سرمایه اجتماعی؛ مهمترین مؤلفه قدرت ملی
این روزها از سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از ارکان امنیت ملی یاد میشود. از نگاه شما، سرمایه اجتماعی چه جایگاهی در اقتدار یک کشور دارد؟
سالها تصور میشد امنیت ملی تنها با تجهیزات نظامی، موشک، جنگنده و توان دفاعی تعریف میشود، اما امروز در ادبیات نوین حکمرانی و امنیت، قدرت ملی حاصل پیوند «قدرت سخت» و «قدرت نرم» است. در میان مؤلفههای قدرت نرم، هیچ سرمایهای ارزشمندتر از سرمایه اجتماعی نیست.
سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد مردم به یکدیگر، اعتماد به حاکمیت، احساس تعلق به سرزمین و امید به آینده. کشوری که از این سرمایه برخوردار باشد، حتی در سختترین بحرانها نیز استوار میماند؛ زیرا مردم خود را شریک سرنوشت کشور میدانند.
قدرت بازدارندگی فقط به موشک محدود نمیشود
برخی معتقدند بازدارندگی تنها در حوزه نظامی معنا پیدا میکند. آیا با این دیدگاه موافق هستید؟
خیر. بدون تردید قدرت دفاعی، توان موشکی و تجهیزات نظامی برای حفظ امنیت کشور ضروری هستند، اما نباید فراموش کنیم که پشتوانه همه این امکانات، مردماند.
تجربه جنگهای اخیر، از جمله جنگ ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴، جنگ رمضان و همچنین حوادث و ناآرامیهای سالهای گذشته نشان داد دشمن فقط برد موشکهای ایران را محاسبه نمیکند؛ بلکه میزان انسجام داخلی، امید مردم، اعتماد عمومی و همراهی جامعه را نیز بررسی میکند.دشمن میپرسد آیا مردم در روزهای سخت پشت کشور خود خواهند ایستاد؟ پاسخ این سؤال، بخشی از قدرت بازدارندگی ایران است.
یزد نیز به سرمایه اجتماعی نیاز دارد
این موضوع را در سطح استان یزد چگونه ارزیابی میکنید؟
یزد هم از این قاعده مستثنی نیست. این استان با فرهنگ کهن، سرمایه انسانی ارزشمند، روحیه مشارکت اجتماعی و سختکوشی مردم توانسته مسیر توسعه را طی کند.اما امروز با مشکلاتی مانند بحران آب، فشارهای اقتصادی، تورم، دغدغههای معیشتی، مهاجرت نخبگان، مسائل زیستمحیطی و نگرانیهای نسل جوان روبهروست.
در چنین شرایطی، مهمترین سرمایه استان، اعتماد مردم است. اگر مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود یا نسبت به عملکرد برخی مدیران نارضایتی وجود دارد اما تغییری رخ نمیدهد، این صرفاً یک نارضایتی اداری نیست؛ بلکه به مرور سرمایه اجتماعی را فرسوده میکند.
انتظار جامعه پس از بحرانها چه بود؟
به نظر شما پس از بحرانها و جنگهای اخیر، مهمترین انتظار مردم چه بود؟
جامعه انتظار داشت پیام این حوادث شنیده شود. انتظار میرفت بازنگری جدی در شیوه حکمرانی، مدیریتها و روشهای اجرایی صورت گیرد.مردم انتظار داشتند اگر در بخشی از نظام اداری نارضایتی جدی وجود دارد، اصلاحات ملموس انجام شود تا جامعه احساس کند صدایش شنیده شده است.
متأسفانه در برخی حوزهها این انتظار محقق نشد و همین مسئله این پیام را منتقل کرد که حتی نارضایتی گسترده نیز الزاماً به اصلاح منجر نمیشود؛ موضوعی که میتواند اعتماد عمومی را کاهش دهد.
تغییر مدیران؛ نشانه ضعف یا عقلانیت؟
برخی معتقدند تغییر مدیران، اقتدار مدیریت را تضعیف میکند. نظر شما چیست؟
به هیچ وجه.یکی از خطاهای مدیریتی، ترس از تغییر است. گاهی تصور میشود اگر مدیری جابهجا شود، مطالبهگری افزایش مییابد یا اقتدار آسیب میبیند؛ در حالی که مطالبهگری، نشانه زنده بودن جامعه است.
خطر واقعی زمانی آغاز میشود که مردم دیگر امیدی به اصلاح نداشته باشند.مدیران، هر اندازه هم توانمند باشند، قابل جایگزینیاند؛ اما اعتماد مردم به سادگی جایگزین نمیشود
گاهی تغییر یک مدیر، اگر موجب بازسازی امید و اعتماد عمومی شود، از حفظ همان جایگاه ارزشمندتر است.
شایستهسالاری؛ حلقه مفقوده سرمایه اجتماعی
نقش عدالت و شایستهسالاری را در تقویت سرمایه اجتماعی چگونه میبینید؟
مردم فقط نتیجه تصمیمها را نمیبینند؛ فرآیند تصمیمگیری را نیز قضاوت میکنند.هرجا احساس تبعیض شکل بگیرد، اعتماد عمومی کاهش مییابدهیچ مسئولیتی ملک شخصی افراد نیست. مدیریت یک امانت است؛ نه یک حق دائمی.مدیر موفق کسی است که پاسخگو باشد، صدای مردم را بشنود و در صورت نیاز، شجاعت اصلاح مسیر را داشته باشد.ایران و یزد از کمبود نیروهای متخصص و جوان رنج نمیبرند؛ آنچه نیاز داریم، اعتماد بیشتر به نیروهای شایسته در کنار بهرهگیری از تجربه پیشکسوتان است.
امید؛ محصول عمل است نه شعار
امروز جامعه بیش از هر چیز به امید نیاز دارد. این امید چگونه ایجاد میشود؟
امید را نمیتوان با شعار تولید کردمردم زمانی امیدوار میشوند که تغییر را ببینند، عدالت را لمس کنند و احساس کنند شایستگی جایگزین سکون شده است.اگر مردم ببینند مسئولان برای حفظ اعتماد عمومی حاضرند تصمیمهای سخت اما درست بگیرند، امید به جامعه بازخواهد گشت.
پیام شما به مدیران اجرایی چیست؟
اگر بخواهید یک پیام به مدیران کشور و استان داشته باشید، چه خواهید گفت؟
امروز زمان جبران فرصتهای از دسترفته است.سرمایه اجتماعی با بخشنامه و تبلیغات ساخته نمیشود؛ سالها زمان لازم است تا اعتماد شکل بگیرد، اما ممکن است با چند تصمیم نادرست در مدت کوتاهی آسیب ببیند.
از مدیران اجرایی انتظار میرود با شجاعت وارد میدان اصلاح شوند.نباید از تغییر هراس داشت. در شرایط دشوار، اصلاح ساختارها و استفاده از نیروهای توانمند، نشانه ضعف نیست؛ نشانه عقلانیت و درک صحیح از شرایط کشور است.هر روز تأخیر در تصمیمگیری، فاصله میان مردم و مدیریت را بیشتر میکند.
سخن پایانی
اگر بخواهید این گفتوگو را در یک جمعبندی به پایان برسانید، چه خواهید گفت؟
امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی نیاز دارد.موشکها از مرزها دفاع میکنند، اما مردم از کشور دفاع میکنند.سامانههای دفاعی قدرت میسازند، اما این اعتماد مردم است که آن قدرت را ماندگار میکند.
اگر امید، اعتماد، عدالت و مشارکت عمومی تقویت شود، قدرت بازدارندگی ایران نیز چندین برابر خواهد شد.
من معتقدم بزرگترین سرمایه این کشور، مردم هستند. هر تصمیمی که اعتماد مردم را افزایش دهد، در حقیقت سنگری برای امنیت و اقتدار ایران ایجاد کرده است.سرمایه اجتماعی، موشکی است که دیده نمیشود؛ اما شاید از هر موشک دیگری، قدرت بازدارندگی یک ملت را افزایش دهد. امروز زمان تصمیمهای بزرگ، اصلاحات شجاعانه و بازسازی امید است؛ چرا که ایران، با مردمش ایران است.