تلویزیون های دنیا از روزی رقیب سینما شدند که فیلمهای سینمایی را در قاب کوچک خود نشان دادند. گرچه از نظر کیفیت بصری و لذت حاصل از دیدن یک فیلم در تلویزیون قابل مقایسه با پرده عریض سینما نیست
کد خبر: ۴۸۸۳۵
، اما مزیت دیدن یک فیلم سینمایی در تلویزیون آنقدر هست که سینما را با بحران مواجه کند. از این رو سینما گران در دنیا کیفیت محصولات خود را افزایش دادند و از سویی قیمت فروش رایت به تلویزیون را بالا بردند.
این گونه شد که تلویزیون های دنیا که از پس هزینه های سنگین تولید فیلمهای سلولوئیدی برنمی آمدند به شیوه های تولید ارزان تر به روشهای ویدیویی روی آوردند و از آن زمان محصولاتی به نام تله فیلم یا فیلم تلویزیونی به وجود آمد.
هرچند تله - فیلم در ایران قدمتی چندین ساله دارد اما از لحاظ صنعتی ، جوان محسوب می شود. رویکرد جدید تلویزیون و سرمایه گذاری در این بخش باعث شده حالا ساعت هایی که تلویزیون در آن فیلم سینمایی پخش می کند، این گونه تولیدات را روی آنتن می فرستد.
پرسش اینجاست که این فیلمهای تلویزیونی باید چه ویژگی هایی داشته باشند و آیا آن گونه که باید و شاید تاکنون توانسته اند نیاز مخاطبان را برآورده کنند؛
علیرضا سبزواری کارگردان فیلم تلویزیونی «سفر» درباره ویژگی خاص این نوع فیلمها می گوید: ویژگی این نوع فیلمها برمی گردد به ساختاری که یک کار سینمایی باید داشته باشد، آن جذابیت های بصری و ریتمیک که کار سینمایی از لحاظ دکوپاژ و پیشبرد قصه دارد.
سبزواری با اشاره به ناشناخته بودن این نوع فیلمها در خصوص هزینه و زمان صرف شده فیلم تلویزیونی معتقد است : هنوز خیلی شناخته شده نیست ، چون بودجه قابل توجهی ندارد و در عین حال وقتگیر است ، به همین علت بیشتر کارگردان ها ترجیح می دهند، سریال بسازند.
اما داریوش منتظری ، کارگردان «شرجی » ویژگی اصلی این نوع فیلمها را وابسته به مدیوم آن می داند و می گوید: چون تلویزیون رسانه ملی است و مخاطب فراگیر دارد، به لحاظ تصویر و کوچک بودن صفحه نمایش تلویزیون در مقایسه با پرده سینما، دکوپاژ براساس آن صورت می پذیرد.
وی ویژگی عمده فیلم تلویزیونی را هم محتوایی و هم شکلی می داند و می گوید: جنبه محتوایی برای تلویزیون از آن نظر است که مخاطب آن نسبت به سینما و تئاتر عام تر است و اهمیت خاصی دارد.
از طرفی جنبه شکلی نیز مرتبط با جنبه محتوایی است . بدان معنی که از لحاظ دکوپاژ، شکل یک فیلم تلویزیونی باید در تناسب با محتوای آن شکل بگیرد. بعلاوه اندازه تصویر قابل نمایش از تلویزیون نسبت به پرده سینما، کوچکتر است به همین سبب شاید بسیاری از تکنیک های فیلم سینمایی برای تلویزیون کارآیی نداشته باشد.
منتظری جدای از محتوا و مفهوم ، به قالب ، شکل و شیوه ارائه قصه نیز اشاره می کند و می افزاید: این که موضوع از چه زاویه بررسی شود، قابل اهمیت است. اما محسن قصابیان ، کارگردان تله فیلم «جای تو خالی » درخصوص ویژگی خاص این نوع فیلمها می گوید: ساختاری که برای تولید فیلم در نظر گرفته می شود، ساختاری است که متناسب با آن رسانه است.
ما نمایش رادیویی هم داریم یا نمایشنامه های تئاتری که روی صحنه اجرا می شود، مسلما برای آن رسانه خاص تنظیم می شود.
قصابیان نیز با اشاره به مدیوم تلویزیون به عنوان یک رسانه ملی معتقد است : فیلمهای سینمایی تلویزیونی ، فرمت فیلم سینمایی دارد و از لحاظ زمان و قصه برای پخش در نظر گرفته می شود. وی با اشاره به جایگاه این نوع فیلمها میان مخاطبان تلویزیون می گوید: قرار نیست تمام کارها برای تمام مخاطبان باشد.
سطح کیفی تعیین کننده است. به این معنی که مثلا برای اوقات فراغت یا کودکان هر شبکه برنامه های متفاوتی وجود دارد.
اگر طیف سریال سازی را نگاه کنید، سریال های متفاوتی هم داریم که برای همه ساخته نشده است ، چه به لحاظ کیفی ، چه ژانری که انتخاب می کنند. اما در هر حال او معتقد است: کلیت این کارها خیلی به آثار سینمایی نزدیک است.
محمد زرقانی ، کارگردان تله - فیلم آن سوی سپیده دم است که تمایل او به نوشتن بیشتر از گفتگوست ، ولی درباره ویژگی این نوع کارها می گوید: نمی توانم هیچ ویژگی خاصی را برای آن برشمارم.
این هم سینماست و من هیچ جداسازی را در تعاریف خودم ندارم ؛ اما تلویزیون مدیومی است با حساسیت بیشتر و احتیاط بیشتر که بعد فرهنگی خاصی را می طلبد. اینجا نویسنده و کارگردان حرف اول را می زنند، چون بحث گیشه وجود ندارد.
اما او تفاوتی میان فیلمنامه سینمایی با تلویزیونی نمی بیند و می گوید: این هم بحثی است که به نوع و جنسیت ذهنی یا محتوایی برمی گردد.
از طرفی نمی توان گفت که مخاطب باید غربال یا این که برای مخاطب خاصی ساخته شود؛ اما به نظر من باید تولیدات اینچنینی ، یک درجه از تولیدات دیگر بالاتر باشد. داریوش منتظری که درباره تفاوت فیلمنامه سینمایی با تلویزیون می گوید: فیلمنامه باید علاوه بر رعایت نکات به لحاظ اجرا و تولید نیز متناسب با شرایط و امکانات تلویزیون باشد.
به عبارت دیگر فیلمنامه باید ضمن رعایت دیگر نکات فنی ، محتوای ساخت را درنظر بگیرد. به این معنی که با سرعت بیشتر و با هزینه کمتر قابل تولید باشد و اشاره می کند که با توجه به این نکته تفاوت آشکار می شود.
اما منتظری ، تفاوت دیگری برای فیلمنامه این نوع فیلمها با سریال قائل است و این تفاوت را این گونه می داند: این تفاوت در حجم مناسب آن است که باید با زمان 90دقیقه متناسب باشد؛ بنابراین داستان اصلی و داستان های فرعی فیلمنامه تلویزیون و همچنین شخصیت های اصلی و فرعی باید به لحاظ محدودیت زمان پرداخت شود.
در حالی که در سریال ، فرصت بیشتری برای این کار در اختیار است. بر این اساس می توان ماجراها و ابعاد شخصیت ها را بسط بیشتری داد. محسن قصابیان که 2سال پیش تله فیلم گنج را ساخته است با این نوع فیلمها خیلی ساده برخورد می کند و می گوید: بحث کانال ارتباطی مطرح است . آن چیزی که در باقی رسانه ها هم وجود دارد.
وی در پاسخ به این پرسش که کانال ارتباطی را چه معنا می کند، می گوید: در شکل کلی به این معنا که حتی نمایشنامه و ساخت آن نیز در آدابته شدن با کانال ارتباطی در مدیوم رسانه است.
یعنی ، خیلی ظریف به این مساله اشاره دارد که فیلمنامه ای که می سازید، باید ویژگی آن رسانه را داشته باشد.
به نظر من ویژگی آن با کار سینمایی متفاوت نیست و تفاوت آن فقط در همان کانال ارتباطی است که به آن اشاره کردم. اما این که چرا کمتر کارگردانان ما روی به ساخت چنین فیلمهایی می آورند، خود بحث گسترده ای است که باید به آن پرداخته شود.
قصابیان در پایان اضافه می کند: ساخت این نوع فیلمها شکل خوبی است که اگر دیگر دوستان کارگردان نیز روی به ساخت این نوع فیلمها آورند، اتفاق بدی نیست و البته که خیلی خوب است.