نقش مشارکت مردمی و رسانه در جهاد تبیین

حجت‌الاسلام دکتر حسین متفکر
مقدمه، ایران در فاصله خرداد ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵ سه جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشت: جنگ ۱۲روزه، جنگ رمضان ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰روزه. الان با روش دیگر ادامه دارد اما در هر سه جنگ، آمریکا و اسرائیل از ابزار نظامی برای رسیدن به اهدافی استفاده کردند که ماهیتا سیاسی بودند: فروپاشی نظام، تسلیم کامل، یا تغییر رفتار. این اهداف محقق نشدند، اما یک نتیجه غیرمنتظره به بار آمد: میدان تعیین‌کننده از نبرد فیزیکی به نبرد ادراکی منتقل شد. امام شهید انقلاب در ۲۰ دی ۱۴۰۴ این انتقال را نام‌گذاری کردند: «امروز ما فراتر از درگیری‌های نظامی ... در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم» و «دشمن فهمید که تصرف این ملک و این خاک ... با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد ... باید دل‌ها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند.»
کد خبر: ۱۵۷۱۷۹۴
نویسنده حجت‌الاسلام دکتر حسین متفکر

بر این اساس، ایران ناچار است همان‌گونه که در سطح نظامی «آرایش دفاعی» خود را سازمان داد، در سطح ادراکی نیز یک «آرایش» منسجم طراحی کند. این تحلیل، اجزای این آرایش را ــ مشارکت مردمی، رسانه و جهاد تبیین ــ به‌عنوان یک زنجیره واحد بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که نقطه شکست اصلی، نه کمبود سرمایه ادراکی، بلکه «مصرف» آن توسط روایتی است که از واقعیت فاصله می‌گیرد.

بخش یکم: چارچوب مفهومی ــ «آرایش ادراکی»

۱.۱ تعریف و منشأ

«آرایش ادراکی» عبارت است از سازماندهی هدفمند نیروها، منابع و روایت‌ها در میدان جنگ شناختی، براساس شناخت هدف دشمن، به گونه‌ای که هر رسانه و هر کنشگر، نقش مشخصی در یک طرح کلان ایفا کند. رهبر انقلاب این مفهوم را با تشبیه به آرایش نظامی توضیح دادند: «ما در مسائل نظامی، آرایش صفوف‌مان بستگی دارد به هدف دشمن... این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده.»

۱.۲ منطق راهبردی

تحلیل منتشرشده در KHAMENEI.IR با عنوان «جنگی که بود، جنگی که هست» (05/۱۱/۱۴۰۴) تأیید می‌کند که دشمن از «امکان تصرف نظامی» عبور کرده و بر «تغییر ذهن، ادراک و نظام معنایی جامعه» متمرکز شده است؛ در این چارچوب «رسانه دیگر ابزار پشتیبان نیست، بلکه خودِ میدان نبرد است.» بنابراین «آرایش ادراکی» نه یک افزودنی، بلکه لایه چهارم معماری بقاست: دفاع موزاییکی در سطح نظامی، جبهه‌های چندگانه در سطح ژئوپلیتیکی، تاب‌آوری اقتصادی در سطح معیشتی، و آرایش ادراکی در سطح شناختی.

بخش دوم: مشارکت مردمی ــ تولید سرمایه ادراکی

۲.۱ داده‌های مستند: از «واکنش» به «آیین مستمر»

برخلاف تصور رایج که تجمعات مردمی را واکنشی کوتاه‌مدت به شهادت رهبر می‌بیند، داده‌های مستند نشان می‌دهد که این حضور به یک آیین مستمر و نهادینه‌شده تبدیل شده است. یک پژوهش دانشگاهی با رویکرد مردم‌نگارانه که داده‌های آن از طریق «حضور مستمر در میادین و محلات تهران (بیش از ۲۰۰ شب)» گردآوری شده، این تجمعات را «آیین خودجوش سوگ حماسی» توصیف می‌کند که در آن «تروما نه به فراموشی یا انزوای فردی، بلکه به بازتولید معنا، همبستگی جمعی و خودآگاهی تاریخی» انجامیده است.

داده‌های خبرگزاری مهر تداوم این حضور را در شهرهای مختلف مستند می‌کند: ارومیه «شب دویست‌وسی‌و‌پنجم»، قم «دویست‌و‌سی‌و‌ششمین شب»، تبریز «صدوهفتادوهشتمین شب متوالی». این اعداد نشان می‌دهد که اگر مبدأ را اسفند ۱۴۰۴ بگیریم، تا آبان ۱۴۰۵ از مرز 236 شب گذشته است. الگوی تداوم ــ نه عدد دقیق ــ خود یک داده راهبردی است.

۲.۲ گستردگی اجتماعی: فراتر از پایگاه سنتی

نظرسنجی مرکز تحلیل اجتماعی «متا» (۲۹ فروردین ۱۴۰۵، نمونه ۱۱۱۸ نفر) نشان می‌دهد که ۳۴درصد از افرادی که در انتخابات ۱۴۰۳ شرکت نکرده بودند نیز در این تجمعات حضور داشته‌اند. این یک نکته راهبردی است. این بدان معناست که مشارکت مردمی از پایگاه سیاسی سنتی نظام فراتر رفته و اقشاری را جذب کرده که در سازوکارهای رسمی مشارکت نمی‌کنند.

داده‌های تکمیلی (اظهارات قائم‌مقام معاونت راهبردی رئیس‌جمهور) نشان می‌دهد که نزدیک به ۷۰درصد شرکت‌کنندگان را زنان تشکیل می‌دهند و پراکندگی سنی شامل ۵۲درصد از جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال، ۵۸درصد از ۳۰ تا ۴۹ سال و ۶۰درصد از بالای ۵۰ سال است. این ترکیب جمعیتی نشان می‌دهد که «سرمایه ادراکی» تولیدشده، یک سرمایه فراگروهی است، نه متعلق به یک قشر خاص.

۲.۳ محدودیت کلیدی: وابستگی به «عدم قطع زنجیره تأمین»

مهدی ذوالفقاری، دانشیار روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست اتحادیه انجمن‌های علمی علوم سیاسی ایران (خبرآنلاین، ۲۰ مهر ۱۴۰۵) هشدار داد: «اگرچه ایران برنده بازدارندگی است، اما وضعیت فعلی برای اقتصاد و جامعه ایران مطلوب نیست» و «پاشنه آشیل ایران حوزه اقتصاد» است. مشارکت مردمی یک متغیر وابسته به عملکرد اقتصادی است. تداوم ۲۰۰+ شب حضور، بدون حل مسائل معیشتی، «سرمایه ادراکی» را مصرف می‌کند. خود نمایندگان مجلس نیز به این تنش اذعان کرده‌اند: یکی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس از مدیریت اجرایی خواست «با اتخاذ تدابیر فوری، به مطالبات اقتصادی مردم پاسخ دهد».

بخش سوم: رسانه — بهره‌برداری و تثبیت سرمایه ادراکی

۳.۱ تعریف رسمی: رسانه «میدان نبرد» است

تحلیل سایت KHAMENEI.IR صراحتاً اعلام می‌کند: «رسانه دیگر ابزار پشتیبان نیست، بلکه خودِ میدان نبرد است.» این تحلیل سه مسأله ساختاری را در وضعیت رسانه‌ای ایران شناسایی می‌کند:

الف) تقلیل جنگ تبلیغاتی به سطح اطلاع‌رسانی: «در حالی که دشمن پیش از خبر، به تولید کلیدواژه و چارچوب معنایی می‌پردازد، بخش قابل توجهی از کنش رسانه‌ای داخلی همچنان در مدار پاسخگویی، تکذیب و دفاع می‌چرخد. دفاع لازم است، اما کافی نیست.»

ب) فقدان فرماندهی معنایی و انسجام روایی: «تعدد رسانه‌ها و کنشگران، بدون نقشه جامع روایت، به پراکندگی پیام و کاهش اثرگذاری منجر شده است... این وضعیت، بیش از آن‌که ناشی از کمبود منابع باشد، حاصل فقدان سازماندهی و تقسیم نقش است.»

ج) خطای تشخیص کانون حمله دشمن: «رهبر انقلاب به‌روشنی تصریح می‌کنند که معارف اسلامی، شیعی و انقلابی هدف اصلی تهاجم تبلیغاتی است. با این حال، پاسخ رسانه‌ای غالباً در سطح منازعات سیاسی و خبری روزمره متوقف می‌ماند.»

۳.۲ ارزیابی عملکرد رسانه استانی

گزارش خبرگزاری صداوسیمای مازندران (۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵) فعالیت رسانه استانی در جنگ رمضان را «سندی ماندگار از همراهی رسانه با مردم در بزنگاه‌های تاریخی و خنثی‌سازی جنگ روانی دشمن» توصیف می‌کند. 

بخش چهارم: جهاد تبیین — پدافند و آفند شناختی

۴.۱ «هجوم به نقاط ضعف دشمن»: یک راهبرد اعلامی

تحلیل سایت KHAMENEI.IR اذعان می‌کند: «توصیه صریح رهبر انقلاب به هجوم به نقاط ضعف دشمن، هنوز به یک دکترین عملیاتی منسجم تبدیل نشده و اغلب در حد اقدامات پراکنده باقی مانده.» 

خبرگزاری رسا در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام حسن‌بیگی (۱۸ بهمن ۱۴۰۴) این راهبرد را «ریشه‌ای قرآنی و برآمده از سیره امامین انقلاب» توصیف می‌کند و به آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» اشاره می‌کند. حجت‌الاسلام خوش‌نظر نیز (۱۹ بهمن ۱۴۰۴) «هجوم به نقاط ضعف دشمن» را «ستون فقرات کنشگری انقلاب اسلامی» می‌نامد.

۴.۲ وحدت ملی به عنوان سرمایه راهبردی

«در کوران جنگ گاهی تعدد حوادث و سرعت رویدادها آن‌قدر زیاد می‌شود که ممکن است فرد یا نهاد تصمیم‌ساز دچار سرگشتگی شود... با تحلیلی اشتباه، تصمیمی اشتباه اتخاذ کند.» این هشدار، از منظر تحلیل سیستمی، به «ریسک خطای شناختی در شرایط عدم قطعیت» اشاره دارد—پدیده‌ای که در ادبیات مدیریت بحران با عنوان «بار شناختی» شناخته می‌شود. اما نکته راهبردی این است که همین هشدار، خود می‌تواند به ابزاری برای «تفرقه» تبدیل شود: اگر «سرگشتگی تصمیم‌سازان» به عنوان یک «خطر وجودی» برجسته شود، بدون ارائه معیارهای مشخص برای تشخیص «تحلیل درست از اشتباه»، نتیجه عملی آن می‌تواند «بی‌اعتبارسازی متقابل نهادها» و در نتیجه «فلج تصمیم‌گیری» باشد—که دقیقاً همان هدفی است که رهبر انقلاب برای دشمن در «ایجاد تفرقه اجتماعی» تعریف کرده‌اند. بنابراین، «وحدت ملی» نه یک «شعار»، بلکه یک «پیش‌شرط عملیاتی» است که تنها با «معیارهای شفاف برای نقد درونی»—نه با «برچسب‌زنی متقابل»—قابل حفظ است.**

بخش پنجم: زنجیره ادراکی و تنش درونی

۵.۱ زنجیره عملکردی

سه لایه یک زنجیره را تشکیل می‌دهند:

1. مشارکت مردمی ثابت می‌کند که «نظام فروپاشیده نیست» (تولید سرمایه ادراکی). داده‌های نظرسنجی (۵۳٪ حداقل یک بار، ۲۶٪ هر شب) و تداوم ۲۰۰+ شب در شهرهای مختلف این لایه را مستند می‌کند .

2. رسانه این واقعیت را به «روایت» تبدیل می‌کند (بهره‌برداری و تثبیت). اما تحلیل سایت KHAMENEI.IR اذعان می‌کند که این لایه «فاقد فرماندهی معنایی» است.

3. جهاد تبیین این روایت را در برابر «دستکاری شناختی» دشمن محافظت می‌کند و به آن «عمق تمدنی» می‌بخشد (پدافند و آفند).

۵.۲ تنش درونی کلیدی

اگر روایت رسانه‌ای از واقعیت مشارکت مردمی فاصله بگیرد (اغراق در پیروزی، از دست دادن زبان مردمی)، سرمایه ادراکی که مشارکت مردمی تولید کرده است، توسط خود رسانه مصرف می‌شود. تحلیل سایت KHAMENEI.IR این تنش را چنین صورت‌بندی می‌کند: «دفاع لازم است، اما کافی نیست»

۵.۳ پیوند با متغیرهای شکست‌دهنده

• فروپاشی داخلی: ذوالفقاری «پاشنه آشیل ایران» را اقتصاد می‌داند؛ اگر اقتصاد فرو بپاشد، مشارکت مردمی نیز فرو می‌پاشد.

• جنگ شناختی دشمن: تحلیل سایت KHAMENEI.IR نشان می‌دهد که دشمن «پیش از خبر، به تولید کلیدواژه و چارچوب معنایی می‌پردازد» —دشمن در حال یادگیری است.

• مشروعیت: مشارکت مردمی مشروعیت تولید می‌کند، اما اگر روایت رسانه‌ای صداقت خود را از دست بدهد، مشروعیت نیز از دست می‌رود.

بخش ششم: پیشنهادهای تحلیلی

پیشنهاد یک: تدوین «آرایش ادراکی» به عنوان دکترین رسمی

تحلیل سایت KHAMENEI.IR صراحتاً اعلام می‌کند: «تولید پراکنده محتوا، واکنش‌های موردی و فعالیت‌های جزیره‌ای، حتی اگر پرحجم باشند، نمی‌توانند جایگزین آرایش مؤثر شوند.» «آرایش تبلیغاتی» باید با همان جدیتی که «دفاع موزاییکی» تدوین شد، به یک دکترین عملیاتی رسمی تبدیل شود.

پیشنهاد دو: «روایت مردمی» را جایگزین «روایت از بالا به پایین» کنید

تحلیل سایت KHAMENEI.IR فقدان «زبان مردمی» را به عنوان یکی از کاستی‌ها شناسایی کرده است. رسانه‌ها باید «روایت‌های خرد» را در کنار «روایت کلان» قرار دهند. پژوهش مردم‌نگارانه نیز تأکید می‌کند که «در غیاب نهادهای رسمی، زیرساخت‌های اجتماعی خودجوش و آیین‌های شبانه، تروما را به حافظه جمعی تبدیل کرده‌اند» —این یعنی سرمایه ادراکی از «پایین» تولید شده، نه از «بالا».

پیشنهاد سه: از «اغراق در پیروزی» به «روایت مسدودسازی» حرکت کنید

تحلیل سایت سایت KHAMENEI.IR اشاره می‌کند که دشمن از «پیروزی مطلق» به «مسدودسازی» روی آورده است. به جای اعلام «پیروزی نهایی» در ساعات نخست، بر «اهداف دشمن که محقق نشد» تمرکز کنید.

پیشنهاد چهار: «تاب‌آوری اقتصادی» را پیش‌شرط مشارکت مردمی تقویت کنید

ذوالفقاری تأکید می‌کند که «وضعیت فعلی برای اقتصاد و جامعه ایران مطلوب نیست.» اولویت دادن به تثبیت زنجیره تأمین کالاهای اساسی و خدمات پایه در زمان جنگ. خود نمایندگان مجلس نیز خواستار «آرایش جنگی در حوزه اقتصاد» شده‌اند .

پیشنهاد پنج: «هجوم به نقاط ضعف تمدنی دشمن» را عملیاتی کنید

تحلیل سایت KHAMENEI.IR اذعان می‌کند که این توصیه «هنوز به یک دکترین عملیاتی منسجم تبدیل نشده.» از «پدافند منفعل» به «آفند شناختی» حرکت کنید.

پیشنهاد شش: «وحدت ملی» را به عنوان سرمایه راهبردی حفظ کنید

هشدار کیهان درباره «سرگشتگی تصمیم‌سازان» و تأکید رهبر انقلاب بر «تفرقه اجتماعی» به عنوان هدف دشمن، هر دو به یک نتیجه می‌رسند: انسجام نه یک «شعار»، بلکه «پیش‌شرط عملیاتی» بازدارندگی ادراکی است.

نتیجه‌گیری

ایران در میدان نبرد واقعی ثابت کرد که «نظام فروپاشیده نیست»؛ اکنون میدان تعیین‌کننده به «آرایش ادراکی» منتقل شده است. این آرایش سه لایه دارد: مشارکت مردمی «سرمایه» تولید می‌کند، رسانه «بهره‌برداری و تثبیت» می‌کند، و جهاد تبیین «پدافند را آفند» می‌کند. خطر اصلی، «مصرف سرمایه» توسط رسانه‌ای است که از واقعیت فاصله بگیرد—و رهبر انقلاب با هشدار درباره «تاب‌آوری مردم» و «تفرقه اجتماعی» دقیقاً همین خطر را تأیید کرده‌اند داده‌های مستند نشان می‌دهد که مشارکت مردمی از یک «واکنش کوتاه‌مدت» به یک «آیین مستمر» تبدیل شده با گستردگی اجتماعی (۵۳٪ حداقل یک بار، ۳۴٪ از غیررأی‌دهندگان) و تداوم ۲۰۰+ شب که در تاریخ معاصر ایران بی‌سابقه است . اما این سرمایه ادراکی شکننده است: به اقتصاد وابسته است، رسانه فاقد «فرماندهی معنایی» است، و جهاد تبیین «هنوز به دکترین عملیاتی تبدیل نشده.» ایران در میدان نبرد واقعی ثابت کرد که «نظام فروپاشیده نیست»؛ اکنون میدان تعیین‌کننده به «آرایش ادراکی» منتقل شده است..«پیروزی» ایران در «شکست نخوردن» نهفته است؛ اما «شکست نخوردن» تنها زمانی به «پیروزی ادراکی» تبدیل می‌شود که روایت آن—معتبر، مردمی و منسجم—تولید و تثبیت شود. این همان «آرایش تبلیغاتی» است که رهبر انقلاب آن را هم‌سنگ «آرایش نظامی» ضروری دانسته‌اند: «آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده.»

فهرست منابع

1. KHAMENEI.IR، «جنگی که بود، جنگی که هست»، ۱۴۰۴/۱۱/۰۵

2. خبرگزاری مهر، «تکرار حماسه حضور و اتحاد مردم ارومیه در شب ۲۳۵ در سنگر خیابان»، ۳۰ مهر ۱۴۰۵، 

3. خبرگزاری مهر، «دویست و سی و ششمین شب حضور قمی‌ها در سنگر میدان»، ۱ آبان ۱۴۰۵، 

4. خبرگزاری مهر، «بیعت با رهبری جدید» (آرشیو)، مهر ۱۴۰۵، 

5. کیهان، «شرکت بیش از نیمی از مردم ایران در تجمعات شبانه» (نظرسنجی متا)، ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، 

6. خبرگزاری صداوسیما، «حضور دست‌کم یک‌بارِ نیمی از مردم در تجمعات شبانه» (نظرسنجی متا)، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، 

7. خبرآنلاین، «پاشنه آشیل ایران حوزه اقتصاد» (نشست انجمن‌های علمی علوم سیاسی)، ۲۰ مهر ۱۴۰۵، 

8. خانه ملت، «تجمعات شبانه مردم» (آرشیو)، مهر ۱۴۰۵، 

9. خبرگزاری مهر، «۵۶درصد مردم حداقل یک بار در جنبش حضور شبانه مردم در خیابان‌ها حضور داشتند»، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، 

10. پژوهش مردم‌نگارانه، «بازنمایی تروما در جنگ رمضان»، JICR، https://www.jicr.ir/article_580

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها