آمارها اکنون از یک حقیقت مضحک پرده برمیدارند: ۸۹ بار ادعای «شکست ایران»، نه نشانه قدرت او، بلکه سندی گویا از استیصال سیاسی سیاستمداری است که گویی در حلقهای بیپایان از توهمات خود گرفتار شده و همچون گرامافونی خراب، سوزنش مدام روی یک شیار گیر کرده است.
۸۹ بار خودفریبی
براساس شمارش دقیق آماری که در بازه زمانی ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ تا ۳ شهریور ۱۴۰۵ ثبت شده، ترامپ مجموعا ۸۹ بار نعرههای توخالی خود را درباره «شکست» یا «نابودی» توان نظامی ایران به خورد رسانهها داده است.
بیایید صادق باشیم؛ عدد ۸۹ نشاندهنده قدرت ارتش آمریکا نیست؛ بلکه شمار دفعاتی را نشان میدهد که او کوشیده با کلمات، واقعیت انکارناپذیر منطقه را تغییر دهد.
ترامپ شبیه به کودکی است که در تاریکی اتاق، مدام نام ترسهایش را فریاد میزند تا شاید روزی آنها رنگ ببازند.این ادعاهای پوشالی، فقط محدود به عبارت سادهانگارانه «ایران شکست خورده است» نیست. او در این ۸۹ نوبت، هر بار با ترکیببندی جدیدی از واژههای پرطمطراق، تلاش کرده است توان دریایی، هیمنه هوایی یا ساختار دفاعی ایران را در ذهن مخاطبانش فروبپاشد. تکرار مکررات او به حدی رسیده که حتی وفادارترین حامیانش نیز احتمالا از خود میپرسند آیا این پیرمرد مدعی، نسخه جدیدی از فیلمنامه هالیوودیاش را گم کرده است؟ یا شاید او تصور میکند اگر یک جمله را به اندازه کافی تکرار کند، سرانجام واقعیت هم با آن همراه خواهد شد؟ سفسطهای که شاید در جلسات معاملات املاک او جواب میداد، اما در دنیای واقعی سیاست، چیزی جز تحقیر برایش به همراه نیاورده است.
تقویم دروغهای زنجیرهای
اگر به تقویم هذیانهای ترامپ نگاهی بیندازیم، به ایستگاههای مسخرهای برمیخوریم که هرکدام سندی بر نمایش مضحک اوست. ۲۲ فروردین ۱۴۰۵، روزی بود که او با غروری کاذب، در تریبونهای عمومی ادعا کرد کمر توان منطقهای ایران را شکسته است. گویا رئیسجمهور آمریکا در دنیای موازی خودش زندگی میکند؛ دنیایی که در آن با کلمات میتوان واقعیتها را جابهجا کرد.
این سیرک کلامی در ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ با ادعاهای بیاساس درباره نابودی زیرساختهای دفاعی ادامه یافت و در ۱۱ تیر ۱۴۰۵ به اوج بیمعنایی خود رسید.
هر بار که ترامپ این جملات را تکرار میکند، بیش از پیش آشکار میشود که هیچ ایده تازه، طرح جایگزین یا درک واقعبینانهای از توازن قدرت در خاورمیانه ندارد. تنها ابزارش «تکرار یک جمله تا زمانی است که گوش فلک کر شود.»
او با این کار، بیش از آنکه به ایران ضربه بزند، اعتبار پوشالی باقیمانده از دوران ریاستجمهوریاش را به بازی گرفته است.
وقتی گرامافون خراب از کار نمیافتد
نکته خندهدار در این گزارش آماری این است که عدد ۸۹، پایان این مضحکه نبوده است. در ۹ شهریور ۱۴۰۵، یعنی درست پس از آنکه شمارشگرهای مستقل، این آمار مضحک را رسانهای کردند، ترامپ بازهم نتوانست جلوی زبان سرکش و تهی از منطق خود را بگیرد. او با لحنی که گویی تازه از خواب غفلت بیدار شده، دوباره فریاد زد که ایران «کاملا از نظر نظامی شکست خورده است.»
این اصرار بیمارگونه نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا در مواجهه با ایران، به یک بنبست فکری رسیده است. او که عادت داشت با زورگویی و لافزنی به نتایج دلخواه برسد، حالا در برابر دیواری از واقعیت قرار گرفته که با تکرار واژهها نمیتوان آن را فروریخت. تکرار مکرر ادعای شکست ایران، بیش از آنکه هشداری به تهران باشد، اعتراف ضمنی او به شکست استراتژیک خودش است؛ اعترافی که او با تکرار ۸۹ بارهاش، مدام آن را روی پیشانیاش حک میکند.
پایان یک نمایش؛ وقتی تماشاگران سالن را ترک میکنند
این نمایش ۸۹ پردهای، تنها یک پیام برای ناظران بینالمللی دارد: ترامپ در برابر ایران نه یک استراتژیست، بلکه یک گرامافون خراب است که فقط میتواند یک قطعه ناخوشایند را پخش کند. او درحالیکه در تالار آینههای شکسته، تصویر پوشالی خودش را بهعنوان قهرمان پیروز میبیند، جهان از بیرون به این نمایش مضحک مینگرد و لبخند میزند. آری، ۸۹ بار تکرار، تنها عدد شکست ترامپ در درک واقعیتهای دنیای امروز است. او در دنیای کلمات خود اسیر شده، حال آنکه ایران، فراتر از این هذیانگوییها، همچنان در واقعیت سخت سیاست نقشآفرینی میکند؛ واقعیتی که در آن لافزنیهای توخالی ترامپ جایی ندارد.
شاید بهتر باشد کسی به او یادآوری کند که اگر ۸۹ بار دیگر هم این جمله را بگوید، حقیقت تغییر نمیکند؛ تنها چیزی که عوض میشود، عمق تحقیر او در تاریخ سیاست خارجی است.