جام جم آنلاین: کتاب «خواهر معصومه» به قلم فروغ زال و با تحقیق محمدمهدی رحیمی، خاطرات شفاهی معصومه نورمحمدی، از دانشجویان پیرو خط امام در واقعه تسخیر سفارت آمریکا را بازخوانی میکند؛ روایتی که در کنار جزئیات حضور او در واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۸، به فضای دانشگاه تهران، فعالیتهای دانشجویی پیش از انقلاب و برخی تحولات فرهنگی و اجتماعی سالهای پس از آن میپردازد. این اثر با تمرکز بر تجربههای شخصی نورمحمدی، بخشهایی از تاریخ معاصر را از زاویه نگاه یکی از حاضران در رویدادهای آن دوره روایت میکند؛ از مواجهه با جریانهای فکری مختلف در دانشگاه تا حضور در فعالیتهای انقلابی و تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی.
نگارش کتاب خواهر معصومه چگونه آغاز شد و چه مراحلی را پشت سر گذاشت؟
پروژه خاطرات خواهر معصومه فکر میکنم جزو پروژههای تاریخ شفاهی انقلاب دوم بود که دفتر مطالعات (حسینیه هنر) انجام میداد. آنطور که خانم نورمحمدی به من گفتند، نخستین جلسه گفتوگو با مرحوم نادر طالبزاده بوده است. ایشان از خانم نورمحمدی میخواهند که برای روایت خاطراتشان بیایند و بعد، آقای محمدمهدی رحیمی زحمت انجام مصاحبهها را میکشند. مصاحبههای اولیه را در سال ۱۴۰۰ به من تحویل دادند. حجم مطالب بسیار زیاد بود و من باید همه آنها را مطالعه میکردم. در همین فاصله، دو پروژه فوری دیگر، کتابهای «بر مدار مزار» و «محمد سرور»، به من سپرده شد که آنها را نوشتم و منتشر کردم؛ اما خواهر معصومه به زمان بیشتری نیاز داشت، چون باید پژوهش کتابخانهای و مصاحبههای تکمیلی انجام میشد و این کار هم به هماهنگی با خانم نورمحمدی و هم به شرایط خودم بستگی داشت.
روند نگارش و آمادهسازی کتاب چقدر طول کشید و در این مسیر با چه دشواریهایی روبهرو بودید؟
حدود پنج سال طول کشید تا این پروژه از مرحله نگارش به چاپ برسد. آقای رحیمی حدود ۲۰ ساعت مصاحبه انجام داده بودند و من هم شاید حدود ۳۰ ساعت مصاحبه تکمیلی با خانم نورمحمدی داشتم تا جزئیات کار کامل شود و بتوانیم روایت دقیقتری از اتفاقات داشته باشیم. کتاب ویرایشهای زیادی خورد. خود راوی هم درباره اسامی و عناوین ملاحظاتی داشتند و حساسیت زیادی به خرج میدادند. این ملاحظات و محدودیتهایی که در بعضی بخشها ایجاد شد، تا حدی به روایت آسیب زد؛ اما بااینحال توانستیم روایتهای ناب و ناگفتهای را از ایشان ثبت و ضبط کنیم.
عنوان خواهر معصومه بر چه اساسی انتخاب شد و چه ارتباطی با سیر تحول فکری راوی دارد؟
در بخش ابتدایی کتاب، با یک دگردیسی در افکار و اعتقادات خانم نورمحمدی مواجه هستیم؛ نوعی دگردیسی که خیلی نرم و با شیب ملایم اتفاق میافتد. در جایی از کتاب، این روند به نقطه عطفی میرسد و خانم نورمحمدی تصمیم میگیرند یک طیف فکری و اعتقادی ثابت را انتخاب کنند و در آن مسیر ثابتقدم باشند. یکی از صحنههای مهم کتاب، ماجرای دیوارکشی در و پنجره کتابخانه دانشکده ادبیات توسط ساواک و تخریب دیوار به دست بچههاست؛ همان صحنهای که روی جلد کتاب هم آمده است. در آن ماجرا، یکی از بچههای انجمن اسلامی خانم نورمحمدی را صدا میکند و به ایشان میگوید: «خواهر معصومه، شما اینجا نباشین، چون ظاهرتون با بقیه فرق میکنه و شناسایی میشین.»
خانم نورمحمدی بعد از شنیدن این جمله با خودش فکر میکند که چرا ظاهرش با این بچهها فرق دارد؛ درحالیکه از نظر فکری خودش را متعلق به همان گروه میداند و احساس میکند در همان مسیر حرکت میکند. بعد از این اتفاق، تصمیمهایی میگیرد که در ادامه زندگیاش تأثیرگذار میشوند. من هم عنوان «خواهر معصومه» را از همین صحنه انتخاب کردم، چون بعد از آن، نقش و حضور خانم نورمحمدی در مسائل و اتفاقات پیش رو متفاوتتر میشود.
کتابخوانی چه جایگاهی در شکلگیری شخصیت معصومه نورمحمدی داشته است و چه ویژگیهایی او را از همنسلانش متمایز میکرد؟
خانم نورمحمدی از دوران مدرسه، راهنمایی و دبیرستان خاطراتی دارند که بخشی از فضای اجتماعی آن روزگار را نشان میدهد. ایشان از یک گروه دوستانه پنجنفره صحبت میکنند و میگویند در فضای کلاس، دو موضوع برای بعضی از دختران اهمیت داشت؛ یکی انتخاب دختر شایسته و مقایسه خودشان با چهرههایی مثل ریتا جبلی و دیگری قرار ملاقات با جنس مخالف و داشتن دوستپسر. در آن فضا، اگر دختری دوستپسر نداشت، گاهی این موضوع بهعنوان یک ضعف یا افت جایگاه در میان همکلاسیها تلقی میشد. در میان این فضا و ارزشگذاریهای اجتماعی، خانم نورمحمدی یک ویژگی متفاوت داشتند و آن کتابخواندن بود. از همان سنین پایین، حتی از دوران دبستان، کتاب میخواندند و هر چیزی که به دستشان میرسید مطالعه میکردند. به نظرم همین مسأله در شکلگیری شخصیت ایشان اهمیت داشت. وقتی زندگی خانم نورمحمدی را دنبال میکنیم، میبینیم که نسبت به مسائل اجتماعی اطرافشان، فقر، تبعیض و فساد حساس بودند و درباره این موضوعات فکر میکردند. اهل مطالعه، گفتوگو و بحث بودند و این ویژگی در ادامه زندگیشان هم دیده میشود. به نظرم تفاوت یک انسان آگاه و بیدار در این است که نسبت به مسائل پیرامونش حساستر است و درباره آنها فکر میکند. این ویژگیها بهتدریج در زندگی خانم نورمحمدی ادامه پیدا میکند تا جایی که امکان نقشآفرینی در اتفاقات مهم برایشان فراهم میشود. در کتاب، حضور ایشان را در فعالیتهای پیش از پیروزی انقلاب، انجمن اسلامی، انقلاب فرهنگی و واقعه تسخیر سفارت آمریکا دنبال میکنیم. بعد از آن هم در فضای فرهنگی و مدرسه شاهد ادامه نقشآفرینی ایشان هستیم. برای من مهم بود که این مسیر را در تمام ابعاد زندگیشان ببینم و فقط به یک مقطع تاریخی محدود نکنم.
آیا میتوان معصومه نورمحمدی را نمونهای از زن تراز انقلاب اسلامی دانست؟ جایگاه او در روایت تاریخی کتاب چیست؟
نمیتوانیم ادعا کنیم که خواهر معصومه روایت زن تراز انقلاب اسلامی است، اما میتوانیم بگوییم با انسانی مواجه هستیم که در بستر انقلاب اسلامی رشد کرده و در اتفاقات مهمی نقش داشته است. برای من اهمیت داشت که ویژگیهای شخصیتی و مسیر زندگی ایشان را در کنار نقشآفرینیهایشان نشان بدهم. خانم نورمحمدی از دوران نوجوانی و جوانی اهل مطالعه و فکر بودند و نسبت به مسائل اطرافشان حساسیت داشتند. این ویژگیها در ادامه زندگیشان هم باقی ماند و در موقعیتهایی که قرار گرفتند، امکان نقشآفرینی برایشان فراهم شد. به نظرم باید تجربههای فردی و اجتماعی ایشان را در کنار هم دید تا بتوانیم بهتر بفهمیم که چگونه در مقاطع مختلف تاریخی حضور پیدا کردند و چه تأثیری گذاشتند.
کتاب خواهر معصومه چه گروهی از مخاطبان را هدف قرار داده است و چرا خواندن آن برای جامعه دانشگاهی اهمیت دارد؟
مخاطب این کتاب را میتوان از نوجوانان تا بزرگسالان در نظر گرفت، اما اگر بخواهم اولویتبندی کنم، فکر میکنم جامعه دانشگاهی، استادان و دانشجویان از گروههایی هستند که خواندن این کتاب برایشان اهمیت بیشتری دارد. خودم در دوران دانشجویی بهشدت به ماجرای تسخیر لانه جاسوسی و سفارت آمریکا علاقهمند بودم. همانطور که در مقدمه کتاب هم نوشتهام، دلم میخواست من هم روز ۱۳ آبان سال ۵۸، با یک چوب بلند یا یک قیچی آهنبر زیر چادرم، دم در آن سفارت بودم و در کنار کسانی قرار میگرفتم که اتفاقی به این بزرگی را رقم زدند. تسخیر سفارت آمریکا از رویدادهای مهم تاریخ معاصر است که امامخمینی (ره) از آن با عنوان «انقلاب دوم» یاد کردند. به نظرم جامعه دانشگاهی میتواند با خواندن چنین کتابی، بیشتر با این اتفاق و زوایای ناگفته و ناشنیده آن آشنا شود. خاطرات کسی که در متن ماجرا حضور داشته، این امکان را فراهم میکند که فراتر از روایتهای کلی، با جزئیات و تجربههای شخصی آن دوره روبهرو شویم. از سوی دیگر، درام زندگی خانم نورمحمدی هم بسیار الهامبخش است. ایشان خیلی صادقانه از محیط زندگی، تحصیل و دانشگاهشان صحبت میکنند و در ادامه، روایتهایی از دهههای ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ زندگیشان هم در کتاب وجود دارد. اتفاقاتی که در این سالها تجربه کردهاند، باعث میشود مخاطب علاوه بر مطالعه یک درام جذاب، یک دور مطالعه تاریخ و حوادث انقلاب را هم داشته باشد. به نظرم این موضوع جذابیت کتاب را برای طیف گستردهتری از مخاطبان بیشتر میکند.
با توجه به تفاوتهای نسلی، آیا نسل امروز میتواند نگاه و تجربه دانشجویان پیرو خط امام را تکرار کند؟
در این زمینه از گفتههای خود خانم نورمحمدی استفاده میکنم. یکی از نکاتی که مطرح میکردند این بود که نسل جدید، نسلی که بعد از انقلاب آمده، به کتابها، منابع، سخنرانها، افراد متفکر، استادان، دانشگاه، علم و جهان دسترسی بیشتری دارد. خانم نورمحمدی معتقدند همین دسترسی میتواند نسل جدید را به نسلی قویتر، متفکرتر، عملگراتر و محکمتر تبدیل کند؛ نسلی که تجربههای نسلهای قبل را هم در اختیار دارد. به نظر من هم تجربهای که نسلهای گذشته پشت سر گذاشتهاند، در کنار پیشرفتهایی که در حوزه علم و اندیشه اتفاق افتاده، میتواند برای نسل امروز سرمایه ارزشمندی باشد و قویتر از گذشتگان تربیتش کند.
همین حالا هم در این برهه حساس، میتوانیم استقامت مردم و نسل جدید را پس از سالها فشار و هجمه فکری، اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ببینیم. به اعتقاد من، نسل امروز از تجربه نسلهای قبل و مسیری که آنها طی کردهاند، بهرهمند است و این تجربه میتواند زمینه شناخت و توانمندی بیشتری را برای آن فراهم کند.
کتاب خواهر معصومه چگونه میتواند تجربه نسل گذشته را به نسل جدید منتقل کند؟
کتاب خواهر معصومه برای نسل جدید میتواند همان توشه تجربهای باشد که به همراه خودش میبرد و با آن شناختش را غنیتر میکند. برای من مهم بود که این خاطرات فقط در محدوده یک نسل باقی نماند و امکان استفاده از آن برای کسانی که آن دوران را تجربه نکردهاند نیز فراهم شود.
برای تکمیل خاطرات شفاهی راوی و قرار دادن تجربههای شخصی او در بستر تاریخی، از چه منابع و روایتهایی استفاده کردید؟
سعی کردم همه ابعاد زندگی خانم نورمحمدی و اتفاقاتی را که در آنها حضور داشتند، بررسی کنم و برای عمقبخشیدن به کتاب، از روایتهای دیگر در کتابهای مختلف هم کمک بگیرم. برایم مهم بود که خاطرات ایشان در کنار زمینه تاریخی اتفاقات قرار بگیرد و مخاطب بتواند ارتباط میان تجربه شخصی راوی و رویدادهای مهم آن دوران را بهتر درک کند.
مصاحبههای تکمیلی چه نقشی در شکلگیری روایت نهایی داشتند و تا چه اندازه توانستند تصویری جامع از زندگی راوی ارائه دهند؟
انجام مصاحبههای تکمیلی هم به همین دلیل اهمیت داشت؛ چون میخواستم جزئیات بیشتری از اتفاقات ثبت شود و روایتها کاملتر باشند. کوشیدم در کنار روایتهای مربوط به تسخیر سفارت آمریکا، به دیگر جنبههای زندگی و سیر تحولات فکری و اجتماعی او نیز بپردازم تا مخاطب با تصویری جامعتر از تجربه زیسته یک زن در دورههای مختلف تاریخ معاصر آشنا شود.