تأملی بر کارکرد‌های صداوسیما در مناسک وداع امام شهید

صداوسیما در مواجهه با پوشش مراسم وداع امام شهید، با درک عمیق از حساسیت لحظه و مسئولیت تاریخی خود، مجموعه‌ای از راهبرد‌های منسجم و هم‌افزا را به‌کار بست که ریشه در عمیق‌ترین نظریه‌های ارتباطی، معناشناختی و روان‌شناختی اجتماعی داشت.
کد خبر: ۱۵۶۰۱۸۷
نویسنده دکتر علی‌اکبر رزمجو - عضو هیأت علمی دانشگاه صداوسیما

این راهبرد‌ها در سه سطح کلان قالب‌سازی گفتمانی، مناسک‌سازی رسانه‌ای و مدیریت روایت جهانی قابل شناسایی و تحلیل هستند و هر یک در تحقق هدف نهایی یعنی بازتولید مشروعیت و تحکیم پایه‌های گفتمانی نظام اسلامی در حساس‌ترین لحظات تاریخی نقشی اساسی ایفا کردند. نخستین و بنیادین‌ترین راهبرد، قالب‌سازی گفتمانی رویداد بود که رخداد تلخ کشتن یک رهبر را به شهادتی افتخارآمیز، مقدس و ازلی دگردیسی داد و آن را در سلسله زرین شهدای کربلا و انقلاب بازتعریف کرد. این چارچوب‌سازی در سه سطح واژگانی، روایی و نمادین به‌کار گرفته شد. در سطح واژگانی، تغییر گفتمان رسمی از رهبر به امام شهید، از کشتن به شهادت مظلومانه، از جسم به پیکر مطهر و نورانی و از مراسم خاکسپاری به بدرقه ملکوتی، تلاشی نظام‌مند برای تقدیس رویداد و تغییر هستی‌شناختی ماهیت آن بود. در سطح روایی، تأکید مکرر بر مضامینی، چون تداوم راه امام شهید، عهد ماندگار با آرمان‌های او و ضرورت پیروی از رهبر جدید این پیام را القا می‌کرد که شهادت پایان یک مسیر نیست بلکه آغازی دوباره و تجدید عهدی ابدی است. 
رئیس سازمان صداوسیما با درک این ضرورت تاریخی، وداع جانسوز را آغاز عصر جدیدی خواند و مرگ جسمانی را به زایشی بی‌پایان در حافظه جمعی تبدیل کرد. در سطح نمادین، برجسته‌سازی حضور میلیونی مردم در مسیر‌های تشییع، این آیین سوگ را از یک مراسم عادی و محفلی به حماسه‌ای ملی و فراملی ارتقا داد و آن را پیامی از وحدت و اراده پولادین ملت ایران برای جهانیان معرفی نمود. دومین راهبرد، مناسک‌سازی رسانه‌ای و تولید انبوه محتوای آیینی عمیق و ماندگار بود. براساس نظریه ارتباطات آیینی جیمز کری که رسانه‌ها را عرصه‌هایی برای اقامه مناسک فرهنگی می‌داند، صداوسیما در قامت برگزارکننده مناسک ملی سوگ و متولی حافظه جمعی امت ظاهر شد. مهم‌ترین اقدامات صداوسیما در این زمینه عبارت بود از: پوشش ویژه و بی‌واسطه مراسم با حذف تمامی افزونه‌های تصویری و نوشتاری مزاحم و ایجاد حضوری صمیمی و روح‌نواز برای مخاطب، تولید انبوه محتوای مناسکی ماندگار با مشارکت هزاران فعال رسانه‌ای و راه‌اندازی پویش‌های رسانه‌ای مردمی برای همراهی فعالانه مخاطبان. 
پخش شبانه‌روزی این مراسم که جملگی مخاطب را در فضای مناسکی مستمری قرار می‌داد از هرگونه گسست زمانی و مکانی جلوگیری می‌کرد و او را در حضوری مجازی، ماندگار و عمیقا مؤثر در متن این آیین بی‌همتا نگه می‌داشت. در کنار تلویزیون، شبکه‌های رادیویی نیز با ویژه‌برنامه‌های متنوع و تکیه بر صدا به‌عنوان صمیمی‌ترین حس انسانی، کارکرد تسلی‌بخشی عمیق بر زخم‌های جمعی را بر‌عهده گرفتند و تولید مستند‌های فاخر، پادکست‌های ژرف‌اندیش، نماهنگ‌های سوزناک و سرود‌های حماسی سوگوارانه، بخش مهمی از این تولیدات مناسکی بودند. سومین راهبرد، مدیریت روایت جهانی در چارچوب جنگ شناختی پیشرفته بود. صداوسیما با بازتاب گسترده و همه‌جانبه مراسم تشییع در رسانه‌های جهان و رصد دقیق پوشش خبری شبکه‌های معتبر بین‌المللی، درصدد مدیریت روایت جهانی از این رخداد برآمد. صداوسیما با تولید محتوای چندزبانه و انتشار گزارش‌های متعدد از بازتاب جهانی تلاش کرد روایت مطلوب خود را به‌گوش جهانیان برساند و به نقد پوشش‌های مغرضانه برخی رسانه‌های غربی بپردازد. از منظر هرمنوتیکی و پدیدارشناختی، یکی از عمیق‌ترین لایه‌های معنایی در عملکرد صداوسیما، اسطوره‌سازی تاریخی و پیوند عاطفی سوگ رهبر شهید با حماسه جاویدان کربلا و رحلت بنیانگذار انقلاب بود. برگزاری مراسم وداع در جوار حسینیه امام خمینی و پیوند مرثیه‌سرایی امام شهید با مرثیه‌سرایی سالار شهیدان، نشان از اسطوره‌سازی رسانه‌ای در عمیق‌ترین لایه‌های معنایی دارد. این اسطوره‌سازی که در سنت هرمنوتیکی گادامر قابل فهم است، بدین معناست که صداوسیما با قرار دادن رویداد حاضر در سلسله‌ای از رویداد‌های مقدس پیشین، افق معنایی تازه‌ای برای درک و تفسیر آن توسط مخاطب فراهم آورد. در نهایت صداوسیما با کاربست همزمان و هم‌افزای نظریه‌های پیشرفته ارتباطات آیینی، قالب‌سازی گفتمانی چندسطحی، مدیریت بحران معنایی، تولید انبوه محتوای مناسکی ماندگار و جنگ شناختی هوشمندانه، توانست سوگ جانگداز را به حماسه‌ای بی‌نظیر تبدیل کند و فقدان هولناک را به فرصتی طلایی برای بازتولید مشروعیت گفتمانی نظام بدل سازد. 
در این مسیر باید افزود تشییع میلیونی آن رهبر شهید، سه پیام راهبردی برای جهان داشت: «تکریم مقام والای امام شهید»، «تحقیر همیشگی دشمن قاتل» و «نمایش اراده پولادین ملت ایران». این عمیق‌ترین هستی‌شناسی رسانه‌ای تشییع در گفتمان مقاومت است؛ جایی که مرگ جسمانی یک رهبر، آغازی دوباره، پرصلابت‌تر و پرعظمت‌تر است و ماتم سنگین یک امت، آئینه‌ای فروزان برای بازتاب حماسه‌ای که هرگز به پایان نمی‌رسد. صداوسیما در این ایام، با درک عمیق از ماهیت هرمنوتیکی رسانه و قدرت تفسیری آن نشان داد چگونه یک نهاد رسانه‌ای می‌تواند در بحرانی‌ترین لحظات تاریخی، با تکیه بر نظریه‌های ارتباطی و معناشناختی، از دل ماتم حماسه‌ای بیافریند که در حافظه جمعی ملت ایران و وجدان تاریخی جهان اسلام جاودان خواهد ماند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها