نقش حضرت فاطمه زهرا(س) در روشنگری و مقاومت 

نقش حضرت فاطمه زهرا(س) در روشنگری و مقاومت چه بود؟ از خطبه فدکیه و دفاع از امامت تا وصیت شبانه و جهاد تبیین؛ بازخوانی مکتب فاطمی.
حضرت فاطمه زهرا (س) با خطبه فدکیه، دفاع از امامت، روشنگری در برابر انحراف و ایستادگی تا واپسین لحظات زندگی، الگویی ماندگار از بصیرت، شجاعت و مقاومت در تاریخ اسلام ارائه کرد. حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علی جدیدبناب، استاد حوزه و دانشگاه، در این یادداشت به بررسی ابعاد روشنگری و مقاومت فاطمی و پیام‌های آن برای جامعه امروز می‌پردازد.
کد خبر: ۱۵۷۳۳۸۹
نویسنده حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علی جدید بناب/ استاد حوزه و دانشگاه
جام جم آنلاین: هر حرکت حق‌خواهانه در تاریخ، دو عنصر حیاتی دارد: روشنگری، یعنی آگاه‌کردن جامعه از حقیقت و مقاومت، یعنی ایستادن در برابر انحراف، حتی به بهای هزینه. آنچه حضرت زهرا (س) را به چهره‌ای بی‌بدیل در تاریخ اسلام تبدیل می‌کند، این است که این دو را نه در دو مقطع جدا، بلکه درهم‌تنیده‌ترین شکل ممکن تحقق بخشید. او هم تبیین‌گر بود و هم ایستاده؛ هم در مسجد سخن گفت، هم در خانه ایستادگی کرد، هم با استدلال مقاومت کرد و هم با سکوت اعتراضی.
در ایامی که برخی می‌کوشند دین را از سیاست و ایمان را از مسئولیت اجتماعی جدا کنند، بازخوانی این نقش، یک ضرورت است، نه یک بزرگداشت صرف.
 
مبانی روشنگری فاطمی
روشنگری حضرت زهرا (س) بر چند پایه استوار بود: الف) علم و بصیرت. او محدَّثه بود و از سرچشمه وحی سیراب می‌شد (الکافی، ج۱). روشنگری بدون علم، شعار است و او صاحب علم بود، چنان‌که خطبه فدکیه گواهی می‌دهد. ب) موقعیت‌شناسی. او دقیقا می‌دانست در چه لحظه‌ای باید سخن بگوید و در چه لحظه‌ای سکوت کند. روشنگری فاطمی، روشنگری زمانه‌شناسانه بود، نه احساسی. ج) حق‌محوری. معیار او شخص و قبیله نبود؛ معیار، حق الهی و استمرار مسیر نبوت بود. د) شجاعت. سخن گفتن در مسجدی که در آن، قدرت سیاسی مستقر شده بود، هزینه داشت و او این هزینه را پذیرفت.
 
 
عرصه‌های روشنگری
خطبه فدکیه؛ روشنگری در سطح ساختاری. خطبه فدکیه را باید مهم‌ترین سند روشنگری فاطمی دانست. اهمیت آن در این است که او اعتراض خود را در سطح «یک زمین» محدود نکرد، بلکه آن را به یک تحلیل ساختاری از حکومت و امامت ارتقا داد. او در این خطبه: نخست اصول دین (توحید، نبوت، معاد) را تبیین کرد؛ سپس فلسفه تشریع احکام را شرح داد و نشان داد که احکام، اجزای یک نظام به‌هم پیوسته‌اند.
آنگاه به امامت رسید و آن را «نظامٌ للامة» خواند؛ و در پایان، فدک را به‌عنوان نمونه‌ای از انحراف بزرگ‌تر افشا کرد. این ساختار، یعنی روشنگری از «عقیده» به «سیاست»، بدون آن‌که دین را به سیاست فروبکاهد. او نشان داد که اگر جایگاه امامت جابه‌جا شود، همه معارف دین آسیب می‌بیند.
 
 
بیدارگری مهاجران و انصار
بخش پایانی خطبه، خطاب تند و بیدارگرانه به کسانی است که سکوت کرده بودند. حضرت با استناد به سابقه آنان در یاری پیامبر (ص)، از آنان می‌پرسد چگونه در لحظه حساس، حق را رها کردند. این همان الگوی «تذکر به خواص» است؛ روشنگری‌ای که وجدان خفته را بیدار می‌کند.
 
 
روشنگری در گفت‌و‌گو با زنان 
روایتی در الاحتجاج طبرسی نقل شده که گروهی از زنان مهاجر و انصار به عیادت آن حضرت آمدند و او در پاسخ آنان، ضمن بیان مظلومیت خود، به تحلیل ریشه‌ای انحراف پرداخت و آنان را از خطر «تغییر مسیر امت» آگاه کرد. این یعنی روشنگری، محدود به مسجد و منبر نبود؛ در بستر بیماری و در گفت‌وگوی زنانه نیز ادامه داشت. 
 
 
روشنگری در تربیت نسل
بخش مهمی از اثرگذاری بلندمدت آن حضرت، در تربیت حسنین (ع) و انتقال معارف به آنان بود. حدیث کساء، روایات منقول از او و میراثی که به فرزندانش سپرد، همه نشان‌دهنده یک حرکت روشنگرانه تربیتی است؛ حرکتی که ثمره‌اش در عاشورا و در کل تاریخ تشیع دیده می‌شود.
 
 
سکوت اعتراضی و وصیت؛ روشنگری تا آخرین لحظه 
یکی از عمیق‌ترین شکل‌های روشنگری فاطمی، وصیت او بود: این‌که شبانه دفن شود، کسانی که ظلم کردند در تشییع او حاضر نباشند و قبرش پنهان بماند. این وصیت، یک بیانیه سیاسی–اعتقادی است، نه یک تصمیم شخصی. او با این کار، مظلومیت خود و انحراف جامعه را برای همیشه در حافظه تاریخ ثبت کرد.
 
 
مقاومت فاطمی؛ ایستادگی در همه ابعاد مقاومت
 در برابر فشار سیاسی پس از رحلت پیامبر (ص)، خانه حضرت زهرا (س) و امیرالمؤمنین (ع) به مرکز مقاومت در برابر انحراف تبدیل شد. برخی منابع تاریخی شیعه و شماری از منابع اهل سنت، به فشار‌ها و هجوم به خانه آن حضرت اشاره کرده‌اند (نک: الامامة و السیاسة؛ بحارالانوار، ج۲۸–۳۰؛ دلائل الامامة). آنچه مسلم است، این است که او در برابر خواسته‌های قدرت ایستاد و از بیعت با انحراف سر باز زد.
 
 
مقاومت اقتصادی؛ ماجرای فدک
فدک، تنها یک زمین نبود. غصب آن، تلاش برای تضعیف بنی‌هاشم و اثبات مشروعیت قدرت جدید بود. مقاومت حضرت در این ماجرا، مقاومت در برابر محاصره اقتصادی و انزوای سیاسی خاندان نبوت بود. او با طرح مسأله در مسجد و مطالبه سند و شاهد، هم حق را اثبات کرد و هم ماهیت طرف مقابل را آشکار ساخت.
 
 
مقاومت جسمی و صبر
تحمل بیماری، جراحات و اندوه از دست دادن پدر، در حالی که مسئولیت روشنگری را رها نکرد، خود نمونه‌ای از مقاومت است. او به تعبیر خودش، پس از پدر هرگز روی خوش ندید، اما تا آخرین نفس از موضع حق عقب ننشست.
 
 
مقاومت عاطفی و حفظ خانواده
او در اوج فشار، همسرخود را تنها نگذاشت و در دفاع از امامت، همراه امیرالمؤمنین (ع) بود. مقاومت او تنها فردی نبود؛ خانوادگی بود. خانه او، هسته اولیه جبهه مقاومت در برابر انحراف شد
 
 
مقاومت تا شهادت
سرانجام، این مسیر مقاومت به شهادت انجامید. از همین رو او را نخستین شهیده راه امامت و ولایت می‌نامند؛ نخستین، نه فقط به ترتیب زمانی، بلکه به رتبه و به عمق فداکاری.
 
 
مؤلفه‌های مکتب روشنگری ــ مقاومت فاطمی
از سیره آن حضرت می‌توان اصولی را استخراج کرد: حق‌محوری، نه شخص‌محوری: اعتراض او برای احقاق حق بود، نه برای منافع خاندانی. ترکیب استدلال و عاطفه: او هم برهان آورد، هم احساسات پاک جامعه را بیدار کرد. استفاده از همه ظرفیت‌ها: مسجد، خانه، وصیت، تربیت فرزند، گفت‌و‌گو با زنان، شعر و بیان. زمانه‌شناسی: دانستن این‌که کجا باید فریاد زد و کجا باید صبر کرد. پرهیز از انفعال: سکوت او در برخی مقاطع، سکوت اعتراضی بود، نه تسلیم. حفظ وحدت در عین اعتراض: او مرز انحراف را روشن کرد، اما جامعه را به فروپاشی نکشاند. درس‌های امروز؛ از فاطمیه تا جهاد تبیین امروز هم جامعه اسلامی با همان پرسش‌های کهن روبه‌روست: چه کسی حق دارد؟ چه کسی باید تبیین کند؟ و چه کسی باید بایستد؟ سیره فاطمی به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد: جهاد تبیین، وظیفه‌ای همگانی است، نه اختصاصی؛ همان‌گونه که حضرت زهرا (س) در بستر بیماری نیز روشنگری را رها نکرد که مقاومت تنها در میدان جنگ نیست؛ در عرصه اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای هم معنا دارد. بصیرت مقدم بر احساس است؛ بدون علم، مقاومت به هیجان تبدیل می‌شود و هیجان، دوام ندارد زنان در این مکتب، نه تماشاگر، بلکه پیشرو و پیشگامند.
 
 
نتیجه‌گیری: 
حضرت فاطمه زهرا (س) با عمر کوتاه، اما پرمعنا، الگویی ساخت که در آن، علم و عمل، ایمان و مسئولیت، عاطفه و بصیرت، صبر و اعتراض درهم آمیخته است. او نشان داد که روشنگری بدون مقاومت، به شعار تبدیل می‌شود و مقاومت بدون روشنگری، به خشونت و انحراف. آنچه او ساخت، یک مکتب کامل بود؛ مکتبی که در آن، زن مسلمان هم عالم است، هم مادر، هم همسر، هم مبارز و هم شهید.
فاطمیه، اگر درست فهمیده شود، تنها یک مناسبت عزاداری نیست؛ یک دوره آموزشی فشرده در بصیرت، شجاعت و ایستادگی است و هرکس به اندازه خود، از این مکتب سهمی دارد.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها