بهرام امیراحمدیان، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با جام‌جم تشریح کرد:

روابط ایران و روسیه؛ راهبردی یا استراتژیک؟

روابط ایران و روسیه بویژه از دوره دوم ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین گسترش پیدا کرده و تبدیل به همکاری‌های منطقه‌ای شده است. در حوزه برجام نیز وحدت نظر میان این دو کشور باعث ایجاد موانع برای زیاده‌خواهی‌های غرب و آمریکا شده است. دکتر بهرام امیر احمدیان، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با جام‌جم به بررسی گذشته و حال و آینده این روابط پرداخت و ضمن اشاره به اشتراک نظر میان روسیه و ایران در برخی مواضع بین‌الملل به این نکته تاکید کرد که راهکار ایران برای حضور قدرتمند در عرصه منطقه تکیه بر توانمندی بومی و ملی است.
کد خبر: ۱۱۱۷۳۸۲
روابط ایران و روسیه؛ راهبردی یا استراتژیک؟

نوع روابط ایران و روسیه در طول سال‌های گذشته از چه فراز و نشیبی برخوردار بوده است؟

روابط ایران و روسیه به چند بخش تقسیم می‌شود. مرحله اول مربوط به قبل از فروپاشی شوروی و مرحله دوم مربوط به دوران حاکمیت یلتسین است و مرحله سوم نیز از زمان روی کارآمدن ولادیمیر پوتین است که تا امروز ادامه پیدا کرده است. در دوره اول ما دوران جنگ سرد را داریم که در این دوران انقلاب اسلامی به وقوع پیوست و ده سال پس از آن نیز یعنی در سال 1372 تحولات اساسی در شوروی به وقوع پیوست و این کشور فروپاشید و از دل خاکستر آن امپراتوری، روسیه سر برآورد. در دوران انقلاب که ایران از زیر سلطه بلوک غرب خارج می‌شود و به صورت کشوری با سیاست خارجی مستقل به آرمان‌های نه شرقی و نه غربی در می‌آید، روابط ما با زمامداران شوروی و همچنین یلتسین چندان نزدیک نبود. بعد از روی کار آمدن پوتین در سال 1999 که به عنوان قائم مقام و بعد در سال 2000 به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد،‌ نوع روابط ما با روسیه دگرگون شد. بویژه بعد از این‌که پوتین احساس کرد که ممکن است از سوی غرب دوباره آن طرح دربرگیری (مهار و بازدارندگی) که در دوران جنگ سرد از سوی جورج کنان(دیپلمات آمریکایی) برای محدودیت شوروی ارائه شد، اجرایی شود، از این رو با ایران و هند قراردادی را به نام کریدور شمال و جنوب منعقد کرد. معتقدم که این قرارداد بیش از آن‌که به حمل و نقل مربوط شود،‌ به مثابه اتخاذ تصمیمی استراتژیک بود. تصمیم پوتین بر این اساس صورت گرفت که محاصره احتمالی روسیه از سوی غرب را بشکند. به نظر می‌رسد در انعقاد چنین قراردادی بیشتر منافع روسیه در نظر گرفته شد، اما در عین حال وقتی ایران از سوی غرب تهدید می‌شد این قرارداد مانند یک محل تنفس بود. منتها دو پدیده می‌توانست در این زمینه مورد توجه قرار گیرد. یکی این‌که قفقاز چه مسیری را دنبال می‌کرد و دیگر این‌که در دریای خزر و آسیای مرکزی چه اتفاقی می‌افتاد. روسیه توانست تقریبا آسیای مرکزی را مهار کند. از این پس روابط میان ایران و روسیه نزدیک‌تر شد. البته این نزدیکی از منظر سیاسی و اجتماعی بود، اما ساختار اقتصادی دو کشور چندان به هم نزدیک نشد. شاید از این حیث که هر دو صادرکننده مواد خام و نفت و انرژی بودند و اقتصادشان مکملی با یکدیگر نبود به همین دلیل سطح روابط اقتصادی افزایش پیدا نکرد و حتی در شرایط کنونی هم ایران حتی یک درصد از تجارت خارجی روسیه را تشکیل نمی‌دهد.

ظاهرا فارغ از تعاملات اقتصادی، روابط میان ایران و روسیه در بعد تکنولوژی و فنی افزایش پیدا کرده چرا؟

روابط ایران و روسیه در حوزه تکنولوژیک گسترش پیدا کرد. یکی از این موارد فناوری هسته‌ای بود که روسیه به ایران صادر کرد و کشورمان صاحب این فناوری شد. همچنین در حوزه صنایع هوا ـ فضا و زیرساخت‌های اقتصادی مثل راه‌آهن، ساخت سیلوها، بنادر و در زمینه تسلیحات روابط میان ایران و روسیه افزایش یافت. تسلیحات ایران در گذشته بویژه در بخش نیروی هوایی وابسته به غرب بوده و بعد از گسترش روابط، خرید تسلیحات روسی مثل انواع میگ‌ها و سوخو روند رو به رشدی پیدا کرد و اخیرا هم در زمینه موشکی شاهد افزایش همکاری میان ایران و روسیه بودیم. همچنین در زمینه علمی و فنی نیز روابط خیلی نزدیک شد. این مسائل باعث شد ایران و روسیه در حوزه سیاسی با هم متحد شوند و در جوامع بین‌المللی همراهی زیادی داشته باشند. اما با این وصف در دوره‌ای که ایران تحت تحریم بود، حدود شش قطعنامه علیه کشورمان صادر شد که در هر کدام از آنها روسیه رای مثبت داد. البته روس‌ها این‌گونه توجیه می‌کردند که با تلاش‌های آنها موارد مندرج در قطعنامه‌ها تعدیل شد. اما به هر حال در داخل ایران، روسیه مورد انتقاد گروه‌هایی نیز هست که از برگ‌های ایران در برابر غرب استفاده‌های زیادی کرده است. به این معنا که به تعبیر این گروه‌ها، روسیه ایران را وجه المصالحه خود برای تنظیم روابطش با غرب قرار داده است. ایران در داخل توانست با دانشمندان خود فناوری هسته‌ای را بومی‌سازی کند. به هر حال رویه روسیه در سیاست‌های اعمالی و نه سیاست‌های اعلانی این است که در جنوب خود یک ایران اتمی را تحمل نخواهد کرد و شاید همکاری روسیه و ایران در بخش فناوری هسته‌ای هم به این منظور است که بتواند ایران را کنترل و از سوی دیگر روابط خود با غرب را تنظیم کند. در مجموع ایران با موفقیت از پرونده برجام بیرون آمد و در این زمینه از پشتیبانی روسیه هم برخوردار شد.

در منطقه و سوریه این نوع تعامل در چه مسیری حرکت کرد؟

همراهی میان ایران و روسیه در مورد حل مسائل منطقه و سوریه نیز به کار آمد. روسیه بسیار علاقه‌مند است که بتواند جای پایی در غرب آسیا داشته باشد. همکاری‌های ایران و روسیه در این زمینه استراتژیک است و این همکاری باعث حل بحران داخلی سوریه شد. در شرایط کنونی این روند همکاری درخور توجه است، اما ممکن است بعدا در تقسیم قدرت و بازسازی سوریه شرایط دیگری به‌وجود آید. با این حال کسانی که از داخل ایران به روسیه انتقاد می‌کنند و می‌گویند در دوران تحریم برخی ژنرال‌های روسی از حمله نظامی آمریکا به ایران خبر می‌دادند، روسیه در تحویل موشک‌ها و سامانه دفاعی اس ـ 300 تعلل می‌ورزید و بنابراین آنها در عین حال که از احتمال حمله نظامی به ایران خبر می‌دادند وفای به عهد نمی‌کردند. البته باید به این نکته توجه داشت که حضور روسیه صرفا به معنای همکاری با ایران نیست، بلکه براساس سابقه تاریخی و در دوره اتحاد جماهیر شوروی، بندر طرطوس در شرق مدیترانه تحت حاکمیت سوریه و پایگاه نظامی ناوگان شوروی بود و این کشور از این طریق می‌تواند به آبراه سوئز نزدیک شود و با آفریقا در ارتباط باشد. این بندر همچنان مورد توجه روسیه قرار دارد. در مجموع روابط ایران و روسیه در دوره دوم ریاست جمهوری پوتین روند رو به رشدی داشته است. یکی دیگر از عوامل این بهبود روابط شاید به خاطر تحریم هر دو کشور از سوی غرب باشد. در چند مرحله دیدم که روس‌ها علاقه‌مندند از تجارب ایران در دورزدن تحریم‌ها استفاده کنند و جمهوری اسلامی به سبب مقاومت و ایستادگی در برابر تحریم‌ها مورد تحسین روس‌ها قرار دارد. با این وصف نوع نگاه ایران و روسیه نسبت به روابطشان متفاوت است.

منظورتان این است که نگاه روسیه به ما منفعت‌طلبانه و نگاه ما به آنها استراتژیک است؟

بله آنها به چشم همسایه به ما نگاه نمی‌کنند بلکه وضعیت ایران در آسیا مورد نظر روس‌هاست، اما ما به آنها به عنوان یک پشتیبان نگاه می‌کنیم. معتقدم تکیه اصلی‌مان باید روی منافع ملی باشد. در شرایط کنونی ایران از همه مولفه‌های قدرت در منطقه برخوردار است، اما برای تبدیل آن به اقتدار باید از همه سرمایه‌های اجتماعی استفاده کند. ایران توانسته حاشیه‌ای امن برای خود در محیط پیرامونی فراهم کند. شاید روسیه خیلی تمایل نداشته باشد که اقتدار ایران از مرحله کنونی فراتر برود. شاهد بودیم روسیه در پیمان شانگهای مخالف عضویت ایران بود. چین و روسیه می‌توانستند این شرایط را برای ایران تسهیل کنند، اما این کار را نکردند. البته به عنوان یک کارشناس بر این باورم که حضور ما در پیمان شانگهای به نفع ما نخواهد بود و اگر عضویت ما در این پیمان مورد موافقت قرار گیرد اقتدار خود را بین دو قدرت اقتصادی و نظامی جهان یعنی چین و روسیه از دست می‌دهیم و جایگاه ما مشابه وضعیت کشورهای آسیای مرکزی خواهد شد. بنابراین باید از ایران برای عضویت دعوت کرد، نه این که کشورمان خود پیشنهاد‌ دهنده این عضویت باشد. آنها باید از ایران بخواهند که از قلمرو کشورمان برای دسترسی به آب‌های اقیانوس هند استفاده کنند. در مجموع به نظرم وجود یک سیاست خارجی کارآمد و مبتنی بر آرمان امام راحل مبنی بر اتخاذ سیاست نه شرقی، نه غربی و تکیه بر نیروها و سرمایه‌های تاریخی می‌تواند باعث افزایش اقتدار ایران در عرصه بین‌المللی باشد.

فارغ از نوع روابط میان ایران و روسیه در عرصه‌های مختلف آیا این نوع تعاملات و همکاری‌ها در حوزه برجام حفظ خواهد شد؟

روسیه و کشورهای اروپایی اعلام کردند که نسبت به برجام پایبندند و حتی در پی آن هستند که با فرمول برجام با مساله هسته‌ای کره شمالی برخورد کنند. با این وصف به نظر می‌رسد حمایت از برجام برای روسیه تا زمانی است که به منافع ملی این کشور ضربه‌ای وارد نشود.

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها