جام جم آنلاین: این دیدار رؤسای پیمان مکه با دکتر رضایی را چگونه فهم کنیم تا به حقیقت تقرب جوییم و سر ملت کلاه نرود؟
اجازه دهید قبل از بیان براهین دو برخورد را کنار هم قرار دهم. برخوردهایی که ذاتا ضد همند.
۱_ برخورد شاهدانه و عمیقا وفادار به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه و در خط رهبری و در خدمت اهداف عالی استقلال و امنیت ملی و سیاست سرفراز و پیروز دفاعی سه امام.
۲_ سیاست بارها رسوا و مفتضح تسلیمطلبانه منبعث از دلسپردگی به آمریکا و پذیرش ولایت شیطان و اسیر دشمن شدن!
امروز در برخورد به سفر رؤسای پیمان مکه که زائده و کاتالیزور پیمان ابراهیم است، موضع دکتر رضایی از نوع اول و وفادار به رکن رکین و تنها امکان استقامت حقیقی و متحد یعنی مطیع سیاست و خط رهبری است؛ و خط دکتر ظریف در برابر ابتکار امریکایی سه کشور؟ با اهداف چند وجهی، دقیقا نماینده خط نافذ سلطه صهیونی_ آمریکایی است که منتظر دموکراتها و چشم انتظار تسلیم ما به ارباب و کدخدای رو به موت نشسته است.
نگاه دکتر رضایی همان طور که در ادامه خواهم گفت نیازمند توجه و دقتهایی درباره نقش مذاکره در فرآیند فشل کردن ایران در دفاع از متحدان ما طبق تجربه لبنان است و اینکه مذاکره سبب ضربه به اقتدار یمن و سستی ما در یاری به متحد استراتژیکمان نشود. اما کلا بس هوشمندانه عاقلانه، واقعگرایانه و انقلابی است:
۱_همکاریهای منطقهای از مدتها قبل باید شروع میشد.
۲_سفر مقامات ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان نشان داد تهدیدات آمریکاییها تأثیرات زیادی بر کشورها ندارد.
۳_در پی مقاومت مردم ایران و اقتدار و پیروزی نیروهای مسلح فضای جدید مثبتی در منطقه و وضع جدیدی در برخورد با پاکستان و عربستان و ترکیه پدید آمد.
۴_نتایج مقاومت ملت ایران روز بهروز محسوستر میشود.
۵_مقامات ترکیه و عربستان و پاکستان معتقد بودند مشکلات کشورها در همراهی هر چهار کشور باید حل شود. به این نتیجه رسیدیم که امنیت در غرب آسیا باید درونزا باشد و باید از مداخله خارجی جلوگیری شود.
۶_تأکید شد رژیم صهیونی باید از جنوب لبنان، جنوب سوریه، از غزه و کرانه باختری رود اردن عقبنشینی کند و دست از تجاوز بردارد. ایران چیزی را که میخواست از آنان گرفت.
مهمترین ویژگی سخن سرلشکر رضایی نگرش و شالوده انقلابی و ضدسلطه و تجاوز و مقاوم آن است. البته دکتر رضایی باید توجه کند این نیروهای منطقهای منتطر شکست و عربستان منتظر براندازی جمهوری اسلامی ایران بوده و هستند! پس بهتر است توهم را ازخود دور کنیم و ضمن توجه به واقعیت بکوشیم آنان را مهار کنیم. ما در هر صورت از عدم جنگ سود میبریم. البته نقشه آمریکا و این اذناب شیطان، هم مهار ایران است. ایران وارد پیمان شبه مکه میشود. تا دلش بخواهد مثل ترکیه و پاکستان به اسرائیل دشنام دهد مشکلی نیست، زیرا ترکیه و عربستان و پاکستان هم دشنام میدهند، در حالی که با صد بند ارتباط مخفی با آن جرثومه ظلم رابطه داشته و همدست کشتار غزه با رساندن غذا و انرژی به اسرائیل هستند. فعلا برای آمریکا ایران انقلابی، اسیر پیمان با دوستان مخفی اسرائیل شود و همین که دستش و آزادی عملش بسته شود کفایت میکند.
سردار رضایی باید بداند اسیر کردن ومهار خود او و گرفتن لبه تیز مواضع انقلابیش میتواند یکی از اهداف این مذاکرات با او باشد. این نکته بس قابل تأمل است.
باقی مواضع او ارزشمند است. با ذکر این مطلب که سخن و کلمات کفایت نمیکند نتایج عملی اهمیت دارد ـ آنچه سبب همین قدر از ظهور قدرت ایران و کشاندن خاضعانه آنان به ایران شده، نه حرفهای انقلابی بلکه عمل انقلابی سپاه و ارتش تحت اطاعت فقط از ولی فقیه بود نه مواضع سازشکارانه هاشمیها و روحانیها؛ و رضایی در این صف ایستاده است.
اما مواضع ظریف کاملا ضد انقلابی است این مواضع اگر بر سپاه و ولی فقیه حاکم میشد، ایران دچار چنان ذلتی میگشت که عربستان پا بر سینهاش میفشرد. نگاه بنیادین اصلاحطلبان غربگرا، اعتماد قلبی به دشمن و ممانعت ازعمل انقلابی و وصل به کانون تسلیم به آمریکا و پیمان ابراهیم و پیمان مکه است. این مربوط به شخص ظریف نیست. از هاشمی و تا روحانی حلقه نیاوران و نهاوندیان و واعظی و زنگنه و اصلاحطالبان و مشارکتیها و سازندگی و آخوندی و مرعشی و سریعالقلم و همه غربپرستان ضد انقلاب و اسلام و چاکر مآب آشنا با توئیتهای سراپا دشمن شاد کنش، رؤیای پایان مقاومت و «صلح» بخوانید تسلیم دارند. ظریف درباره این دیدار، توئیت زده:
«پیشنهاد میکنم از دیدار برای پایهگذاری شبکه امنیتی آسیای غربی (وصل) بهره بگیریم. وصل یک شبکه منطقهای فراگیر بر پایه عدم تجاوز اعتمادسازی متقابل و رفاه مشترک است. امنیت منطقه وارداتی نیست، باید به دست مردمان همین منطقه با هم ساخته شود.»
البته بدون ادا و اطوار جریان انقلاب بس پیشروتر از این کار را دارد میکند و این پیمانها بر اساس اقتدار شکل میگیرد. نه لفاظیهای ضد اقتدار. ویژگی دکتر ظریف، ادای معماران دیپلماسی را درآوردن، پختهخواری و مصرف الگوهای نخنما و رؤیاسازیهای آمریکایی آغاز قرن بیستم و دهه پنجاه آمریکاست که رؤیاپردازانش البته خوب با خبر بودند رؤیایی را میفروشند که رؤیای ناصادق امپریالیسم آمریکا برای بلعیدن جهان بود. ما در این رؤیاپردازی ظریف اثری از واقعیتهای ماهوی و خشن و چهره زشت واقعیت تجاوزکار نمیبینیم و روندهای واقعی قدرت و سرچشمه واقعی امنیت در آن تحریف میشود. چرا؟ چون به زیان مشی ضد مقاومت اوست. اگر امروز پاکستان و عربستان و ترکیه به ایران میآیند، همان طور که دکتر رضایی روشن کرد محصول همان مقاومت و پیروزی مردم و نیروهای مسلح مردمی است و اگر خط تسلیمطلبانه ظریف، پیش میرفت جز ذلت، قدرتی نبود تا بواسطه آن با خشوع بیایند و ولو ظاهرا طلب پیمان صلح کنند. حالا هم که میآیند اساس قدرت ما دفاع از محور مقاومت و تقاضا به پیوستنشان به محور مقاومت و دست کم کمک به مقاومت مسلمانان مظلوم و نه غاصبان و جائران است. این متن با دقت نوشته شده تا اثری از روح تسلیم در آن نباشد. اما هیچ اشارهای به ماهیت این نیروها و ناممکنی مقاومتشان در برابر تجاوز اسرائیل و آمریکا و پیمان تجاوزکارانه ابراهیم و تجاوزات اسرائیل به کشورهای آسیای غربی و مقابله با غاصب متجاوز نیست. برعکس خواستههای ملموس و روشن و مشخص دکتر رضایی، دکتر ظریف مشتی رؤیا میفروشد و در خلا پیمانی خیالی را طراحی میکند. پیمان شبکه وصل او به که میخواهد وصل شود، آمریکا؟ اسرائیل؟ خودیهای مستقل؟ یا نوکران زبون آمریکا و ناتو؟ در برابر کدام تجاوز قرار است بایستد، تجاوز اسرائیل یا دفاع حماس؟ ما باید مردم ما را همچون دو امام بزرگوارمان گول نزنیم و با حقایق قدرتهای موجود و فریبکاری فرعونها آشنا کنیم؛ و دیپلماسی ما فریبکار نباشد و به مردم گزارشی از حقیقت قدرت ارائه دهد.
قبل از هر بحثی باید بگویم دیپلماسی جهان مدرن اساسش اراده معطوف به قدرت، به هر قیمت است. بد و خوب در این جا بی معنی است. این همان پایه ماکیاولیستی سیاست و سرشت نیست انگارانه و نیچهای آن است که فیلسوف نیست انگار آلمانی بخوبی در خصوص سیاست در مدرنیته از آن سخن گفت؛ و این همان تعلیمی است که در دانشگاههای آمریکا و انگلیس به آقایان ظریف، روحانی و امثال شان دادهاند. مشکل شان آن است که قرآن درسی دیگر میآموزد و اینان نمیدانند و یا تجاهل میکنند. به قول امام نمیدانند در انقلاب اسلامی (از زمان رسول خدا و ولی الله الاعظم) سیاست مدرسها (و خمینیها و خامنهای ها) سیاست و دیانت جدا ناپذیر و بد و خوب کاملا معنادار است و سیاست شان عین دیانت بوده است. آنان بنا بر اسلام و قرآن و عقل و تقوی.. سیاست را رهبری میکنند و برخلاف سیاستمداران غرب پرست اهل دروغ به مردم و فریب ملت و نهان روشی نیستند. اهل وعده صادق و سخن مصدقاند. سخن راستگویانه و گواهی شده با قرآن و عترت و عقل.
حالا پرسش این است: آیا این مذاکرات واقعا مذاکرهای دوستانه است؟ یا با ظاهر دوستانه و در اصل دشمنانه، علیه حق و انقلاب اسلامی و ایجاد برآورد غلط در ما عملیات فریب، علیه یمن و محاصره سردار رضایی وتحت فشار قرار دادنش و خنثی کردن خط نماینده و دبیر شورای عالی امنیت ملی، به سود پیمان مکه وپیمان ابراهیم و نقطهای از مسیر تشکیل اسراییل بزرگ است؟ گامی برای وارد کردن ما در پیمان مکه و یا وانمود کردن همکاری با آن به نام ترتیبات امنیت منطقهای، البته امنیت برای اسرائیل و ایجاد تفرقه و شکاف در محور مقاومت و انواع اهداف نامشروع که برخواهم شمرد. یعنی تصور کردهاند ما ملتی پخمه و احمق و کودنیم، ومفت انقلاب مان را به بازی مشتی آدمهای نقابدار شیطان بزرگ و صهیونیسم جهانی، به بن سلمان، عاصم منیرو اردوغان و علییوف و... میفروشیم.
اکثر نیروهای کارشناس انقلابی در داخل همچون به وقت ایران، تا افراد و نیروهای چپ انقلابی فعلا متحد جمهوری اسلامی در خارج، که در پایگاه و صحنه جدال حضور دارند، معتقدند که سفر رؤسای پیمان مکه فاقد وجه تهدید است و آنان به اقتدار وپیروزی ایران سر فرود آورده و برای نجات عربستان آماده همکاری منطقهای شدهاند من اعتقاد دارم نه اتفاقا، «تویه» و درونه این تحرک جدید تهدید به شیوه یک بازی پیچیده در بستر وانمودهها و گیم صهیونی است که در مسیر اسرائیل بزرگ طرح چند سویه و بازی بغرنجی را پیش میبرد. از رژیم چنج و استحاله خزنده، تا فرسایش مردم تا تنگ کردن حلقه محاصره، تا قطع ارتباط بی واسطه ولی فقیه با امت، تا خرید زمان نه جنگ نه صلح برای شکل دادن به کریدورهای قوی کننده اسراییل تا جاسازی نیروهای کاملا ضد انقلاب حتی با گرایش آشتی با اسرائیل در پیکره حکمرانی ایران، تا دستکاری در فرماندهی انقلابی نیروهای نظامی و بالا آوردن افرادی دیگر با نگاه فاقد انگیزههای انقلابی به مرور که هماهنگ با گرایش غربگرا باشند تا ممانعت از اقتصاد جنگی تا امروز و پس از تعویق چهل ساله اقتصاد مقاومتی و ناتمام نهادن دفاع مقدس به سبب و بهانه اقتصادی، لوث کردن آن و بدل کردنش به بهانه دست شستن از شروط ولی فقیه، تامخدوش کردن جایگاه ولی فقیه و ساختن شکست از پیروزی!
بنا به دلایل دلایل فراوان ایده تسلیم واقعی و صلحخواهی قابل اعتماد اهالی پیمان مکه یک وهم و بازی سه جانبه اخیر که عملیات جدید فریب است؛ و در نهان آن دو تهدید مخفی است. هم تهدید موقعیت پیروز و دست برتر ایران و هم نشان دادن هویج با معنای معطوف به تهدید چماق. این امر مطلقا به معنای عدم وجود وجوه مختلف گوناگون ودشواریها و مخمصهها و جستجوی راه فرار از بنبستهای مقطعی نیست. باید ذهنی توانا به ادراک متناقص نماها داشت. میگویند آقا سید محمد تقی شیرازی فرزند متفکر میرزای شیرازی بزرگ و آیت الله شایسته مرجعیت جهانی شیعیان جهان و نادره دوران در گفتگویی علمی و مباحثهای رادیکال با آسید کاظم عصّار که آقا عزالدین زنجانی از مرحوم عصار نقل کرده، فرمود:آسید کاظم عصار میگفت:من از اشخاصی بودم کهوفتی اشکال میکردم میرزا محمد تقی (شیرازی) عمامه را روی زمین میگذاشت که وارد بحث شود. آمیرزا محمد تقی یک مطلبی فرمود، من نقض کردم و گفتم اجتماع یا ارتفاع نقیضین میشود (تردید از من است). ایشان عمامه اش را بر زمین گذاشت و فرمود:چه کسی گفته اجتماع نقیضین باطل است؟ آسید کاظم میگفت ما آماده شدیم که ببینیم ایشان برای تخریب این اصل مسلّم چه دلیلی داردـ آماده شدیم که دلیل میرزا محمد تقی را بشنویم که سیدمقدس قمی _منظورش حاج آقا حسین قمی بود_ گفت: نه آقا، وارد بحث نشوید، سنگ روی سنگ بند نمیشود، همه عقاید ما روی همین اصل استوار است و خلاصه حاج آقا حسبن رگ مقدسی آمیرزا محمد تقی را تحریک کرد و او شبهه کرد و منصرف شد. خلاصه حاج آقا حسین قمی نگذاشت ما ببینیم او چگونه این اصل را تخریب میکند. (مندرج در ج۲ جرعهای از دریا)
بگذریم که امروز منطق فرا مدرن، بعد از بوهرنلز و هایزنبرگ، محصول و نتایح منطقی دستاوردهای جهان کوانتومیک را مبنای بحث مخالفت با منطق چگونگی امکان اجتماع نقیضین کرده و قطعیت ناممکنی آن را تخریب کرده است. نتیجه این یاداوری آنست که اسارت طولانی تفکر در حوزه و در جهان تفکر، اصل جزمی را علم کرد که مانع دیدن متناقض نماها و یاکه جمع تناقضات در یک موقعیت ذرهای _خطی انسانی همه جا از جمله سیاست است. امروز عربستان و اذناب شیطان بزرگ دستکم در وضعیت پارادوکسیکالی گیر افتاده و رفتارهای متناقضی را ظاهر میسازند در هم آمیختگی واقعیت وانموده، و واقعیت حقیقی تضادمند امری است که با توجه به آن بسیاری از تخلیلهای یا این یا آن فرو میپاشد ـ واقعیت و بازی سفر نمایندگان پیمان مکه را باید با این زاویه دید واکاوی مرد تا همه ابعاد متناقضش را ادراک نمود. گفتگوی یک به علاوه سه (عربستان، ترکیه، پاکستان برابر ایران) دارای معناهای پیازی شکل و لایه مندی است. میگویند وجه تهدید در آن نیست و جنبه دوستانه و تامین امنیت منطقه و سویه گره گشایی دارد و دشمن میاندیشد گویی با ملتی گول طرف است. من نمیدانم چرا باید با نگاهی تک خطی شبیه داستانهای مبتنی بر نمایش در بوطیقای ارسطویی به آن نگاه کنیم. بهتر است بیاموزیم که امروزه پوئیتیک روایتهایی غیر خطی و چند لایهای پسامدرن، از ادبیات نمایشی و سینما و فیلم و فیلمنامههای سینمایی به سناریوهای سیاست و نمایش و وانمودههای بازی سیاسی تسری یافته و در سیاست و جنگ وصلح واقعا این سناریوهای تو در تو و فریبا و جمع متناقضین وجود دارد؛ و چه بسا آنچه آشکار و ادعا شده و علنی است نقابی برای چیزی است که نهان است و امر بعید ودور، نزدیکتر است به حقیقت از آنچه واقعی نموده میشود و به زبان میآید. همچون جنگی ناگهانی سر بر آورده در دل مذاکره نزدیک به توافق!. عملیات فریب با امر حقیقی امکان اجتماع نقیضین فرق ماهوی دارد. در کنشهای پیچیده سیاسی اهداف پوشیده و آشکار کنار هم امکان وجود دارند و این بازی مرتبط با پیمان «مکه» در سایه پیمان «ابراهیم» چند لایه است؛ و تردیدی نیست این مذاکره و خود پیمان مکه مثل پیمان ابراهیم نه بوسیله پاکستان و عربستان و ترکیه، بلکه صهیونیسم جهانی و شیطان بزرگ در اتاقهای فکر و بوسیله برجستهترین دانشمندان شان طراحی شده و از اسم حضرت ابراهیم سلام الله علیه و مکه مکرمه به نحو شیطانی و ضد حقیقت وحدت توحیدی و در خدمت اتحاد کفر و نفاق و به سود جنایت و غصب وسلطه وحکومت شیطان بهره بردهاند و به طور معکوس از آن سودمی برند، اینک از نامی ظاهرا مقدس، برای عملی ظاهرا مقدس، برای جنگ با خدا و پیامبران اولوالعزم خدا ص: جنگ باحق و با حقیقت ابراهیم و موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم، از این فریب کاری و وانموده سود جستهاند. پیمان مکه جزئی و اشارهای تلویحی از پیمان ابراهیم است. دو نام مقدس باتاثیر یاد آور و تداعی گرو اعتماد آفرین برای خدمت به اسراییل ضد خدا؛ و این نکته اغواگر را دیپلماسی خادم جمهوری و انقلاب اسلامی (ونه خادم ضد اسلام و شیطان بزرگ) باید در جهان با صدای بلند جار بزند. نه اینکه در فریب مسلمانان شریک شویم؛ و شیطان بزرگ امید وار است در طولانی مدت با شکست ایران و تکیه بر نیروهای غربگرای داخل حکمرانی جمهوری اسلامی (غربگرایانی با گرایشات تسلیم به صهیونیسم و حتی محق دانستن اسراییل و صلح با اسراییل، کسانی در مقام ستون پنجم صهیونیسم)، ایران را هم وارد پیمان ابراهیم و صلح و اتحاد با شیطان کنند.
یقین کنیم امروز، چه در وضع واقعی شکست مقطعی شیطان و چه وضع بازی و نمایش شکست، حقیقتی که قابل انکار نیست، حرکت نقشهمند و بی وقفه شیطان بزرگ و صهیویسم جهانی در مسیر اسراییلی کردن نظام حکمرانی دنیا دارد پیش میرود و نباید غافل شد و فریب اغوای شیاطین شد. تنها مانع این پیشروی، استقامت مستمر حول پرچم ولیعصر عج و انجام تکالیف دوران انتظار، با اتحاد کرد ولی فقیه است و هیچ راه دیگری نیست. چیزی که در سردار رضایی میستایم آن است که پس از همه فراز و نشیبها و بازیهای نفس انسان و هواهای قدرت و فرماندهی امروز ان شاءالله در نور حقیقت گام بر میدارد. مشاهده فرماندهان تزکیه شدهای که از کشتی ولایت الهی پیاده نشده و، چون بسیاری اسیر و تسلیم شیطان بزرگ و تسویل و اغوا وضلالت دنیاپرستی و خودپرستی او نشدهاند حتما در او تاثیر جانی داشته ومقام عالی شهادت شان خبر از بهترین معامله عشق وعقل استوار داده و او دریافته راه حیات دل دادن ووفا با ولی الله الاغطم عج و امروز برای مردم وفا به بیعت با ولی فقیه است.
رهبر معظم (دامت برکاته) در ملاقات اخیر با سردار رضایی چه فرمود؟ کل نکات شان ارزش راهنامه رحمانی دارد. اما ارجاع شان به اصل ۱۷۶ قانون اساسی برای اهل تدبر کلیدی است. این اصل به تکلیف شورای عالی امنیت ملی و امر کانونی آن تاکید میکندمرکز نجاتبخش این اصل چیست:
«به منطور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی «شورای عالی امنیت ملی» به ریاست رئیس جمهور، با وظایف زیر تشکیل میگردد:
۱_تعیین سیاستهای دفاعی _امنیتی کشور، در محدوده سیاستهای ملی تعیین شده از طرف مقام رهبری.
۲_هماهنگ نمودن فعالیتهای سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی در اذاباط با تدابیر کلی دفاعی امنیتی.
۳_بهره گیری از امکانات مادی معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی....
مصوبات شورای عالی امنیت پس از تأیید مقام رهبری قابل اجراست.»
به صراحت تام میبینیم که در هر سه وظیقه شورا، کانون ولی فقیه است. در مورد اول مشخصا تعیبن سیاستهای دفاعی_ امنیتی، از سوی رهبری تاکید شده. در مورد دوم پیوستاری همه فعالیتهای نهادی اجتماعی _اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی_ اطلاعاتی و. ذیل تدابیر ملی دفاعی _ امنیتی مورد تاکید قرار گرفته که آن هم در سطور بالا (تعیین سیاستهای دفاعی_ امینی، در محدوده سیاستهای ملی تعیین شده از سوی رهبری) باید تحت حقوق حکمرانی و فرماندهی رهبری به اجرا در آید. وشق سوم بهره گیری ازهمه امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارحی طبق سیاست دفاعی _ امنیتی رهبری در قلمرو سیاستهای کلی تعیین شده ازطرف ولی فقیه از همه بیشتر به تهدید کنونی ارتباط دارد. برای خنثی کردن تهدید نهفته در پیشدرامد پیمان ابراهیم یعنی نفی توطئه پیمان دفاعی امنیتی مکه است که بر گفتوگوهای دوحانبه مستقل از سوی مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با دکتر رضایی پافشاری شده است. مهمترین مشخصهای که از سردار رضایی امروز شهیدی زنده ادامه دهنده راه سلیمانیها ساخته، این وفاداری عمیق به خط و سیاست ولی فقیه است؛ و هر بازی در هر مورد با دست اندازی دیگر نهادها، چون قوه مجریه مقننه، قصاییه و هر نهاد دیگری و کل نهادها، عصیان علیه قانون، مجرمانه و خائنانه و کان لم یکن به حساب میآید. این نکته و تاکید رهبری در دیدار اخیر با دبیر شورای عالی امنیت ملی چه پیش و چه پس از جلسه ۳+۱ دلیل رهبردی و اصلی در فهم ما از این اجلاس و جلوگیری از نفوذ سرخود غربگرایان و دیپلماسی ظریف ویرانگر پیروزی و جوسازی شان دارد؛ و همه عناصر گوناگون واقعیت و اهداف این تاکتیک شیطان و اذنابش با استراتژی اش و همه رهکنشهای جبهه حق و محور مقاومت با رهبردش توازن خواهد داشت و نفوذ نگاه اجنبی در صف انقلاب اسلامی سبب تزلزل و آشفتگی وشکست نخواهد شد. یعنی ادراک میکنیم در مسیر جنگ وجودی حق و باطل امور گوناگون هر جبهه در موقعیت واقعیش تحلیل شود و هماهنگ درک گردد. یعنی در بستر این مقاومت اصلی، میرسیم به مسئله احتمال جنگ پیشارو، مسئله انتخابات اسراییل، مسئله انتخابات میاندورهای آمریکا، مسئله پیمان مکه، مسئله سفر اهل این پیمان امریکایی و صهیونی علیه انقلاب اسلامی، به ایران با نقاب دوست و حداقل به طور صمیمانه برای کشاندن ما به تسلیم و همکاری با صف آمریکایی و جلوگیری از مقاومت علیه شیطان. تحت این وضع این سفر همان طور که گفتم لایههای گوناگونی دارد که نافی یکدیگر نیستند و متناقض نشان دادن شان اشتباه است. پارهای از خواستها هم ناشی از موقعیت متناقض پاکستان و ترکیه است و یا از نفاق شان. مثلا داشتن منفعت سرسپردگی شان به آمریکا وضمنا منفعت دوستی و عدم جنگ با ایران. امارات این موقعیت را ندارد، اما پاکستان و ترکیه در این وضع متناقض گرفتارند. حال طبق این واقعیت ها، چرا این سفر هم قصد وارد کردن ایران در یک بازی شبه پبمان چارجانبه امنیتی دفاعی نداشته باشد که ماهوا دست ایران را در مقابله با اذناب آمریکا میبندد و به انان اجازه بندگی امریکا و دوستی با اسرائیل را میدهد؟
از سوی دیگر همین حالا وضع عربستان در برابر یمن فلاکت بار است پس هر انفعال و ایجاد شکاف ولو ایجاد بد بینی بین یمن و ایران قدمی به پیش است، کاهش تنش عربستان و یمن بدون دست برداشتن عربستان از محاصره یمن به سود عربستان و آمریکا و اسرائیل و به زیان مقاومت یمن و ایران و جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی و اسلام است. کسانی مثل ظریف و عراقچی با نگرش میانحیگرانه دقیقا به سود امریکا، به سود اسرائیل عربستان و اروپا و بزیان ایران و اقتدار یمن و جهان حق طلب و ازاده عمل میکند.
این سفر در خدمت تقویت خط سازش آمریکایی در ایران و زبان بازی آنان علیه ولایت فقیه و غربگرایان، فریب مردم است. سفر آنان ماهوا حامل سایه تهدید و وانموده همدستی جهانی شیاطین پ غربگرایان و نتایج فشل کننده گفتوگوهای ماهوا مشکوک ضد مقاومت و صلح طلبی ناعادلانه وناصادقانه و سرگرم کننده و فرسایش آور و فضا برای ترمیم وپیشروی دشمن و تقویت حیات نامشروع و پروژهای گوناگون و کریدورهای قوی کردن اسرائیل و سلطه اوست. تهدیدهای مخفی علیه خط دکتر رضایی در تقابل با دیپلماسی سازس، و تاثیر در تسلیم یا تضعیف خط مقاومت دبیرخانه شورا، تهدید حضور کالین، نه تهدید علنی بلکه تهدید منافقانه، تهدید مسئول کانونی دانستن ایران و وانمود کردن دروغ نیروی نیابتی بودن یمن برای ایرا ن و.. آنان میخواهند موقعیت پیروز یمن را به سود عربستان کاهش دهند. ما از بحثهای ابتدایی در باره آنکه به طور انتزاعی مذاکره خوب است یا بد، عبور کردهایم. اندیشه انضمامی میگوید تقویت عمل درست، برحذر بودن از دام مذاکراتی که مانع عمل مقرون به پیروزی میشود، تخریب موقعیت برتر با مذاکره و. اینها بداست. از حالا تا قیامت دیپلماتها مذاکرهای که مانع اقدامات صحیح استراتژیک و تاکتیکی نباشند، بکنند یا نکنند. موضوع آن است که عدم عشق به انجام تکالیف الهی ما را کور و کر میکند و مذاکرات ضد پیروزی و فریب آلود را تشخیص نمیدهیم یا در خدمت نیات تسلیم طلبانه از آن استقبال میکنیم. مذاکراتی که دست ایران را ببندد و سبب ازدست رفتن لبنان و یمن و غزه و. شود و انتقام سخت و رعب آور از اسرائیل نگیرد و دست امارات راباز بگذارد و نفع اشرافیت غارتگر را ایران و اموال غارتی را در نظر بگیرد و حیات ایران راددرخطر قرار دهد. مذاکره برای شبه پیمان مکه فایده اش چیست؟ معطلی و فرسایش و زمان برای ساختارهای تازه سرکوبگر. آنان بزنند وما دست بسته سرگرم مذاکرات پوچ شویم و انصارالله بعد حزب الله نابود یا تضعیف شود؟ مردم راباید با روح مقاومت و سلحشوری و رزمندگی پرورد نه چشم دوختن به پیمانهای مشکوک. بوسیله کسانی مثل عربستان که ذرهای در نیات نابودگرانه و کینه قلبیشان تردیدی نیست.
چنانکه بنی اسراییل به نام دین حضرت موسی به خیانت به ابراهیم و موسی و عیسی سلام الله علیهم کشیده شد وما را هم یهودی مسلک نمایند؛ و به خادم فرعون عصر بدل سازند، در حالیکه جمهوری اسلامی بنیان گذاری شده بوسیله امام خمینی بزرگ و عزیر، وظیفه افول فرعونیت آمریکا و کندن گور اسرائیل را پیروزمندانه به پیش میبرد!
اما لایه درونی تهدید، در نمایش دوستی برای امنیت و صلح، در این بازی مذاکره دوستانه از پس اهداف نزدیک (پایین کشاندن قیمت نفت و رأی جمع کردن در اسرائیل و نیز در انتخابات امریکا برای ترامپ) چگونه عمل میکند؟ البته تهدید همواره معتبر نیست وفرد ناتوان هم میتواند تهدید کننده باشد یا فرد مستأصل! اما سفر سه جانبه در شب انتخابات اسراییل، میتواند مؤثر در آرام شمرده شود؛ و موثر برای ترامپ در انتخابات پیشا رو.
ضمنا وقتی گفته میشود مخاصره سردار رضایی_ در این مقاله_ منظورم یعنی محاصرهو فشار بر صدا و خط ولی فقیه، برابر خط غربگدایی. این خط یعنی خط دفاع از ایران اسلامی، خط انقلاب اسلامی، مقاومت ومحور منطقهای ایستادگی علیه ظلم وکفرمتجاوز، یعنی مقاومت حق، مقاومت مردم مبعوث علیه شیطان بزرگ، و پایداری بر معرفت، شناخت درست و خط ایستادگی امام خمینی قده و امام شهید خامنهای ره بر قرآن حکیم تا ظهور منجی موعود موجود. حالا باید پرسید چه کسانی با چه هویتی و چه اهدافی و چه نقشهای و پوششی بازی گفتوگوهای چهار جانبه (یک به علاوه سه) را آغاز کردهاند، یعنی ماهیت شان چیست و هدف نزدیک و هدف اصلی شان؟
آیا هدف این گفتگوها، فقط خط جدا کردن ما از یمن، (همچون رها کردن لبنان) است؟ و نیز مهارمواضع سردار رضایی و غلبه بر مخالفتهای او با خط سازش غربگراهای داخلی است؟ امروز مانع نزدیک ومستقیم ومهم بر سرراه دیپلماسی و پیشرفت تسلیم گرایی ظریف و رؤیاهای استحاله در مذاکرات به طور مشخص، دبیر شورای امنیت ملی است. این نیروهای داخلی و دیپلماسی خط ظریف تبدیل پبروزی به شکست کنار عربستان و ترکیه و پاکستان و در واقع کمک کار صلح دروغین آمریکایی است و خط سردار رضایی بنا به اظهارات دوران دبیری شورای امنیت ملی و نمایندگی رهبر معظم، وفاداری به خط استقامت ولی فقیه برای استیفای حقوق ملی ملت ایران برابر ظالم و کافر محارب است. ببینیم چطور در برنامه تحلیلی و بسیار ارزشمند به وقت ایران در این خصوص و تحلیل بازی جدید آمریکا، یعنی این دیدار موذیانه، تحلیلهایی صورت گرفته که نیازمند تذکراتی در باره نکاتی است
☆☆☆☆
نوک تیر حمله
خوب دقت کنیم و تشخیص دهیم بنا به مجموعه مستندات نوک تیز این حمله دروهله به سمت کیست؟
۱_یمن!
چرا یمن؟
ببینیم چه کسانی و با چه بهانهای دارند خط نابودی قدم به قدم مقاومت و جداکردنشان از ایران و کوتاه کردن دست ایران در این وحدت را پیش میبرند؟ خط تسلیم از زمان شهید حاج قاسم علیه تشکیل خط مقاومت و اقداما او در سوریه که علیه نقشه امریکل و وانموده داعش بود. صدای منحوس نه غزه نه لبنان از غربگرایان بلند شد. امروز نقشه گسست عملی از لبنان فعلا رخ داده و اسراییل در لبنان جاخوش کرده و حالا نوبت یمن است تا محاصره انقلاب اسلامی ضمن پایان محور مقاومت به سود پیمان ابراهیم و اسراییل بزرگ محقق شود.
حالا نوبت یمن است که تنها و ایران را از او جداکنند. وچرا این دیدار ادامه خط ظریف _ عراقچی علیه یمن در درگیری حاضر است: طرح میانجیگری ایران یک طرح ضدمقاومت بود.
عربستان وضع وخیمی دارد و کمک میخواهد و باید یمن مهار شود. پیشنهاد میانجیگری عراقچی، ضد محور مقاومت و به سود کمک به عربستان و ضدمقاومت بود. مانع نزدیک، در این کمک خط سردار رضایی بود. این دیدار محاصره رضایی ۳بر۱ باشرکت عراقچی در بازی مذاکره علیه یمن کار میکند. دقیقا چنین است. بببنیم چرا:
عربستان در دام افتاده و این سه، خالد بن سلمان و عاصم منیر و ابراهیم کالین، نمایندگان و مسئولان سه کشور درپیمان مکهاند، و پیمان منطقهای مکه در حقیقت پیش پرده پیمان ابراهیم است و دفاع از عربستان که کانون منافع امریکاست. شکست عربستان در تجاوز به یمن در اصل پیروزی محور مقاومت و شکست آمریکا و اسرائیل و جبهه آدمهای امریکا، چون ترکیه و پاکستان بشمار میآید. حال ما بجایگفتگوی دوجانبه داریم گرفتار گفتوگو با این جریان معلوم الحال میشویم بر سر چه معاملهای؟ معلوم است منفعل کردن ما برای دفاع از یمن. مثل لبنان. ما تنها یک حرف باید بزنیم همان حرف رهبر معظم بیرون آمدن عربستان از یمن قبا از هر گفتوگو. دفاع از گفتوگوهای یمنی بدون دخالت خارجی و پیشنهاد گفتوگوهای دو جانبه با همسایگان خارج از پیمان مکه.
بزرگترین خطر برای ما در این مقطع در ارتباط با همسایگان دوست امریکا و اسرائیل، رها از بازیها ووانمودههای ظاهری شان افتادن به دام سیاست غلژ است چه دررابطه باپاکستان چه ترکیه جه کشور آذربایجان، چه امارات و... ـ
مثالی از سیایت غلط دولت در رابطه با اذربایجان میزنم:
اذر بایحان مثل امارات زائده اسرائیل شدهاست. ما حق نداریم به سود استحکام این نظام به رفع بحرانشان کمک کنیم و خودمان را بیفایدهای به حماقت بزنیم!
دعوت از دانش آموزان محجبه کشور آذربایجان که با مانع صهیونیستی سرکوب مذهبی روبهرو شدهاند و برخلاف اسلام و حقوق بشر از ادامه تحصیل محروم گشتهاند از سوی دولت جمهوری اسلامی در بردارنده وجوه متناقضی است. ظاهرا کاری انسان دوستانه از سوی رئیس جمهور، معاون اول شان جناب آقای عارف و وزیر محترم آموزش و پرورش است. تا از آلام این نوجوانان بکاهد. حتی نشان نوعی همبستگی و مودت دینی میتواند بشمار آید. اما یک جنبه آن کمک به پاکسازی دینداران از سوی جریان ضد اسلامی و صهیونیستی درکشور آذربایجان است.
بیادم میاید سالها پیش همراه دوست عزیزم جناب آقای صهری فرزند آیت الله صهری اصفهانی به خانه یکی از رفقای صمیمی ایشان رفتیم. صحبت از حیدر علییوف شد که دوست صاحبخانه بود. بعد دانستم که علییف درجریان انقلاب رنگی آمریکایی زمانی در این خانه مخفی بود و گویا او به فررندش همین الهام سفارش کرده بود اگر مردم خواهان پیوستن به ایران باشند، مخالفت نکند. اذربایجان جزیی کنده شده از ایران است.
من نمیدانم این داستان حقیقت دارد یانه، اما درحضور علییوف در آن خانه قیطریه تردیدی ندارم و از همه مهمتر در طرح امریکا و اسراییل برای سلطه بر الهام و کشور آذربایجان وبرده کردنش و دامن زدن به فسادش و بدام انداختنش و احیانا در دست داشتن آتو و مدارکی رسوا که مایه بردگیش را فراهم آورده است شکی نیست!
بدین ترتیب آنان موفق شدند بجای دوستی، زمینه خیانت الهام علییوف رافراهم آورند و شکل دهند، و آن کشور راچون امارات به استانی اسرائیلی، بدل سازنذ.
دشمنیهای وقیحانه این قمار باز و رئیس قمار بازش ترامپ با اسراییل در آمیخته با جزیره اپستین است و روزی فاش خواهد شد. اما حیرت آور رفتار باور نکردنی دکتر پزشکیان است با علییوف. آیا به علت تعصبات نژادی و قومی است؟ به سبب تفکر لیبرالی است؟ مشی غلط با همسایگان وقیح همدست اسراییل است؟ روابط خانوادگی است، اندیشه غلط است در باره دوستی و گفتوگو با کسانی که کاملا آگاهانه در حال دشمنی با ما هستند؛ و کمترین نشانهای دال بر تغییر مشی وجود ندارد و برعکس حرکت ضد ابرانی به طور استراتژیک در عمل ابن جرثومههای مزدوری عمق میگیرد.
با این اوصاف به جای دفاع از آزادی دانش آموزان متدین در حفظ حجاب بیرون آوردن شان ازکشور آذربایجان و ورود شان به ایران هر جوره کمکبه علییوف برای عمل ضد دینی وپاکسازی آذربابجان از دانش آموزان دیندار است. انان باید در وطن خود بمانند و برای حق خود مبارزه کنند، سارمان بیابند ملت آذربایجان و دنیا را متوجه توطئه ضد اسلامی و فرمانپذیری علییوف از اسراییل کنند، دولت ایران برای کم کردن بار علییوف نباید طرحهای ضدجنبش بدهد و طرح بیشرمانه نخست وزیر پاکستان و صدور مؤمنان به ایران را اجرا کنند.
حال ببینیم دو وجه چماق و تهدید مضحک ترامپیستی و شیرینی اغواگر شیطانی و دام بر سر راه پیروزی انقلاب اسلامی چگونه در هم آمیختهاند؛ و ندیدن تهدید مخفی در ذات اغواگر این بازی برای کشاندن ایران به شبه پیمان مکه کجاست. با تفکر بر این پرسشها وجه نهان تهدید را در خواهیم یافت:
۱_آیا این پیروزی ناتمام ومقطعی ما و این اندازه ازمقاومت کفایت میکندکه بگوییم مهمترین نقشه و چینش برای طرح جهانی صهیونیستی _ آمریکایی روچیلدها، ادلسون ها، مورگانها و ایلان ماسکها و انبوه سرمایه سالاران جهانی و بنگاههای گوناگون مالی و بانکی و پولی و تجاری وهای تکها و هوش مصنوعی واینترنتی و. ـ، و نقشه آمریکایی _یهودی تغییر جهان لغوشود؟
۲_آیا حتی از شکست نقشه اسرائیل بزرگ، یا پیمان ابراهیم میتوانیم سخن گوییم؟
۳_آیا از پایان توطئه کریدورهای اسراییلی با همدستی ترکیه و ناتو وآذربایجان و... میتوانیم حرف بزنیم؟
۴_آیا میتوانیم از رابطه علنی بردگی عربستان ترکیه و پاکستان و دیگر اذناب با شیطان بزرگ و جنگ با توحید اسلامی و استقلال اصیل دین خاتم وخیانت پنهان ومخفی ترکیه و پاکستان و عربستان مقر و. میشود سخن گفت؟ آیا همین الان شکی است که امارات و کشور آذربایجان.. اسراییلهای دوم و همه این دولت و حاکمان تهدیدی اصلی و ماهوی علیه ایران هستند و تنها اقتدار مسلم ایران مانع اجرای این تهدیدات خواهد شد؟
۵_آیاعربستان امده بگوید که من دست از سلطه بر یمن و محاصره هوایی برداشتهام؟ خوب برود به یمن بگوید و دست بردارد و در همان زمان بی وقفه حملات یمن پایان میگیرد. آمدن پیمان مکه مبین چه پیام ضمنی است؟ ما سه تا باهم هستیم! یا باماباش و حداقل حرف امریکا را گوش کن و دست از یمن بردار و کمک نکن یا با تضییقات ما و حداقل بستن مرزها روبهرو خواهی شد! این نامش چیست. در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی شورای امنیت ملی و دبیرش باید طبق قانون اساسی، گوش بفرمان رهبری باشد. فصیلت بزرگ سردار رضایی همین ابراز وفاداری تا پای جان است. آنان آمدهاند همین وفاداری را متزلزل کنند و او را بدام مذاکره و هوای قدرت پرستانهو خود رأیی دوزخی گرفتار نمایند و تاکید هبری به تنها راه نحات شورای عالی امنیت ملی یعنی استواری بر ولایت فقیه و حقوق رهبری و اتحاد بر این اساس و جدایی لز خط غربزدگان و خط ظریف ولایت آمریکا
وراه سد کردن نفوذ وساوس و اغواو ضلالت و ذلالت شیطانی ابنجاست و تهدید پنهان در اینجا نهفته است.
حقیقت آن است که آمریکا در جنگ اخیر شکست خورده، دقیقا به سبب، سابقه ۴۷ساله خط و تربیت و استقامت دو ولی فقیه بر توحید و پرورش مردم استوار و پیروزی در ایجاد سپاهی عاشورایی و حسینی و خون امام شهید و ایستادگی سی میلیون جانفدا و مردم مبعوث در خیابان و ضد خط تسلیم طلبانه نافذ در حکومت از زمان دولت موقت تا امروز!
اما این فقط یک جنگ با مقاومت ۴۷ساله است نه شکست نهایی و رهاکردن آسیای غربی و امت ایران ومسلمانان منطقه. پس همه بازیهای آمریکا و اسرائیل و ادناب شان پیرامون ما، ماهوا وانموده و نمایش دشمن و سمیولاکروم و دارای زبان اغوا و تهدید توأمان و زبان مستقیم و زبان اشاره، برای تسلیم و اجرای طرح شیطانی ظلم و کفر جهانی است.
برای بازی باکلمات، اتحاد استراتژیک بر گرد ولی فقیه برای مقابله با اغوا و تهدید و عملیات متنوع فریب و عمل جنگ شیطان را برهم نزتیم که جز مقاومت بیرحمانه منطقهای علیه شیاطین هیچ راه دروغین دیگری ثمر بخش نیست. دعوا برسر انکه انان امدهاند تا از طریق فریب ورود به پیمان امنیتی مکه یاشبه مکی ما را به انفعال در دفاع و هم افزایی محور مقاومت و امروز مشخصا سیاستی خائنانه علیه یمن و لبنان بکشانند و یا مستقیم خواهان قطع کمک به یمن شوند یا... همه یک حرف است و نباید مایه جدال شود. اشتباه مستقل دیدن سردار رضایی هم یک فریب خواسته و ناخواسته است. اهمیت و فضیلت دکتر رضایی، پیروی وفادارانه و فلبی و عملی از ولی فقیه است وماهم باید چنین کنیم.
به طور مشخص این سفر پیمان مکه گیج کردن ایران در ارتباط با یمن و برانگیختن غربگرایان نافذ در حکومت برای ایفای نقشی شبیه نقش علیه مقاومت لبنان و منفعل کردن ما، برابر یمن و رها کردن یمن و در واقع پیشروی آمریکا و اسرائیل در مقاومت زدایی است که بالاخره نوبت به ایران خواهد رسید!
نتیجه بگیریم: اگر نگاه بنیادین ما اشکال نداشته باشد اگر نگاه توحیدی و قرآنی و فقط بندگی خدا داشته باشیم، در آن صورت، در رهنامه و رهبرد و رهکنش در چارچوب حق و انقلاب اسلامی دچار مشکل نخواهیم شد و پیش و پس از حق نخواهیم ماند.
دبیر انقلابی شورای عالی امنیت ملی، باید بداند اسیر کردن او وقتل معنوی او و بدام پیمانهای منطقهای افکندنش با عواقب هولناک برای آزادگی ایران هدف این رفت و آمدهاست؛ و با این اسارت اتقلابیون مومن ره به اسارت و استحاله جمهوری اسلامی میبرند. راه نحات او و همه ما وفاداری و استواری بر پیمان با ولی فقیه است. انقلاب الهی با مذاکره، و با پیمان ولو با کفار مخالفت ندارد با فریب خوردگی و اسارت شیطانی اهل ایمان و استحاله شیطانی دشمنی دارد.