اعتماد، نخستین قربانی وعده‌های مطلق؛ وقتی حکمرانی به صداقت نیاز دارد

یاوری نسب
در شرایطی که کشور با ناترازی انرژی، فشار بی‌سابقه بر شبکه برق و پیامدهای شرایط ویژه ناشی از جنگ تحمیلی رمضان روبه‌روست، هر وعده قطعی درباره نبود خاموشی، بیش از آنکه نشانه اقتدار مدیریتی باشد، به آزمونی برای سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی تبدیل می‌شود. دکتر کاظم یاوری‌نسب در یادداشتی با تأکید بر اینکه «اعتبار حکمرانی در صداقت با مردم نهفته است، نه در بزرگی وعده‌ها»، بر ضرورت شفافیت، واقع‌بینی، شایسته‌سالاری و بهره‌گیری همزمان از تجربه مدیران و توان نسل جوان برای عبور از بحران‌های پیش‌روی کشور تأکید کرده است.
کد خبر: ۱۵۵۹۳۶۱
نویسنده کاظم یاوری نسب

یادداشتی به قلم دکتر کاظم یاوری‌نسب

به گزارش خبرنگار جام‌جم آنلاین یزد، در روزگاری که هر سخن یک مسئول، در حافظه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ثبت و هر وعده به معیاری برای سنجش عملکرد مدیران تبدیل می‌شود، مسئولیت کلمات بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در چنین فضایی، به‌کارگیری عباراتی نظیر «تابستانی بدون خاموشی» یا «به هیچ‌وجه خاموشی نخواهیم داشت» درباره موضوعی که تحت تأثیر ده‌ها متغیر ملی، فنی و مدیریتی قرار دارد، بیش از آنکه بیانگر اقتدار باشد، می‌تواند با اصول حکمرانی نوین، مدیریت ریسک و ارتباط صادقانه با افکار عمومی در تعارض قرار گیرد.

اظهار نظر استاندار یزد مبنی بر اینکه استان «به هیچ‌گونه» در تابستان با خاموشی مواجه نخواهد شد، از همین منظر قابل بررسی است. موضوع، صرفاً تحقق یا عدم تحقق یک وعده نیست؛ بلکه نسبت میان گفتار مسئولان و اعتماد عمومی است؛ سرمایه‌ای که به‌آسانی شکل نمی‌گیرد و در صورت خدشه‌دار شدن، بازسازی آن بسیار دشوار خواهد بود.

در ادبیات مدیریت عمومی، یکی از ویژگی‌های مدیران کارآمد، پذیرش عدم‌قطعیت و سخن گفتن صادقانه درباره محدودیت‌هاست. شبکه برق کشور سامانه‌ای یکپارچه است که تصمیم‌های آن در سطوح مختلف تولید، انتقال، دیسپاچینگ و مدیریت بار اتخاذ می‌شود و بخش مهمی از این تصمیمات خارج از حوزه اختیار مدیریت اجرایی استان‌هاست. افزون بر این، شرایط ویژه کشور و پیامدهای جنگ تحمیلی رمضان نیز بر وضعیت تأمین و مدیریت انرژی تأثیرگذار بوده است. از این رو، وعده‌های مطلق درباره موضوعی که به متغیرهای متعدد وابسته است، با منطق مدیریت بحران و حکمرانی مبتنی بر شواهد همخوانی ندارد.

برای شهروندی که در گرمای بیش از ۴۰ درجه، ساعت‌ها با قطع برق روبه‌رو می‌شود، تفاوتی میان عنوان «خاموشی برنامه‌ریزی‌شده»، «مدیریت بار» یا «تعمیرات شبکه» وجود ندارد. آنچه مردم تجربه می‌کنند، اختلال در زندگی روزمره، توقف فعالیت‌های اقتصادی، آسیب به تجهیزات برقی، نگرانی برای سالمندان، بیماران و کودکان و دشواری تحمل گرمای طاقت‌فرساست. تغییر واژگان، واقعیت زندگی مردم را تغییر نمی‌دهد.

اعتماد عمومی، مهم‌ترین سرمایه هر نظام حکمرانی است؛ سرمایه‌ای که نه با شعار، بلکه با انطباق مستمر میان وعده و عمل شکل می‌گیرد. هرگاه میان گفتار مسئولان و واقعیت فاصله ایجاد شود، هزینه آن تنها متوجه یک مدیر یا یک دستگاه اجرایی نخواهد بود، بلکه کل نظام اداری با کاهش سرمایه اجتماعی مواجه می‌شود. تجربه و مطالعات حوزه حکمرانی نیز نشان می‌دهد هرچه این شکاف عمیق‌تر شود، مشارکت داوطلبانه شهروندان در اجرای سیاست‌های عمومی و برنامه‌های ملی نیز کاهش خواهد یافت.

امروز کشور با واقعیتی به نام ناترازی انرژی روبه‌روست؛ مسئله‌ای که بارها از سوی مسئولان ملی مورد تأکید قرار گرفته است. در چنین شرایطی، جامعه بیش از وعده‌های قطعی، انتظار شنیدن واقعیت، آگاهی از محدودیت‌ها و اطلاع از برنامه‌های عملی برای کاهش آثار بحران را دارد. البته تلاش شبانه‌روزی برای رفع ریشه‌ای ناترازی‌ها، وظیفه‌ای انکارناپذیر برای دولت، مدیران اجرایی و مجموعه نظام حکمرانی است، اما بیان صادقانه واقعیت‌ها، خود بخشی از راه‌حل محسوب می‌شود.

گاه جمله‌ای مانند «نمی‌توانم تضمین قطعی بدهم، اما همه ظرفیت استان را برای کاهش خاموشی‌ها به‌کار خواهیم گرفت» به‌مراتب اعتمادآفرین‌تر از وعده‌ای است که تحقق آن به عوامل متعدد خارج از اختیار وابسته است.

با این حال، عبور از بحران برق و سایر ناترازی‌های کشور، صرفاً با مدیریت مصرف یا تصمیم‌های مقطعی امکان‌پذیر نیست. هر بحران، پیش از آنکه مسئله‌ای فنی باشد، مسئله‌ای در حوزه حکمرانی است. حکمرانی کارآمد زمانی شکل می‌گیرد که اعتماد عمومی، شایسته‌سالاری، شفافیت و سرمایه انسانی در کنار یکدیگر قرار گیرند.

برای عبور از این چالش‌ها باید به نیروهای جوان، متخصص، خلاق و مسئولیت‌پذیر اعتماد کرد و همزمان از تجربه مدیران کارآزموده بهره گرفت. آینده را نه تقابل نسل‌ها، بلکه هم‌افزایی تجربه پیشکسوتان و انرژی و نوآوری نسل جوان خواهد ساخت. مدیران شایسته باید در جایگاه شایسته قرار گیرند؛ مدیرانی آینده‌نگر، بانشاط، مسئولیت‌پذیر و دارای قدرت ایجاد انگیزه و تحرک در سازمان و جامعه.

امید و انگیزه نیز با شعار و وعده‌های بزرگ ایجاد نمی‌شود، بلکه زمانی در نظام اداری نهادینه خواهد شد که تخصص، مسئولیت‌پذیری، نوآوری و شایستگی، معیار اصلی انتخاب مدیران باشد. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر به هیجان مثبت نیاز دارد؛ هیجانی که از موفقیت‌های واقعی، اصلاح ساختارها، تصمیم‌های جسورانه و نگاه رو به آینده سرچشمه می‌گیرد، نه از تبلیغات و وعده‌های غیرقابل تحقق.

این همان بیداری اصیلی است که یزد و ایران امروز به آن نیاز دارند؛ بیداری‌ای که از درون مدیران آغاز می‌شود، به بدنه نظام اداری سرایت می‌کند و در نهایت، سرمایه اجتماعی را در متن جامعه تقویت خواهد کرد. راه برون‌رفت از بحران‌ها، در تغییر نگرش، شجاعت در اصلاح، امید پایدار و عبور از چرخه تکرار و محافظه‌کاری نهفته است.

اتحاد نسل‌ها، با تلفیق تجربه مدیران باسابقه و خلاقیت نیروهای جوان، می‌تواند کیفیت و سرعت تصمیم‌گیری‌ها را ارتقا داده و مسیر عبور از ناترازی برق و دیگر چالش‌های کشور را هموار سازد. در چنین رویکردی، مدیریت بحران دیگر واکنشی مقطعی نخواهد بود، بلکه به برنامه‌ای بلندمدت برای تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش کارآمدی نظام اداری و ساخت آینده‌ای پایدار تبدیل خواهد شد.

در نهایت، مدیریت موفق بیش از آنکه در بیان وعده‌های بزرگ جلوه کند، در صداقت با مردم، شفافیت در بیان واقعیت‌ها و عمل به تعهدات ممکن معنا پیدا می‌کند. اگر شهروندان احساس کنند که واقعیت با آنان صادقانه در میان گذاشته شده است، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز همراهی بیشتری با سیاست‌های عمومی خواهند داشت؛ اما هرگاه میان گفتار و واقعیت فاصله‌ای ایجاد شود، نخستین قربانی آن اعتماد عمومی خواهد بود.

اعتماد، سرمایه‌ای است که به‌آسانی به دست نمی‌آید، اما به‌سادگی از میان می‌رود و بازسازی آن به‌مراتب دشوارتر از حفظ آن است. از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که مسئولان، به‌جای تکیه بر وعده‌های قطعی، شفافیت، صداقت، شایسته‌سالاری، اعتماد به نسل جوان و مدیریت واقع‌بینانه را مبنای حکمرانی قرار دهند؛ چراکه اعتبار مدیران، نه با بزرگی وعده‌ها، بلکه با میزان تحقق آن‌ها سنجیده می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها