رصد تاریخی گفتمان عدالت را بهصورت شفاف باید در نظر داشته باشیم. بحث توحید، آزادی، کرامت و مسئولیت در بحث عدالت از اهمیت زیادی برخوردار است. از سوی دیگر بحث کرامت ذاتی انسان و حقوق فطری او هم رابطه مستقیمی با عدالت دارد.
درباره مبانی، اصول و معیارهای عدالت در گفتمان انقلاب اسلامی و راهکارهای تحقق آن، باید به اندیشوران انقلاب همچون امامین انقلاب، شهیدان بهشتی و مطهری همچنین سایر دغدغهمندان توجه داشت. با چنین روندی است که با مجموعه از اندیشوران در این قلمرو همراه میشویم.
مقوله عدالت اجتماعی، هرچند یک مبنای بنیادین دارد یعنی همان عدالت فردی و اخلاقی که به عرصه اجتماعی خیزش میکند اما انقلاب اسلامی وقتی از عدالت سخن میگوید همه عرصهها را مانند عدالت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فضایی، بهداشتی، تعلیم و تربیت و... دربرمیگیرد. البته طبیعی است که مثلا در یک متن 100صفحهای دانشنامه نتوان به همه ابعاد پرداخت ولی عدالت اجتماعی محوریت دارد و در این میان مانند نخ تسبیح است.
در زمینه تبیین معیارهای عدالت دو الگو راهبر ماست: اول الگوی شهید صدر که میگوید وقتی به عرصه اقتصاد نگاه میکنیم عدالت یا مربوط به قبل از تولید، یا هنگام تولید یا بعد از تولید است. از نظر وی معیار، در قبل از تولید این است که همه از هر جهت برابر هستند و هر کسی هر مقدار کار و تلاش میکند باید از مواهب آن بهرهمند شود. در مرحله سوم هم انسانها تلاش خود را میکنند ولی ممکن است برخی به نتیجه لازم نرسند و بنابر هر دلیلی تولید آنها ضایع شود و از بین برود. در اینجا معیار از منظر شهید صدر، حد کفاف است. پس در یک جمعبندی، معیار قبل از تولید: برابری، هنگام تولید: کار و تلاش و بعد از تولید: حدکفاف (البته در صورت به نتیجه نرسیدن تلاش یا نیازمندی ابتدایی) است. چارچوب، خوب و راهگشاست.
ما بارها در اندیشکده عدالت در این باره سخن گفتیم و بحث کردیم و به یک الگو رسیدیم و آن این است:
برابری، مبتنی بر استحقاق و تناسبمدار است که معیار همهجایی در بحث عدالت است و طبیعتا از نگرش سوسیالیستی جدا میشود.
از لزوم اعطای حق برابر برای همه افراد در تحقق عدالت نباید گذشت و اگر معیار نیاز، مورد توجه باشد همه افراد با نیاز برابر باید دارای حق برابر باشند. یعنی برخورداری از حد کفاف زندگی باید مدنظر باشد. بنابراین اگر کسی از ما بپرسد مفهوم مرکزی عدالت چیست، میتوان گفت حق برابری مفهوم عدالت را میسازند.
اما معیار برآمده از تلاش و کار انسان، دغدغه شهید صدر است که در قالب متفاوتی طرح میشود. یعنی در اینجا بحث از تلاش و شایستگی اکتسابی افراد پیش میآید و باز افراد برابر در شایستگی باید واجد حق برابر هم باشند. طبعا اصل تناسب و مسئولیت در اینجا مدنظر است و زیادهطلبیها رد خواهد شد.
وقتی از عدالت سخن میگوییم حوزههای مختلفی میتوانند مورد توجه باشند؛ عدالت فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و... ولی مهم این است که بدانیم سنگینی کفه کار باید به سمت کدام بعد برود.
درخصوص چگونگی تحقق معیارهای عدالت و راهبردهای آن باید تاکید کرد: حاکمیت قانون، تامین فرصتهای برابر و توزیع عادلانه امکانات و توزیع مناصب و منابع براساس استحقاق و شایستگی و شفافیت و پاسخگویی باید خود را در عدالت نشان دهد.
راهبردها جزئی و ناظر به عمل هستند، سازوکار شفاف و قابل دسترسی برای رسیدگی به درخواستها و شکایات، حمایت هدفمند از اقشار محروم، اصلاح فرآیندهای اداری و اقتصادی، تدوین ضوابط روشن، تقویت شفافیت، نظارت عمومی و اصلاح مستمر قوانین و رویهها از جمله این راهبردها هستند. از قبل انقلاب، گفتمان عدالت در بین اندیشوران اسلامی مطرح بوده است. مثلا مرحوم نائینی و همفکرانش تلاش کردند دوره مشروطه، حکومت استبدادی شاه را محدود و منحصر و مشروط کنند و بهویژه مردم نقش بیشتری داشته باشند. لذا شاه از مطلقالعنان بودن در آمد و مجلس قانونگذاری ایجاد شد. همین یک اصلاح ساختاری درراستای عدالت بود.
اما این دستاوردها با ظهور پهلوی اول و دوم نابود شد و دوباره کشور بهسمت دیکتاتوری مطلق پیش رفت ولی انقلاب اسلامی بسترسازی ساختاری ایجاد کرد و مردم توانستند رأی بدهند و اعتراض کنند و انتخاب شوند و انتخاب کنند. توزیع امکانات در سراسر کشور تا حدود زیادی بعد از انقلاب رخ داده است.
اگر به دهه ۱۳۴۰ بنگریم عدالت در جستوجوی نفی تبعیض و استبداد و کنار رفتنش است. در دهه ۵۰ عدالت به آرمان انقلاب اسلامی تبدیل شد و از حد شعار فرارفت و خواسته عمومی گردید. دهه ۶۰ با اینکه کشور درگیر جنگ شد، دغدغهها در محور حمایت از مستضعفان و رفع فقر بود و محرومیتزدایی در قالب جهاد سازندگی انجام شد.
دهه ۷۰، تلاش برای بازسازی کشور و کم شدن نابرابری و افزایش رشد اقتصادی صورت گرفت، دهههای ۸۰ و ۹۰ محور اصلی بحث از عدالت در گفتمان رهبری بهخصوص در قالب مبارزه با فساد و تبعیض و رانت و تاکید بر فرصتهای شایستهسالار است. از سال۱۴۰۰ به بعد به تلاش برای حکمرانی عادلانه رسیدهایم و مردم واجد یک جایگاه شایسته و شفاف هستند.
آغاز امامت امت از نظر امام(ره)
وقتی امام خمینی در سال ۵۸ برای رأی دادن مردم به جمهوری اسلامی در بیانیهای فرمودند امروز آغاز روز امامت امت است، ایشان مردم را دارای جایگاه شفاف و روشن میدیدند و جمهوری را با این تلقی خاص در نظر گرفته و همراه مردم بودند. بعدا هم به تعبیر رهبر شهید، حلقههای واسط شکل گرفتند؛ حلقههایی که به تحقق عدالت کمک میکنند. در این دهه بهسمت حکمرانی ساختاری و عادلانه در حال حرکتیم و دغدغههای زیادی برای ایجاد حکمرانی کارآمد و اصلاح ساختاری و رسیدن مردم به حقوقشان وجود داشته است.
تفکر عدالت، ریشه در اندیشه شیعی دارد و مفهوم مرکزی نظام سیاسی امامت است. طبیعی است مجموعه این کارها وقتی به بار بنشیند و خودش را در عمل و ساختار سیاسی و قوانین و سیاستگذاری و رفتارها نشان دهد، کرامت انسانی تامین شود و اعتماد و مشارکت اجتماعی حاصل خواهد شد و در یک کلمه آن حیات طیبه در تعامل با عقلانیت و عدالت بهدست خواهد آمد.