به گزارش جام جم آنلاین؛ فیلم «آخرین خانه» با یک فرضیهی «چه میشد اگر…» بسیار درگیرکننده آغاز میشود: خانوادهای در سیاتل بیدار شده و درمییابند که تمام خروجیهای خانهشان به شکلی متافیزیکی مسدود شده است؛ شیشهها نمیشکنند و درها باز نمیشوند. این ایده که بلافاصله خاطرات جمعی دوران قرنطینه کووید-۱۹ را در ذهن مخاطب احضار میکند، نیمی از مسیر موفقیت را در جذب مخاطب طی کرده است، اما در ادامه با واکنشهای متفاوتی از سوی منتقدان روبهرو شده است که ارزش تحلیل دقیقتری را دارد.
قدرت کارگردانی لوئیس لتریر و فضاسازی کلاستروفوبیک
از منظر فنی و کارگردانی، لوئیس لتریر که پیش از این هدایت پروژههای بلاکباستری و عظیمی، چون «فست ایکس» و «هالک شگفتانگیز» را بر عهده داشته، در جدیدترین فیلم نتفلیکس توانسته است تعادلی میان فضای خفقانآور و کلاستروفوبیک داخل خانه و تعلیق ناشی از تهدیدات ناشناخته بیرون ایجاد کند. طراحی صحنه کوین جنکینز در این اثر ستودنی است؛ خانهای که در ابتدا مأمن خانواده است، به مرور زیر بار رطوبت و فرسودگی تغییر شکل میدهد و به آینهی تمامنمای استیصال ساکنانش تبدیل میشود. همچنین بازیهای ملموس «واگنر مورا» و «گرتا لی» در نقش والدینی که میان حفظ اقتدار و غرایز بقا سرگردانند، به روایتِ خشکِ فیلم جانی دوباره بخشیده است و لایهای از واقعگرایی را به این اثر ترسناک اضافه کرده است.
چالشهای شخصیتپردازی و لکنت در روایت
با این حال، نقد فیلم «آخرین خانه» از منظری دیگر با چالشهای جدی روبهرو است و برخی منتقدان بر این باورند که این اثر علیرغم پتانسیلهای بالای داستانی، در لایههای زیرین و شخصیتپردازی دچار لکنت است. برخلاف آثاری در ژانر وحشت خانگی مانند «یک مکان ساکت» (A Quiet Place) که در آن پیوند خانوادگی موتور محرک درام است، در «آخرین خانه» گاهی احساس میشود که شخصیتها فاقد تاریخچه و عمق لازم هستند و صرفاً مهرههایی در دست نویسنده برای پیشبرد یک آزمایش فرضیاند. فیلمنامه متیو رابینسون اگرچه در جزئیاتِ بقا مانند چالشهای جیرهبندی غذا یا استفاده از رسانههای فیزیکی در عصر دیجیتال نبوغ بهخرج میدهد، اما در پاسخ به چراییِ وقوع حادثه و ارائه یک جهانسازی قانعکننده، ضعیف عمل میکند.
نگاهی به استعارههای مدرن و فراموشی در آرشیو نتفلیکس
نکتهی تاملبرانگیز این فیلم علمی-تخیلی جدید، اشارات کنایهآمیز آن به دنیای مدرن است؛ از دفاع غیرمنتظره از دیویدیهای فیزیکی در دوران قطع اینترنت که طعنهای به خودِ پلتفرم نتفلیکس محسوب میشود تا استعارههای سطحی از تغییرات اقلیمی و انزوای اجتماعی. راوی فیلم در جایی میگوید: «ما آن زمان به هم نزدیکتر زندگی میکردیم، اما بهراحتی میشد احساس تنهایی کرد.»، اما به نظر میرسد این جملات قصار و کلیگوییهای مضمونی، نمیتوانند حفرههای دراماتیک اثر را پر کنند. در نهایت، «آخرین خانه» تجربهای دوگانه است؛ برای مخاطبی که به دنبال تعلیق محیطی و بازخوانی فانتزیِ دوران پساکرونا است، اثری سرگرمکننده محسوب میشود؛ اما برای بینندهای که به دنبال وحشت روانشناختی عمیق و شخصیتهای سهبعدی میگردد، احتمالاً فیلمی ناامیدکننده خواهد بود که پس از تماشا، به سرعت در آرشیو بیپایان نتفلیکس به فراموشی سپرده میشود. «آخرین خانه» ثابت میکند یک ایدهی درخشان روی کاغذ، بدون شخصیتپردازی دقیق، تنها یک «چه میشد اگرِ» ناتمام باقی میماند.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد