به گزارش
جام جم آنلاین؛ بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در اکتبر ۲۰۲۵، ۲۵ درصد بزرگسالان آمریکایی در ۱۲ ماه گذشته هیچ کتابی نخواندهاند و ۳۸ درصد نیز یک تا پنج کتاب مطالعه کردهاند. در مجموع، ۶۳ درصد آمریکاییها در این بازه زمانی حداکثر پنج کتاب خواندهاند. با این حال، نشانههایی از افزایش علاقه نسل زد به کتاب و فعالیتهای مرتبط با مطالعه نیز دیده میشود؛ از حضور در دورهمیهای کتابخوانی گرفته تا عضویت در باشگاههای کتاب و توجه به کتاب بهعنوان بخشی از سبک زندگی.
این دو روند در نگاه نخست متناقض به نظر میرسند، اما پرسش اصلی را باید جای دیگری جستوجو کرد: آیا صرف خواندن کتاب و دریافت حجم زیادی از اطلاعات به معنای مطالعه مؤثر است؟ یا آنچه اهمیت دارد، شیوه مواجهه ما با مطالب و میزان درگیری ذهنی با آنهاست؟
وقتی اسکرول جای تفکر را میگیرد
در عصر تلفنهای هوشمند و دسترسی بیوقفه به اطلاعات، مطالعه عمیق به مهارتی تبدیل شده که تمرین آن دشوارتر از گذشته است. بسیاری از افراد بهجای تمرکز بر یک متن مشخص، پیوسته میان مطالب مختلف در شبکههای اجتماعی جابهجا میشوند؛ عادتی که گاهی با عنوان «پوسیدگی مغز» شناخته میشود.
بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در سال ۲۰۲۵، ۶۳ درصد آمریکاییهای ۱۸ تا ۲۹ ساله گفتهاند تقریباً بهطور مداوم آنلاین هستند. این میزان استفاده از اینترنت، در کنار حجم انبوه محتواهایی که الگوریتمها به کاربران پیشنهاد میکنند، میتواند زمینهساز خستگی ذهنی و اضافهبار شناختی شود.
مطالعهای در سال ۲۰۲۵ نیز به بررسی پیامدهای مواجهه با محتوای موسوم به «پوسیدگی مغز» پرداخته و از ارتباط آن با بیحسی عاطفی، فشار شناختی و احساسات منفی نسبت به خود خبر داده است.
در مقابل، مطالعه عمیق به معنای خواندن آگاهانه، مکث کردن و بررسی انتقادی مطالب است. در این شیوه، خواننده صرفاً به دنبال دریافت اطلاعات نیست، بلکه تلاش میکند معنای متن را بفهمد، ارتباط میان مفاهیم را کشف کند و از زاویههای مختلف به موضوع نگاه کند.
برای مثال، هنگام خواندن یک داستان، مطالعه عمیق به معنای قرار دادن خود در موقعیت شخصیتها، درک انگیزههای آنها و تصور واکنش احتمالی خود در برابر موقعیتهای داستان است. بنابراین، هدف تنها کسب اطلاعات نیست، بلکه فهمیدن و تحلیل کردن نیز اهمیت دارد.
پژوهشها نشان میدهند چنین رویکردی میتواند در مقابله با اطلاعات نادرست مؤثر باشد و به کاهش استرس و احساس تنهایی نیز کمک کند.
چرا خواندن سطحی قدرت تحلیل را تضعیف میکند؟
«جیتی تورس»، استاد روانشناسی تربیتی دانشگاه واشنگتن و لی و مدیر مرکز آموزش و یادگیری این دانشگاه، معتقد است در دورههایی که کتاب چاپی مهمترین ابزار در دسترس برای مطالعه بود، امکان شکلگیری عادت مطالعه عمیق بیشتر فراهم میشد.
امروزه بخش قابلتوجهی از تعامل انسان با تلفنهای هوشمند از طریق متن انجام میشود؛ اما تفاوت مهم اینجاست که کاربران معمولاً مطالب را با سرعت زیادی مرور میکنند و فرصت کمتری برای تأمل درباره محتوای آنها دارند.
یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۳ در نشریه علمی «AERA Open» نیز رابطه میان عادتهای مطالعه دیجیتال و درک مطلب را بررسی کرده است. این پژوهش با تحلیل دادههای ۴۶۹ هزار و ۵۶۴ نفر نشان داد ارتباط میان مطالعه دیجیتال تفریحی و درک مطلب مثبت، اما ضعیف است؛ در حالی که پژوهشهای پیشین درباره مطالعه چاپی، ارتباط قویتری میان عادت مطالعه و درک مطلب نشان داده بودند.
این یافته به معنای بیفایده بودن مطالعه دیجیتال نیست، بلکه نشان میدهد نوع رسانه و شیوه خواندن میتوانند در میزان بهرهمندی شناختی از مطالعه نقش داشته باشند.
تورس همچنین معتقد است پیامدهای مطالعه سطحی فقط به کاهش تمرکز محدود نمیشود. به گفته او، میان خواندن داستانهای ادبی و توانایی درک دیگران ارتباط قابلتوجهی وجود دارد. خواندن داستان به افراد فرصت میدهد با تجربهها، احساسات و موقعیتهایی روبهرو شوند که ممکن است در زندگی واقعی خود با آنها مواجه نشده باشند.
یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۴ در نشریه «Journal of Experimental Psychology: General» نیز نشان داد خواندن داستانهای تخیلی با بهبودهای شناختی کوچک، بهویژه در حوزه همدلی و توانایی درک ذهن و دیدگاه دیگران، ارتباط دارد.
از این منظر، مطالعه عمیق میتواند به تقویت همدلی و درک متقابل کمک کند؛ در حالی که فضای قطبیشده و جزیرهای شبکههای اجتماعی ممکن است افراد را بیش از پیش در معرض دیدگاههای مشابه و تکراری قرار دهد.
هوش مصنوعی و بحران تفکر انتقادی
گسترش هوش مصنوعی و افزایش استفاده از ابزارهایی مانند چتجیپیتی، بحث درباره آینده مهارتهای شناختی انسان را جدیتر کرده است. تورس معتقد است اتکای بیش از اندازه به این ابزارها میتواند توانایی تفکر انتقادی را تحت تأثیر قرار دهد.
از نگاه او، بحران اصلی سواد خواندن و نوشتن صرفاً به این موضوع مربوط نیست که افراد چقدر کتاب میخوانند، بلکه مسئله مهمتر این است که آیا میتوانند آنچه را میخوانند بهدرستی ارزیابی کنند یا خیر.
مرور سریع متن، برای مثال هنگام بررسی یک ایمیل یا پیدا کردن اطلاعات مشخص، میتواند کاربردی باشد؛ اما زمانی که این شیوه به عادت غالب مطالعه تبدیل شود، فرصت کمتری برای تحلیل و ارزیابی اطلاعات باقی میماند.
«ماریان ولف»، پژوهشگر و استاد دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس، نیز در مقالهای که سال ۲۰۱۸ در روزنامه گاردین منتشر کرد، هشدار داده بود که عقبنشینی افراد به سمت محافل اطلاعاتی آشنا و بررسینشده، آنها را در برابر اطلاعات نادرست و عوامفریبی آسیبپذیرتر میکند.
در چنین شرایطی، افراد ممکن است مطالبی را بپذیرند که بارها در محیطهای مشابه با آنها مواجه شدهاند، بدون آنکه فرصت کافی برای بررسی صحت ادعاها یا مقایسه آنها با منابع دیگر داشته باشند.
البته تفکر انتقادی مهارتی ذاتی و تغییرناپذیر نیست؛ بلکه میتوان آن را از طریق تمرین تقویت کرد. به همین دلیل، بازگشت به مطالعه عمیق میتواند یکی از راههای تمرین دوباره تمرکز و ارزیابی آگاهانه اطلاعات باشد.
چگونه دوباره عمیق بخوانیم؟
تورس برای افرادی که میخواهند مهارت مطالعه عمیق را تقویت کنند، توصیه میکند بهجای تعیین هدف بر اساس تعداد کتابها یا سرعت خواندن، زمان مشخصی را به مطالعه اختصاص دهند.
به اعتقاد او، هدف اصلی باید مدتزمانی باشد که فرد صرف خواندن میکند، نه تعداد صفحاتی که در این مدت پشت سر میگذارد. او مطالعه را به تمرین در یک باشگاه ورزشی تشبیه میکند؛ تمرینی برای تقویت تواناییهای ذهنی که به استمرار و ممارست نیاز دارد.
بر این اساس، میتوان روزانه یک ساعت را به مطالعه اختصاص داد؛ بدون آنکه اهمیت داشته باشد در این مدت پنج صفحه خواندهایم یا ۵۰ صفحه. همچنین نوع کتاب نیز تعیینکننده نیست و میتوان از رمانهای عامهپسند تا آثار کلاسیک ادبی را برای تمرین این مهارت انتخاب کرد.
نکته مهم در مطالعه عمیق، فرصت دادن به ذهن برای درگیر شدن با متن است. خواننده میتواند هنگام مواجهه با یک بخش دشوار مکث کند، درباره معنای آن بیندیشد، خود را در موقعیت شخصیتهای داستان قرار دهد و درباره واکنش احتمالی خود در برابر اتفاقات روایت فکر کند.
این شیوه فقط به خواندن داستان محدود نمیشود و میتوان آن را هنگام مواجهه با اخبار و مطالب منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیز به کار گرفت.
برای مثال، وقتی با ادعایی در یک پست شبکه اجتماعی روبهرو میشویم، بهجای پذیرش فوری آن، میتوانیم چند لحظه مکث کنیم، درباره منبع خبر سؤال بپرسیم، صحت اطلاعات را بررسی کنیم و آن را با منابع دیگر تطبیق دهیم.
پژوهشها نشان دادهاند همین مکث کوتاه هنگام مواجهه با اطلاعات میتواند احتمال پذیرش اطلاعات نادرست را کاهش دهد. به این ترتیب، عادتهایی که در جریان مطالعه عمیق شکل میگیرند، میتوانند به سایر موقعیتهای دریافت اطلاعات نیز منتقل شوند.
در نهایت، شاید مهمترین نکته در بازگشت به مطالعه عمیق این باشد که خواندن را به مسابقهای برای تمام کردن هرچه سریعتر کتابها تبدیل نکنیم. در دنیایی که فناوری هر روز حجم بیشتری از اطلاعات را در اختیار ما قرار میدهد، توانایی مکث کردن، فهمیدن و اندیشیدن اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
مطالعه عمیق قرار نیست ما را از فناوری دور کند، بلکه میتواند کمک کند در مواجهه با سیل اطلاعات، کنترل بیشتری بر شیوه دریافت و ارزیابی آنها داشته باشیم. گاهی برای بازسازی تمرکز و قدرت تحلیل، کافی است بهجای ورق زدن سریع صفحات و عبور شتابزده از مطالب، چند دقیقه بیشتر درنگ کنیم و واقعاً به آنچه میخوانیم بیندیشیم.