حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
|
تکراری مثل روزهای زندگی فکر می کنم روی واژه «نوآوری» باید تجدیدنظر شود. آیا ما مدام باید دنبال این نوآوری باشیم ، واقعا تمام هدف ، جذابیت و خوبی یک کار این است که صرفا نوآوری داشته باشد؛ به نظر من نه. بسیاری از کارهایی که نوآوری ندارد که بماند «کهنه آوری» دارد و به اصطلاح «کلیشه » است ، فی نفسه بد نیست. مهم این است که ما کار را بشناسیم. بسیای از اتفاقات چارخونه تکرای است ، همان طور که بسیاری از اتفاقاتی که روزانه برای ما پیش می آید به تکراری است. ما روزی 40 دقیقه ضبط داریم و متن یک روزه نوشته می شود. این کار باید با مخاطب عام ارتباط برقرار کند ، ارتباط هم به این شکل اتفاق می افتد که شب قبل از خواب و بعد از فشارهای روزانه با دیدن یک سریال طنز آرام تر شود ، لبخندی بزند و اگر قهقهه بزند ، چه بهتر. سریال نود شبی تعریفشان مشخص است بنابراین نباید در آنها چندان به دنبال «نوآوری» که مدنظر شماست ، باشیم. من از روز اول می دانستم از تجربیاتی که با مهران مدیری داشتم حتما استفاده خواهم کرد ، از تجربیاتی که با رضا عطاران داشتم می خواستم استفاده کنم. همچنین از تجربیاتی که با مهران غفوریان و مهدی مظلومی داشتم و اکنون اگر تاثیر هر کدام از این برنامه ها را دارید در «چارخونه» می بینید به نظرم اصلا بد نیست. |
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....