اما یک پرسش اساسی وجود دارد؛ اگر مردم صاحبان شهرند، چرا نقش آنان درست از فردای انتخابات کمرنگ میشود؟
این شاید یکی از مهمترین خلأهای مدیریت شهری باشد؛ مردم را برای انتخاب کردن میخواهیم، اما برای تصمیمسازی کمتر سراغشان میرویم.
در حالی که مشارکت واقعی مردم نباید به روز انتخابات محدود شود. مردم فقط برای انتخاب اعضای شورای شهر نیستند؛ آنان باید در فرآیند اداره، ارزیابی و حتی اصلاح تصمیمهای شهری نیز نقش داشته باشند.
دموکراسی شهری نباید هر چهار سال یکبار اتفاق بیفتد؛ باید هر روز در جریان باشد.
این نگاه البته به معنای زیر سؤال بردن جایگاه شورای شهر نیست. شورا منتخب مردم است و تصمیم نهایی در بسیاری از امور همچنان بر عهده اعضای شورا و مدیریت شهری خواهد بود. اتفاقاً مشارکت بیشتر مردم میتواند قدرت و اعتبار تصمیمهای شورا را افزایش دهد.
میان «تصمیم گرفتن» و «شنیدن صدای مردم» تفاوت بزرگی وجود دارد. نمایندگان مردم زمانی میتوانند تصمیمهای دقیقتر و واقعبینانهتری اتخاذ کنند که پشتوانه تصمیم آنان، تجربه و نظر هزاران شهروند باشد؛ نه فقط گزارشهای اداری، جلسات رسمی و اطلاعاتی که از چند لایه سازمانی عبور کرده است.
هر پروژه شهری با زندگی مردم گره خورده است
ساخت یک پارک، احداث یک بلوار، تغییر مسیر یک خیابان، جانمایی ایستگاه اتوبوس، احداث فرهنگسرا یا اجرای یک پروژه عمرانی، هرچقدر هم کوچک به نظر برسد، میتواند بخشی از زندگی شهروندان را تغییر دهد.
طبیعی است وقتی یک تصمیم بر زندگی مردم اثر میگذارد، حق مشارکت آنان در شکلگیری و ارزیابی آن تصمیم نیز باید جدی گرفته شود.
البته نباید تلاشهای اعضای شورا را نادیده گرفت. بسیاری از اعضای شورا با حضور در محلات، دیدارهای مردمی، بازدیدهای میدانی و جلسات مختلف تلاش میکنند مطالبات شهروندان را بشنوند. این اقدامات ارزشمند است و باید تقویت شود.
اما یک سؤال ساده وجود دارد:
آیا یازده عضو شورا، هرچقدر هم پرتلاش باشند، میتوانند صدای صدها هزار شهروند را بهطور مستمر بشنوند؟پاسخ روشن است؛ خیر.
این نه به دلیل ضعف شورا، بلکه به دلیل محدودیت طبیعی زمان، جمعیت، گستردگی شهر و تنوع مسائل است.
اینجاست که فناوری میتواند فاصله میان مردم و مدیریت شهری را کاهش دهد.
وقت آن است که مشارکت شهروندی هوشمند شود
همانگونه که بانکداری، آموزش، سلامت و تجارت وارد فضای هوشمند شدهاند، مشارکت شهروندی نیز باید از روشهای سنتی عبور کند.
شهرداری میتواند یک سامانه جامع مشارکت شهروندی ایجاد کند؛ سامانهای که شهروندان در آن بتوانند پروژههای در حال اجرا را ارزیابی کنند، درباره پروژههای اجراشده نظر دهند، اولویتهای محله خود را اعلام کنند، درباره طرحهای جدید پیشنهاد ارائه دهند و در موضوعات مهم شهری، در قالب نظرسنجیها و رأیگیریهای غیرالزامآور مشارکت کنند.
حتی در موضوعات مهمتر نیز میتوان از ظرفیت چنین سامانهای بهره گرفت. برای نمونه، در صورت فراهم بودن بستر قانونی، نظر شهروندان درباره گزینههای مطرح برای شهرداری میتواند بهعنوان یکی از دادههای مؤثر در تصمیمگیری شورای شهر مورد توجه قرار گیرد.
چرا نباید شورا بداند گزینهای که قرار است مدیریت شهر را برعهده بگیرد، از نگاه مردم چه میزان اعتماد، مقبولیت و پذیرش اجتماعی دارد؟
این به معنای حذف شورا از فرآیند قانونی انتخاب شهردار نیست؛ شورا همچنان نماینده قانونی مردم و تصمیمگیر نهایی است، اما میتواند پیش از تصمیم نهایی، نظر مستقیم شهروندان را نیز روی میز خود داشته باشد.
سامانه مشارکت شهروندی جای شورای شهر را نمیگیرد؛ بلکه به شورا کمک میکند:
بهتر ببیند، بهتر بشنود و بهتر تصمیم بگیرد.
از پروژهمحوری به نتیجهمحوری
مشارکت مردم فقط برای گرفتن نظر نیست؛ بلکه میتواند ابزاری برای جلوگیری از خطا نیز باشد.
چرا باید صبر کنیم پروژهای به پایان برسد، هزینههای سنگینی صرف شود و بعد مشخص شود که بخشی از نیاز واقعی مردم را پاسخ نداده است؟
اشتباه زمانی ارزشمند است که زود کشف و اصلاح شود. وقتی اشتباه به هزینه سنگین عمومی تبدیل شد، دیگر فقط یک خطا نیست؛ بلکه میتواند به معنای اتلاف منابع باشد.
به همین دلیل، هر پروژه شهری باید یک «پرونده عملکرد» داشته باشد؛ پروندهای که فقط هزینه و مدت اجرای پروژه را ثبت نکند، بلکه میزان رضایت شهروندان، کیفیت بهرهبرداری، دوام پروژه، هزینههای نگهداری و میزان تحقق اهداف آن را نیز مشخص کند.
اینجاست که ایده «بانک شکستهای شهرداری» اهمیت پیدا میکند؛ نه بانکی برای مچگیری، بلکه بانکی برای یادگیری.
شهرداری باید بتواند به گذشته خود نگاه کند و بداند کدام پروژه موفق بوده، کدام طرح با شکست مواجه شده، کجا هزینه اضافه ایجاد شده، کجا دوبارهکاری رخ داده، کدام پروژه زودتر از انتظار فرسوده شده و کدام طرح، با وجود هزینه سنگین، نتوانسته مسئله اصلی شهر را حل کند.
این یعنی ساختن حافظه مدیریتی برای شهر.
شهری که حافظه مدیریتی نداشته باشد، ممکن است اشتباهات گذشته را با بودجههای جدید دوباره تکرار کند.
این رویکرد، مدیریت شهری را از «پروژهمحوری» به «نتیجهمحوری» نزدیک میکند.
دیگر تعداد پروژههای افتتاحشده، بهتنهایی معیار موفقیت نیست؛ بلکه باید پرسید هر ریال هزینهشده چه میزان ارزش، رفاه و رضایت برای شهر ایجاد کرده است.
مردم کارشناس فنی نیستند، اما بهترین داور نتیجهاند
قرار نیست مردم جای مهندس، اقتصاددان یا کارشناس فنی را بگیرند. کیفیت بتن و سازه را متخصص بررسی میکند و مسائل فنی را کارشناسان میسنجند.
اما اینکه یک پروژه واقعاً مشکل مردم را حل کرده یا نه، چقدر مورد استفاده قرار میگیرد، چه میزان رضایت ایجاد کرده، چه مشکلات جدیدی به وجود آورده و آیا ارزش هزینهای را که برای آن صرف شده داشته است، موضوعی است که مردم میتوانند بهترین داور آن باشند.
در کنار این مشارکت، دستاورد مهم دیگری نیز شکل میگیرد: شفافیت.
وقتی مردم بدانند قرار است در کدام نقطه شهر خیابانی احداث شود، کدام پارک بازسازی شود، چه پروژهای در دستور کار قرار گرفته، چه میزان اعتبار برای آن پیشبینی شده و زمانبندی اجرای آن چیست، فضای تصمیمگیری شفافتر میشود.
اطلاعات دیگر فقط در اختیار چند نفر باقی نمیماند و شهروند از «تماشاگر پروژه» به «شریک آگاه شهر» تبدیل میشود.
سرمایه فکری شهر را فعال کنیم
مشارکت شهروندان الزاماً به معنای افزایش هزینهها نیست. گاهی با همان بودجه، همان امکانات و همان منابع میتوان تصمیمهای دقیقتر و کارآمدتری گرفت؛ اگر هزاران چشم، خطاها را زودتر ببینند، هزاران تجربه، نیازهای واقعی را بهتر نشان دهند و هزاران فکر، راهحلهایی ارائه کنند که شاید هیچ مدیر یا کارشناسی به تنهایی به آنها نرسد.
مشارکت مردم هزینه نیست؛ سرمایه فکری شهر است.
مهمتر از همه، مشارکت میتواند پلی میان مردم و مدیریت شهری بسازد.
اعتماد زمانی شکل میگیرد که شهروند احساس کند فقط هنگام انتخابات به یاد آورده نمیشود.
امید زمانی زنده میشود که مردم ببینند نظرشان شنیده میشود.
انگیزه زمانی افزایش مییابد که شهروند خود را شریک ساختن شهر بداند، نه صرفاً دریافتکننده خدمات.
اگر مردم را فقط برای انتخابات بخواهیم، سرمایه اجتماعی شهر را از دست خواهیم داد؛ اما اگر آنان را در تصمیمسازی، ارزیابی و اصلاح سیاستهای شهری شریک کنیم، نهتنها تصمیمهای بهتری خواهیم گرفت، بلکه شهری خواهیم ساخت که مردم آن را واقعاً از خود بدانند.
شهر برای مردم است، با پول مردم ساخته میشود و باید با اندیشه، تجربه و مشارکت مردم بهتر شود.
اگر مردم را فقط هر چهار سال یکبار بخواهیم، نامش مشارکت نیست؛ انتخابات است.
مشارکت واقعی، از روز بعد انتخابات آغاز میشود.
معاون وزیر کشور و رئیس سازمان امور اجتماعی در گفتوگو با «جامجم»:
بازیگر فصل جدید آقای قاضی:
گلپایگانی در گفتوگو با جامجم آنلاین: