مجلس با انگشت نهادن به موارد متعدد تعدی به حقوق ملی ایران و اغلاط آشکار متن و ابهامات امنیتی و عدم اجرای وظایف چهارگانه تعیین تکلیف رژیم حقوقی بستر و زیر بستر دریا تا روشن شدن این مسایل بنیادین از طرحی سرچشمه اختلاف افکنیهای بی حد و اندازه سرباز زند و پیمان نامه را به دولت باز گرداند. تعجب آور آن است که این دولت چرا درست در شرایط دشوار کنونی خرابکاری دولت دوازدهم را ادامه میدهد و بجای مطرح کردن موارد نقض حقوق ملی و تقاضای حل آن ما را به هچل گرفتار مینماید.
☆☆☆
مشکلات یقینی این پیمان را میتوان مطرح کرد و از زوایای گوناگون آن را واکاوی نمود:
۱_آیا دولتی که مطلقا علیه همه اشکال مقاومت عمل میکرد در خصوص بده بره دریای شمال هم عمداً چنین دست ودلبازانه به یاری منویات شیطان بزرگ شتافت؟ نسبت امضای برجام و امضای کنوانسیون خزر چیست؟ آیا این دو دو سر قیچی برای در دام انداختن انقلاب اسلامی و ضربه به استقلال آن به سود آمریکا نیستند؟
رابطه نقشه اسرائیل بزرگ و نفوذ سرمایه جهانی یهودبت صهیونی با مفاد این کنوانسیون چیست و لایه برداری ازمفاد ظاهری چه امکانات بی بدیلی برای حضور اسراییل دردریای خزر فراهم میکند. داعیه میراث سازی برای آن قوم وحشی جعلی یهودیت خزری چه نقشی در این کنوانسیون دارد ایفا میکند؟
نقشه شرکتهای نفتی با سرمایه یهود، و نفوذ صهیونی، بریتیش پترولیوم وشل و سوکار و طرح آینده تأمین انرژی برای اسرائیل در این طرح چرا نادیده گرفته شده است و راه حلی در ممانعت از حضور اجنبی در طرح دیده نمیشود؟
آیا سرمایه جهانی یهود شروع به دلار پاشی برای تأمین منافع اسراییل برای سیاستمداران این کشورها نکرد؟
آیا تلاش برای نابودی موقعیت ژئواستراتژیک و ژئو پلیتیک و ژئومیلیتاری ایران در این قرار داد مورد توجه قرار گرفت و با ان مقابله شد؟
موضوع لولهها در بستر دریا برای خون به رگ اسراییل رسانده از ترکمنستان تا آذربایجان مورد توجه قرار گرفت؟
جرا ۴موافقت نامه که طی شش ماه تصویب میشد و حافظ منافع قوانین تقسیم سطح و زیر سطح آبهای خزر بود نقض شد و اجرا نشد؟
چرا هیأت دولت با بی مبالاتی وسط جنگ این لایحه تصویل کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین را به مجلس ارائه داد؟ و بدون هیچ تلاشی جهت تصحیح خرابکاری دولت دوازدهم عین خسارات آوری جبران ناپذیر ان دولت مسئولیت ناپذیر قابل محاکمه را امضا کرد؟ و خواهان امضای مجلس شده است؟
اساسا سازو کار این پیمان طراحی شد تا منشأ دعواها و اختلافات آتی با ایران یا دیگر کشورها باشد. به این دلیل که اساس کار بر ابهامات سیاسی و امنیتی استوار است تکلیف تحدید مرزی و تعیین نقطه مبدأ و سهم هر کشور از بستر و زیر بستر دریا تعیین نشده است. ایران با تقسیم دریا و زیر بستر دریا در توافقات خودسر دو و سه جانبه موافق نیست پس چرا باید متن را امضا کند؟
میبینیم دلایل قطعی که به مجلس قانونا اجازه میدهد مجلس شریف و ملی مصوبه ضد ملی وخیانت بار دولتی را به زباله دان بریزد فراوان است و ما گوشهای را مثال زدهایم. از جنوب ایران تا شمال ایران از دانش هستهای ایران تا دانش موشکی ما، گویی آن دولت مأمور بود مدام به ایران ضربه بزند و به سود غرب وشرق امتیاز دهد. امتیاز خزری هم در اصل امتیاز به امریکا و اسرائیل محسوب میشود. غرب و در واقع شیطان بزرگ کاملا دقیق و نقشهمند و هدفمند در پشت این کنوانسیونی که کنوانسیون نیست ایستاده و کشورهای ضعیف و تکه پاره را رهبری کرده است. نه تنها طرح اسراییل بزرگ، نقشه سرمایه یهودیت صهیونی جهانی، در پشت این تکه پاره کردن کشور مقتدر رقیب و فرارویاندن کشورهای کوچک تحت سلطه صهیونیسم خوابیده بلکه هدایت شیطان و رای زنیهای مستقیم این کشورها نظیر ترکمنستان و آذربایجان و ... تحت فرمان آمریکا برای محاصره ایران و ضربه به منافع ایران و تخفیف و تحقیر ایران مسجل و دزدیدن قلمرو آبی سرزمینی ما در این طرح آشکار است. طراحی گیم کنوانسیون خزر در واشنگتن شکلبندی شد و در تل آویو تحکیم گشت ـ
کاربر ایتا:.
اما چرا مجلس شورای اسلامی نماینده مردم ایران، محق و مکلف است طبق قانون و صیانت از کیان ایران و حقوق مردم و قلمرو خاکی و آبی سرزمین ما، همان طور که کنگره و سنای آمریکا بسیاری از قراردادهای دولت را تصویب نمیکنند، از تصویب این توافق سر باز زند؟ به این دلیل روشن که متن دارای اغلاط فاحش، ابهام، زیر پانهادن منافع قطعی ملت و تسلیم به تعدیات متعدد به حقوق مردم ایران است. در اصل دولت روحانی کلاه نهادن بر سر مردم ایران را امضا کرد. چنان که گویی دستوری را اجرا کرده باشد. ۴کشور همسایه شمالی بر حسب هدایت امریکا و اسراییل همه حقوق ایران را زیر پا و پنجمی پس از اندکی این پا آن پا کردن و تردید در مجلسش ان را امضا کرد. در تفاهم نامه اولیه هر آنچه به نفع ایران بود حذف کردند و دریا را بین خود با توافقات دوجانبه تقسیم کردند، وضعیت آبهای عمیق و زیر سطحی را بدلخواه خود وبدون رضایت ایران سهم کردندو در اجلاس ۱۹۹۷ قزاقستان هر آن چه که تامین کننده منافع ایران بود و مواد نفع ایران را زدودند و دولت روحانی مثل یک فرمانبر سیاست آمریکایی از حق ایران دفاع نکرد. قرار بود ۴توافقنامه مرتبط طی شش ماه تدوین و امضا شود، ولی اصلا آن را اجرا نکردند و؛ و ایران دقیقا فانونامیتواند و باید خواهان تصحیح غلطها و توافقات اولیه باشد. این متن دارای اغلاط حقوقی و ابهام وضعیت فضای دریاچه و زیر سطح آب در تقسیمات و ترتیبات امنیتی و مداخلات خارجی است و مجلس مکلف است بنا به دلایل حقوقی نگاه ملی و حاکمیتی از امضای متن سرباز زند و تا تصحیح متن و تنظیم منطقی رژیم حقوقی از امضا استنکاف نماید.
☆☆☆☆
هیچ حیرت ندارد اگر شیاطین بکوشند از هرسو به یک پایگاه مقاومت الهی هجوم آورند. اصطلاح جنگ هیبریدی برای ما معنایش همین ترکیب تهاجم ظالمانه است. البته حتما اگر نگوییم کنشی مشکوک، اما دست کم تعجب آور خواهدبود که مسئولان قوا خود جبهه تازهای از چالش را در چنین وضعیتی زنده کنند و با استقبال مشکل خفتهای رفته آن را بیدار نمایند. آنچه در باره کنوانسیون خزر روی داده مصداق جنباندن دم سگ است. یک کنش سراپا خسارت بار دولتی تسلیم طلب که از غرب تاشرق راحتترین راه حکمرانی را اضمحلال حاکمیت انقلاب اسلامی تصور کرده و در خدمت این طرح شیطان بزرگ کوشا بوده و فرصت تلف نکرده است! کاملا پیداست این امر خواست اولیه شیطان بزرگ بوده تا انتقام خود را از انقلابی بگیرد که به قیمت شریفترین خونها و جانها و فداکردن فرزندان بیمانند خود از دانشمندان بزرگ و فرماندهان بی بدیل تا سربازان عاشورایی حتی اجازه نداده همه قدرتهای جهان دست در دست هم طی هشت سال تجاوز خونبار مشتی خاک ما را غصب کنند تا به ملت وانمود کنند این نه حکومتهای سابق خصوصا تا قاجار و پهلوی بلکه جمهوری اسلامی هم تکهای از گوشت تن ایران را لقمه ددان و درندگان کرده وکاری نتوانسته انجام دهد.
اما به یاری حق متعال و نظر امام عصر عج چنین اتفاقی نیفتاد و رب العالمین بهای ایستادگی امام و امت آزاده و دلیر ایران را باحفظ ایران پرداخت. لیک شیطان که تا دم قیامت دست بردار نیست و جنگش با انسان تا دنیا، دنیاست ادامه دارد راه تازهای را پیشه کرد. برای همین شیطان غرب که گیم فروپاشی شوروی را به نتیجه رساندو با استفاده از ضعف و ظلم و استبداد کمونیستی وگسست حکومت و مردم، به کمک گورباچف و ییلتسین کار دلخواه خود را پیش برد، سعی کرد بهره چند جانبه از حذف رقیب ببرد و برد. یکی از این بهرهها تغییر نقشه ژئومیلیتاری و ژئواستراتژیک آسیای میانه و نفوذ درکشورهای «استقلال» یافته و بدست گرفتن مهار حیات امنیتی آنان با مداخلات شیطانی صهیونیستی بوده است. وابسته کردن کشورها به اسرائیل هدف مهمی بود که آرام آرام پیش رفت. برای روسیه که بزرگترین قطعه بازمانده بود رهایی از قید امریکا و اتکا به ناسیونالیسم روسی کار آسانی نبود و با دوران پوتین این تلاش ثمر داد و برخلاف نقشه آمریکا، گورباچفی کردن روسیه به ییلتسینی کردن نیانجامید یا همچون گرجستان و آذربایجان و ترکمنستان و قزاقستان و قرقیزستان به نظام آویخته به آمریکا و اسراییل منجر نگشت؛ و روسیه هویت مستقل خود را تجدید نمود. اما نقشه صهیونیستها در عرصه اوراسیا، با یک تهاجم واقعی علیه ایران همراه شد. پس از فروپاشی سال ۱۹۹۱، اوراسیا به بهشت نفوذ اسراییل بدل شد نه تنها گرحستان و اوکراین بلکه بالای سرما از کشور آذربایجان گرفته تا ترکمنستان وقزاقستان و قرقیزستان و... به سرزمینهای محل تاخت و تاز صهیونیسم بدل گشت.
☆☆☆☆
یکی ازثمرات به نفع اسراییل و آمریکا درفضای شمالی و همسایگان دریاچه کاسپین، تلاش برای بلعیدن قلمرو آبهای سرزمینی ایران بود که به عمق تاریخ تعلقاتش استوار مانده است. نیمی ازدریای شمال قانوناً همیشه به ایران تعلق داشته. حال که کشور شوروی تکه پا
ره شده بود و به پنج کشور تقسیم شده بود، ایرانیان معتقد بودند این امر هیچ ربطی به سرزمین ما ندارد و آنان سهم خود را حق دارند تقسیم کنند نه آن که سهم مارا ببلعند. مردم اصلا نپذیرفتند که از سهم ۵٠ درصدی سرزمین آبی خود چشم بپوشند؛ و اگر ایران قدرت داشت چنین اجازهای را نمیداد. در حقیقت آنان اعتقاد داشتند ناتوانی آمریکا از کندن قطعهای از پیکره خاکی ایران، را میخواهند با بلعیدن قانونی پیکره آبی ما جبران کنند.
رفتار حیرت انگیز دولتهای غربگرای ایران، بوسیله دولت روحانی باور کردنی نبود. نه فقط تماشای منفعل تاخت وتاز اسراییل و شکل دهی به کریدورهای ضد ایرانی از آذربایجان تا ترکمنستان باورنکردنی است، بلکه شاهد تسلیم ترتیبات غلط و حراج حقوق ایران بوسیله کشورهای همسایه خزری و حتی تصویب این ترتیبات بوسیله دولت روحانی و عدم هیچ جنبش جدی اعتراضی در دولت و سرکوب اعتراضات مردم باورکردنی نیست. شعبده تنزل حق ۵٠ درصد به ۲٠ درصد و ۲٠ درصد به ۳/۵ درصد هیچ باورکردنی نیست؛ و از همه بدتر گسیل توافق دولت روحانی بوسیله دولت پزشکیان، به مجلس در شرایط کنونی شوک آور است.
طراحی این بازی از سوی آمریکا و اسراییل کاملا مسجل است. آنان با یک تیر چند نشان و هدف میزنند. در یک بازی قانونی آبهای سرزمینی ما را تصاحب میکنند و ننگ این مصوبه دولت روحانی دامن کل حکومت را میگیرد. آبهای دریاچه کاسپین را به محل ضربات استراتژیک علیه منافع ایران و لوله کشیهای نفتی به سود اسرائیل و عملیات نظامی بدل میسازند؛ و متنی پر از حفرههای دامچال گونه و زورگویانه به ما تحمیل میکنند و حضور آمریکا و اسراییل و نیروی نظامی شان را تا زیر گوش ما تأمین مینمایند؛ و در متن یک کلام در ممانعت از بازکردن پای اجنبی ماده و تبصرهای وجود ندارد. چه چیز مانع حضور اسراییل یا آمریکا با پرچم آذربایجان یا ترکمنستان ور دل ماست؟