در میانه یک جنگ وجودی علیه ایران، پزشک ایرانی با دریافت جایزه سازمان جهانی بهداشت، نام ایران را بر سر زبان‌ها انداخت

دست‌های خالی، افتخاراتی جهانی!

دکتر امیرعلی حمیدیه
در ظاهر، خبر کوتاه است و ساده:« دکتر امیرعلی حمیدیه، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، به پاس سال‌ها تلاش در توسعه درمان سرطان کودکان و پیوند سلول‌های بنیادی خون‌ساز، جایزه سازمان جهانی بهداشت را دریافت کرد.» اما برای هرکس که سنگینی هوای اتاق‌های ایزوله را نفس کشیده باشد، دیگر این خبر انقدر ساده و کوتاه به نظر نمی‌آید. شاید چون در پس این جایزه، واقعیت‌های بسیار زیادی نهفته است؛ واقعیت‌های یک مسیر طولانی، به اندازه فاصله پشت شیشه‌های دوجداره بخش پیوند تا جایزه بین‌المللی روی سن قاهره و زیر نور پروژکتورهای سازمان ملل! یک مسیر طولانی، پر از فرازها و فرودها، درگیری با تخت‌های ایزوله و پمپ‌های تزریق! اما در انتهای این مسیر، کودکی نشسته است که دوباره به زندگی برگردانده شده است؛ کودکی که قرار است دوباره موهای سرش رشد کند و تا روی شانه‌هایش برسد.
کد خبر: ۱۵۷۱۶۰۱
نویسنده نرگس خانعلی زاده

 جام جم آنلاین: 21 مهرماهی که گذشت، هفتاد و سومین اجلاس کمیته منطقه‌ای مدیترانه شرقی سازمان جهانی بهداشت با حضور وزرای بهداشت کشورهای منطقه مدیترانه شرقی سازمان جهانی بهداشت در مقر این سازمان، یعنی قاهره برگزار شد و دکتر امیرعلی حمیدیه، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و از چهره‌های برجسته حوزه پیوند سلول‌های بنیادی خون‌ساز و درمان سرطان کودکان، از میان همه نام‌های درخشانی که روی میز به چشم می‌خوردند، جایزه دولت کویت در سازمان جهانی بهداشت برای کنترل سرطان را دریافت کرد. جایزه‌ای که دکتر تدروس ادهانوم، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در حضور مقامات عالی‌رتبه حوزه سلامت کشورهای منطقه به این استاد و پزشک ایرانی اهدا کرد.

 

از اولین مرکز تا نجات 2200 کودک!

حالا بیشتر از 19 سال از تاسیس اولین مرکز پیوند سلول‌های بنیادی خون‌ساز کودکان در کشور می‌گذرد؛ مرکزی که تا به امروز، توانسته بیشتر از دو هزار و دویست کودک را از بیماری سرطان نجات بدهد این دو هزار و دویست کودک، تنها یک عدد و آمار نیست؛ این عدد یعنی نجات ۲۲۰۰ خانواده از سوگ فرزند و چه کاری عظیم‌تر از این؟ برنامه‌ای درمانی که به گفته شخص دکتر حمیدیه، بخشی از این درمان‌های نجات بخش، با راه‌اندازی نخستین سامانه ثبت اهداکنندگان غیرخویشاوند در منطقه مدیترانه شرقی در سال ۲۰۰۹، محقق شد. ایده‌ جسورانه‌ای که انحصار ژنتیک خانوادگی را شکست و به کودک روستایی در دورافتاده‌ترین نقطه سیستان یا کردستان، همان شانس بقایی را داد که یک کودک در مجهزترین کلینیک‌های سوئیس داشت و توانست با کاهش نابرابری در دسترسی به پیوند و افزایش فرصت درمان کودکان نیازمند، جان‌های بیشتری را حفظ کند.  شاید جایزه‌ای که در قاهره اهدا شد، در واقع ادای احترام به تاب‌آوری همین زیرساخت درمانی سخت‌کوش بود.

 

درخشش نخبگان زیر تیغ محدودیت‌ها

برای دیروز و امروز نیست! سال‌های زیادی است که هرکس پایش به راهروهای سرد بیمارستان‌ها و بخش‌های پیوند رسیده، به چشم دیده است که چطور دسترسی به تجهیزات پیشرفته درمان انواع سرطان از  جداسازی سلولی، معرف‌های آزمایشگاهی تا کیت‌های مختلف و ...، به دلیل موانع مختلف و تحریم‌ها، با هزاران مانع مواجه است. وضعیتی که باعث شده تا کادر درمانی و پژوهشگران این حوزه، در تمام این سال‌ها علاوه بر نبرد با سلول‌های سرطانی، با تمام کمبودها هم می‌جنگند. برای همین است که ثبت چنین موفقیتی در جهان، خبر چشمگیری در زمینه توان و تعهد پزشکان ایرانی، محسوب می‌شود. روشن است که پیشرفت دانش انکولوژی کودکان و پیوند سلول‌های بنیادی در ایران، یک دستاورد آزمایشگاهی یا دانشگاهی در شرایط عادی نیست. در تنگناهای بحرانی امروز و تحریم‌هایی که علیه کشور فعال می‌شود، این تیم‌های درمانی کشور، از پزشکان و متخصصان آزمایشگاه پیوند گرفته تا کادر درمان بخش انکولوژی هستندکه بار این فشار و خلا را به دوش می‌کشند؛ کادر درمانی که با به‌کارگیری پروتکل‌های تلفیقی، بومی‌سازی مراقبت‌های حمایتی و حفظ استانداردهای بقای پیوند در حد مراکز معتبر دنیا، اجازه ندادند اتاق‌های پیوند کودکان در تهران و سایر کلان‌شهرها تعطیل شود. و حالا اغراق نیست اگر بگوییم که ایران در حالی توانسته است به یکی از قطب‌های نجات کودکان سرطانی در خاورمیانه تبدیل شود که در ابتدایی‌ترین سطوح،  بایکوت‌های ناعادلانه تبادلات علمی را از سر می‌گذراند و با دشواری در ارسال نمونه‌ها به بانک‌های اهداکننده بین‌المللی روبرو است! و در نهایت چه اتفاقی افتاده است؟ چنان نتایج درخشانی از امیدواری پدر و مادری که فرزندشان درگیر بیماری سرطان است رقم خورده است که این بار، دنیا هم نمی‌توان این روند رو به رشد و نام عاملان این نتیجه درخشان را نادیده بگیرد!

 

پیامی فراتر از درمان

درست همان لحظه‌ای که نام یک پزشک و دانشمند ایرانی در تراز جهانی و در حضور وزرای سلامت منطقه به عنوان پیشران کنترل سرطان و پیوند سلول‌های بنیادی کودکان بلند شد، دیپلماسی سلامت کار خودش را کرده بود! آنقدر که با صدایی بلندتر از هر وقت دیگری به گوش همه رساند که ریشه‌های علمی کشور آنقدر عمیق‌ و زنده است که با تحریم‌ و فشار و قطع شریان‌های ارتباطی، خشک نمی‌شود و پزشکانش اینطور در منطقه و در دنیا می‌درخشند.

اما واقعیت این است که این جایزه بین‌المللی برای این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، چیزی فراتر از یک تقدیر و موفقیت شخصی است؛ تقدیری که در میانه روزهایی که یک جنگ وجودی به کشور ما تحمیل شده است، نشان ‌از یک ایستادگی تمام عیار دارد. در واقع هر کس که راهروهای بخش‌های خون و پیوند کودکان را دیده باشد، می‌داند که زنده ماندن یک کودک سرطانی، حاصل یک زنجیره به‌هم‌پیوسته از شب‌بیداری‌های پرستاران، دقت آزمایشگاهی متخصصان، همراهی روانشناسان و فداکاری خانواده‌هاست؛ موضوعی که اتفاقا وقتی دکتر حمیدیه، پشت تریبون قاهره رفت هم آن را بر زبان آورد؛ او جایزه خود را پیشکش تن‌پوش سفید پرستاران وطن، دست‌های خسته پژوهشگران و عزم دانشجویانی کرد که در خط مقدم مسیر کنترل سرطان بوده‌اند و  از همه مهم‌تر، آن را تقدیم به خود کودکان بیمار کرد؛ کودکانی که رنج بیماری‌شان، سوخت اصلی موتور علم و درمان در کشور بوده و هست. دکتر حمیدیه و تیم همراهش طی دو دهه گذشته توانستند ایران را به یکی از مراکز مرجع پیوند سلول‌های بنیادی در سطح منطقه تبدیل کنند؛ به‌طوری‌که امروز کودکان بسیاری نه تنها از سراسر ایران، بلکه از کشورهای همسایه هم  برای درمان بیماری‌هایشان، به این بخش‌ها رجوع می‌کنند.

 

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها