مواجهه با چالشهایی، چون جهتیابی، تأمین منابع زیستی و گذران زندگی در شرایط سخت، نوجوانان را از جایگاه ناظر منفعل به کنشگرانی فعال ارتقا میدهد. مستند ــ مسابقه «دلیران» با درک همین ضرورت تربیتی و با هدف بسترسازی برای تجربه زیسته در دل طبیعت طراحی شده است. این برنامه ضمن آنکه فضایی برای محکزدن توانمندیهای فردی و گروهی نوجوانان فراهم میآورد، همچون یک روایتگر تصویری، زیباییهای بکر و کمتردیدهشده اقلیمهای مختلف ایران را به نمایش میگذارد. تلفیق آموزشهای مهارتی با جذابیتهای بصری گردشگری، در کنار بهرهگیری از الگوی تعاملی، این برنامه را به نقطه عطفی در تولیدات رسانهای تبدیل کرده است؛ برنامهای که مخاطب را نه صرفا مصرفکننده نهایی بلکه یکی از ارکان اصلی پیشبرد روایت مسابقه میداند و او را در فرآیند تولید سهیم میکند.
نگاهی به تاریخچه و روند تحول مسابقه
مصطفی رضوانی، تهیهکننده مستند ــ مسابقه دلیران در گفتوگو با جامجم گفت: این برنامه بهعنوان نخستین مسابقه تعاملی تلویزیون شناخته میشود و نمونههای مشابه آن در رسانههای تصویری دنیا، سابقهای طولانی دارند. ایده تعاملیبودن را دکتر محمدصادق باطنی، مدیر مرکز کودکونوجوان سیما مطرح کرد که با الهام از نسخههای تعاملی خارجی با رویکرد روانشناسانه طراحی شده تا مخاطب احساس کند بهصورت آنلاین در برنامهسازی مشارکت دارد؛ امری که برای تلویزیون تجربهای منحصربهفرد محسوب میشود.
او درباره فصل جدید این مسابقه گفت: در طراحی بازیها و صحنهپردازیها، تغییراتی ایجاد کردهایم که کیفیت برنامه را نسبت به گذشته ارتقا داده است. فصل اول، تجربهای موفق بود که توانست کودکان را برای رقابت همراه کند. در آن فصل، از میان ۴۰۰۰ متقاضی، هشت گروه سهنفره از سراسر ایران برگزیده و راهی رقابت شدند.
به گفته وی، مسابقه درباره بقا در طبیعت است. بچهها ابتدا مانند دورههای پیشاهنگی مهارتهایی را یاد میگیرند تا با کمترین وسایل، در طبیعت دوام بیاورند. در فصل قبل، سه اقلیم مازندران، سمنان و قشم مورد استفاده قرار گرفت و در نهایت گروه قهرمان مشخص شد.
مشارکت مخاطب در تعیین سرنوشت شرکتکنندگان
رضوانی در توضیح موضوع تعاملیبودن برنامه تأکید کرد ایده این طرح براساس تجربه نسخههای مشابه در خارج از ایران شکلگرفته است. مخاطب در مسیر برنامه مشارکت دارد و صرفا مصرفکننده نیست. به گفته او، در ۲۶قسمت این برنامه، بخشهایی براساس نظر کودکان بیننده طراحی شده است؛ بهگونهای که آنها و والدینشان میتوانند بهطور مستقیم بر سرنوشت تیم برنده تأثیر بگذارند. برای مثال دو حالت ضبط شده است و مخاطبان با انتخاب هوادارانه خود تعیین میکنند کدام نفر یک آیتم را اجرا کند و این انتخاب نتیجه مسابقه را تغییر میدهد. وی از چالشهای دو راهی سخن گفت که در آن مخاطب انتخاب میکند بچهها از مسیر کوتاه و پرخطر عبور کنند یا مسیر طولانی و امن.
رضوانی گفت: هر دو گزینه ضبط شده و مخاطب مشخص میکند کدام پخش شود؛ انتخابی که ممکن است برنده مسابقه را عوض کند. این نظرخواهی از طریق اپلیکیشنها و فضای مجازی سکوها انجام میشود.
اهداف تربیتی مهارتهای بقا در طبیعت
این تهیهکننده در توضیح هدف برنامه گفت: هدف از این مسابقه فراتر از سرگرمی است و بر آموزش مهارتهایی تأکید دارد که پس از دوران پیشاهنگی در قالب شوراهای آموزشی بسیج یا هلالاحمر دنبال میشد. بچهها مهارتهای جهتیابی، مواجهه با حیوانات و پیداکردن آب و غذا را میآموزند تا در طبیعت گلیم خود را از آب بیرون بکشند.
او اضافه کرد: بخش دوم، کار تربیتی است و بچهها مهارتهای کار تیمی را یاد میگیرند و میآموزند که گاهی نفع شخصی خود را به نفع گروه کنار بگذارند. مباحث انتخابگری در این برنامه بهطوری پیچیده طراحی شده است و بچهها باید با مشورت یکدیگر انتخابهای را سبکسنگین کنند و درنهایت با همفکری یکدیگر تصمیم بگیرند. بخش سوم، آشنایی با طبیعت ایران است که امسال معرفی گردشگری چابهار را به همراه دارد.
به گفته رضوانی، این مسابقه با تیم سردبیری و مشاوران روانشناس تهیه شده است، بهطوری که در فصل قبلی از مشاورههای دکتر مرتضی فرهادی در بخش جامعهشناسی و آشنایی با سنتهای جمعی ایران استفاده شد و در فصل فعلی با کارگردانی آقای رستگار جذابیتهای بصری رشد قابلتوجهی داشته است. او در خصوص چالشهای ایمنی و همراهی تیم تصویربرداری توضیح داد که تیم تولید فقط روایتگر است، در هیچ چالشی کمکی به بچهها نمیکند و آنها باید با ابزارهای همراه خود کار را انجام دهند: مربی، برای پیشگیری از خطرات همراه بچههاست و لوازم ایمنی مانند کلاهایمنی به آنها داده میشود و پزشک و نیروهای هلالاحمر نیز در صحنه حضور دارند. این سفر ماجراجویانه ریسکهایی دارد و در این مورد با خانوادهها تفاهم صورت گرفته است.
وی درباره آینده برنامه و شرکتکنندگانی که فرصت حضور نداشتند گفت از طریق کانال شاد برنامه با جمعیت ۶۰۰۰ ــ ۵۰۰۰ نفره متقاضیان ارتباط دارند و پیشنهاد برگزاری اردوگاههای آموزشی بدون دوربین را به شبکه دادهاند تا تحت برند دلیران در طول سال برگزار شود.
دشواریهای تولید تعاملی در تلویزیون
مجید رستگار، کارگردان مستند ــ مسابقه دلیران نیز در همین خصوص به جامجم گفت: ابتدا طرح اولیه بهصورت یک پایلوت شکلگرفت، اما بعد از تولید ۲۰قسمت اولیه، ابعاد کار گسترش پیدا کرد و بخش عمده زحمات را تیم همراه در بهسرانجامرساندن پروژه متحمل شد. ما نباید همه چیز را در لحظه تولید میکردیم؛ بلکه باید از پیش برنامهریزی دقیقی انجام میدادیم تا کار در مسیر خودش هدایت شود. ناگزیر بودیم روزی یک قسمت ۴۵دقیقهای را با تمام چالشها و شرایط دشوار ضبط میکردیم. البته در قصه دخالتی نداشتیم و اجازه میدادیم حوادثی مانند بیآبی، برخورد با مار، مصدومیت یا گمشدن در مسیر، خودش روایت شود؛ اما بستر و جنس آن را از قبل طراحی کرده بودیم تا گروه تولید بتواند در شرایط فشرده، کار را پیش ببرد.
چالشهای فرم تعاملی و پیچیدگی تدوین
او بیان کرد که در ابتدا با رویکرد تعاملی مخالف بوده و دلیل آن را چنین توضیح داد: رویکرد تعاملی کار را سهبرابر سختتر میکرد. برای ایجاد فضای تعاملی، هر بخش را باید چند بار ضبط میکردیم تا نسخه مناسب آن آماده شود که بسیار فرسایشی بود. هر انتخاب در طول مسیر، دو مسیر تازه در مرحله بعد به وجود میآورد و ما مجبور بودیم تمام حالتها را از قبل پیشبینی کنیم. این کار چیزی نبود که فقط در پیشتولید حل شود؛ هنگام مواجهه با چالشها نمیدانستیم دقیقا چه اتفاقی میافتد و بعد از هر انتخاب، روند پیروزی یا شکست شخصیتها تغییر میکرد.
رستگار توضیح میدهد: در سینمای داستانی تکلیف روشن و مسیر مشخص است؛ اما وقتی مستند میسازی و بازیگر با هماهنگی کارگردان پیش نمیرود و خودش در دل حادثه است، کنترل قصه دشوار میشود. ما برای هر قسمت تعاملی، ۵ ــ ۴ خروجی داریم که مخاطب تصور میکند همان مسیری است که خودش انتخاب کرده توسط گروه هم انتخاب شده است، اما پشتصحنه، فرآیندی بهشدت پیچیده و پرفشار وجود دارد.
مقیاس پروژه و واقعیتهای تولید در ایران
کارگردان مسابقه دلیران میگوید: ما ۲۶قسمت را در ۳۲روز ضبط کردیم. این پروژه از نظر حجم تولید، فیلمنامه و قصه، دستکمی از یک سریال «الف ویژه» تلویزیونی نداشت. فاصله لوکیشنهای جنوب ما را وادار میکرد گاهی تا ۳۰۰کیلومتر در روز رفتوآمد کنیم. شرایط اقلیمی، محدودیتهای نوری و مسائل لجستیکی مثل تأمین سوخت، توان زیادی از گروه میگرفت. هر روز زمان زیادی صرف جابهجایی میشد و شرایط کار را بسیار دشوار میکرد.
این کارگردان رویکرد تعاملی را چنین توضیح داد: این سبک در دنیا توسط پلتفرمهایی مثل نتفلیکس اجرا میشود، اما در ایران تجربه نخست بود. تولید چنین کاری در کشور ما نیازمند بودجه و تدارکات بسیار خاص است. درباره جذابیت این فرم برای مخاطب ایرانی نمیتوانم با قطعیت نظر بدهم، اما بههرحال تجربهای متفاوت است که مخاطب را درگیر میکند. امیدوارم این تجربه برای آینده راهگشا باشد، هرچند با بودجههای فعلی سریالسازی، تکرار چنین پروژههای پرهزینه و پیچیدهای بسیار سخت خواهد بود. بههرحال تا حد زیادی از پس این کار برآمدیم و امیدوارم خروجی نهایی مورد پسند مخاطب باشد.
رویکرد تعاملی، دریچهای نو بهسوی آینده
با توجه به صحبتهای عوامل این برنامه و با مرور قسمتهای مختلف مسابقه دلیران، میتوان دریافت رویکرد تعاملی در ساختار تلویزیونی، گامی فراتر از یک تغییر فرمی ساده است و دریچهای نو بهسوی آینده رسانه میگشاید. این نوع مشارکت فعال، ضمن ارتقای سواد رسانهای مخاطب و افزایش حس تعلق به محتوای تولیدی، پویایی ذهنی بیننده را به شکلی سازنده تحریک میکند و تلویزیون را از یک ابزار یکسویه، به میدانی برای کنشگری تبدیل میسازد.
در این الگو، مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده کمرنگ شده و تماشاگر نه یک مشاهدهگر منفعل که یک تصمیمگیرنده است که سرنوشت رقابت را در دست دارد. چنین فرآیندی علاوه بر افزایش چشمگیر وفاداری مخاطب به برنامه، عمق تأثیرگذاری تربیتی و آموزشی را نیز بهدلیل درگیرکردن احساسات و تفکر بیننده، چندین برابر میکند. این مدل با پرکردن شکاف موجود میان تلویزیون کلاسیک و نسل جدیدی که با ابزارهای دیجیتال تعامل لحظهای دارد، الگویی موفق برای رسانههای نوین بهشمار میرود. مسابقه دلیران با تلفیق مهارتهای بقا و تصمیمگیریهای آنی مخاطب، فقط یک سرگرمی جذاب نیست، بلکه نشان میدهد مشارکت هوشمندانه چگونه خانه را به صحنه رقابت پیوند میزند و تلویزیون را به تمرینگاهی برای زندگی و انتخاب تبدیل میکند.
رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در گفتوگوی اختصاصی با «جامجم» مطرح کرد
در گفت و گو با جام جم آنلاین عنوان شد
ملکی در گفتوگو با جامجم آنلاین: