ایدهای برای تبدیل بحران به آگاهی
امیرحسین عرباسدی درباره شکلگیری این برنامه در مقطعی که کشور شرایط پرتنشی را پشت سر میگذارد، گفت: ایده اولیه کف میدون از یک دغدغه نسبت به نقش رسانه در چنین بزنگاههایی شکل گرفت. در روزهایی که جامعه با پرسشهایی درباره امنیت و نحوه مواجهه با شرایط خاص روبهرو شد، برای ما مهم بود ببینیم تلویزیون چگونه میتواند فضایی فعال و امیدوارکننده ایجاد کند. با حمایت مدیران شبکه تهران، بهویژه نگاه راهبردی دکتر ملکی و همراهی آقای برمک بیات، این ایده به مرحله تولید رسید. طبیعتا بدون اعتماد بالادستی، اجرای چنین طرحی در این مقطع زمانی ممکن نبود.
عرباسدی با اشاره به اینکه در شرایط بحرانی، آرامش و انسجام اجتماعی اهمیت زیادی دارد، ادامه داد: تجربههای مختلف نشان داده جامعهای که از نظر ذهنی آمادگی بیشتری دارد و با موقعیتهای پیشبینیناپذیر بیگانه نیست، واکنشهای منطقیتری نشان میدهد. ما نمیخواستیم کف میدون یک برنامه آموزشی مستقیم و رسمی باشد. هدف این بود که در قالب یک مسابقه جذاب، موقعیتهایی طراحی کنیم که شرکتکنندگان و مخاطبان را به فکر کردن، تصمیمگرفتن و توجه بیشتر به جزئیات وادارد. اگر در این مسیر نکته یا مهارتی هم منتقل میشود، در دل تجربه و هیجان رقابت اتفاق میافتد، نه در قالب کلاس درس. برای ما مهم بود حس مسئولیتپذیری و توجه به پیرامون تقویت شود، آن هم از مسیر سرگرمی سالم و مردمی.
امنیت در دل زندگی شهر
تهیهکننده کف میدون با تأکید بر اینکه امنیت مفهومی جدا از زندگی روزمره نیست، عنوان کرد: از ابتدا تصمیم گرفتیم برنامه را از استودیو خارج کنیم و به میادین شهری ببریم. معتقد بودیم اگر قرار است درباره مسئولیت اجتماعی صحبت کنیم، باید این مفهوم را در بستر واقعی زندگی مردم نشان دهیم. وقتی مسابقه در قلب شهر و در میان رفتوآمد شهروندان برگزار میشود، حالوهوای آن هم واقعیتر و باورپذیرتر است. حضور در میادین باعث شد مردم فقط تماشاگر نباشند، بلکه درگیر فضا شوند، رقابت را از نزدیک ببینند و حتی در برخی بخشها مشارکت کنند. این انتخاب درواقع حامل یک پیام روشن بود. امنیت و توجه به پیرامون، موضوعی همگانی است و محدود به نهادهای رسمی نیست.
وی درباره ترکیب سرگرمی و انتقال برخی نکات کاربردی در ساختار برنامه توضیح داد: یکی از چالشهای ما این بود که برنامه بیش از حد آموزشی و رسمی نشود. اگر به سمت ساختارهای کلاسیک آموزشی میرفتیم، احتمال داشت بخشی از مخاطبان ارتباط خود را از دست بدهند. درعینحال نمیخواستیم رقابت صرفا جنبه نمایشی پیدا کند. بنابراین تلاش کردیم هر آیتم مسابقه، علاوه بر جذابیت و هیجان، حاوی یک موقعیت معنادار باشد؛ موقعیتی که شرکتکننده ناچار شود تمرکز کند، تصمیم بگیرد و پیامد انتخابش را ببیند. حضور کارشناسان هم بیشتر برای هدایت و توضیح کوتاه موقعیتهاست، نه ارائه آموزشهای مفصل. هدف، ایجاد تجربهای ملموس است که مخاطب بتواند با آن همذاتپنداری کند.
پیوند تخصص و مردم
عرباسدی در ادامه درباره حضور کارشناسان در کنار شهروندان عادی گفت: یکی از اهداف ما کاهش فاصله میان فضای تخصصی و زندگی روزمره بود. بسیاری از مفاهیم مرتبط با ایمنی یا مدیریت موقعیتهای خاص، وقتی صرفا در قالبهای رسمی مطرح میشوند، برای بخشی از جامعه دور به نظر میرسند اما وقتی کارشناس در کنار یک شهروند میایستد و درباره همان موقعیتی که در مسابقه رخ داده توضیح کوتاهی میدهد، فضا صمیمیتر و قابل فهمتر میشود. ما دنبال ایجاد یک زبان مشترک بودیم؛ زبانی که نه بیش از حد تخصصی باشد و نه سطحی.
تهیهکننده برنامه درباره مفهوم تابآوری نیز گفت: تابآوری را نباید صرفا در قالب آموزش مستقیم تعریف کرد. بخشی از آن به تجربه، تکرار و مواجهه کنترلشده با موقعیتهای چالشی برمیگردد. وقتی شرکتکنندگان در یک رقابت شهری با شرایط پیشبینینشده روبهرو میشوند و باید در زمانی محدود تصمیم بگیرند، در حال تمرین نوعی آمادگی ذهنی هستند. این فرآیند بهصورت غیرمستقیم میتواند نگاه مخاطب را نیز تحت تأثیر قرار دهد. ما تلاش کردیم نشان دهیم آمادگی، مفهومی دور از زندگی نیست بلکه به دقت، تمرکز و مسئولیت فردی در موقعیتهای روزمره مربوط میشود.
وی درباره ریتم تند برنامه و رقابتهای کمتر از هفت دقیقه عنوان کرد: مخاطب امروز با حجم بالایی از محتوا مواجه است. بنابراین باید روایتهایی کوتاه و متمرکز طراحی کرد. البته کوتاهبودن به معنای سادهسازی افراطی نیست. ما در هر قسمت بر یک موقعیت مشخص تمرکز میکنیم تا رقابت شکل بگیرد و پیام اصلی گم نشود. ریتم تند برنامه نتیجه حذف حاشیهها و تأکید بر اصل رقابت است. از مرحله طراحی آیتمها تا تدوین نهایی تلاش کردیم هر بخش کارکرد مشخصی داشته باشد و ضرباهنگ برنامه حفظ شود.
عرباسدی در ادامه درباره نسبت کف میدون با مشارکت عمومی گفت: ما این برنامه را پیش از هر چیز یک مسابقه شهری میدانیم که میتواند حس درگیر بودن و مشارکت را تقویت کند. وقتی شهروندان خود را در موقعیت رقابت میبینند یا تصور میکنند اگر جای شرکتکننده بودند چه میکردند، نوعی همراهی ذهنی شکل میگیرد. رسانهملی میتواند از این ظرفیت برای تقویت حس تعلق و همبستگی استفاده کند. نه از مسیر آموزش مستقیم بلکه از طریق تجربه مشترک و سرگرمی هدفمند.تهیهکننده مسابقه شبکه تهران در پایان تأکید کرد: کف میدون تلاشی است برای پیوندزدن هیجان، رقابت و مسئولیت اجتماعی در قالبی قابل فهم و مردمی.