چند در ایران جریانها و سازمانهای متعددی وجود دارد که به سبب مبانی غلط و رهنامههای گمراه، قادر به ادراک درست رخدادها و گزینش راهبرد و سیاست معقولی نیستند یا گیج و آشفته میاندیشند یا اساسا خود خواسته بنا به منافع نامشروع اندیشه خطا را درست وانمود میکنند.
این رویدادها کدام است: پیروزی دموکراتها، کسانی که برای حفظ سرمایههای انباشت شده از حرام و رانت و سرقت بیتالمال و حفظ قدرت خود، خواهان تسلیم به ترامپ بودند، بدیهی است اکنون با بازی سنتی هویج خرها (دموکراتها) میکوشند مردم را خر کنند! موضوع دیگر، موضوع شکست ترامپ است و این که او حالا میخواهد از ایران انتقام بگیرد و دموکراتها بدشان نمیآید قبل از به دست گرفتن مهار امور، ایران از ترامپ ضربه بزرگی دریافت کند و وقتی نوبتشان شد، آماده پذیرش شروط آنان باشد.
این سناریو همچنین تفسیر میشود پس امتیاز بدهیم و از شر ترامپ جان سالم در ببریم. موضوع بعدی، روی کار آمدن نمایندگان و سناتور مسلمان است و اشاعه درک غلط از کسانی، چون السید. باز مسأله بالا آمدن دعوای اتحادیه اروپا و روسیه، و وقاحت کسانی، چون مرتس برابر ایران که تودهنی محکمی میطلبد و متأسفانه وزارت خارجه تنبیه آلمان صهیونیست بدتر از نازیست را جدی نمیگیرد.
از دیگر سو موضوع تولههای درنده آمریکا و اسرائیل، گرداگرد ما مسألهای است که بیش از حد با مدارا و مماشات زیر سبیلی رد شده و آنان، خرابکاری صهیونی خود را پیش میبرند. موضوع نشت نفت، سود کلان امارات و عدم پاسخ در خور و قویتر کردن این اسرائیل دوم هیچ رهبرد روشنی در بر نداشته و معلوم نیست چه میکنند. مسأله ترتیبات منطقهای، مواضع اخیر ونس، موضوع جاسوسی گروسی و خروج از انپیتی و انبوهی از مسائل داخلی، محور مقاومت، حقوق مردم در مردمسالاری اسلامی و حق گزارش به مردم میایل ما و روسیه و چین... تنها نقطه روشن اصلی راهبردی که مردم در جریانش قرار دارند پیام ۱۳ آبان رهبر معظم است، به دنبالش تأکید سردار رضایی نماینده رهبری، پس از سفر به روسیه، بر قطعیت پذیرش ۷ شرط ایران بوده است که پاسخی استوار به هر تمایل واقعی برای پایان جنگ محسوب میشود و ثابت میکند ایران از قدرت کامل برای دفاع از کرامت انسانی خود برخوردار است.
تقاضای آقای پوتین برای دیدار فوری، با رئیس شورای امنیت ملی ایران، آقای رضایی، اهمیت ویژهای دارد و ضمنا هشداری است در خصوص ضرورت بیداری و گریز ما از فریب و اغوای «ضدمقاومت» و وارد کردن مردم در فضایی از اوهام خوشخیالی. خطر شوخی بردار نیست و باید در شرایط پسا انتخابات به چالشهای داخلی و خارجی و خصوصا تحرکات اغواگر غربگرایان داخلی و گاوهای شیرده خارجی حساس بود. هشیاری نسبت به توطئه گردانی کشورهای همسایه همدست آمریکا و رژیم صهیونیستی، مثل امارات، عربستان، آذربایجان و ... حیاتی است.
تسامح درباره صدور نفت از آذربایجان به پالایشگاههای اسرائیل و نشت نفت بهوسیله امارات برای صدور انرژی، نفت و گاز و بنزین و فرآوردههای دیگر به سود اسرائیل و آمریکا و چشم بستن به توطئهگری داعشی عربستان و خیانت صهیونیستی آذربایجان، غفلتی نابخشودنی است. نابودی فوری اهداف صهیونی در امارات، آذربایجان، عربستان، قطر، بحرین، کویت در صورت کمترین تحرکشان، برای از صحنه حذف کردن اسرائیل و بهزانو در آوردن آمریکا باید زیر نظر مستقیم فرمانده کل قوا رها از هر ممانعت و مزاحمت ستون پنجم و غربگراها و واسطهای ترسان از دفاع تهاجمی محاسبه شود.
این امر کنشی قاطع و واجب و مشروع و عملی برای حفظ موجودیت ماست. پس بیایید ریشهایتر موقعیت کنونی را واکاوی کنیم و تکالیف چشمپوشیناپذیرمان را از یاد نبریم و اجازه ندهیم نفوذ جریانهای غیر قابل اعتماد و نهانکار سرنوشت پیروزمند ایران را تحت تأثیر شکستطلبی خود قرار دهند. کلید مقابله با طالبان تسلیم، آن است که بگوییم، دموکراتها، مستقلهای موهوم و هر نیروی ضد جنگ در آمریکا قابلیت جدی گرفتتش از سوی ما بستگی دارد به میزان جدیت او در پذیرش شروط ما و جبران خسارات مادی و معنوی ظالمانه تجاوز وحشیانه آمریکا!
این مجموعه رویدادها چگونه با نخ تسبیح تدبیر و مشی ولی فقیه منظم شده و درست درک میشود؟ میخواهم به این موضوع بپردازم و سند مرجع، منضم به تمام مواضع دو امام بزرگوار و مواضع رهبر معظم به طور خاص و معین، همین پیام ۱۳آبان است. ☆☆☆☆ اولین پرسش آن است: ما در چه موقعیتی هستیم؟ آیا شکست ترامپ، جلوهای از پیروزی مقاومت بزرگ ایران است؟ بیتردید آری! آیا قدرت گرفتن دموکراتها گویای پایان دوران توطئه علیه ایران و وجود فضای دوستانه به نفع جمهوری اسلامی است و کنار کشیدن گاوهای شیرده است؟ اصلا! این سخن متناقض است؟
به دلایل منطقی، عقلی و سیاسی گوناگون باید گفت نه، متناقض نیست! به همین دلیل هم باید به نقش جمهوریخواهان زخم خورده و اسرائیل طی این دوسال آینده متمرکز شد تا مستی پیروزی سبب غفلت نشود. اکنون درست همان زمان است که شایسته است نسبت به دو انحراف توهمافزا مرزبندی محکم و جدی و عمیقا باورمندی داشته باشیم:
۱. علیه غرور حاصل از شکست ترامپ که به اشکال گوناگون زمینه شکست را فراهم میکند. مثلا غربگرایان از این حال روانی سود ببرند و وانمود کنند اگر حالا امتیازدهی کنند ملت در سکر پیروزی غفلت غرور و خواب خوش، به آن تن میدهد
۲.علیه فریب و امید شیطانی تازه به سازش و دوستی با آمریکا؛ خصوصا حالا بعد از شکست ترامپ، حسن ظن به دموکراتها و دادن امتیاز به آمریکا با شیوهای که دموکراتها درگرفتن آن بدون جنگ تخصص دارند و دیپلماسی ناپایدار ما در دادن آن اشتیاق! راه حل ناکارآمد کردن هردو ابزار قدرت اغوای شیطان، همانا هرچه قویتر شدن است: قدرتمندی روح و قدرت مادی! این هدایت الهی است و رهنمود مرد خدا، امام خمینی و تاکید امام شهید و عملیات واقعی او در قلمرو قدرت نظامی همین است؛ و راهی که رهبر معظم باز بر آن تأکید کرده و همچنین اصرار همه کارشناسان مؤمن به انقلاب اسلامی بر علیه تسلیمطلبی زبونانه غربگرایان است، کسانی که مدام از هر نظر راهشان کژ راهه و رهنمودشان غلط از آب در آمده است، اما ویژگی اصرار افرادی بر اشتباهات مبرهن و هلاکتبار چنان است که برای مردم جز پذیرش بدگمانانه ستون پنجم بودنشان هیچ راه چارهای باقی نمیماند.
وقتی بهترینشان در کمال جهل و بیانصافی، فرقی قائل نیست بین خود و ولی فقیه! و نمیداند که خدا بین بنده عالم ربانی و اهل خلوص و افراد پر خطا، چون او تمایز آشکار گذاشته، و معجزات و نصرتش را نصیب بندگان مزکی از نفس سوء و اهل استقامت برابر شیطان بزرگ میکند وکسانی، که چشم ندارند ببینند در همین دوسال اخیر ولیفقیه شهید و ولیفقیه حاضر ولو در عدم ظهورش میان مردم، چه کانون عظیم هدایت و وحدت مقاومت بوده، درباره چنین کسانی که تازه خوبهای اصلاحطلبی غربگرا هستند، چه میتوان گفت؟ و بدتر از این وقتی چنین افراد جاهلی مابین سلاطین نفتی گاوشیرده و سرشار از فساد و حرامکاری و بیلیاقتی و نفاق، با ولیفقیه عبد خدا و متقی و دانا و توانا و خالی از اهوا و متکی بر قرآن و عترت و مسلط بر شناخت جهان و دشمنشناسی عمیق عامل به عمل صالح، فرقی نمیگذارند چه باید گفت؟ آنان در عمل، باوری به قرآن حکیم ندارند و نفی میکنند که ولیفقیه، یقینا بنا به سنت الهی بهرهمند از مدد عالم غیب و امام زمان عج است ـ و تجربه مردم از آغاز دال بر آن بوده است.
اسیران سحر غرب، که باوری به عقل نوری و وحی و عالم غیب ندارند مدام راه غلط و بد عاقبت را مطرح کردهاند که بارها گذشت زمان، فاجعه بار بودنش را امروز مسجل شده است. همچون راه حلهای رؤسا از مرحوم بازرگان تا امروز، که مشاهده صدها ضعف هلاکت بار را از یکسو آشکار کرده لست؛ و نیز در برابر تفکر غلط شان، صدها پیروزی و صحت راه ولی فقیه در تجربه ملی است. در این وضع با کبر بر سر کذب، و اصرار بر برتری طلبی، همچنان پافشاری کردن بر امری غلط که منافع حیاتی میلیونها انسان را بخطر افکنده چه معنایی دارد؟
امری که با استقلال و آزادی و پیشرفت و عدالت ملی بازی میکند، غربگرایان را به هر ورطه گرفتار میکند و به قعر میکشاند؛ حتی به شادمانی از شکست ایران و یا ترور رهبران و ناراحتی از پیروزی ملی؛ و یا گول زدن مردم و سازش خود رأی ـ آنان با سیاستهای ترسان خود و ضعف در پاسخ بازدارنده، مسئول صدمات جبران ناپذیر جانی ومالی ملت و بزرگان بزرگوار ما هستند، اما نعل وارو میزنند و جان مردم را بهانه سازش طلبی و صدمات هولناکتر بر مردم میکنند؛ و مردم را ضعیفتر مینمایند و به انحا مختلف مانع قویتر شدن آنان و انقلاب اسلامیشان نی گردند. در ایران دولت چاکر ملت است نه ارباب فریبکاری که اصلا مردم را خادم شیاطین میپندارد.
معنای قوی ترشدن، در ارتباط با غرور و فریب نفسانی ملت از پیروزی خود و شکست دشمن چیست.
خودپرستی که این موفقیتها را ازخودمی داند نه از خدا، دشمن ماست که فریب شیطان و نفس جاهل را کارا میکند و از پیروزی شکست میسازد. همان حقیقتی که پس از فتح خرمشهر امام ره بدان تاکید کرد: خلوص در بندگی، با باور این که خداست که خرمشهر را آزاد کرد تا کبر، رزمندگان را دچار فراموشی نکند. امروز هم باورکنیم همه طرح افول شیطان بزرگ بر سنت الهی استوار است. مومنان اهل استقامت، پاداش عبودیت خودرا دریافت میکنند و هرچه بیشترخشوع و خضوع درآنان ریشه بدواند، بیشتر پیروزند. مومنان با این معرفت و تزکیه جانشان از غرور بیجاست که قویتر خواهندشد.
زندگی و مقاومت در راه حق و تزکیه نفس، بر بستر عمل به تکلیف و مجاهده در راه خدا، اهل جهاد و مردم حسینی را قویتر میکند وبرعکس، تن به اغوای نفس وشیطان دادن و خود را فاعل مایشاء دانستن چاه و مهلکهای است که انسان را ناتوانتر و ضعیفتر و بردهتر مینماید، اما معنای قویتر شدن برابر شیطان و جنگ با توهم دوستی با دمو کراتها چگونه تحقق مییابد؟ با واقع بینی وگریز از فریب شناختی، با خرد و دانش و علم بر حقیقت نظر و عملکرد دموکرات ها؛ و تجربه ما در باره آنان و خشونت عملکرد اوباما با ما برای تسلیم ما وگرفتن همان امتیازات که جمهوری خواهان با جنگ کوشیدند بدستآورند و نتوانستند. ما باید مطالبهگر جدی تنبیه براب آسیبهای جبران ناپذیری باشیم که وجه مادی، مثل حاکمیت بر تنگه هرمز تنها اندکی ناچیز از استیفای این حق است. این تقویت هم جنبه قلبی و فکری و فرهنگی و معنوی دارد و هم اقتصادی و سیاسی-اجتماعی و نظامی وتکنولوژیک.
اکنون قوی شدن، تکلیف الهی ماست. تکلیف الهی با رویکردها و روشهای ضد الهی ممکن نیست. مثلا در اقتصاد یک توسعه ناعادلانه باتأمین منافع اشرافیت استثماری و ویژه خوار و ضد تولید و ضد مردم، تا حد غارت حق الناس بوسیله بانکها و تراستیها ومافیای ارز و فرار مالیاتی کلان سرمایه سالاران وگسترش فقر و تنگدستی میلیونها انسان، و ظلم معیشتی بر آنان، سبب قویتر شدن ایران نمیشود، باعث ضعیفتر شدن ایران میشود. بیعدالتی و فساد اقتصادی اشکال گوناگون دارد و برای جامعهای سالم و قوی باید با آن مبارزه کرد. تورم، بیکاری، عدم تصحیح دستمزدها، وگرانیهای بیکنترل وسپردن مهار امور گوسفندان به دست گرگان و تبعیض در به دست آوردن موقعیت شغلی و تبعیضات فامیلی و سیطره روابط بر ضوابط و. ازجمله نشانههای ظلم اقتصادی و عامل ضعف کشور است نه قدرت آن! قویتر شدن و ایرانی مدام قوی تر، ضمنا به معنی مردمسالاری اسلامی قویتر است و نه استبداد قویتر و نه دموکراسی فریبندهتر غربی و حکمرانی طبقات استثمارگر و سرمایه سالار و اهل فساد وسرکوب صدای مستضعفان، کلاه گذاشتن بر سر مردم با حرف و هزار ارتباط مخفی کسب قدرت با تکیه به ثروت حرامکاران وحرامخوارانو سلطه اشرافیت استثماری، نامش قوی شدن ایران نیست.
این قوی شدن معنای قوی شدن در نظام استکباری را ندارد. مادیات ورم کرده ازظلم، تمدنی طاغوتی با دانش و تکنولوژی و ابنیه و بانکها وکارخانهها و آسمانخراشها..، اما محتوایی ظالمانه و اسیر دست الیگارشی خرامخوار و غارتگر حق مستضعفان وشکاف طبقاتی بزرگ و نفرت احتماعی حاصل از ستم. وحدت و همکاری اجتماعی باحرف شکل نمیگیرد با عدل بنا میشود.
نظامی که از بانک مرکزی تا بانکهای خصوصی و سیایتهای اقتصادی در خدمت ستم به سود قشر فاسد است، نمیتواند میلیونها زحمتکش را وادارد بیعدالتی بپذیردو آن را مایه همدلی طبقاتی بداند. قدرت کور است. هر کار نامشروع و خود رأی ازسوی قدرتمداران حاکم صورت میگیرد. به فاسدان دهها سال اجازه غارت داده میشود. ومجازات نمیشوند و نمیدانند در دل مردم مواد منفجره ذخیره میکنند و فرشتگان لعنتشان مینمایند و در دنیا و آخرت عذاب و فروپاشی نصیبشان میگردد. این است سرنوشت استکبار وظلم در هر لباسی و نه فقط با پرچم آمریکا. تبدیل کردن رؤیا و رؤیت حق در انقلاب اسلامی دو امام، به اوهام باطل استکباری، ایران را قوی نمیکند.
استفاده از مدد الهی به سود رشد بندگی ودادگری و آبادانی عمومی ومردم سالاری دینی مایه قدرت حقیقی است. ایران از این راه، بنیان قویتر شدنش را طراحی میکند؛ و قدرت مادی ومعنوی، مرمسالاری پیشتاز در جهان، اقتصاد ضد استثماری و عدالت محور، مناسبات جامعه سالم و فرهنگ پاک حفظ کرامت انسانی و سیاست آزادگی ضد سلطه را میسازد.
معاون شهربانی که جانب مردم را گرفت
مهدی پاشازاده در گفتوگو با «جامجم»:
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در گفتوگوی تفصیلی با جامجم آنلاین: