زمانی که از «آیندهپژوهی» سخن میگوییم، نه به معنای پیشگویی محض، بلکه به مثابه «تخیلِ ساختیافته» برای مواجهه با عدمقطعیتهای محیطی است. آیندهپژوهی به معنای خروج از علم دقیق نیست، بلکه «گسترش دامنه علم برای پرداختن به مسائل سازمانها در محیطی متلاطم و ناپایدار» است.
تولید دانش؛ از «انضباط» تا «هوش آینده»
تحول روابطعمومی به سمت یک کارکرد راهبردی، مستلزم بازتعریف دانش بنیادین آن است. هوارد گاردنر، نظریهپرداز مشهور، «پنج ذهن برای آینده» را ترسیم میکند که شامل ذهن «منضبط»، «ترکیبگر»، «خلاق»، «محترم» و «اخلاقی» است. اما آنچه برای ما حیاتی است، مفهوم «هوش آینده» (Futures Intelligence) است که از تلفیق این پنج ذهن با برنامهریزی سناریو به دست میآید؛ رویکردی که «نه تنها توانایی عملی برای استفاده از ابزارهای برنامهریزی بلندمدت را فراهم میکند، بلکه نیازهای جمعی جامعه را به جای منافع خودخواهانه در نظر میگیرد». این یعنی تولید دانش در روابطعمومی باید از «چگونه گفتن» فراتر رفته و به «چه باید کرد» و «چه خواهد شد» بیندیشد.
نیروهای محرک تغییر؛ هوش مصنوعی و افول اعتماد
گزارش «جهانیترین روندها و بینشها در سال ۲۰۲۶» که توسط اتحادیه جهانی روابطعمومی منتشر شده، هوش مصنوعی را به عنوان «مهمترین نیروی شکلدهنده به حرفه امروز» معرفی میکند که «همزمان بزرگترین تهدید و فرصت» محسوب میشود. این گزارش که بر اساس نظرسنجی از بیش از ۲۱ هزار متخصص در هشت کشور تهیه شده، نشان میدهد که نگرانیهای جدی درباره «استفاده غیراخلاقی، گسترش اطلاعات نادرست و فرسایش اعتماد» وجود دارد. در این میان، تولید دانشِ بومی و آیندهنگرانه میتواند به ما کمک کند تا از انفعال در برابر این ابرروندها خارج شویم.
آیندهپژوهیِ راهبردی؛ از پیشبینی تا ساختِ آینده
کتاب «روابطعمومی و ارتباطات راهبردی در ۲۰۵۰» که به ویرایش لاسکین و فریبرگ منتشر شده، این موضوع را به صورت نظاممند بررسی میکند. این اثر با مرور روندهای فناورانه، سیاسی و اجتماعی، به تحلیل حوزههایی چون «قطبزدگی سیاسی»، «اطلاعات نادرست»، «دادههای کلان» و «بحرانهای آینده» میپردازد. رویکرد این کتاب نشان میدهد که آیندهپژوهی، فارغ از جادو و پیشبینیهای صرفاً خطی، نیازمند «تکامل حرفه برای همگامی با تغییرات فرهنگ، جامعه و فناوری» است.
برای کنشگران ارتباطات، تولید دانشِ آیندهمحور یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت وجودی است. آنچه امروز به عنوان «بهترین شیوه» میشناسیم، ممکن است فردا به «بحرانیترین خطا» تبدیل شود. بنابراین، وظیفه ما بهعنوان فعالان این حوزه، عبور از نقش «تکنیسینِ رسانهای» و ایفای نقش «معمارِ آیندههای ممکن» است؛ نقشی که نیازمند ذهنی منضبط، نگاهی خلاق و رویکردی اخلاقی در مواجهه با عدمقطعیتهای پیشروست.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛