تصویر تازه روستا در قاب تلویزیون

خانه روستایی
 سبک زندگی در روستا امروز برای ما با آرامش و سلامت جسم و روان برابر است؛ سبکی که تا پیش از انقلاب اسلامی، معنی بسیار متفاوتی داشت. تلویزیون در دهه‌های گذشته با تغییر تصویر کلیشه‌ای موفقیت در کلانشهر، به‌سمت نمایش ظرفیت‌های واقعی کارآفرینی بومی رفت تا مهاجرت معکوس را به انتخابی هوشمندانه و پرستیژساز  تبدیل کند.
کد خبر: ۱۵۷۳۶۱۹
نویسنده امیر گودرزی | گروه رسانه
 
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی زندگی در روستا برابر با عقب‌ماندگی بود. این مفهوم با آثار نمایشی پیوسته و ادامه‌دار بیش‌ازپیش نهادینه می‌شد. در فیلم‌های قبل از انقلاب، فردی با ظاهری روستایی به شهر می‌آمد تا فضایی برای خنداندن مردم ایجاد شود. رفتارهای ساده‌لوحانه بسیاری از شخصیت‌های فیلم‌های آن زمان نه نشانی از بی‌آلایشی بلکه نمادی از حماقت بود تا روستایی را فردی ابله نمایش دهد. با تغییر این فضا بعد از انقلاب اسلامی، در آثار نمایشی ساخته شده، روستایی عامل تولید معرفی شد. مسافران مهتاب ساخته مهدی فخیم‌زاده در قالبی متفاوت مهاجرت از روستا به شهر را یک فریب نشان داد و سپس آثار تلویزیونی تلاش کرد تصور نادرست تبلیغ شده را تغییر دهد. 
آثار تلویزیونی دهه‌های ۶۰ و ۷۰، پیوندی عمیق با بازگشت به ریشه‌ها و تکریم زیست روستایی داشتند؛ چنان که در روزی روزگاری شاهد تحول روحی مرادبیگ و رستگاری او در پناه زیست شبانی و کار بر خاک بودیم و در سریال عقیق، ربابه دهقان با رهاکردن زندگی شهری، توانست با سرسختی به احیای دامداری پدری بپردازد. در همین فضا، آوای فاخته تضاد میان فریبکاری شهری و زلالی زندگی روستایی را به تصویر کشید و پاییز صحرا گریز از فشارهای پرتنش تهران به آرامش شهرستان را راه‌ حل بحران‌های روانی معرفی کرد؛ همچنین کوچک جنگلی زندگی بومی را پایگاه عزت و ایستادگی در برابر فساد شهری دانست و پس از باران سفر نوادگان شهری به روستاهای گیلان برای کشف هویت و ریشه‌های خانوادگی را روایت کرد. 
   
تلویزیون موتور محرک مهاجرت معکوس
تلویزیون به‌عنوان موتور محرک مهاجرت معکوس، با آشنایی‌زدایی از دوگانه‌های سنتی، کارنامه موفقی داشته است. این رسانه با شکستن این باور که پایتخت تنها بستر رشد و موفقیت است، نشان داد که هزینه‌های کلان شهرنشینی مانند بحران مسکن، ترافیک و تنش‌های روانی، دیگر مزیتی برای زیستن نیست. تلویزیون با تغییر قاب تصویر و به‌تصویرکشیدن کیفیت زیست در محیط‌های بومی، پیام خود را درباره برتری آرامش و سلامت روان در پیرامون نسبت به مرکز، به‌خوبی منتقل کرده است.
رسانه ملی با ایفای نقش درمانگر اجتماعی، انگ اجتماعی بازگشت به زادگاه را از بین برده است. با ساخت درام‌هایی که در آن قهرمان قصه، فردی متخصص است با آگاهی شهر بزرگ را رها کرده و به زادگاهش بازگشته تا کارآفرینی کند، این اقدام را به‌عنوان انتخابی هوشمندانه و با منزلت اجتماعی بازنمایی کرده است. در نتیجه این روایتگری، مقاومت ذهنی مخاطبان کاهش یافته و بازگشت به ریشه‌ها، به‌عنوان راهی برای بازیابی هویت پذیرفته شده است.
در سند تحول رسانه ملی نیز از «روستا و اقتصاد مقاومتی به عنوان راهبرد محتوایی» یاد شده است و هم چنین بر «تغییر از رویکرد ابلاغ‌محوری و استانداردسازی به رویکرد بوم‌محور و اقتضایی» تاکید شده است. دربخش دیگر این سند در خصوص «توجه به شبکه‌های استانی به‌عنوان موتور پیشرفت اقتصادی، کانون حل مسائل بومی و بستر هم‌گرایی فرهنگی و اجتماعی در استان‌ها‌» تصریح شده است. 
در این میان، تلویزیون با گذار از ترویج صرفا عاطفی، به الگوسازی اقتصادی پرداخته است. پخش مستندهای پرتره و مسابقات کارآفرینی که افراد موفق در حوزه کشاورزی مدرن، بوم‌گردی و کسب‌وکارهای دیجیتال را نشان می‌دهد، بهترین گواه بر این مدعاست. این برنامه‌ها با ارائه نقشه راه، نشان داده‌اند که چگونه می‌توان با سرمایه‌های محدود، زنجیره‌ای از ارزش افزوده در شهرستان‌ها ایجاد کرد. شرط اساسی این روایتگری، یعنی صداقت در بازنمایی، به‌خوبی رعایت شده است. تلویزیون با پرهیز از نمایش‌های رمانتیک و فانتزی و با نقد ضعف‌های زیرساختی نظیر کمبود امکانات بهداشتی یا مشکلات آب، عملا به تریبونی برای مطالبه‌گری از دستگاه‌های اجرایی تبدیل شده است. همین رویکرد باعث شده مخاطب با تصویری واقعی و بدون سرخوردگی، مسیر مهاجرت معکوس را انتخاب کند.
سریال دیار مادری از جدیدترین آثار صداوسیما با رویکرد تمرکز بر اقلیم‌های بومی و معرفی ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی مناطق مختلف ایران بود. این مجموعه با محوریت بازنمایی هویت ملی و تکیه بر آداب، رسوم و پتانسیل‌های اقتصادی و گردشگری مناطق کمتر دیده‌شده، تلاش می‌کند نگاهی متفاوت به زیست‌بومی ارائه دهد. در واقع، این سریال باهدف گسترش عدالت رسانه‌ای و پرهیز از تمرکزگرایی صرف بر پایتخت، می‌کوشد پیوندی میان فرهنگ اصیل ایرانی و مخاطب امروز برقرار کند و با الگوسازی از زندگی در شهرستان‌ها و روستاها، به‌نوعی در مسیر ترویج مفاهیم مرتبط با هویت‌محوری و دلبستگی به زادگاه حرکت کند.
این نگاه به ساخت سریال‌ها محدود نشد؛ کما این که پیش از این نیز «خونه‌مونه» در قالب یک مسابقه مستند تلویزیونی با محوریت زندگی روستایی، بوم‌گردی و ترویج مهاجرت معکوس تولید و روانه آنتن شبکه ۳ سیما شد. هدف اصلی مسابقه، شکستن تصورات قالبی و کلیشه‌ای از زندگی در روستا و به‌تصویرکشیدن فرصت‌های واقعی زیست غیرشهری است. این برنامه نشان می‌دهد چگونه یک خانواده شهری یا جوانان می‌توانند با بهره‌گیری از ظرفیت‌های بومی، کسب‌وکار راه بیندازند و زندگی باکیفیت و آرامی را تجربه کنند.
این برنامه نمونه‌ای بارز از خروج دوربین تلویزیون از آپارتمان‌ها و استودیوهای پایتخت به دامن طبیعت و اقلیم‌های متنوع ایران است. خونه مونه تلاش کرده جذابیت، سرزندگی، سختی‌ها و هم‌زمان لذت‌های بازگشت به روستا و کارآفرینی در محیط بومی را به‌عنوان الگویی باورپذیر و عملی پیش روی نسل جوان و خانواده‌ها بگذارد. البته این برنامه‌ها به خونه‌مونه محدود نبود و شامل آثاری همچون میشه‌که‌بشه و بسیاری از مجموعه‌های تلویزیونی نیز می‌شد.

مرکز زدایی دستاورد سند تحول رسانه ملی 
تلویزیون موفق شده است در چند سال گذشته مهاجرت معکوس را به‌عنوان یک سبک زندگی اصیل تثبیت کند؛ سبکی که در آن پیوند با خانواده و ریشه‌های بومی بر بی‌هویتی زیست کلان‌شهری برتری یافته است. هم‌راستایی تصویر تلویزیون با واقعیت‌های معیشتی، این رسانه را به بزرگ‌ترین تسهیلگر احیای شهرهای کوچک و روستاها تبدیل کرده است. یکی از مهم‌ترین دلایل این موفقیت را می‌توان در سند تحول رسانه ملی یافت.در سند تحول رسانه ملی، نگاه به روستا و مناطق بومی از منظر عدالت رسانه‌ای و هویت‌محوری بازتعریف شده است. براین‌اساس، رسانه ملزم است انحصار مرکزی تهران را بشکند و به‌جای بازنمایی محدود زندگی شهری، ظرفیت‌های گسترده زیست و تولید در تمامی نقاط کشور را به تصویر بکشد. این رویکرد تنها به معنای تغییر لوکیشن نیست، بلکه هدف آن شکستن کلیشه‌هایی است که روستا را فضایی محروم یا عقب‌مانده نشان می‌داد؛ در عوض، با نمایش قدرت کارآفرینی، غنای فرهنگی و کیفیت زیست در این مناطق، تلاش می‌شود منزلت زندگی بومی احیا شود تا انگیزه‌های ذهنی برای بازگشت به ریشه‌ها و سرزمین پدری تقویت شود. بنابراین، رویکرد رسانه ملی در تولید آثاری چون دیار مادری و خونه مونه نشان می‌دهد تلویزیون از نگاه تزیینی و نوستالژیک به روستا عبور کرده و وارد مرحله سیاست‌گذاری فعال شده است. این رسانه فراگیر موفق شده است در چند سال گذشته، مهاجرت معکوس را از یک رؤیای دوردست یا تصمیمی از سر ناچاری، به یک سبک زندگی اصیل، هوشمندانه و باپرستیژ تبدیل کند؛ سبکی که در آن آرامش زیست‌بومی، پیوند خانوادگی و فرصت‌های اقتصادی بر سردرگمی و هزینه‌های گزاف زندگی در کلانشهرها پیشی گرفته است.
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها