جام جم آنلاین: آیا، دانشآموزان فرانسوی ــ که چندی پیش ــ صدای اعتراض و عصبانیت خویش را، در شهر پاریس، به نمایش گذاشتند و سیستم امنیتی کشور را به سرگیجهای بیپایان، دچار ساختند؛ «زنگ آخر تمدن غرب» را، به صدا درآوردند...؟!!
«رنه گنون» متفکر و نویسنده و نقاد زحمتکشیده «تمدن غربی»، سالها پیش، در یادداشتهایش رابطه مابین «عدد» و «ارزشها...» را در تمدن معاصر غرب به بحث کشیده و با قاطعیت، آن را، محکوم میکند و همین نکته را، نشان سستی و بیپایه بودن «نظام ارزشها» میشناسد و آن را محکوم به فروپاشی میداند! قضاوت «رنه گنون» را، چه بپسندیم و چه نپسندیم؛ فرقی به حال چرخه رو به زوال تمدن کنونی غرب و ارزشهای جهانیشدهاش؛ نمیکند و ارابه قوانین و ارزشهای متزلزلشده فرهنگ مغربزمین را، از سقوط در آتشکدههای آخرالزمان جامعه بشری، نجات نمیبخشد، ... .
برای اینکه، جنگ با آسمان و با پیامبران و با میراث دعوتگران الهی؛ فرجامی جز آتشگرفتن و در آغوش آتشین اعمال و کردار تاریخی خویش غلتیدن؛ ندارد و جز، این سرنوشت سیاه، هیچ سرنوشت دیگری در پایان راهشان نیست؟!!
تمدن مسیحی بدون آسمان و بدون خدای غربی؛ جهان بشریت و دنیای رنگارنگ نژادها و زبانها را، به دو بخش انسانی و انساننما، از آغاز تولد علم و صنعت و ماشین، تقسیم کرد؛ و سرزمینهای غربی را جهان انسان سفید؛ معرفی کرد و انسانهای شرقی را، جهان انسانهای رنگینپوست، یا «کله سیاه»، که فاقد بنیانهای انسانیت هستند، دانست و بدین خاطر، برای دسترسی به «سلطه» بر جهان رنگینپوستها انواع تعدی و ظلم و بیرحمی را، مجاز دانست.
و صفحات تاریخ جهان غیراروپایی را لبریز از غارت و خونریزی و وحشتآفرینی کرد، تا... برتری تمدن اروپایی و غربی، حفاظت شود و «فرمانپذیری جهان شرقی یا رنگینپوستها» تداوم یابد و جهان انسانها... آرام و زیبا و دوستداشتنی به نظر برسد.
تمدن پرفریب و پرجنایت و پردزدی غربی، تمدنی که «آزمایشهای هستهای آلودهساز» را، در سرزمینهای خویش، بد بداند و آن را غیرقابل انجام بشناسد؛ اما در سرزمین «رنگینپوستان»؛ یا غیراروپایی، کاملا مجاز بداند و بدون هیچ خجالت؛ سرزمین دیگران را آزمایشگاه کسب منافع پیشرفت و توسعه قدرت هستهای خویش تلقی کند!!!... چگونه میتواند فردای روشن و پایان بهروزمندانه و پرخرسند برای ملت خویش، به دست آورد!
تاریخ تمدن غرب و ارزشهای قرن بیستمی به پایان خویش کاملا نزدیک شده است و بیش از این نمیتواند؛ دوام بیاورد. ارزشهای دروغین فرهنگ دموکراسی که در پاریس، به دنیا، آمدهاند بیش از این دیگر، نمیتوانند، ذهنیتها و اندیشهها را گمراه سازند و قدرتهای اجتماعی را، اسیر نیرنگها و رویاهای شیطانی سرمایهداران تمدن اروپایی کنند.
زنگ آخر این تمدن دروغگو و ضدآسمان و ضد دین و دشمن صداقت و ایمان و معنویت، فرا رسیده و به سوی آتش سوزنده آخرالزمان، در حرکت است و هیچ قدرتی؛ نمیتواند از سقوط و فروپاشی آن، جلوگیری کند.
زنگ آخر تمدن اروپایی، در پاریس بهصدا، درآمده است و این «صدای پایانبخش»، سرتاسر اروپا را، اشغال خواهد کرد و یک تمدن بیخدا و ستیزگر با معنویت تاریخی انسانی را، خاموش خواهد ساخت.
علی باقری:
روایتهای ماندگار از سینمای ایثار
گفتوگو با فروغ زال، نویسنده