این سه عامل، نه بهصورت مجزا، بلکه در تعاملی تنگاتنگ با یکدیگر عمل میکنند و نباید تصور کرد که دو عامل اول، اولویت مطلق دارند و تابآوری، صرفا یک عامل فرعی است.
تاریخ گواه است که در بسیاری از درگیریها، کشورهایی با توان بالای اقتصادی و نظامی، بهدلیل شکنندگی تابآوری اجتماعی و عدم تحمل ملت، شکست خوردهاند. نمونه بارز آن، جنگ ویتنام و آمریکاست؛ چراکه بهرغم توان نظامی و اقتصادی برتر آمریکا، شکست از ویتنامیها بهدلیل تابآوری اجتماعی و مقاومت بالای مردم آن کشور رقم خورد. این مؤلفه سوم، همان عامل کلیدی بود که پیروزی را برای ویتنام به ارمغان آورد.
نمونه دیگر، محاصره لنینگراد توسط آلمانهاست که بهدلیل تابآوری مردم، آلمانها نتوانستند پیروز میدان باشند. این مثال نشان میدهد که حتی در صورت ضعف در مؤلفههای اول و دوم، تابآوری اجتماعی که به تبع همدلی مردم با همدیگر حاصل میشود، عامل پیروزی است.
هشت سال دفاعمقدس ما نیز گواهی بر این مدعاست. در ابتدای جنگ، توان نظامی و اقتصادی ما در سطح پایینی قرار داشت، اما حضور مردم در صحنه و مدیریت جهادگونه آنها، عامل اصلی پیروزی شد. فراخوانها با استقبال بیسابقهای روبهرو میشد، تا جایی که مدیریت این حجم از نیرو برای مسئولان جنگ دشوار بود. در حالی که حدود ۴۰ کشور در سطوح مختلف مالی و حمایتی علیه ما فعالیت میکردند، ملت ایران بهدلیل همدلی و تابآوری اجتماعی بینظیر خود، از شکست جلوگیری کرد.
بنابراین، وقتی امروز از همدلی مردم با ساکنان جنوب کشور، سخن میگوییم، این یک شعار صرف نیست بلکه اصلی کاملا علمی و کلیدی در پیروزی در جنگهاست. همدلی و همبستگی مردم ایران به ویژه با آسیبدیدگان مناطق جنوبی کشور، میتواند عامل پیروزی نهایی باشد. این انسجام اجتماعی، این حضور خیابانی و حمایتهای مردمی، پتانسیل عظیمی در افزایش تابآوری اجتماعی ایجاد میکند و در نهایت، به پیروزی منجر
خواهد شد.