اگر هم چنین باشد، انگار تاکنون با سانسور روبهرو نشدهاند و نخستینبار است که در یک رسانه با چنین پدیدهای مواجه میشوند. سانسور در اصل، توسط دولت انجام میشود، نه رسانه. در واقع، رسانههای کشور، از صداوسیما گرفته تا روزنامهها و خبرگزاریها و مجلات و حتی کتابها و فیلمها، خودشان خودشان را سانسور نمیکنند، بلکه این اتفاق از طرف دولت برای آنها میافتد. به همین دلیل، کمی عجیب به نظر میرسد که شورای اطلاعرسانی دولت، که این روزها با بازوهای اجرایی رسمی و غیررسمی خود درباره محتوای رسانهها اعمال نظر میکند، از سانسور گلهمند باشد. انگار قوه اجرایی سعی دارد ژست قربانی سانسور را به خود بگیرد و صداوسیما را سانسورچی جلوه دهد تا با زدن این نعل وارونه، ذهنها را به جایی ببرد که نباید برود. سانسوری که این روزها بسیاری از چهرههای شناختهشده یک جریان خاص از آن انتقاد دارند، از جایی آب میخورد که صحبتهای رئیسجمهور در سخنرانی زنده در یک مراسم تا انتها پخش نشد. فردای آن روز، روزنامه ایران، توییت پسر رئیسجمهور را بهعنوان سندی ارائه کرد تا انتقادها را پررنگ جلوه دهد. این آش با اظهارات دیگر منتقدان و همچنین بیانیه شورای اطلاعرسانی دولت شورتر شد؛ طوری که بسیاری از حامیان دولت در انتقاد از صداوسیما از هم سبقت میگرفتند. این انتقادها برای پخشنشدن چند جمله از صحبتهای رئیسجمهور بود؛ صحبتهایی که به باور مالک شریعتی، نماینده مجلس شورای اسلامی نباید پخش میشد: «وقتی رئیسجمهور سخنی را از رهبری در دیدار خصوصی با خود نقل میکند که ممکن است دقیق نباشد، صداوسیما نمیتواند برخلاف دستورالعمل همیشگیاش آن بخش را منتشر کند، مگر بتواند تأیید بگیرد.» هرچند ظهوریان، دیگر نماینده مجلس شورای اسلامی، هجمههای واردشده از سوی دولت به رسانهملی را هدفمند میداند و توییت میکند: «پروژه سرافرازسازی از جبلی که در پنج سال اخیر با فشار زیاد توسط دو جریان سیاسی پیگیری شد، به یک دلیل مشخص (صبور و معقول بودن سوژه پروژه) به نتیجهای نرسید.» بسیاری از مخاطبان تلویزیون عقیده دارند اگر رسانهملی قصد سانسور داشت، سخنرانی پزشکیان را بهطور زنده پخش نمیکرد. برخی این پرسش را مطرح میکنند: آیا صداوسیما موظف است هر آنچه را دولتمردان میگویند پخش کند؟ آیا این حق فقط برای دولتمردان وجود دارد؟ آیا رسانههای دولت، مانند روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا، دست به سانسور نمیزنند؟ کسی به این سؤالها پاسخ نمیدهد، چون روزنامههای نزدیک به جریان اصلاحطلب هر کدام به نوعی موضوع سانسور صحبتهای رئیسجمهور را تیتر کردند.
صحبتهای متناقض
ماشاالله شمسالواعظین در کسوت عضو شورای اطلاعرسانی دولت در چند روز گذشته دست به قلم شد تا یادداشتی بنویسد که در روزنامه ایران منتشر شود و بگوید صداوسیما نباید صحبتهای رئیسجمهور را، به باور خود، سانسور میکرد. این روزنامهنگار در این یادداشت نوشت: «رسانهملی، افزون بر آنکه خود یک بازیگر مهم در عرصه اطلاعرسانی است، برای دیگر رسانهها نیز نقش الگو و مرجع دارد.» او نهتنها صداوسیما را رسانهای مرجع میداند، بلکه تاکید دارد این رسانه مورد اعتماد مردم است. شاید او با «یکی به نعل و یکی به میخ زدن» سعی داشت به این اختلاف دامن نزند و حتی تبعات آن را هشدار دهد. با وجود این، به نظر میرسد اینگونه موضعگیریها، اگر در جهت تفرقه نباشد، در راستای وفاق هم نیست. همچنین در متن کوتاهی که محسن هاشمی در انتقاد از صداوسیما منتشر کرده، هشت بار از کلمه سانسور استفاده شده است. در بیانیه شورای اطلاعرسانی دولت هم پنج بار واژه سانسور به کار رفته، اما پاسخ صداوسیما به این انتقادها کوتاه و رسمی بود؛ پاسخی که در آن، خود را موظف به حفظ انسجام ملی، تبعیت از رهنمودهای رهبری و همکاری با دولت و دیگر دستگاهها دانسته است. همچنین تأکید کرده که در شرایط حساس کشور، باید از هر چیزی که شائبه اختلاف و دوگانگی میان مسئولان ایجاد کند پرهیز شود و نشاندادن همصدایی مسئولان و پرهیز از ترسیم چهرهای متشتت از حاکمیت، یک وظیفه مهم رسانهای و ملی است. صداوسیما اعلام کرد که مأموریتش انعکاس خدمات مسئولان، مواضع رؤسای قوا و دیدگاههای نیروهای مسلح در چارچوب مصالح نظام است. در پایان این جوابیه، اتهامهای مطرحشده از سوی شورای اطلاعرسانی دولت را رد کرد و هشدار داده که دامنزدن به اختلافها در شرایط فعلی، همسو با خواست دشمنان ایران است.
حذف یا سانسور؟
کارشناسان باور دارند هر رسانه رسمی، بهویژه در موضوعات حساس سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی، ناچار است براساس ملاحظات حرفهای و مصالح کلان کشور عمل کند. از این زاویه، حذف یا کوتاهکردن بخشی از یک سخنرانی لزوما به معنای سانسور سیاسی نیست، بلکه میتواند نوعی ویرایش رسانهای و احتیاط در بازتاب پیامهای حساس تلقی شود. صداوسیما در ساختار جمهوری اسلامی فقط رسانه دولت نیست که موظف باشد تمام مواضع قوه مجریه را بیکموکاست بازتاب دهد، بلکه خود را رسانهای در سطح کل حاکمیت میداند و در تنظیم و پخش اخبار، ملاحظات دولت، سایر قوا، شرایط اجتماعی و الزامات حاکمیتی را متوازن در نظر بگیرد. طبیعی است که رسانهملی نسبت به نحوه بازتاب جملاتی که ممکن است در داخل یا خارج از کشور بهعنوان علامت سیاسی مهم تفسیر شوند، با احتیاط رفتار کند. چهبسا از نگاه مدیران صداوسیما، برجستهشدن برخی عبارات، بهجای کمک به آرامش و انسجام، زمینهساز سوءبرداشت، جنجال سیاسی یا بهرهبرداری رسانههای خارجی شود. در چنین چارچوبی، آنچه از سوی دولت «حذف» یا «سانسور» نامیده میشود، از منظر صداوسیما صرفا تصمیمی سردبیری برای خلاصهسازی، اولویتبندی و کنترل پیام در شرایط حساس باشد؛ امری که در همه رسانهها، با درجات مختلف، وجود دارد و جزو ذات کار خبری است. از سوی دیگر، اگر قرار باشد هر سخن مقامهای سیاسی بدون هیچگونه پالایش، تنظیم یا انتخاب خبری پخش شود، اساسا نقش سردبیر و سیاستگذاری رسانهای به عنوان دروازهبان این خبرها بیمعنا میشود. رسانه تنها ابزار انتقال خام سخنان نیست، بلکه نهادی است که باید میان حجم انبوه اطلاعات، آنچه را مهمتر، مناسبتر و کمهزینهتر برای افکار عمومی میداند انتخاب کند؛ بنابراین اقدام صداوسیما نه از سر تقابل با رئیسجمهور، بلکه در چارچوب وظیفه حرفهای خود برای مدیریت پیام و جلوگیری از التهاب یا سوءتفسیر صورت گرفته است.
رئیس مرکز میراث ناملموس ایران در گفتوگو با جام جم آنلاین:
در گفتوگو با دکتر عنادی مطرح شد: