در همین زمینه، جامجم در گفتوگویی با محمدکاظم آلصادق، سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق، ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی این سفر و چشمانداز روابط تهران و بغداد را بررسی کرده است؛ سفری که در پسزمینه تهاجم مذبوحانه بلوک آمریکایی و صهیونی به ایران، تقلای این بلوک برای خلعسلاح و بیاثرسازی جبهه مقاومت در عراق و لبنان و همینطور تلاش برای بریدن شریان اقتصاد عراق از ایران اهمیتی دو چندان مییابد. انتخاب ایران برای سفر در این مقطع و شرایط یعنی دولت فعلی عراق و ایران، برای تبدیل ظرفیتهای فراوان ناشی از پیوندهای تاریخی، تمدنی و قلبی دو ملت به نقشه-راههای عملیاتی توسعه و همکاری، اراده آهنینی دارند و تمرکز روی این اراده با رفع موانع تجاری و مالی، توسعه زیرساختهای مواصلاتی و شتاببخشی به پروژههایی همچون راهآهن شلمچه - بصره و گسترش همکاریهای انرژی و صنعتی، میتواند زمینهساز جهش اقتصادی مشترک در جبهه مقاومت شود و آن را از بلوک مبتنی بر پیوندهای فرهنگی و سیاسی، برخلاف خیال خام دشمن، به یک قطب اقتصادی بالنده تبدیل کند. متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:
با عنایت به این مساله که این نخستین سفر رسمی آقای الزیدی به تهران است، ارزیابی شما از پیامدهای راهبردی این سفر در مقطع کنونی چیست؟
انتخاب تهران به عنوان یکی از نخستین مقاصد سفرهای رسمی جناب آقای الزیدی، نخستوزیر محترم عراق، نشاندهنده اولویت راهبردی سیاست همسایگی در دکترین دیپلماسی دو کشور است. این سفر در مقطع حساس کنونی، صرفا یک دیدار تشریفاتی نیست؛ بلکه نقطه عطفی در تعمیق مناسبات همهجانبه و گامی عملی برای ارتقای همکاریها از مرحله «رایزنیهای سیاسی» به «همافزایی راهبردی» در حوزههای امنیتی، اقتصادی و منطقهای محسوب میشود. پیام شفاف این سفر، پایداری، عمق و بازگشتناپذیر بودن پیوندهای راهبردی تهران و بغداد است.
باتوجه به اشتراکات عمیق تمدنی و پیوندهای ناگسستنی مذهبی میان دو ملت، تا چه حد میتوان انتظار داشت که این سفر بتواند فراتر از پروتکلهای دیپلماتیک، به یک نقشه راه عملیاتی برای تقویت ائتلاف استراتژیک تهران-بغداد تبدیل شود؟
پیوندهای ما ریشه در تاریخ، عقیده و خون شهدای مشترکمان دارد. ما این اشتراکات را صرفا در صحنه کلام نگه نمیداریم بلکه به یک نقشه راه عملیاتی و زنده تبدیل میکنیم. اراده مشترک دو دولت بر این است که با امضا و اجرای توافقات کلان اقتصادی، عمرانی، مواصلاتی و امنیتی، این پیوند قلبی را به جهش اقتصادی و رفاه برای هر دو ملت تبدیل کنیم. ما در حال ریلگذاری برای آیندهای هستیم که در آن ائتلاف تهران و بغداد، الگوی نوینی از همگرایی عمیق منطقهای باشد.
در شرایطی که منطقه غرب آسیا با بحرانهای امنیتی مواجه است، نقشآفرینی دو کشور ایران و عراق به عنوان دو رکن اصلی ثباتساز را چگونه ارزیابی میکنید و این سفر چگونه میتواند در کاهش این تنشها موثر واقع شود؟
جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق، دو رکن اصلی و انکارناپذیر سازوکار امنیت بومی در غرب آسیا هستند. تجربه سالیان اخیر، بهویژه در مبارزه با تروریسم تکفیری، ثابت کرد که همکاری تهران و بغداد کلید ثبات منطقه است. ما معتقدیم امنیت منطقه، امری تجزیهناپذیر است و تنها از طریق مشارکت و همگرایی کشورهای درون منطقه محقق میشود. این سفر زمینهساز هماهنگی بیشتر برای مقابله با ریشههای بیثباتی، جلوگیری از دخالتهای مخرب خارجی و ایجاد ابتکارات منطقهای بر پایه منشور ملل متحد و حسن همجواری خواهد بود.
برخی تحلیلگران این سفر را محکِ رویکرد دولت جدید عراق در قبال محور مقاومت و نقش ایران در نظم جدید امنیتی منطقه میدانند. جنابعالی تا چه حد با این تحلیل موافقید و این دیدار را گامی در جهت تثبیت این جایگاه میدانید؟
دولت و ملت عراق همواره بر پایه هویت ملی، مصالح عالیه و نقش حیاتی خود در حمایت از آرمانهای عادلانه امت اسلامی - بهویژه مسأله فلسطین و مقابله با تجاوزگری - عمل کردهاند. ما روابط دو کشور را یک الگوی موفق از همکاری براساس احترام متقابل و منافع مشترک میدانیم. ثبات و اقتدار عراق، اقتدار منطقه است و جمهوری اسلامی ایران همواره از نقشآفرینی فعال، مستقل و عزتمندانه عراق در معادلات منطقهای پشتیبانی کرده و میکند.
روابط ایران و عراق فراتر از چارچوبها و قالبهای تحمیلی تحلیلگران غربی است. حقیقت این رابطه را نه در تحلیلهای غربی بلکه باید در صحنههای واقعی برادری جستوجو کرد؛ همانگونه که در مراسم باشکوه و تاریخساز تشییع پیکر مطهر رهبر شهیدمان در خاک عراق به چشم دیدیم. آن روز، صحنهای بینظیر از اتحاد ملی و دینی رخ داد؛ حضوری یکپارچه و کمنظیر از مسئولان عالیرتبه، مردم شریف، عشایر غیور، علما و مراجع بزرگوار، مجاهدان حشدالشعبی، نیروهای شجاع ارتش و تمامی چهرههای برجسته سیاسی و دینی از برادران شیعه و اهلسنت گرفته تا هموطنان مسیحی، صابئین و دیگر پیروان ادیان و اقوام عراق. آن همدلی حماسی، عمیقترین پاسخ به کسانی که به دنبال گسست میان دو ملت هستند و همچنین تثبیتکننده جایگاه اصیل عراق در محور عزت و مقاومت بود.
باتوجه به پیچیدگیهای تحولات دیپلماتیک اخیر، این سفر چه پیامی برای بازیگران فرامنطقهای و حامیان تنش در منطقه خواهد داشت؟
پیام روشن این نشست و گفتوگوها به تمامی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای این است که معادله امنیت و توسعه در این منطقه، بدون حضور و رضایت ملتها و دولتهای مستقل آن شکل نخواهد گرفت. کسانی که با سیاستهای یکجانبهگرایانه و مداخلهجویانه به دنبال ایجاد گسست میان همسایگان هستند، باید بدانند که تعاملات تهران و بغداد بر شالودهای استوار قرار دارد که فشارها و فضاسازیهای بیرونی خللی در آن ایجاد نمیکند. ایران و عراق عزم جزم دارند که مسیر صلح، ثبات و رشد اقتصادی را با همافزایی یکدیگر طی کنند.
پیام این سفر به تفرقهافکنان و بازیگران مداخلهگر فرامنطقهای متضمن یک حقیقت روشن است: دستاندازی، فشار و جنگافروزی، خللی در اراده ملتهای بیدار منطقه ایجاد نخواهد کرد. تهران و بغداد با تکیه بر ظرفیتهای عظیم درونی خود و هوشمندی رهبرانشان، تصمیم گرفتهاند که آینده منطقه را خود رقم بزنند. پیام ما پیام صلح، اقتدار، همبستگی و نفی مطلق هرگونه مداخله خبیثانه خارجی در مقدرات غرب آسیاست.
در ابعاد اقتصادی و تجاری، چه انتظاراتی از این سفر در جهت رفع موانع پیشروی همکاریهای دوجانبه و تحقق توافقات کلان میان تهران و بغداد وجود دارد؟
اراده سیاسی عالیترین مقامات دو کشور بر ایجاد جهش در روابط اقتصادی متمرکز است. در این سفر، رفع موانع موجود در مبادلات بانکی و مالی، تسهیل ترانزیت، شتاببخشی به پروژه ریلی شلمچه-بصره، توسعه همکاریهای انرژی و رفع موانع فعالیت شرکتهای فنی و مهندسی در اولویت گفتوگوها قرار دارد. هدف ما دستیابی به پایداری بلندمدت در مناسبات تجاری و ایجاد طرحهای مکمل اقتصادی است که منافع آن مستقیما به سفره مردم و اشتغال در هر دو کشور سرازیر شود.
این سفر پیشرو، چه تاثیری بر تداوم و عمقبخشی به این مناسبات خواهد داشت؟
این سفر ریلگذاری جدیدی برای ساختارمند کردن روابط دوجانبه است. با امضا و پیگیری موافقتنامهها و سندهای کلان، روابط دو کشور از حالت توافقات مقطعی به سمت یک سیستم نهادینه و نهادهای پیگیر مشترک حرکت میکند که تداوم و تعمیق آن را در حوزههای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی تضمین خواهد کرد.
اراده سیاسی موجود در تهران و بغداد تضمینکننده این است که هیچ مانعی نمیتواند شتاب حرکت ما به سمت فتح قلههای جدید همکاری را کند کرده یا متوقف سازد.
آیا میتوان بغداد را به عنوان یکی از میانجیهای جدید ایران و آمریکا دانست و این کشور را حامل پیام از واشنگتن دانست؟ نقش و رویکرد عراق در جنگ رمضان چگونه بود؟
جمهوری اسلامی ایران همواره از نقشآفرینی سازنده، مسئولانه و خیرخواهانه دولت عراق در کاهش تنشها و ایفاگری نقش دیپلماتیک در سطح منطقه استقبال کرده است.
بغداد به عنوان مرکزی برای گفتوگوهای منطقهای، ظرفیتهای ارزشمندی نشان داده است. درباره گمانهزنیهای رسانهای درخصوص انتقال پیامها؛ موضع جمهوری اسلامی ایران همواره شفاف و مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت بوده است. ما برای انتقال مواضع خود نیازی به کانالهای پیچیده نداریم، اما همواره از حسن نیت و تلاشهای برادرانمان در عراق برای شفافسازی مواضع و منطقی کردن رفتارهای طرفهای مقابل قدردانی میکنیم. درخصوص بحرانها و جنگ اخیر نیز، مواضع دولت، مرجعیت و ملت شریف عراق در حمایت از حق، محکومیت تجاوزات و کمک به کاهش آلام مردم مظلوم، کاملا مسئولانه، شجاعانه و مبتنی بر اصول اصیل اسلامی و عربی بوده است که شایسته تقدیر است.