پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب در برنامه «جریان» بررسی شد

انسان ایرانی؛ فراتر از نظریه‌های علوم انسانی

برنامه‌ «جریان» در پنجم فروردین ۱۴۰۵ با اجرای علیرضا زادبر، استاد دانشگاه و با حضور جعفر حسن‌خانی سیاست پژوه، سیدحسین شهرستانی عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ فرهنگ و هنر اسلامی، میثم مهدیار عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) و علیرضا بلیغ عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ فرهنگ و هنر اسلامی به تحلیل پیام نوروزی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، پرداخت.
برنامه‌ «جریان» در پنجم فروردین ۱۴۰۵ با اجرای علیرضا زادبر، استاد دانشگاه و با حضور جعفر حسن‌خانی سیاست پژوه، سیدحسین شهرستانی عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ فرهنگ و هنر اسلامی، میثم مهدیار عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) و علیرضا بلیغ عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ فرهنگ و هنر اسلامی به تحلیل پیام نوروزی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، پرداخت.
کد خبر: ۱۵۴۷۰۸۴

انسان ایرانی فراتر از نظریه‌های علوم انسانی است / بمبارانِ تجمع و تحریم اقتصادی راه‌حل‌های علوم انسانی مدرن برای مهار انسان مدرن و اتمیزه است که در ایران نتیجۀ معکوس می‌دهد.

سید حسین شهرستانی، در ابتدای سخنان خود، سال ۱۴۰۴ را برای جامعه ایران سالی آکنده از آزمون‌های دشوار توصیف کرد. او با اشاره به توهمات دشمن مبنی بر این‌که این وقایع «آخرین نبرد» با نظام است، خاطرنشان کرد که دشمن تمام توان خود را از تحرکات خیابانی و عملیات تروریستی گرفته تا جنگ رسانه‌ای بی‌سابقه و حضور مستقیم قدرت‌های نظامی به میدان آورده است. آمریکا و اسرائیل به عنوان قدرت‌های نظامی بزرگ و برخی کشور‌های محور عربی که امنیت‌شان توسط آمریکا گروگان گرفته شده است، در این جنگ مشارکت کردند. شهرستانی تأکید کرد که رخداد‌هایی مانند جنگ دوازده‌روزه، کودتای دی‌ماه و جنگ رمضان هر کدام به‌تنهایی برای سرنگونی یک نظام سیاسی کافی بود، اما ایران با تدبیر رهبری و درایت مردم از این گردنه‌ها عبور کرد.

در ادامه، پرسشی مطرح شد مبنی بر این‌که نقش مردم در رخداد‌های سال ۱۴۰۴ چگونه قابل توضیح است و چرا حضور اجتماعی آنها در مقاطع مختلف در خیابان چنین گسترده بوده است؟ مدیر گروه «حکمت هنر» پژوهشکده‌ی فرهنگ و هنر اسلامی در پاسخ به این سوال، بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی را خلق یک ملت فعال در متن تاریخ دانست که ریشه در حماسه‌های هزارساله دارد. 

او با اشاره به پیام نوروزی رهبری و اعتماد به نفس ایشان در حل اختلافات منطقه‌ای در بحبوحه‌ی جنگ، این رویکرد را نشان از گوهر تراش‌خورده‌ی ملت ایران در دفاع مقدس و انقلاب دانست.

شهرستانی با نقد علوم انسانی مدرن، اظهار داشت: این دانش، انسان را موجودی تابع غرایز و صیانت از نفس می‌بیند و به همین دلیل در تحلیل رفتار مردم ایران که حتی پس از انفجار در تجمعات صحنه را ترک نمی‌کنند، ناتوان است. نسل جدیدی از انسان در ایران ظهور کرده که اندیشه‌های سیاسی و فلسفی موجود قادر به توضیح آن نیست.

او با تحلیل بخش‌هایی از پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب در خصوص سنت‌های نوروزی، این توصیه را نشان‌دهنده کرامت شخصی ایشان و اهمیت پیوند میان زندگی روزمره و مقاومت دانست؛ و گفت: ملت ایران در شهادت رهبر پیشین، خود را صاحب‌عزا و داغدار پدری مهربان می‌بیند.

این شاهنامه پژوه تأکید کرد که بزم و رزم در فرهنگ ایرانی با هم آمیخته است و در الگوی جمهوری اسلامی، زندگی و مقاومت در تقابل با هم نیستند و ایستادگی در پناه مقاومت است که زندگی شرافتمندانه را ممکن می‌سازد. شهرستانی به عنوان مثال به حضور مداوم مردم در فضا‌های عمومی اشاره کرد و گفت: این اتفاق نشان‌دهنده‌ی متوقف نشدن ریتم زندگی است. امروز می‌بینیم که روحیه‌ی مقاومت در جریان زندگی حفظ شده است.

به باور این جامعه‌شناس، علی‌رغم فشار‌های کوتاه‌مدت، این جنگ آینده‌ی اقتصادی ایران را تضمین خواهد کرد. او رسیدن به بیشترین میزان تولید نفت بعد از انقلاب در بازه جنگ را از برکات این ایستادگی دانست. 

او همچنین نوروز را یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های تاب‌آوری دانست و افزود: آیین‌های جمعی، برخلاف فردگرایی مدرن که انسان را در برابر بحران‌ها می‌شکند، هم‌گرایی اجتماعی را تقویت می‌کنند. این جنگ با کشاندن مردم از آپارتمان‌های محبوس به میدان‌های شهر، عمیق‌ترین پیوند‌های اجتماعی را در شرایط سخت ایجاد کرده و در واقع یک دورخیز فرهنگی و اجتماعی برای دهه‌ی آینده محسوب می‌شود.

شهرستانی در پایان اشاره کرد که دشمن با وجود خسارات مادی و جانی، به هیچ‌کدام از اهداف خود نرسیده و حتی نتوانسته شعار‌های مردم را تغییر دهد. او تاکید کرد: ایران همین امروز پیروز جنگ است، زیرا پایگاه‌های آمریکا در منطقه نابود شده و مقاومت در عراق، یمن و لبنان دوباره زنده شده است. همچنین ایران با بستن تنگه هرمز به فرمول مؤثری در قبال تحریم‌ها دست یافته است. او در پایان خاطرنشان کرد که شهادت برای این ملت خسارت نیست، بلکه عاملی است که جامعه را بیمه می‌کند.

ایران، ونزوئلا نیست / ائتلاف جریان مذهب با مردم عامل وقوع انقلاب اسلامی و تداوم آن است

در ادامه جعفر حسن‌خانی در پاسخ به پرسش مجری مبنی بر این‌که وقایع سال ۱۴۰۴ از نظر تاریخی با چه دوره‌ای قابل مقایسه است و آیا ایرانیان تاکنون چنین فشاری را تجربه کرده‌اند یا خیر، گفت: تقابل سال گذشته با نظام جمهوری اسلامی در تاریخ ایران بی‌سابقه بوده است. کشور هم‌زمان با قدرتمندترین قدرت‌های جهانی و مجموعه‌ای از ائتلاف‌های منطقه‌ای و داخلی روبه‌رو شده است.

این پژوهشگر سیاست با اشاره به تبار تاریخی وضعیت کنونی کشور گفت: در تاریخ معاصر ایران الگویی وجود دارد، چهار جریان اصلیِ دربار، استعمار، روشنفکری و جریان مذهبی وجود در یک قرن گذشته نقش آفرینی داشتند. سه جریان نخست اغلب در کنار هم قرار گرفته‌اند تا جریان مذهبی را کنار بزنند. امروز هم صورت شدت‌یافته این ائتلاف را می‌بینیم که در آن بقایای دربار، استعمار و بخشی از جریان روشنفکری با هم توافق کرده‌اند. در برابر این سه جریان مهاجم، جریان مذهبی با مردم ائتلاف کرده و انقلاب اسلامی و تداومش حاصل همین پیوند است. 

حسن‌خانی اشاره‌ی رهبر معظم انقلاب در پیام‌های خود به مردم را ادامه این ائتلاف و سیاست اقناعی دانست و افزود که گفت‌و‌گو با مردم و تکیه بر اراده‌ی عمومی مسیر اصلی انقلاب است و در تقابل کنونی نیز همین همراهی مردمی تعیین‌کننده است.

این سیاست‌پژوه سپس در پاسخ به این سؤال که چرا مدل ونزوئلا در ایران شدنی نیست، با مقایسه شرایط دو کشور گفت: در ونزوئلا بخشی جدی از نظم سیاسی به حاکم خیانت کرد. نمی‌توان رئیس‌جمهور را حذف کرد و انتظار داشت نظم سیاسی باقی بماند و قرارداد‌های استعماری را بپذیرد. او با ذکر حکایتی تاریخی از نادرشاه افشار و جوان شمشیرزن اصفهانی که در پاسخ به شاه گفت «من بودم، تو نبودی»، تأکید کرد که این پاسخِ امروز ملت ایران است. مردم اکنون در خیابان هستند و حضور حاکم شجاع در میدان، در ساخت یک ملت تأثیری جدی دارد. آن چیزی که در ایران هست و در ونزوئلا مشاهده نشد، حضور هم‌زمان مردم و حاکمی است که تا پای شهادت از استقلال عقب‌نشینی نمی‌کند. 

حسن‌خانی با ارجاع به تفسیر استقلال در نظرگاه امام شهید انقلاب گفت در نگاه ایشان، استقلال آزادی در مقیاس یک ملت استقلال است. او در ادامه به پیام‌های رهبر انقلاب امام مجتبی خامنه‌ای اشاره کرد و گفت: در این پیام‌ها تداوم مسیر استقلال و تمهید اراده‌ی ملت مشهود است. 

این سیاست‌پژوه در پایان خاطرنشان کرد برخلاف ادعا‌هایی که می‌گفتند در صورت جنگ هیچ مقامی کشته نمی‌شود، در جمهوری اسلامی مسئولین از رأس تا میانه جلودار هستند و همان‌طور که سردار سلیمانی می‌گفت، فرماندهی در اینجا با منطقِ بیا انجام می‌شود که شهادت رهبر انقلاب و دیگر مقامات گواه همین سیاق ۴۷ ساله است.

جغرافیای قلب جهان حاصل ارادۀ سیاسی ایران است

در ادامه برنامه علیرضا بلیغ در پاسخ به این پرسش که آیندگان سال ۱۴۰۴ را چگونه توصیف خواهند کرد، گفت: با نگاهی به ۴۷ سال گذشته، می‌توان حجم عظیم تلاش‌ها برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی در حوزه‌های مختلف را مشاهده کرد. در برابر هجمه‌های رسانه‌ای بی‌سابقه در تاریخ بشر، و تحریم‌های اقتصادی سنگین علیه ایران، هوشمندی امام شهید در تأمین زیرساخت‌های دفاعی و امنیتی بود که باعث ایستادگی ایران شد وگرنه در همان جنگ دوازده روزه از پا درمی‌آمدیم. او خاطرنشان کرد که پروژه‌های تحریم و فشار رسانه‌ای مقدمه‌ای برای حمله نظامی هستند و اگر دشمن از توان دفاعی ایران مطمئن نبود، این حمله را خیلی زودتر آغاز می‌کرد. 

عضو هیئت علمی پژوهشکده‌ی فرهنگ و هنر اسلامی، رخداد‌های سال گذشته را پروژه‌هایی توصیف کرد که یکدیگر را تکمیل کردند؛ پازلی که از جنگ دوازده‌روزه شروع شد و با وقایع دی‌ماه و اسفندماه ادامه یافت. او افزود که هر یک از این اتفاقات به‌تنهایی برای ساقط کردن یک نظام سیاسی کافی بود، اما ماندگاری ایران در برابر این فشار‌ها امری شگفت‌آور است.

علیرضا بلیغ که به تازگی به پاکستان سفری داشته است، در مورد کمک‌هایی که از کشورهایی، چون پاکستان و عراق به ایران می‌شود، گفت: تعجب از این پدیده ناشی از رسوخ انگاره‌های استعماری در ذهن ماست. پیوند‌های تاریخی، فرهنگی و مذهبی بین مردم ایران و کشور‌های اطراف چنان عمیق است که جغرافیای سیاسی پس از جنگ جهانی دوم را باید نسبت به آن امری عارضی و زائد دانست. او با ذکر مثال‌هایی، چون حماسه اربعین و شهادت نیرو‌های حشدالشعبی عراق در کنار ایرانیان، بر این پیوند خونی صحه گذاشت. بلیغ همچنین به محبوبیت بالای ایران و رهبر شهید انقلاب در پاکستان اشاره کرد. چیزی که بی‌سابقه است. او گفت اگر محدودیت‌های دولت‌ها و یوغ استعمار نبود، این انرژی و اشتیاق فرهنگی با شدت بسیار بیشتری آزاد می‌شد.

در نهایت، بلیغ با اشاره به جایگاه ایران در قلب و مرکز جهان، تأکید کرد که اگر شخصیت تاریخی مردم ایران و رابطه قلبی و عاطفی بین حاکم و مردم نبود، این جغرافیا به دلیل حملات مداوم از شرق و غرب به یک ویرانه تبدیل می‌شد. یک جاده بدون ارادۀ سیاسی محل عبور و مرور و تهاجم‌ها واقع می‌شد و به قلب جهان تبدیل نمی‌شد. او خاطرنشان کرد که این مردم ایران بودند که با اراده سیاسی خود، این جغرافیا را به قلب جهان تبدیل کردند.

جنگ و فعال شدن ذخایر فرهنگی ایران

میثم مهدیار، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه برنامه و در پاسخ به این پرسش که «چرا رهبر انقلاب در پیام‌ها به اپوزیسیون اشاره نمی‌کنند؟» تصریح کرد که این جریانات فاقد اصالت و قدرت مستقل هستند و بیشتر به‌عنوان ابزاری در معادلات فشار خارجی عمل می‌کنند.

او اضافه کرد برخی از این جریانات، از جمله سلطنت‌طلبان، تا چند سال پیش وزن اجتماعی قابل توجهی نداشتند و آنچه امروز به آنها امکان دیده‌شدن داده، سوار شدن بر موج نارضایتی‌های اجتماعی ناشی از تحریم‌های اقتصادی و پروپاگاندای رسانه‌ای است. این گروه‌ها تنها ابزار‌هایی در یک راهبرد بزرگ‌تر هستند و پس از مصرف توسط قدرت‌های بزرگ کنار گذاشته می‌شوند؛ لذا توجه اصلی باید به منشأ اصلی فشار‌ها معطوف باشد، چرا که تأثیرگذاری این مهره‌ها تنها به اراده و سیاست دولت آمریکا بستگی دارد.

او در خصوص نقش شبکه‌های محلی و ارتباط عمیق میان مردم و حاکمیت خاطرنشان کرد که حضور مستمر مردم در خیابان‌ها امری ناگهانی یا صرفاً نتیجه‌ی فراخوان‌های سیاسی نیست، بلکه بر پایه‌ی سرمایه‌های آیینی جامعه شکل گرفته است. 

مهدیار با اشاره به این‌که آیین‌های ملی و مذهبی، خیابان و میدان را به فضایی برای معنابخشی و کنش جمعی تبدیل کرده‌اند، افزود: انقلاب اسلامی در اصل یک انقلاب محله‌محور بود که از طریق شبکه مساجد و روابط محلی توانست تظاهرات میلیونی را سازمان‌دهی کند. 

او تأکید کرد که امروزه نیز همان ظرفیت‌ها و مساجدی که به‌واسطه‌ی برخی سیاست‌های توسعه‌ای مغفول مانده بودند، دوباره فعال شده و در سازمان‌دهی دفاع اجتماعی نقش ایفا می‌کنند. به عقیده این جامعه‌شناس، جمهوری اسلامی فراتر از یک ساختار سیاسی، نوعی نظام اجتماعی است که در شرایط بحرانی، پیوند عمیق میان مردم و نظام سیاسی را برجسته می‌کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی همچنین با نقد نگاه برخی از تحلیل‌گران پس از جنگ ۱۲روزه، اظهار داشت که برخی جامعه‌شناسان با برجسته کردن دوباره‌ی دوگانه‌ی «ایران‌گرایی-اسلام‌گرایی»، مدعی شدند که ملی‌گرایی عامل پیروزی بوده و دوره‌ی اسلام‌گرایی گذشته است. او این رویکرد را تکرار همان الگو‌های دوران پهلوی دانست و تأکید کرد که واقعیات میدانی، پوچ بودن این ادعا‌های جامعه‌شناختی را نشان می‌دهد.

میثم مهدیار در مورد پتانسیل‌های اقتصاد اجتماعی که در زمان جنگ شکوفا می‌شوند، خاطرنشان کرد که هجرت بخشی از مردم به شهرستان‌ها در ایام نوروز، فراتر از یک سفر ساده، دارای آورده اقتصادی و افزایش‌دهنده تاب‌آوری ملی است. او با اشاره به تجربه‌ی شخصی خود در روز بیست‌وششم جنگ بیان کرد که دعوت‌های مکرر اقوام از استان‌های مختلف برای میزبانی از خانواده‌ها، نشان‌دهنده‌ی زیرساخت‌های فرهنگی و پیوند‌هایی است که تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی جامعه را در برابر فشار‌ها تضمین می‌کند. او تأکید کرد که برخلاف نادیده انگاشتن این پیوند‌ها در علوم انسانی مدرن، هرچه فشار بر ملت ایران بیشتر شود، به‌واسطه‌ی همین ذخایر فرهنگی، انسجام و هم‌گرایی جامعه نیز بیشتر می‌شود.

مهدیار در پایان به فرم جنگیدن ایرانی‌ها اشاره کرد و آن را امری ریشه‌دار در سنت‌های اخلاقی و ادبیات تاریخی کشور دانست. او تصریح کرد که فرم جنگیدن ما «اخلاقی و حماسی» است؛ به‌گونه‌ای که ایران علی‌رغم توانایی برای زیست‌ناپذیر کردن کشور‌های منطقه از طریق زدن تأسیسات و آب‌شیرین‌کن‌ها در همان هفته‌ی اول، از این کار خودداری کرد. به باور او، این محصول فرهنگ تاریخی و پیوند‌های اجتماعی ماست که اجازه می‌دهد در عین حماسی جنگیدن، تاب‌آوری و اخلاق را نیز حفظ کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها