ریشههای یک ایده
حسین فراهانی، تهیهکننده رزمآهنگ، درباره ایده شکلگیری این برنامه به جامجم گفت: دلیل شکلگیری ایده رزمآهنگ به سابقه کاریام در حوزه موسیقی برمیگردد. از پنج سال پیش تاکنون با مرکز موسیقی «ماوا» همکاری داشتهام؛ مرکزی که با نام مرکز موسیقی انقلاب اسلامی نیز شناخته میشود و زیرمجموعه مؤسسه فرهنگی ــ هنری اوج است.
در این سالها درگیر ساخت سرود، مداحی و نماهنگهای مداحی و سرود بودهایم؛ از آثاری مانند «عزیزم حسین» و «عزیزم مهدی» گرفته تا «سلام فرمانده». علاوهبراین، با گروههای سرود و مداحانی چون آقایان هلالی، پویانفر، حائری و سجاد محمدی همکاری داشتهایم و آثاری مانند «دختر ایران» نیز در همین مسیر تولید شده است.فراهانی با اشاره به بستر اجتماعی شکلگیری این برنامه ادامه داد: آنچه اکنون در میدان و کف جامعه رخ میدهد، دقیقا در همین سبک و فضاست. مردمی که در خیابان حضور دارند، شور و انگیزهای به مداحان، خوانندهها و گروههای سرود دادهاند تا قطعههای تازه تولید کنند. برخی این آثار را روی صحنه اجرا کردهاند و برخی دیگر بهدلیل تعدد برنامهها و اجراهایی که این روزها در میادین و شهرهای مختلف برقرار است، در همین فضا مشغول فعالیت هستند. شاعران هر روز شعر میگویند، مداحان اجرا میکنند و این جریان زنده است. ما به این نتیجه رسیدیم که موسیقی، چون زبانی بینالمللی دارد، میتواند در این میدان نقش مهمی ایفا کند. ممکن است ما زبان انگلیسی، عربی یا ترکی را بهطور کامل متوجه نشویم، اما آهنگ و ریتم را دوست داریم؛ حتی اگر متن را نفهمیم، بازهم با موسیقی ارتباط برقرار میکنیم. بههمیندلیل معتقدیم موسیقی امری کاملا فطری است و میتواند تأثیر خود را در جامعه بگذارد. موسیقی هم ژانرهای مختلف دارد و هم اجراکنندگان متنوع؛ از خواننده گرفته تا گروه سرود و مداح. مجموعه این عناصر در کنار هم ایده رزمآهنگ را شکل دادند.
امتداد یک ملودی در زمان
این تهیهکننده تلویزیون با تأکید بر رویکرد پژوهشی برنامه عنوان کرد: رزمآهنگ در اصل قرار است تاریخ شفاهی موسیقی مقاومت را روایت کند. بخش قابلتوجهی از این مسیر بر پایه پژوهشی است که تیم سردبیری و نویسندگی ما انجام دادهاند. برای مثال، برخی ملودیها مانند آثاری که آقای آهنگران در دوران هشت سال دفاعمقدس خوانده، آنقدر فراگیر شدهاند که نسخه عربی و بازخوانیهای بهروز شده آنها نیز تولید شده است. این نشان میدهد که موسیقی از گذشته تا امروز اثرگذاری خود را داشته و بزرگان ما نیز به این ظرفیت توجه داشتهاند. امروز هم در میدان، بسیاری از کارها با همین اتکا پیش میرود. مثلا آقای حسین طاهری برخی از این آثار را با خود آقای آهنگران بازخوانی کرده یا نمونههایی از پیوند میان نسل قدیم و نسل جدید شکل گرفته که پیشتر رونمایی شده بودند و حالا دوباره در میدان اجرا میشوند. آن کار مشترکی هم که با حسین طاهری اجرا شد، در همین چارچوب قابل ارزیابی است.وی در توضیح نسبت برنامه با تاریخچه موسیقی مقاومت خاطرنشان کرد: ما صرفا به ارائه فکت و تصویر از موسیقیها بسنده نکردهایم، بلکه درباره آنها گفتوگو شده و تاریخچهشان نیز مورد توجه قرار گرفته است. در برنامه، بخشی از این تاریخچه با اجرای آقای ولیالله اشرفی روایت میشود؛ برای مثال درباره شکلگیری سرود ملی فرانسه صحبت میشود یا درباره موسیقی «بلا چاو» که بهعنوان یک موسیقی مقاومتی در جهان گردش پیدا کرده است. درواقع، فضای تحقیق و پژوهش ما به این سمت رفت که نشان دهیم موسیقی مقاومت چگونه در شکلگیری حافظه تاریخی ملتها نقش ایفا کرده است.
فراهانی درباره مستندات برنامه برای «جهانیشدن سرودهای مقاومت» گفت: برای این موضوع مثالهای مشخص و قابل ارجاعی وجود دارد؛ از آثاری مانند سلام فرمانده گرفته تا نمونههایی نظیر بلا چاو و برخی قطعاتی که توسط مداحانی مانند حیدر بیاتی اجرا شدهاند. اشاره به این نمونهها درواقع به معنای اتکا به فکتها و رفرنسهایی است که مابهازای واقعی دارند. بنابراین آنچه در برنامه مطرح میشود صرفا یک ادعا نیست، بلکه بر مجموعهای از مصادیق عینی و ارجاعات مشخص استوار است.
رد پای سرودها در آنسوی مرزها
این تهیهکننده تلویزیون ادامه داد: تلاش ما این بوده است ــ هرچند ادعا نمیکنم این اتفاق بهطور کامل و صددرصدی محقق شده باشد ــ که برای آثاری که از نظر محتوایی و موسیقایی سطح بالاتری دارند و بازخوردی فراتر از فضای داخلی پیدا کردهاند، نمونهها یا بازتابهای خارجی نیز ارائه کنیم. برای مثال، قطعه «دختراتو ببین» از مجموعه «شهر سرود»، چنان ظرفیت تأثیرگذاری داشته که گروههایی در پاکستان نیز آن را با همان ملودی اصلی اجرا کردهاند.یا گروه سرود «زهرایی» اهواز، آثاری از خانم جولیا پطروس را اجرا کرده که در فضای رسانهای کشورهای عربی نیز درباره آن گفتوگو و توجههایی شکل گرفته است.
وی خاطرنشان کرد: در کنار این موارد، واکنش و اظهارنظر چهرههایی مانند حاجقاسم و سیدحسن نصرالله درباره برخی قطعات نیز بهعنوان نمونههایی از بازتاب و توجه به این آثار مطرح شده است. ما همه این موارد را با استناد به منابع موجود ــ چه در قالب ویدئوهای منتشرشده در یوتیوب و چه از طریق مصاحبهها و نقلقولهای ثبتشده ــ بهعنوان فکت ارائه میکنیم؛ چراکه همه این نمونهها وجود خارجی دارند. بر همین اساس تلاش کردهایم نماهنگها، موسیقیها و سرودهایی را که در برنامه مطرح میشوند، با ارائه مصادیق و ارجاعات مشخص برای مخاطب باورپذیرتر کنیم.فراهانی درباره معیار انتخاب آثار در رزمآهنگ عنوان کرد: در انتخاب آثار، اصل ماجرا برای ما بار معنایی اثر و تأثیرگذاری اجتماعی آن است. برای مثال، گروه «اخبار انفجاری» که کار «لگوییها» را انجام داده، محتوایی را ارائه میکند که ناظر به مسائل روز، ازجمله موضوع جزیره یا نقد چهرههایی مانند ترامپ است. در جایی دیگر، اثری از حسین طاهری دیده میشود و در جایی دیگر، مطالبهگری مهدی رسولی. بنابراین آنچه برای ما اهمیت دارد، ترکیب محتوای غنی هر نماهنگ، موسیقی و سرود، در کنار وجه مطالبهگری اجتماعی و نسبت آن با مردم و فضای اجتماعی است.
هنر در خط مقدم روایت نوین
این تهیهکننده تلویزیون با اشاره به نسبت برنامه با جریان زنده و میدانی موسیقی مقاومت ادامه داد: زمانی که ایده برنامه جانگرفت و کار پیشتولید کلید خورد، بسیاری از این آثار از قبل آماده و تولید شده بودند.
بنابراین اینکه بگوییم ما خودمان در شکلگیری این جریان اثر مستقیم گذاشتهایم، هنوز ادعای زودهنگامی است و به آن نقطه نرسیدهایم. بااینحال، یکی از اتفاقات مهمی که در برنامه رقم خورد، انجام نخستین مصاحبه اختصاصی با تیم سازنده اخبار انفجاری بود. این گفتوگو به ما دادههای مهمی داد. اگر صفحه اینستاگرام و کانالهای ما دیده شود، مشخص است که این مصاحبه اختصاصی اطلاعات قابلتوجهی درباره تیم سازنده و کاری که انجام دادهاند ارائه میدهد؛ تیمی که از نظر هنری واقعا فضای دنیا را تحت تأثیر قرار داده است. حتی آن دیالوگی که درباره «جنگ نوین ایران در فضای هنری و موسیقی» مطرح میشود، با اتکا به همین تجربهها معنا پیدا میکند. رسانههایی مانند بیبیسی انگلیسی نیز برای اخبار انفجاری گزارش و برنامه خبری تهیه کردند و این نشان میدهد که این جریان تا چه اندازه اثرگذار بوده است.وی درباره استفاده از چند مجری در برنامه گفت: ما میخواستیم یک فرم تازه را به آنتن تلویزیون بیاوریم؛ فرمی نزدیک به فضای یوتیوب و استریم. این فضا تا پیش از این چندان در تلویزیون تجربه نشده بود و اجرای آن روی پلتفرم تلویزیون ریسک بالایی داشت. به همین دلیل سراغ دو نفری رفتیم که هم بازیگر بودند و هم توانایی اجرا داشتند؛ یعنی آرش کیان و حسام خلیلنژاد. این دو نفر مجریان اصلی ما شدند. در کنار آن، یک آیتم تاریخچه موسیقی هم داشتیم که همانطور که گفته شد اجرای آنرا به آقای ولیالله اشرفی سپردیم. درواقع، برنامه گاهی از استودیو خارج میشود و در قالب یک پاس، سراغ روایت یک موسیقی، یک آهنگ، یک شخصیت یا اصل موضوع میرود. این فرم بهواسطه سبک جدید تصویربرداری و قاببندی طراحی شد تا حال و هوای یوتیوب در فضای تلویزیون بازنمایی شود.
فراهانی درباره مهمترین دستاورد رزمآهنگ اظهار کرد: این برنامه از ابتدا مخاطب خاص خود، یعنی نسل جدید را مد نظر داشته و سبک، سیاق، شوخیها و دیالوگهای آن نیز متناسب با همین مخاطب نوشته شده است. نکته بعدی همان جمله محوری برنامه است که میگوید: «ریتم زندگی وسط جنگ». یعنی در میان تمام اتفاقاتی که در این جنگ تحمیلی سوم رخ میدهد، زندگی همچنان جریان دارد و موسیقی یکی از ابزارهای انتشار این حس در جامعه است.