به گزارش
جام جم آنلاین؛ در میان آثاری که با شعر قیصر امینپور ساخته شدهاند، آلبوم «نیلوفرانه» با صدای علیرضا افتخاری و آهنگسازی عباس خوشدل جایگاه ویژهای دارد. این مجموعه که در سال ۱۳۷۵ منتشر شد، یکی از تجربههای شاخص پیوند شعر معاصر با موسیقی ایرانی به شمار میرود. قطعاتی مانند «نیلوفرانه»، «کوی بینشان»، «حکایت دل» و «بهشت یاد» از جمله آثار شناختهشده این مجموعه هستند که بر اساس سرودههای امینپور شکل گرفتند.
در این همکاری، شعر و موسیقی بهخوبی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. زبان عاطفی و تصویرهای شاعرانه امینپور، در کنار آهنگسازی عباس خوشدل و صدای علیرضا افتخاری، مجموعهای ساخت که توانست مخاطبان گستردهای پیدا کند. استقبال از این آلبوم، همکاریهای بعدی این هنرمندان را نیز به دنبال داشت؛ از جمله «نیلوفرانه ۲» و «شبان عاشق» که ادامهای بر این تجربه موفق بودند.
آلبوم «شبان عاشق» که در سال ۱۳۷۹ منتشر شد، یکی دیگر از همکاریهای شاخص قیصر امینپور و علیرضا افتخاری است. آهنگسازی این اثر نیز بر عهده عباس خوشدل بود. در این مجموعه، شعر امینپور تنها متنی برای همراهی با ملودی نیست؛ بلکه زبان تغزلی و تصویرهای عاطفی آن در شکلگیری فضای موسیقی نقش مهمی دارند. پیوند میان بیان شاعرانه امینپور و موسیقی ایرانی، از عواملی است که به ماندگاری این آثار کمک کرده است.
محمد اصفهانی و دو ترانه خاطرهانگیز
در میان خوانندگانی که سراغ شعرهای قیصر امینپور رفتند، محمد اصفهانی نیز جایگاه قابلتوجهی دارد. یکی از نمونههای شناختهشده این همکاری، قطعه «به یادت» از آلبوم «فاصله» است که با آهنگسازی و تنظیم علیرضا کهندیری منتشر شد. این قطعه با تکیه بر ظرفیت عاطفی شعر امینپور و اجرای اصفهانی، توانست ارتباطی گسترده با مخاطبان برقرار کند و در مناسبتهای مختلف نیز شنیده شود.
اما همکاری این دو هنرمند به «به یادت» محدود نماند. قطعه «بوی بارون» از آلبوم «نون و دلقک» که در سال ۱۳۸۱ منتشر شد، نمونه دیگری از حضور شعر امینپور در موسیقی پاپ است. آهنگسازی این اثر را همایون خرم و تنظیم آن را بهروز صفاریان بر عهده داشتند. ترکیب صدای محمد اصفهانی، ملودی همایون خرم و شعر قیصر امینپور، تجربهای شنیدنی پدید آورد که همچنان برای بسیاری از علاقهمندان موسیقی خاطرهانگیز است.
«بوی بارون» از این جهت نیز اهمیت دارد که نشان میدهد شعر امینپور به یک قالب موسیقایی خاص محدود نمیشد. سرودههای او با وجود برخورداری از ظرافتهای ادبی، ظرفیت تبدیلشدن به قطعاتی شنیدنی و فراگیر را داشتند؛ آثاری که هم مخاطب جدی شعر را جذب میکردند و هم برای شنوندهای که صرفاً به دنبال یک ترانه دلنشین بود، قابل ارتباط بودند.
از شعر مدرسه تا سرودهای ماندگار
شاید هیچ نمونهای به اندازه «باز آمد بوی ماه مدرسه» نتواند گستره نفوذ شعر قیصر امینپور را در زندگی روزمره مردم نشان دهد. این سرود با آهنگسازی ناصر چشمآذر و اجرای گروه کر کودکان، به یکی از خاطرهانگیزترین قطعات مرتبط با آغاز سال تحصیلی تبدیل شد.
امینپور در این اثر با استفاده از تصویرهایی آشنا مانند زنگ تفریح، تخته سیاه، کوچههای مدرسه و شور و اشتیاق دانشآموزان، فضایی ساخت که نسلهای مختلف میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. ناصر چشمآذر نیز با ملودی پرتحرک و استفاده از عناصر صوتی متناسب با فضای مدرسه، به شکلگیری اثری کمک کرد که هر سال با آغاز مهر دوباره در خاطره جمعی ایرانیان زنده میشود.
ماندگاری این سرود تنها به خاطرهانگیزبودن موسیقی آن مربوط نیست؛ زبان روشن و تصویرهای ملموس شعر نیز نقش مهمی در این موفقیت دارند. امینپور توانسته بود تجربهای مشترک را به کلماتی تبدیل کند که برای کودکان قابلفهم و برای بزرگترها یادآور روزهای مدرسه باشند.
شعر قیصر در موسیقی بومی
حضور شعر امینپور در موسیقی به آثار شناختهشده موسیقی شهری و آلبومهای پاپ و سنتی محدود نمانده است. قطعه «سوز قصیلی» نمونهای جالب از پیوند سرودههای او با موسیقی بومی است. این اثر با صدای مجتبی الیاسی و آهنگسازی امید نیلدار اجرا شد و بر پایه غزلی محلی از امینپور شکل گرفت.
این قطعه که با همکاری گروهی از هنرمندان خوزستانی و در یادبود این شاعر تولید شد، نشان میدهد ظرفیت زبانی و عاطفی شعر امینپور تا چه اندازه با فرهنگ و موسیقی بومی نیز سازگار بوده است. در اینجا با شاعری روبهرو هستیم که زبان و جهان شعریاش میتواند از قالبهای متعارف موسیقی عبور کند و در فضایی محلی و برخاسته از فرهنگ یک منطقه نیز شنیده شود.
در کنار این آثار، خوانندگان دیگری نیز سراغ سرودههای قیصر رفتهاند. اجرای غزل «سربلند» با صدای ناصر عبداللهی و همچنین آثار منتشرشده با صدای هنرمندانی، چون صدیق تعریف، حسامالدین سراج و دیگر خوانندگان، نمونههایی از گستردگی حضور شعر او در موسیقی ایران هستند.
شاعری که صدایش در ملودیها ماند
مرور این آثار نشان میدهد که ماندگاری قیصر امینپور تنها به مجموعههای شعر، کتابهای درسی و جایگاه ادبی او محدود نیست. بخشی از میراث این شاعر در ملودیهایی ادامه پیدا کرده که با صدای خوانندگان مختلف به گوش مخاطبان رسیدهاند؛ از «نیلوفرانه» و «شبان عاشق» علیرضا افتخاری تا «به یادت» و «بوی بارون» محمد اصفهانی و سرود خاطرهانگیز «باز آمد بوی ماه مدرسه».
نکته مهم این است که امینپور صرفاً شاعری نبود که دیگران بعدها سراغ سرودههایش بروند و برای آنها موسیقی بسازند؛ او خود نیز در ترانهسرایی دستی توانا داشت و توانسته بود میان ظرافت ادبی شعر فارسی و اقتضائات موسیقی ارتباط برقرار کند.
شاید راز ماندگاری این آثار نیز همین باشد؛ شعرهایی که هم روی کاغذ خواندنی بودند و هم وقتی به ملودی پیوند خوردند، توانستند در حافظه و احساس مردم جا باز کنند. به همین دلیل است که با گذشت سالها از درگذشت قیصر امینپور، هنوز هم با شنیدن نخستین نتهای بعضی از این قطعات، نام او در ذهنمان زنده میشود.