اسم مستعار بهرام بیضایی و امدادهای غیبی سر صحنه

نکاتی خواندنی درباره «روز واقعه» عاشورایی‌ترین فیلم ایرانی

توضیحات کارگردان «روز واقعه» درباره سکانسی که خون از زیر سنگ بیرون می زند

شهرام اسدی گفت: سکانسی که خون از زیر سنگ بیرون می زند هیچ جلوه ویژه کامپیوتری ندارد.
کد خبر: ۶۱۵۳۰۳
توضیحات کارگردان «روز واقعه» درباره سکانسی که خون از زیر سنگ بیرون می زند

هر چه بیشتر از زمان تولید «روز واقعه» می گذریم ارزشهای تصویری-محتوایی این اثر بیش از قبل آشکار می شود و همین پررنگتر شدن ارزشهای اثری محصول دو دهه قبل است که باعث می شود گروهی از آنها که نه در دستی در تولید فیلم داشته اند و نه اصلا علاقه ای به ژانری موسوم به آیینی-مذهبی شروع کنند به فانتزی سازی درباره چگونگی تولید این فیلم.

آرشیوگردی ما را به یک گفتگوی نسبتا گویا درباره چگونگی تولید «روز واقعه» رساند؛ گفتگویی که در شماره ویژه نوروز سال 74 مجله «فیلم» منتشر شده بود. در این گفتگو شهرام اسدی تقریبا واقعه نگاری کاملی داشته از چگونگی انتخاب فیلمنامه «روز واقعه» برای ساخت و همین طور مشکلاتی که باعث شد تولید فیلم یک بار متوقف شده و بعد از پنج سال از سر گرفته شود. مهمترین بخشهای این گفتگو در ادامه ارائه شده است.

تهیه کننده اولیه بنیاد تعاون سپاه بود


من تابستان 67 به ایران بازگشتم با دوستانم در تلویزیون و فارابی تماس گرفتم و گفتم اگر فیلمنامه خوبی می شناسند معرفی کنند. در همان هفته اول 18 فیلمنامه به دستم رسید و راستش هیچ کدام خوب نبود جز دو عنوان؛ یکی «روز واقعه» و دیگری فیلمنامه ای به نام «آب را گل نکنیم». «روز واقعه» را همان سال 67 دست گرفتم و شروع کردم به کار و فروردین 68 هم کار فیلمبرداری را استارت زدم.مقدمات کار خیلی خوب بود. هر روز با بازیگران از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر جلسات دورخوانی و تمرین و فن بیان داشتیم. از آن گروه بازیگران فقط سعید نیک پور و سیامک اطلسی در فیلم نهایی هم حاضر بودند و بقیه کسانی دیگر بودند. حدودا چهارده دقیقه از صحنه های خانه زید را در مهرگان فیلم و با دکور گرفتیم. تهیه کننده هم بنیاد تعاون سپاه بود اما در نهایت کار متوقف شد و پنج سال طول کشید تا مجددا در شرایطی دیگر کلید خورد.


ناهماهنگیها کار را تعطیل کرد


اصلی ترین دلایل توقف پروژه پافشاری زیاد من بود بر روی اجرای دقیق و صحیح آن چیزی که می خواستم. مثلا استودیو آمادگی صدای سرصحنه را نداشت. محل لوکیشن نزدیک خیابان بود و سقف پر از کبوتر و صدای اتومبیلها و کبوترها وارد صحنه می شد. از آن سو یک عده سیاهی لشگر امروز می آمدند و فردا نمی آمدند در حالی که من نما به نما فیلمنامه و دکوپاژ مصور داشتم با تعیین نورهای مشخص، صدا و همه توضیحات و مشخصات نماها. در نهایت هم ناهماهنگیها باعث شد که کار تعطیل شود.


فیلمنامه عالی بود و کامل نوشته شده بود


فیلمنامه «روز واقعه» عالی بود و کامل نوشته شده بود. به جرات می گویم که جزو معدود فیلمنامه هایی است که در ایران نوشته شده و نقص ندارد. روابط محکم و شخصیتهای کامل و بی نقص و بسیار استوار و متین و قائم به ذات دارد. از نظر اجرایی فیلمنامه شرح صحنه نداشت. من با خود بیضایی هم که صحبت کردم گفتند شرح صحنه ندارد و بیشتر دیالوگها بود اما اشاراتی گذرا داشت مثل «حراره خوانها» یا «عزاداران گیس می کنند» یا توصیفهایی مشابه که می بایست راهنمایی می کرد و می بایست دنبالش رفت و من دنبالش رفتم.


کلمه به کلمه و حرف به حرف عین متن


در اجرا کلمه به کلمه و حرف به حرف عین متن است. این چیزی بود که برای بازیگران کارآزموده هم سخت به نظر می آمد اما من اصرار داشتم حتی یک کسره یا فتحه هم جابجا نشود و تاکید روی فلان هجا باشد. همین کار را در ابتدا مشکل کرد اما بعد از مدتی که بازیگران دلیل اصرارهای مرا دریافتند کار راحتتر پیش رفت.

 

 

/Media/Image/1392/08/20/635197865850014439.jpg

 


تغییر اول فیلمنامه


درباره تغییرات فیلمنامه باید بگویم چیزهایی در فیلمنامه بیضایی بود که به من ایراد گرفتند مثلا اینکه ندای یاری طلبانه به یک آدم عادی نمی رسد و چنین چیزی در احادیث نیست مگر آن که جزو اولیا و انبیا باشد یا به واسطه ای باشد در خواب یا رویا. این شد که من شخصیت تازه ای به نام «اسود آهنگر» را به داستان وارد کردم؛ آهنگری سیاهپوست که در روایات هم نامش آمده که جزو شهدای کربلاست. من او را رابطی میان شخصیت اصلی و ندایی که می رسد قرار دادم و این همان آهنگری است که وقتی عبدا.. به تاخت از کنار مغازه اش می گذرد می گویند دو روز است مغازه اش را بسته و در نهایت نیز عبدا.. در کربلا بر بالین او حاضر می شود.


تغییر دوم فیلمنامه


من مجبور شدم فصل «شهربانو»ی فیلمنامه را هم حذف کنم؛ من علاقه زیادی به این فصل از فیلمنامه بیضایی داشتم اما متاسفانه باز هم ایراد گرفتند که حتما باید سندی معتبر مبنی بر وجود این فصل در حالت واقع بیاوری و من هم که سندی نیافته بودم مجبور شدم این فصل را هم حذف کنم و وقتی این فصل حذف شد عبور از طاق کسرا و ایوان مدائن که در فیلمنامه بود هم لغو می شد اما من سعی کردم دوستان فارابی و شورای فیلمنامه را راضی کنم که تا حدودی اینها در فیلم بیاید اما وقتی فصل «شهربانو» حذف شد طبیعتا این فصل ایوان مدائن هم مرخص می شد.

در یک روستای متروک به نام شمس آباد در 25 کیلومتری ساوه کار کردیم


برای فیلمبرداری در یک روستای متروک به نام شمس آباد در 25 کیلومتری ساوه کار کردیم. تمام خانه های گلی وجود داشت و ما فقط دیوارکشی کردیم و با زدن پله صحنه را ساختیم.


هر وقت این متن بیضایی را می خوانم مو بر اندانم راست می شود


در فیلم بحث طلب و هفت منزل عشق به تصویر کشیده می شود. در هر منزل لایه به لایه از عشق خاکی دور می شویم و به عشق الهی می رسیم. فصل «بدویان» انگار مقام فناست. آنجا زنی به نام «راحله» است و این «راحله» اتفاقا راحله زیبایی هم نیست. اینجا انتهای عشق زمینی است و لحظه تقطیع دو عشق. متن «روز واقعه» درجه یک است و من هر وقت این متن بیضایی را می خوانم مو بر اندانم راست می شود. متن چنین درخشانی کمتر دیده ام.

 


خودم پمپ می زدم و خون از زیر سنگ جاری شد


درباره سکانسی که خون از زیر سنگ بیرون می زند هیچ جلوه ویژه کامپیوتری نبود. برای ایجاد نما از یک تیوب پلاستیکی استفاده کردم و کیسه ای پر خون و پمپی که دست من بود و خودم پمپ می زدم. درآمدن خورشید کامپیوتری است و خیلی زحمت کشیده شد اما آن چیزی نیست که باید باشد. دوست داشتم آسمان شکاف بخورد و اتفاقی در آسمان بیفتد و نشد. همه چیز می رفت سمت فانتزی و علمی/خیالی که خطرناک بود. یا سرابها واقعا این نیست. در کارهای فنی مشکلات ما ریشه ای است. ما فیلم را می گیریم و می رویم اما وقتی به قسمت فنی می رویم دنیا جور دیگری است.


صحنه آخر را هم در یزد گرفتیم و نخلها را هم خودمان کاشتیم


92 جلسه پیش بینی فیلمبرداری بود اما فقط 68 جلسه فیلمبرداری کردیم. همه قسمتهای خارجی در فضای واقعی و خارجی است و حدودا 80 درصد صحنه های خارجی در بافق یزد است که بسیار زیبا بود. لوکیشنی درخشان و زیبا که با هیچ دکوری برابری نمی کند. صحنه آخر را هم در یزد گرفتیم و نخلها را هم خودمان کاشتیم.


شیفته آن جمله های آخر درباره حقیقت بودم


صحنه بازگشت عبدا.. در فیلمنامه هم وجود دارد به علاوه اینکه صحنه ای است لازم چون شاهدی دارد خبر واقعه را برای دیگران می برد. تازه من شیفته آن جمله های آخر درباره حقیقت بودم. از آن جمله ها و کلمات است برای همه تاریخ.

شبکه ایران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۱
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۴
۰
۰
سلام ببخشیدان دو سریال كرهای كه قرار بود از شبكه 3 پخشبشه چی شد
پاسخ: دو سریال كره‌ای «افسانه خورشید و ماه» و «سرزمین آهن» مراحل آماده‌سازی برای پخش از آنتن شبكه 3 سیما را پشت سر می‌گذرانند.

نیازمندی ها