آنها با عملکردی جهادی و فداکارانه، کارآمدی نظام سلامت را در سختترین شرایط اثبات کردهاند، اما فراتر از این عملکرد قابل تحسین بهنظر میرسد آنچه ضامن ارتقای نظام سلامت در آینده است، بهرهگیری از راهبردهای کلانی است که از سوی رهبر شهید انقلاب اسلامی برای تحول در نظام سلامت ابلاغ شده بود. در ادامه درباره این مسائل با دکترحسینعلی شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به گفتوگو پرداختهایم.
اگر بخواهیم نگاه کلان و راهبردی رهبر شهید به نظام سلامت را مرور کنیم به نظرتان به چه مؤلفههایی بایدپرداخت؟
اگر بخواهم هسته اصلی نگاه رهبر شهید در حوزه سلامت را در یک عبارت خلاصه کنیم، میتوان گفت ایشان پرچمدار عدالت در نظام سلامت بودند. این عدالتمحوری، صرفا یک رویکرد نظری نبود بلکه در دو لایه عملیاتی نمود عینی داشت؛ اول تکریم و حمایت از سرمایههای انسانی بود. چون ایشان دریافته بودند قدرت یک نظام سلامت، به توانمندی نیروی انسانی آن است. از جامعه شریف پرستاری که بار اصلی مراقبتها را بر دوش میکشند تا دانشمندان و نخبگان پزشکی که در خط مقدم دانش قرار دارند، همگی همواره مورد حمایت و پیگیریهای ایشان بودند.
مسأله دیگر نگاه پیش روی ایشان به فناوریهای راهبردی در حوزه سلامت بود. رهبر شهید ما بهخوبی میدانستند که امنیت سلامت در گرو خودکفایی علمی است. به همین دلیل، هر جا صحبت از قلههای علمی مانند فناوریهای نانو، تحقیقات سلولهای بنیادی یا ظرفیتهای پژوهشگاه رویان بود، ایشان نه یک حامی صرف بلکه یک پشتیبان جدی و عملیاتی بودند تا کشور بتواند در عرصههای نوظهور علم پزشکی، جایگاه خود را در تراز جهانی تثبیت کند.
فکر میکنید تا چه اندازه به دیدگاه رهبر شهید در حوزه بهداشت و درمان نزدیکشدهایم؟
واقعیت این است که ما با یک شکاف معنادار بین سیاستهای ابلاغی و وضعیت میدانی مواجه هستیم. درواقع بیش از یک دهه از ابلاغ این سیاستها میگذرد، اما متأسفانه همچنان در مرحله عملیاتیسازی کامل آنها درجا میزنیم. بهیاد دارم در دیداری که در مجلس هفتم با رهبر شهید داشتیم، ایشان همان اصل حیاتی و اخلاقی را که در پشت دفترچههای بیمه حک شده با صراحت گوشزد کردند که بیمار نباید جز رنج بیماری، دغدغه دیگری داشته باشد. این جمله ساده درواقع تمام فلسفه وجودی یک نظام سلامت کارآمد است. با این حال هیچیک از دولتها با وجود تلاشهای صورت گرفته نتوانستهاند این مطالبه انسانی و راهبردی را بهطور کامل محققکنند.
رهبر شهید درخصوص توان داخلی در حوزه سلامت چه دیدگاهی داشتند؟
بدون تردید راهبرد کلیدی ایشان اعتماد به توانمندی داخلی و شکوفاسازی ظرفیتهای بومی بود. ایشان پیشران اصلی پیشرفت کشور در حوزه سلامت را دانشمندان و نخبگان ایرانی میدانستند و این رویکرد را در بزنگاههای تاریخی به اثبات رساندند. دوران سخت همهگیری کرونا را بهیاد بیاورید. ایشان در آن شرایط پیچیده نهتنها مدافع سرسخت تلاشهای کادر درمان بودند بلکه با تکیه بر توانمندی شرکتهای دانشبنیان، مسیر خودکفایی علمی را هموار کردند. نماد عینی این باور، خودش را در ماجرای واکسن کرونا نشان داد؛ جایی که ایشان با تزریق واکسن تولید داخل و امتناع از استفاده از واکسن خارجی، یک پیام راهبردی و روشن را به جامعه پزشکی و آحاد مردم مخابره کردند که «ما میتوانیم».
چه موانعی باعث شده سیاستهای ابلاغی اجرایینشود؟
محدودیتهای منابع و تنگناهای مالی همیشه بهعنوان یک مانع جدی مطرح است، اما اگر بخواهیم اولویتبندی کنیم، ضعف در مدیریت و نبود ثبات در سیاستگذاری، عامل اصلی این ناکامی است. برای رسیدن به عدالت در سلامت، هیچ میانبری وجود ندارد جز اینکه سیاستهای ابلاغی بهطور کامل و دقیق اجرایی شوند. البته نباید نادیده گرفت که در مقاطعی، حرکتهایی آغاز شده و ریلگذاریهای خوبی صورت گرفته است، اما ما هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب و ملموس شدن نتایج برای مردم فاصله زیادی داریم. این وضعیت نیازمند یک مدیریت جهادی و مستمر است که بتواند سیاستهای روی کاغذ را به خدمات درمانی در دسترس تبدیلکند.
به نظرتان چه مسائلی سبب تابآوری نظام سلامت ما در شرایطی مانند جنگ اخیر شده است؟
جامعه پزشکی ما در این میدان پرمخاطره حقیقتا سنگ تمام گذاشت. این فداکاری فقط یک کنش اداری نبود بلکه ریشه در باورهای قلبی همکاران ما داشت. رهبر شهید هم در همان مقاطع همواره بر این نقش حیاتی تاکید داشتند و بهطور مشخص از تلاشهای کادر درمان در بحرانهای اخیر، از جمله در جنگ ۱۲روزه به نیکی یاد کردند. این حماسه خدمتی، یک زنجیره بههمپیوسته بود. از بهورزان پرتلاش خانههای بهداشت در دوردستترین روستاها تا پزشکان، پرستاران و کادر خدمات در مراکز درمانی شهرها همه و همه با یک هدف مشترک پای کار آمدند. انگیزه آنها نه فقط سوگند پزشکی و وظیفه قانونی بلکه یک تکلیف شرعی، ملی و انسانی بود که بر دوش داشتند. خوشبختانه جامعه پزشکی ما در این دوران سخت بسیار خوش درخشید. البته شاید در هر صنف و گروه بزرگی، تعداد معدودی باشند که عملکردشان با بدنه اصلی تفاوت داشته باشد، اما هرگز نمیتوان آن موارد استثنا را به کل بدنه شریف جامعه پزشکی تعمیم داد. چون آنچه ما شاهد بودیم، ایثار اکثریت قاطع این جامعه بود که در سختترین شرایط، امنیت سلامت مردم را بر هر چیزی مقدم شمردند.
برای تابآوری بیشتر نظام سلامت چهرویکردی را باید دنبال کرد؟
ما در حوزه قانونگذاری بهشدت غنی هستیم و برای کوچکترین جزئیات، از سیاستهای کلان گرفته تا نحوه نسخهنویسی قانون داریم. مشکل ما کمبود قانون نیست بلکه فقر در اجرا و نظارت بر آن است. اجرای درست همین قوانین موجود میتواند بسیاری از گرههای فعلی را باز کند. برای نمونه ما در بحث دارو و تجهیزات نیز با یک واقعیت غیرقابل انکار ارزی مواجهیم. نمیتوانیم با بیتوجهی به واقعیتهای اقتصادی، وعدههای بیپشتوانه بدهیم، اما راهبرد درست، مدیریت هوشمندانه و اولویتبندی منابع است. ما باید دخل و خرج نظام سلامت را با مختصات دقیق اقتصادی کشور تطبیق دهیم. تابآوری یعنی همین. بهعبارت دیگر انطباق منطقی سطح خدمات با توان مالی کشور بهگونهای که ضمن مدیریت منابع، سلامت عمومی مردم در اولویت باقیبماند.