گفت‌وگو با مهدی هدایت‌نژاد، هنرمند پیشکسوت ملیله‌کار

«ملیله‌سازی»، هنری که باید حفظ شود

شاید هنوز نامش به گوش بسیاری نرسیده باشد؛ نامی که پشت آن یکی از ظریف‌ترین و زیباترین هنرهای این مرز و بوم نشسته و از گذشته‌های دور تاکنون همچنان به صنایع‌دستی ایران زمین اعتبار می‌بخشد. این نام مهجور چیزی نیست جز «ملیله‌سازی» که بر پیشانی هنری ظریف، زیبا و با قدمت و اصالت نقش بسته است.
کد خبر: ۱۱۲۱۷۳۶
«ملیله‌سازی»، هنری که باید حفظ شود

هنر ملیله‌سازی، محصول کار با طلا، نقره و مسی است که به صورت مفتول‌های باریک در آمده و با صرف وقت و دقت فوق‌العاده و مهارت و هنرمندی ملیله‌کار و با بهره‌گیری از نگاره‌های سنتی و طرح‌های اسلیمی روی اشیای مختلف از جمله انواع ظروف و زیورآلات پیوند و ارتباط یافته است. قدیمی‌ترین اشیای آثار ملیله ایران به سال‌های 550 تا 330 قبل از میلاد برمی‌گردد و در آثار کشف‌شده از شوش، همدان و گنجینه جیحون هم می‌توان ردپایی از این هنر یافت. هرچند دوره صفویه و پس از آن دوران قاجاریه و پهلوی اوج فعالیت هنرمندان ملیله‌کار در کشورمان بوده تا این هنر را به دست نسل امروز بسپارند که البته چندان قدردان آن نبوده و دل در گرو حفظ آن نسپرده‌اند، به‌جز معدود هنرمندانی که هنوز راه نیاکان خود را ادامه می‌دهند. ملیله‌سازی امروزه همچنان کمابیش در شهرهای زنجان، اصفهان، تبریز و تهران رواج دارد و البته وامدار هنرمندانی است که با ابزار بسیار ابتدایی به خلق آثاری ارزشمند مبادرت ورزیده و جوانی و گاه بینایی خود را در این مسیر از دست داده‌اند؛ هنرمندانی مثل استاد پیشکسوت ملیله‌کاری در اصفهان ـ حاج مهدی هدایت‌نژاد ـ که گرچه سال‌هاست دیگر دستی بر آتش این هنر ندارد، اما همچنان جرعه‌های شیرین و گوارای علم و هنر خویش را در کام تشنه شاگردانش ریخته و جان آنها را با نور این هنر منور می‌سازد و روحشان را اعتلا می‌بخشد.

روز گذشته و در آستانه 80 سالگی با استاد حاج مهدی هدایت‌نژاد به گفت‌وگو نشستیم تا از وضعیت این هنر در گذشته و امروز و گنجینه‌های پنهان مانده در سینه‌اش برایمان سخن بگوید.

هنر ملیله‌سازی را چگونه و از چه زمانی فراگرفتید؟

شوهرخاله من استاد ملیله‌سازی بود و یادم می‌آید در سنین کودکی یعنی حدود چهار تا پنج‌سالگی به اتفاق برادرهایم کنارش می‌نشستیم و کار کردنش را تماشا می‌کردیم و کم کم هم به این کار علاقه‌مند شدیم.

آموزش جدی ملیله‌سازی را چه‌وقت شروع کردید؟

سه سال دبستان آن زمان را خواندم و بعد ترک تحصیل کردم و این بار با علاقه و جدیت برگشتم کنار شوهرخاله‌ام که استاد میرزا احمد علمازاده بود و در کنار سایر شاگردانش مشغول فراگیری حرفه ملیله‌سازی شدم. البته همراه هفت برادر دیگرم که آنها هم این هنر را نزد شوهرخاله‌ام فراگرفتند.

با این حساب وقتی به صورت حرفه‌ای وارد حرفه و کار ملیله‌سازی شدید، سن زیادی نداشتید. درست است؟

بله، تقریبا 16 ساله بودم که با فنون این حرفه کاملا آشنا شدم و کارگاه و فروشگاه خودم را زدم و هفت هشت شاگرد را هم در این کارگاه به کار گرفتم. البته برادرانم هم همزمان وارد این حرفه شدند و برای خود دکان و کارگاه‌هایی بازکردند و مشغول ملیله‌سازی شدند.

وضع تولید و فروش در آن زمان چطور بود؟

فروش بسیار خوبی داشتیم، حتی کارهایمان بویژه زیورآلاتی که می‌ساختیم به کشورهای خارجی از جمله آمریکا صادر می‌شد. این بازار فروش خوب باعث شده بود کارمان هم رونق بگیرد و تولیدمان افزایش یابد و گاهی به طور تمام وقت و شبانه روزی مشغول کار باشیم تا بتوانیم سفارش‌های خواسته‌شده را برسانیم. درآمدش هم خوب بود و رضایت‌بخش البته.

این رونق تولید و فروش تا چه وقت ادامه یافت؟

تقریبا تا اوایل انقلاب که بنده مرز40سالگی را رد کرده بودم، کارو بارمان خوب بود، اما پس از انقلاب که ارتباطمان با دنیای خارج قطع شد و تحریم‌های شدیدی از سوی آمریکا علیه کشورمان اعمال شد، دیگر بازار فروش را از دست دادیم و با نابودی بازار بزرگ خارجی، تولیدمان هم روبه رکود رفت.

شما تا چه زمانی به کار ملیله‌سازی ادامه دادید؟

من هم تقریبا در همان ایام و کمی بعد پس از مشاهده رکود شدید بازار ملیله‌سازی و البته بی‌انگیزه شدن به‌خاطر فوت دختر جوانم، کار را رها کردم. گرچه کمابیش آموزش شاگردان خود را همچنان در برنامه داشتم و هنوز در این سن با شاگردان برجسته‌ای چون خانم بهناز فلاحی که کارهایشان نشان ملی هم گرفته، در ارتباط هستم.

کار فروش و صادرات را چطور انجام می‌دادید؟

ما کارهایمان را به چند فروشگاه معروف تهران برده و در آنجا می‌فروختیم و از همان‌جا سفارش می‌گرفتیم؛ سفارش‌هایی که عمدتا مربوط به خارج از کشور هم بود.

البته بعدتر یک شرکت تعاونی با حضور 20 تا 30 استادکار در اصفهان تشکیل شد که کارهایمان را آنجا به نمایش گذاشته و از خریداران بزرگ سفارش می‌گرفتیم.

*کار برای همه استادکاران به اندازه کافی بود؟

نه‌تنها کار همه ما زیاد بود، بلکه هر استادکاری به 20 تا 30 نفر ملیله‌ساز آموزش‌دیده در خانه‌ها هم سفارش کار می‌داد و حتی بر سر این ملیله‌سازان خانگی و این‌که چه افرادی با چه استادی کار کنند، گاهی بحث و دعوا بود، چون کار زیاد بود و نفرات برای کار کمتر از میزان کار.

وضعیت امروز ملیله‌سازی در کشورمان چگونه است؟

خب امروزه این هنر دچار رکود زیادی شده و آنها هم که هنوز مشغول این کارند، تقریبا بیشترشان کار دستی را کنار گذاشته و به صورت صنعتی کار می‌کنند که هم ظرافت و اصالت کار دستی را ندارد و هم به اندازه کار دستی وقت‌گیر نیست. البته مهم‌ترین عامل رکود این هنر نبود بازار فروش مناسب برای آن است و بویژه از بین رفتن بازار بزرگ بین‌المللی.

چه پیشنهادی برای مسئولان مربوط در سازمان میراث فرهنگی دارید؟

من معتقدم اگر مسئولان به این کار توجه کرده و درصدد احیای جدی آن برآیند، می‌توانند از طریق آن اشتغالزایی و درآمدزایی و ارزآوری بالایی داشته باشند، البته لازمه اش آموزش این هنر به نسل امروز و دستیابی دوباره به بازارهای جهانی است، زیرا بازار داخلی برای عرضه و فروش این محصول کافی نیست.

فاطمه مرادزاده

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها